اولین بار است که به شیعه سِی آمده اید؟ لطفا راهنما را مشاهده فرمایید.
x

آیا اسلام دین خشونت است؟

0 امتیاز
166 بازدید
سوال شده آبان 30, 1395 در اعتقادی توسط بی نام  

چرا در اسلام احکام خشن وجود دارد؟ چرا مجازاتی مثل سنگسار و قطع دست دزد در احکام شرعی اسلام وجود دارد؟
چرا در قرآن بارها دستور قتل کافران داده شده است؟ تا آنجایی که گفته شده:
واقتلوهم حیث ثقفتموهم: «بکشید آن ها را هر جا که آن ها را یافتید» (191/بقره)


کانال های مذهبی شیعه سِی

3 پاسخ

0 امتیاز
پاسخ داده شده آبان 30, 1395 توسط العبد (4,049 امتیاز)   3 12 26

اسلام و خشونت
1) مجازات خشن در احکام شرعی اسلام
مسائل اعتقادی كه ریشه در قلب دارد؛ اجبار بردار نیست. دین یكی از مسائل اعتقادی است كه حالت تمكینی دارد نه تحمیلی. قرآن به عدم تحمیلی بودن دین اشاره كرده، اما در مسائل اجتماعی و رعایت مقررات و امنیت و جلوگیری از هرج و مرج و دفاع از وطن و ... استفاده از قوة قهریه را لازم می داند.
در ادامه به بیان توضیحاتی در رابطه با دو مورد از شبهات رایج می پردازیم:

الف. حکم سنگسار
در این خصوص بایستی به چند نکته توجه فرمایید:
1. حکم سنگسار اختصاص به اسلام ندارد
حکم "سنگسار" اختصاص به اسلام ندارد. حکم سنگسار برای جرائم خاص، نه تنها در اقوام قدیمی‌تر و غیر معتقد به ادیان ابراهیمی (علیه السلام) بوده، بلکه در تورات و انجیل نیز به آن تصریح شده است و البته با دامنه جرم، صدور حکم و نحوه‌ی اجرایی وسیع‌تر.

در تورات درباره دختری که در خانه پدر زنا کرده (آن هم نه زنای محصنه)، آمده است:
«... آنگاه دختر را به در خانه‌ی پدرش آورده و مردمان شهر او را سنگسار نمایند تا بمیرد زیرا در بنی اسرائیل قباحت کرده است...» (1)
هم چنین درباره‌ی زنای محصنه،  آمده است:
«اگر مردی با زن شوهرداری یافت شود که بخوابد پس هر دوی ایشان (مردی که با آن زن خوابید و آن زن نیز) بمیرند. بدین منوال شرارت را از بنی اسرائیل دور کن» (2)

در عهد قدیم، تصریح شده که جرایمی چون: قربانی کردن فرزند برای بُت‌ها، جادوگری، کفر گویی، حرمت‏شكنى روز سبت (شنبه) نیز حکم سنگسار داشته است و نمونه‌های بسیاری را آورده است.

هم چنین در باره زنای محصنه، حتی اگر زن مورد تجاوز قرار گرفته باشد آمده:
«اگر دخترى باكره كه نامزد مردى شده به مردى برخورد كند و آن مرد در آن شهر با وى جمع شود، بايد آن دو را به طرف دروازه آن شهر بيرون ببريد و هردو را سنگ‏باران كنيد تا بميرند; آن دختر به جرم اينكه در شهر بود و می توانست فرياد بزند و براى حفظ ناموس خود مردم را به كمك طلب كند و آن مرد را به جرم اينكه زن صاحب شوهرى را ذليل و بی آبرو كرده. پس به وسيله سنگ‏باران شر را از بين خود بيرون كنيد.» (3)

در مسیحیت نیز نه تنها تصریح شده که احکامش، همان احکام شریعت موسی (علیه السلام) است، بلکه در همین اناجیل تحریف شده نیز هنوز این احکام باقیست. می‌نویسد (خلاصه):
زنی زناکار را نزد حضرت عیسی (علیه السلام) آوردند و گفتند: طبق شریعت موسی (ع) باید سنگسار شود، حالا نظر شما چیست؟ ایشان نیز پس مدتی تأمل می‌فرمایند: «بسيار خوب؛ آن‏قدر بر او سنگ بيندازيد تا بميرد. ولى سنگ اول را كسى به او بزند كه خود تا به حال گناهى نكرده است.» (4)

2. حکم سنگسار، تذکر و نصیحت نیست، بلکه تنبیه مجرم و تربیت جامعه است
برای قتل نفس، حکم اعدام را گذاشته‌اند که کسی مرتکب قتل نفس نشود، نه اینکه مرتکب شوند و بگویند: «چرا حکمش این قدر سنگین است؟!»
حکم زنای محصنه را برای این سنگین و شدید گرفته‌اند که زنان و مردان متأهل، (این طور که متأسفانه در اکثر جوامع کثرت یافته)، به یکدیگر خیانت نکنند  و خانواده و جامعه به کثافت و رذالت کشیده نشود.
تمامی احکام جزایی و کیفری سنگین است. یک ساعت حبس هم سنگین است چه رسد به پانزده سال، یا حبس ابد و یا اعدام. احکام اگر سنگین نباشد که نه ضمانت اجرایی دارند و نه اثر بازدارندگی خواهند داشت.

3. اجرای حکم سنگسار نیاز به شرایط خاصی دارد
در این پست نمی توان به صورت کامل به جنبه های مختلف این حکم پرداخت اما بایستی بیان کرد که اگرچه حکم سنگسار شدید و سنگین است اما شرایط خاصی برای اجرای آن وجود دارد که چند نمونه از آنها را بیان می کنیم:
» حکم سنگسار در اسلام، فقط در مورد زنای محصنه است. یعنی زن و مرد متأهل، پس اگر هر دو مجرد باشند یا یکی مجرد باشد، درباره‌شان اجرا نمی‌شود. (هرکدام از طرفین زنا که متأهل نباشند، حکم سنگسار از او مرتفع، و به تناسب، حد شلاق یا تعزیر بر او اجرا می‌شود)
» با همسرش دست کم یک بار نزدیکی کرده باشد، مثلاً اگر در دوران عقد باشند و نزدیکی نکرده باشند، هر چند همسرند، اما اگر مرتکب محصنه شوند، حکم سنگسار ندارند.
» به همسر خود براى ارتباط جنسى دسترسی داشته باشد؛ پس هرچه مانع از استفاده‌ی مشروع از همسر دائم شود، مانع از تحقق زناى محصنه‌ مستوجب سنگسار نیز می‌گردد و ... .
» زنای محصنه، یا با اقرار ثابت می‌شود و یا با شهادت چهار مرد که حتی دخول را با چشم خود دیده باشند، که البته شرایط و احکام شهادت و شهود نیز بسیار سنگین است.
واقعا چند نفر ممکن است بروند علیه خود اقرار کنند و یا در مقابل چشم چند نفر مرد دیگر، زنای محصنه کنند؟! این سختی شهادت و شهود برای این است که اصلاً شارع نمی‌خواهد چنین فساد و فحشا و ظلمی اثبات و یا علنی شود. لذا حاکم حتی اقرار را هم به این راحتی و سهولت نمی‌‌پذیرد و مرتکب محصنه، باید چهار مرتبه متفاوت نزد قاضی رود و اقرار به زنای محصنه خود نماید.
» اولین سنگ را باید چهار شاهد بزنند و حتی اگر یک نفر از آنها خودداری کرده و بگریزد، حکم لغو می‌شود و آن شاهد فراری نیز قابل پیگرد نمی‌باشد.
» حکم سنگسار این گونه نیست که یک عده بروند با بلوک سیمانی و یا پاره آجر، به سر مجرم بکوبند! اندازه و ابعاد سنگ (مثل رمی جمرات) معین شده است، فاصله معین شده است، عمق گودال معین شده است.
» اگر وقتى اجراى حكم سنگسار برای اثبات محصنه به واسطه اقرار شروع شد و بعد از اصابت اولين سنگ، شخص زناكار از حفره در آید و فرار كند، اجراى حكم متوقف می شود و مجرم ديگر قابل تعقيب نمی‌باشد.

ب. قطع دست سارق
همچون سنگسار، برای حکم قطع دست دزد نیز شرایط خاصی وجود دارد. در قانون مجازات اسلامي ,درمورد شرايط بريدن دست دزد آمده است:
ماده 198: سرقت در صورتی موجب حد می‌شود که دارای کلیه شرایط شرایط و خصوصیات زیر باشد:
1ـ سارق به حد بلوغ شرعی رسیده باشد.
2ـ سارق در حال سرقت عاقل باشد.
3ـ سارق با تهدید و اجبار وادار به سرقت نشده باشد.
4ـ سارق قاصد باشد.
5ـ سارق بداند و ملتفت باشد که مال غیر است.
6ـ سارق بداند و ملتفت باشد که ربودن آن حرام است.
7ـ صاحب مال، مال را در حرز قرار داده باشد.
8ـ سارق به تنهایی یا با کمک دیگری هتک حرز کرده باشد.
9ـ به اندازه نصاب یعنی 5/4 نخود طلای مسکوک که به صورت پول معامله می‌شود یا ارزش آن به آن مقدار باشد، در هر صورت پول معامله ‌شود یا ارزش آن به آن مقدار باشد و در هر بار سرقت شود.
10ـ سارق مضطر نباشد.
11ـ سارق پدر صاحب مال نباشد.
12ـ سرقت در سال قحطی صورت نگرفته باشد.
13ـ حرز و محل نگهداری مال، از سارق غصب نشده باشد.
14ـ سارق مال را به عنوان دزدی برداشته باشد.
15ـ مال مسروق در حرز متناسب نگهداری شده باشد.
16ـ مال مسروق از اموال دولتی و وقف و مانند آن که مالک شخصی ندارد نباشد.

تبصره 1: حرز عبارت است از محل نگهداری مال به منظور حفظ از دستبرد.
تصبره 2: بیرون آوردن مال از حرز توسط دیوانه یا طفل غیر ممیز و حیوانات و امثال آن در حکم مباشرت است.
تبصره 3: هر گاه سارق قبل از بیرون آوردن مال از حرز دستگیر شود، حد بر او جاری نمی‌شود.
تبصره 4: هر گاه سارق پس از سرقت، مال را تحت ید مالک قرار داده باشد، موجب حد نمی‌شود.

راه هاي ثبوت سرقت
ماده 199: سرقتي كه موجب حد است، با يكي از راه هاي زير ثابت شود:
1 .شهادت دو مرد عادل
2. دومرتبه اقرار سارق نزد قاضي ،به شرط آن كه اقرار كننده بالغ و عاقل وقاصد و مختار باشد.
3. علم قاضي .

تبصره :اگر سارق يك مرتبه نزد قاضي اقرار به سرقت كند، بايد مال را به صاحبش بدهد اما حد بر او جاري نمي شود.

شريط اجراي حد
ماده 200: در صورتي حد سرقت جاري مي شود كه شرايط زير موجود باشد :
1 .صاحب مال از سارق نزد قاضي شكايت كند
2 .صاحب مال پيش از شكايت سارق را نبخشيده باشد.
3 .صاحب مال پيش از شكايت مال را به سارق نبخشيده باشد .
4 .مال مسروق قبل از ثبوت جرم نزد قاضي از راه خريد و مانند آن به ملك سارق درنيايد .
5 .سارق قبل از ثبوت جرم از اين گناه توبه نكرده باشد.

تبصره: حد سرقت بعد از ثبوت جرم با توبه ساقط نمي شود و عفو سارق جايز نيست.

2) دستور به قتل کفار و ملحدان در قرآن کریم
خداوند در برابر آزار و اذیت مشرکین در قرآن چهاردستور به پیامبر و مومنین داده است:
دستور اول : دستور به صبر
فاصبر علی ما یقولون یعنی ای پیغمبر در برابر بدگوئی و زخم زبان آنان صبر پیشه کن (طه/130)

دستور دوم : دستور به بخشش و نادیده گرفتن اذیت و آزار
فاعفوا و اصفحوا یعنی بدی های آنان را ببخشید و اصلا نادیده بگیرید (بقره/109)

دستور سوم : دستور به صبر در ریختن خون آنان
کفوا ایدیکم یعنی از ریختن خون مشرکین دست بردارید (نساء/77)

دستور چهارم : دستور به جهاد و ریختن خون آنان
اقتلوهم حیث ثقفتموهم یعنی بکشید آنها را هر جا که آنها را یافتید (بقره/191)

دستور چهارم به هنگامی صادر شد که مشرکین و کفار کار را به جائی رساندند که از هر نوع آزار و اذیتی در حق مسلمانان دریغ نکردند همچنانکه در خود آیات قران این مطلب دیده می شود مثلا در آیه 39 سوره حج میگوید :
اذن للذین یقاتلون بانهم ظلموا یعنی به انها که قتال می کنند اجازه داده شد چون به آنها ظلم شده بود .

اکثر کسانیکه اسلام را دین خشونت معرفی می کنند تمسک به آیات جهاد کرده اند که در صدر آن همین آیه 191 سوره مبارکه بقره است . در این آیه صراحتا می فرماید : بکشید آنها را هر جا که آنها را یافتید .

بررسی آیه 191 سوره بقره
با بررسی آیه 190 و 191 سوره بقره فهمیده می شود که : این دستور خداوند وقتی صادر شد که کفار مکّه بعضی از مسلمانان را کشتند و بعضی دیگر را از خانه هایشان بیرون کردند چرا که در این دو آیه میفرماید:
و قاتلوا فی سبیل الله الذین یقاتلونکم یعنی بکشید در راه خدا آنهائی که عده ای از شما را کشتند .
و همچنین می فرماید:
اخرجوهم حیث اخرجوکم یعنی آنها را از خانه هایشان بیرون کنید به جهت آنکه آنها شما را از خانه هایتان بیرون کردند .

در ادامه آیه ، خداوند متعال افعال مشرکین اعم از قتل و اخراج مسلمانان از خانه هایشان را نوعی فتنه معرفی کرده و می فرماید:
والفتنة اشدّ من القتل یعنی فتنه ( کشتن مسلمانان و آزار و اذیت آنان ) بد تر است از قتل کفار و مشرکین یعنی اگر قتل این عده از مشرکین کار بدی باشد ، بدتر آنست که این عده مشرکین بر مسلمانان سیطره پیدا کرده و آنان را به قتل برسانند و بقیه را نیز از خانه هایشان بیرون کنند .

از تمام کسانیکه به این آیات اشکال کرده و آن را نوعی خشونت معرفی می کنند سوال می کنیم که اگر عده ای نزدیکانتان را به قتل برسانند و شما را از خانه هایتان بیرون کنند آیا شما دست روی دست خواهید گذاشت تا اینکه حکم قتل شما را نیز صادر کنند یا اینکه در صدد دفاع بر خواهید آمد؟ و اگر از خود دفاع کنید خشونت به حساب می آید؟

منابع: تفاسیر المیزان و نمونه ذیل آیه 191 سوره مبارکه بقره

پی نوشت:
1. کتب عهد عتیق، چاپ لندن، ص 373. (سفر توریة، مثنی، فصل بیست و دوم آیه 22 و 21)
2. کتب عهد عتیق، چاپ لندن (سفر توریه مثنی فصل بیست و دوم آیه 23)
3. (در آيات 2422 از سفر دوم تورات)
4. (انجیل یوحنا – فصل هشتم)

برگرفته از: جواب به شبهات قرآنی - ایکس شبهه - اندیشه قم - پاسخگو - ویکی فقه

0 امتیاز
پاسخ داده شده آبان 30, 1395 توسط العبد (4,049 امتیاز)   3 12 26

خشونت در قرآن کریم - بخش نخست
بصورت جسته و گریخته و البته بدون تفکر در مورد برخی آیات قرآن از سوی معاندان و برخی ناآگاهان مطالبی گفته می شود که نیاز به شرح و بسط این مطالب است.
اگر بخواهیم بصورت اجمالی به این شبهات نگاه کنیم می بینیم این افراد با دو روش در اذهان افراد سمپاشی می کنند
1-ترجمه غلط و استفاده از ناآگاهی مخاطب در مورد زبان بسیط عربی (یکی از عللی که من در تالار بندرت از ترجمه در کنار متن عربی استفاده می کنم همین مورد است)
2-تقطیع آیات و در نتیجه از بین بردن جو حاکم بر آن آیه

در این رابطه 13 آیه انتخاب شده اند که درباره همه آن ها بحث خواهیم نمود.

1-يا ايها الذين آمنوا قاتلوا الذين يلونكم من الكفار وليجدوا فيكم غلظه واعلموا ان الله مع المتقين (توبه 123)
ترجمه رایج این افراد:ای کسانیکه ایمان آورده اید، کافرانی که نزد شمایند را بکشید! تا در شما درشتی و شدت را بیابند. و بدانید که خداوند با پرهیزکاران است!

پاسخ:
نکته اول اینه که آیه به غلط ترجمه شده است. "قاتلوا"، به معنای "بکشید" نیست، بلکه به معنی "بجنگید" است. "قاتلوا" فعل امر از باب مفاعله است که یک فعل دوطرفه را نشان میدهد. مصدر این فعل "مقاتله" است که به معنای "جنگیدن" است. اگر قرآن میخواست فرمان به کشتن بدهد میگفت "قُتلوا".
از این گذشته اگر فرمان قرآن این بود که هر کافری که در اطراف شما هست را بکشید پیامبر باید در فتح مکه تمام کفار مکه را می کشتند. در حالی که به غیر افرادی که تعدادشان از انگشتان دست کمتر بود(پیامبر چه افرادی را نبخشیدند کلیک کن)، تمام مردم مکه را امان دادند.
پس منظور قرآن در این آیه این نیست که بر سر کفار بریزیم و آنها را بکشیم بلکه به معنای این است که وقتی کافران به جنگ ما آمده اند، با آنها بجنگیم تا در ما شدت و پایداری ببینند و با این نمایش قدرت از ادامۀ جنگ خودداری کنند. آیا دفاع کردن در مقابل تهاجم دشمن ایرادی دارد؟ آیا دفاع کردن حکم عقل نیست؟ آیا اگر کسی بخواهد شما را بکشد نباید از خود دفاع کنید؟ حتی اینکه میگوید "کافرانی که اطراف شما هستند" نشان میدهد که آیه در مورد کفاری است که برای جنگ به مسلمین نزدیک شده اند.
از این گذشته، از اگر منظور آیه این بود که مسلمین شروع کنندۀ جنگ باشند، باید میفرمود "اقتلوا الذین ..." پس منظور این آیه این نیست که مسلمین شروع کنندۀ جنگ باشند. پس آشکار است که منظور قرآن جهاد دفاعی و نه جهاد هجومی بوده است.

مفهوم این آیه از آنقدر "کشتار" دور است که آیت الله مکارم شیرازی در تفسیر آیه میگوید:
"آيه فوق گرچه از «پيكار مسلحانه»، و از «فاصله مكانى» سخن مى ‏گويد، ولى بعيد نيست كه روح آيه در پيكارهاى منطقى و فاصله ‏هاى معنوى نيز حاكم باشد، به اين معنى كه مسلمانان به هنگام پرداختن به مبارزه منطقى و تبليغاتى با دشمنان، اول بايد به سراغ كسانى بروند كه خطرشان براى جامعه اسلامى بيشتر و نزديكتر است، مثلا در عصر ما كه خطر الحاد و مادّيگرى همه جوامع را تهديد مى‏ كند، بايد مبارزه با آن را مقدم بر مبارزه با مذاهب باطله قرار داد، نه اين كه آنها فراموش شوند، بلكه بايد لبه تيز حمله متوجه گروه خطرناكتر گردد، يا مثلا مبارزه با استعمار فكرى و سياسى و اقتصادى بايد در درجه اول قرار گيرد."

2-فاذا لقيتم الذين كفروا فضرب الرقاب حتي اذا اثخنتموهم فشدوا الوثاق فاما منا بعد واما فداء حتي تضع الحرب اوزارها ذلك ولو يشاء الله لانتصر منهم ولكن ليبلوا بعضكم ببعض والذين قتلوا في سبيل الله فلن يضل اعمالهم (محمد 4)
ترجمه رایج این افراد: چون با کافران روبرو شديد، گردنشان را بزنید. و چون آنها را سخت فرو فکنديد، اسيرشان کنيد و سخت ببنديد. آنگاه يا به منت آزاد کنيد یا به فدیه. تا آنگاه که جنگ به پايان آيد. و اين است حکم خدا. و اگر خدا ميخواست از آنان انتقام ميگرفت، ولی خواست تا شمارا به یکدیگر بیازماید. و آنان که در راه خدا کشته شده اند اعمالشان را باطل نميکند.

پاسخ:
باز هم در ترجمه اشکال وجود دارد. اول اینکه حرف جر پشت سر فعل قرار نمی گیرد و اگر پشت سر فعل قرار بگیرد، تأویل به مصدر میشود. دوم اینکه در کتاب "الافعال متعدیة بحرف الجر" 28 معنی برای فعل "ضرب" میاورد. ضرب معانی مختلفی دارد:کوچ کردن و مهاجرت و ... و همچنین زدن. چرا از بین این همه معنی باید "زدن" را قبول کنیم؟ شما جملۀ "ضرب الله مثلا" را چگونه ترجمه میکنید؟؟

اینجا قرآن نمی فرماید که کفار را گردن بزنید بلکه میفرماید "وقتی با کفار «گردن شکسته»(کنایه از شکست خورده) روبرو شدید، آنها را اسیر کنید و ببندید و با منّت یا فدیه آزاد کنید...(تا آخر آیه)"
پس آیه فرمان به گردن زدن نداده است. بالاترین تأیید بر این سخن، ادامۀ آیه است که فرمان به اسیر کردن این کفار میدهد. اگر قرار باشد ما گردن کافر را بزنیم، چگونه میخواهیم انها را بند بکشیم و اسیر کنیم؟؟؟؟

این آیه مربوط به زمانی است که جنگ سوره گرفته است و کفار در هم کشته شدند و حالا فرمان به اسیر شدنشان میدهد.
در ضمن شاید توضیح لازم باشد بگوییم که چرا عبارت "گردن شکسته" را برای آنان آورده است. این سخن بخاطر این است که آنها با گردن کشی به جنگ اسلام امادند و حالا در هم کوفته شده بودند و "گردن شکسته" شاید اشاره به گردن کشی پیشینشان باشد و چنانکه عرض کردیم کنایه از شکست خورده بودن این گروه ظالم است.

تذکر: حتی اگر منظور قرآن در اینجا قطع کردن گردن بود هم هیچ ایرادی بر قرآن وارد نبود، زیرا کفار به جنگ اسلام می آمدند و کشتن دشمن در جنگ هیچ ایرادی ندارد. البته در آن صورت منظور این نمی بود که حتما گردنشان را بزنند بلکه کنایه از کشتن بود.

3-و قاتلوهم حتي لا تكون فتنه و يكون الدين كله لله فان انتهوا فان الله بما يعملون بصير (انفال 39)
با آنان نبرد کنيد تا ديگر فتنه ای نباشد و دين همه دين خدا گردد پس اگر باز ايستادند ، خدا کردارشان را می بيند.

پاسخ:
این آیات مربوط به جنگ بدر هستند. آغازگر این جنگ کفّار قریش بودند. آیه سخن بدی نمی گوید چنانکه از آیه پیش آشکار است بحث بر سر فتنه و جنگی است که کفار به راه می ندازند. می فرماید آنقدر با آنها بجنگید تا دیگر فتنه باقی نماند. گویا مشکل اسلام ستیزان با بخش بعدی آیه است که میفرماید "دین همه دین خدا گردد" البته برای ایشان متأسفم ولی بدبختانه حقیقت پیروز است و اسلام در هر زمینه که بگویند بر کفر برتری دارد. اگر هم بخواهند افول صنعتی صد سال اخیر ملل اسلامی را به رخ بکشند ما هزار سال برتری مسلمین را به رخ آنها میکشیم. به هر حال دینی که دین حق است همه را به سوی خود دعوت میکند مگر افراد مغرض را.

البته مفسرین سنی و شیعه میگویند تأویل این آیه مربوط به این زمان نیست و در آخرالزمان و با قیام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) این آیه تأویل میشود و دین همه، دین خدا میگردد. به کوری چشم کسانی که نمیتوانند حقیقت را ببینند.

4-ملعونين اين ما ثقفوا اخذوا وقتلوا تقتيلا (احزاب 61)
ترجمه رایج این افراد:اینان لعنت شدگانند. هرجا یافته شوند باید دستگیر گردند و به سختی کشته شوند.

پاسخ:
باز هم آیه را غلط ترجمه کرده است که ترجمه صحیح(نه مطلق) در پایین می آید:
برای اینکه روشن شود منظور این آیه چیست باید آیۀ قبل را دید. آیۀ قبل می فرماید:«اگر منافقان و بيماردلان و آنها كه اخبار دروغ و شايعات بى ‏اساس در مدينه پخش مى كنند دست از كار خود بر ندارند، تو را بر ضدّ آنان مى ‏شورانيم، سپس جز مدّت كوتاهى نمى ‏توانند در كنار تو در اين شهر بمانند!» و سپس در ادامه در همین آیه میفرماید: «و از همه جا طرد مى ‏شوند، و هر جا يافته شوند گرفته خواهند شد و به سختى به قتل خواهند رسيد!»

در مورد شأن نزول این آیات از سورۀ احزاب گفته شده است که منافقین برای زنان مسلمان که برای قضای حاجت از خانه خارج میشدند(منازل آن روز کوچک بود و جایی برای قضای حاجت در ان تعبیه نشده بود) ایجاد مزاحمت میکردند و اگر مقنعه بر سر نداشتند میگفتند که این کنیز است و از آنها کام میخواستند! از این گذشته در مورد زنان مسلمان و همسران پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شایعاتی میساختند که آنها را بدنام کنند. خداوند ابتدا در آیۀ فرمان به حجاب(با جلباب) میدهد و سپس در آیۀ شصتم به منافقان اخطار میدهد و آنها را تهدید به اعدام می فرماید.

اما اینکه چرا این عمل اینها با حکم اعدام روبرو میشود، علتش این است که طبق شأن نزول آیات که در تفاسیر مختلف آمده است، منافقين به غیر از شایعه سازی بر علیه زنان و ایجاد مزاحمت، انواع شايعات را پيرامون پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به هنگامى كه به بعضى از غزوات مى ‏رفت در ميان مردم منتشر مى‏ ساختند و با ایجاد فتنه و جنگ روانی گاه مى ‏گفتند: پيامبر كشته شده، و گاه مى ‏گفتند: اسير شده، مسلمانانى كه توانايى جنگ را نداشتند و در مدينه مانده بودند سخت ناراحت مى‏ شدند، شكايت نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آوردند.(اشاره به این مسئله در آیۀ شصتم سورۀ احزاب دیده میشود) این عمل آنها موجب تزلزل شدید در قوای اسلام میشد و عمل این منافقین درست مثل کسانی بود که بر علیه اسلام شمشیر میکشیدند؛ بلکه از آنها بدتر بودند زیرا از پشت خنجر میزدند، پس باید برخورد محکمی با آنها میشد؛ چطور کسانی که به صورت مستقیم به حمله میکنند را بکشیم ولی کسانی که از پشت به ما خنجر میزنند را رها کنیم؟

عاقبت آيه مزبور نازل شد رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلّم دستور داد آنان را احضار كرده، به ايشان فرمودند اگر از رويه زشت خود دست برنداريد امر ميكنم شما را از شهر مدينه اخراج و تبعيد كنند چه اينگونه نشر خبر دروغ و انتشارات بى ‏اساس باعث تقويت دشمن و ضعف مسلمين خواهد شد.(تفسیر جامع، جلد پنجم، صفحه375، برای توضیحات بیشتر به این تفسیر یا سایر تفاسیر مراجعه کنید)

پس این، آیه جنبۀ پیشگیری داشته و منافقین هم از این کار دست برداشتند و کسی در پی این آیه اعدام نشد.

5-انما جزاء الذين يحاربون الله ورسوله ويسعون في الارض فسادا ان يقتلوا او يصلبوا او تقطع ايديهم وارجلهم من خلاف او ينفوا من الارض ذلك لهم خزي في الدنيا ولهم في الآخره عذاب عظيم (مائده 33)
سزاى كسانى كه با [دوستداران] خدا و پيامبر او مى ‏جنگند و در زمين به فساد مى ‏كوشند جز اين نيست كه كشته شوند يا بر دار آويخته گردند يا دست و پايشان در خلاف جهت‏ يكديگر بريده شود يا از آن سرزمين تبعيد گردند اين رسوايى آنان در دنياست و در آخرت عذابى بزرگ خواهند داشت.

پاسخ:
این حکم، یک حکم پیشگیرانه است برای کسانی که محاربه(کسانی که با زور اسلحه از مردم چیزهایی میگیرند، مثل راهزانان و سارقان مسلح) می کنند و در زمین فساد می کنند و امنیت را از بین می برند.

بحث از آیه قبل شروع میشود: «به همين جهت، بر بنى اسرائيل مقرّر داشتيم كه هر كس، انسانى را بدون ارتكاب قتل يا فساد در روى زمين بكشد، چنان است كه گويى همه انسانها را كشته و هر كس، انسانى را از مرگ رهايى بخشد، چنان است كه گويى همه مردم را زنده كرده است. و رسولان ما، دلايل روشن براى بنى اسرائيل آوردند، اما بسيارى از آنها، پس از آن در روى زمين، تعدّى و اسراف كردند.» سپس در این آیه میفرماید «كيفر آنها كه با خدا و پيامبرش به جنگ برمى ‏خيزند، و اقدام به فساد در روى زمين مى ‏كنند، (و با تهديد اسلحه، به جان و مال و ناموس مردم حمله مى ‏برند،) فقط اين است كه اعدام شوند يا به دار آويخته گردند يا (چهار انگشت از) دست (راست) و پاى (چپ) آنها، بعكس يكديگر، بريده شود و يا از سرزمين خود تبعيد گردند. اين رسوايى آنها در دنياست و در آخرت، مجازات عظيمى دارند.»

افرادی که ایجاد ناامنی در شهرها میکنند و به ایجاد فساد در زمین میپردازند، را قرآن در حال جنگ با خدا و پیامبر میداند. البته حکمها همه با هم نیستند بلکه یکی از این حکمها با توجه به میزان فساد و ناامنی ایجاد شده، باید اجرا شود که یا فرد را مصلوب کنند یا به دار بکشند یا اینکه چهار انگشت یک دست و پای مخالف را قطع نمایند یا اینکه فقط تبعیدشان کنند:

اگر کسی مردم را بکشد و مالشان را ببرد باید کشته شود(به دار آویخته شود). اگر کسی ایجاد ناامنی کرد و افراد را کشت ولی اموال را نبرد، به مصلوب میشود. اگر کسی ایجاد ناامنی کرد ولی کسی را نکشت و فقط اموال را برد باید انگشت و یک دست و پای مخالفش را قطع کنند. اگر فقط ایجاد ناامنی کرد ولی نه کسی را کشت و نه مالی را برد، به مدت یک سال تبعید میشود.

این آیه به جان انسانها ارزش میدهد وقتی میگوید هر کس یک نفر را بکشد مانند کسی است که کل بشریت را کشته است معلوم است که باید با کسانی که با جان انسانها بازی میکنند و جانشان را میگیرند، شدیدترین برخوردها را داشت. قرآن با این فرمایش که محاربان را که جان مردم را به خطر میندازند،در حال جنگ با خدا میخواند حداکثر انسان دوستی خود را به نمایش میگذارد و نشان میدهد کتابی است که برای بشریت احترام و ارزش بالایی قائل است و کسانی که بخواهند زندگی مردم را مختل کنند در واقع دشمن خدا و پیامبر هستند.

0 امتیاز
پاسخ داده شده آبان 30, 1395 توسط العبد (4,049 امتیاز)   3 12 26

خشونت در قرآن کریم - بخش دوم
6-والسارق والسارقه فاقطعوا ايديهما جزاء بما كسبا نكالا من الله والله عزيز حكيم (مائده 38)

و مرد و زن دزد را به سزاى آنچه كرده‏ اند دستشان را به عنوان كيفرى از جانب خدا ببريد و خداوند توانا و حكيم است.

پاسخ:
مال مردم محترم است. قرآن یک سری دستورات پیشگیرانه دارد. البته باید بگوییم که اگر کسی برای بار اول دزدی کند، او را جزای کمی میدهند و اگر برای دومین بار اینکار را بکند باز هم مجازات ناچیزی متوجه اوست ولی اگر کسی برای بار سوم این کار را بکند، چهار انگشت دست راستش را قطع میکنند و اگر باز تکرار کند انگشتان پای چپ را قطع میکنند و اگر باز دزدی کند به زندان ابد میفتد و اگر از زندان هم فرار کند و باز هم دزدی کند، اعدام میشود. البته خیلی بعید است که با وجود قطع انگشتان یک دست و یک پا، بتواند برای بار پنجم دزدی کند.

این فرمان برای امنیت جامعه است و اگر درست اجرا میشد، کار به جایی می رسید که مانند زمان پیامبر میشد که مردم هنگام نماز مغازه را رها میکردند و به نماز میپرداختند و احدی هم جرأت دزدی نداشت.

تذکر مهم: البته حکومت اسلامی هم موظف است زمینۀ دزدی را ریشه کن نماید و فقر را نابود کند. در ضمن 16 شرط* برای قطع دست دزد وجود دارد مثلا قحطی نباشد و ... اگر این شرایط برقرار باشد این حکم به این شکل اجرا میشد.

اسلام در شرایطی حکم قطع انگشت دزد را داد که همین قرن گذشته هم، در بیشتر ممالک دزدان را اعدام میکردند.

*شروط قطع ید در قانون مجازات اسلامی به شرح ذیل است.
ماده 198 - سرقت در صورتي موجب حد مي شود كه داراي كليه شرايط و خصوصيات زير باشد -
1 - سارق به حد بلوغ شرعي رسيده باشد .
2 - سارق در حال سرقت عاقل باشد .
3 - ساقرق با تهديد و اجبار وادار به سرقت نشده باشد .
4 - سارق قاصد باشد .
5 - سارق بداند و ملتفت باشد كه مال غير است .
6 - سارق بداند و ملتفت باشد كه ربودن آن حرام است .
7 - صاحب مال ، مال را در حرز قرار داه باشد .
8 - سارق به تنهائي يا با كمك ديگري هتك حرز كرده باشد .
9 - به اندازه نصاب يعني 5/4 نخود طلاي مسكوك كه بصورت پول معامله مي شود يا ارزش آن به آن مقدار باشد در هربار سرقت شود .
10 - سارق مضطرنباشد .
11 - سارق پدر صاحب مال نباشد .
12 - سرقت در سال قحطي صورت نگرفته باشد .
13 - حرز و محل نگهداري مال ، از سارق غصب نشده باشد .
14 - سارق مال را به عنوان دزدي برداشته باشد .
15 - مال مسروق در حرز متناسب نگهداري شده باشد .
16 - مال مسروق از اموال دولتي و وقف و مانند آن كه مالك شخصي ندارد نباشد .

تبصره 1 - حرز عبارت است از محل نگهداري مال بمنظور حفظ از دستبرد .
تبصره 2 - بيرون آوردن مال از حرز توسط ديوانه يا طفل غير مميز و حيوانات و امثال در حكم مباشرت است .
تبصره 3 - هرگاه سارق قبل از بيرون آوردن مال از حرز دستگير شود حد بر او جاري نمي شود .
تبصره 4 - هرگاه سارق پس از سرقت ، مال را تحت يد مالك قرار داده باشد موجب حد نمي شود .

7-يا ايها الذين آمنوا انما المشركون نجس فلا يقربوا المسجد الحرام بعد عامهم هذا و ان خفتم عيله فسوف يغنيكم الله من فضله ان شاء ان الله عليم حكيم (توبه 28)
ای کسانی که ایمان آورده اید، مشرکان نجسند و از سال بعد نباید به مسجد الحرام نزدیک شوند، و اگر از بینوایی می ترسید، خدا اگر بخواهد به فضل خوش بی نیازتان خواهد کرد. زیرا خدا دانا و حکیم است.

پاسخ:
اولین نکته که باید عرض کنیم این است که «نَجَس»(=پلیدی، ناپاکی باطنی) با «نَجِس»(=آلودگی یا همان نجس که در احکام هست، ناپاکی ظاهری). « نَجَس» مصدر است و قرآن در این آیه مشرکین را « نَجَس» میخواند که به معنای پلید بودن آنهاست و نفرموده که انها آلوده و ناپاک هستند.

پلیدی دو قسم است. یکی پلیدی ظاهری است و یک باطنی. منظور از «نَجَس» همان پلیدی باطنی است. در زبان عربی کسانی که خیلی شرور باشند و نمی شود روی حرفشان حساب کرد، را «نَجَس» می نامند.اینکه مشرکین را «نَجَس» مینامد بخاطر این است که روح آنها بخاطر زیرپا نهادن امیال فطری، پلید است.

اخراج مشرکین هم بدین خاطر است که در خانۀ کعبه و مسجدالحرام که مرکز توحید است اجرای مراسم مشرکانه ممنوع است. البته آیه با گفتن « وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ» آشکار میکند که کفار جهت تجارت به مسجدالحرام می امدند و میفرماید اگر میترسید که اگر آنها را بیرون کنید بینوا میشوید، هر وقت خدا بخواهد شما را از کرمش بی نیاز میکند.

کافران میگویند این آیه توهین اسلام است به مخالفینش. این سخن بخاطر طرز فکر غلط این افراد است و عدم درک صحیح آنها از مسئله. اولا عرض کردیم که نَجَس به معنای آلودگی و ناپاکی نیست. در ثانی، قرآن مخالفین خودش را کافر نمینامد و نامسلمانی که هنوز حقیقت اسلام را نشناخته اند، را با لفظ "یا ایها الناس" خطاب قرار میدهد. کسانی را قرآن کافر مینامد که حقیقت را میبینند ولی باز انکار میکند. خب مسلم است که کسی که حقیقت را ببیند و انکار کند فرد پلیدی است که قرآن با لفظ نَجَس این حقیقت را بازگو میکند. پس توهینی در کار نیست. انکار حقیقت آنهم بعد از دیدن تمام دلایل، آیا میتواند ناشی از چیزی جز پلیدی باشد؟

8-قاتلوا الذين لا يومنون بالله ولا باليوم الآخر ولا يحرمون ما حرم الله و رسوله و لا يدينون دين الحق من الذين اوتوا الكتاب حتي يعطوا الجزيه عن يد و هم صاغرون (توبه 29)
ترجمه رایج این افراد:کسانی را از اهل کتاب که به خدا و روز قیامت ایمان نمی آورند و چیزهایی را که خدا و پیامبرش حرام کرده است بر خود حرام نمیکنند و دین حق را نمی پذیرند را بکشید، تا آنگاه که به دست خود در عین مذلت جزیه بدهند.

پاسخ:
نکته: ترجمه مانند موارد قبل غلط است و قاتلوا نه به معنای کشتن بلکه به معنای کارزار است.
این آیه در مورد کسانی از اهل کتاب است که پیروی از دین خود نیز نمی کنند!! چنانکه در آیه میفرماید، این افراد نه دین حق را قبول دارند، نه به خدا باوری دارند و نه باوری به رستاخیز دارند و در عین حال محرمات الهی را نیز پا میگذارند، نه اینکه در مورد هر کسی باشد که اهل کتاب باشد. این افراد را می فرماید که جزیه را به زور از انها بگیرید و با جنگ وادارشان کنید که پرداخت جزیه را بپذیرند.

اما در مورد فلسفۀ جزیه، که از نامسلمانان ساکن در ممالک اسلامی گرفته میشود: در مواردی که مشرکان که در زمان حکومت امام معصوم، در ممالک اسلامی زندگی میکنند و میخواهند در دین بمانند و از امکانات و امنیت جامعۀ اسلامی، برخوردار هستند، باید مالیاتی به نام جزیه بدهند که خب امری طبیعی است و تمام حکومتها از مردمشان مالیات میگیرند زیرا برقراری امنیت برای حکومت جزیه دارد. البته مسلمانان هم از مالیات معاف نیستند و تحت عناوین مختلفی مثل زکات و خمس چنین مالیاتی را میدهند. ضمن اینکه اهل کتاب در صورت حملۀ دشمن خارجی موظف به جنگ نیستند ولی مسلمانان موظف به دفاع هستند.

البته همانطور که در هر حکومتی اگر کسی مالیات نپردازد، مجازات میشود، اهل کتاب هم اگر بخواهند از دادن مالیات، خودداری کنند، از سرزمینهای اسلامی اخراج شوند. البته یادمان باشد که همین اهل کتاب وقتی مسلمین را به زیر دست می اورند، به آنها حق حیات نمی دادند و زن و مرد و کودک را مثل جنگهای صلیبی و کشتارهای اسپانیا و یونان از دم تیغ نمیگذراندند.

9-ودوا لو تكفرون كما كفروا فتكونون سواء فلا تتخذوا منهم اولياء حتي يهاجروا في سبيل الله فان تولوا فخذوهم و اقتلوهم حيث وجدتموهم و لا تتخذوا منهم وليا و لا نصيرا (نساء 89)
دوست دارند همچنان که خود به راه کفر میروند شما نیز کافر شوید تا برابر گردید. پس با هیچ یک از آنان دوستی مکنید تا آنگاه که در راه خدا مهاجرت کنند. و اگر سر باز زدند در هرجا که آنها را بیابید بگیرید و بکشید و هیچ یک از آنها را به دوستی و یاری برمگزینید.

پاسخ:
این آیه در مورد منافقان است، که این مسئله از مضمون آیۀ قبل آشکار است. میفرماید این افراد میخواهند مسلمانان را کافر کنند همانطور که خود کافر شدند. پس قرآن می فرماید که تا زمانی که در راه خدا هجرت کنند(اینجا منظور از هجرت، بازگشت از راه نفاق به راه اصلی است) و اگر از این کار سرباز زدید آنها را هر جا یافتید بکشید. البته منظور آیه تمام منافقین نیست. چنانکه خیلی از منافقین تا بعد از رحلت پیامبر هم زنده ماندند و در نهایت هم به مرگ عادی مردند. حتی ما در تاریخ نداریم که هیچ یک از منافقین را بخاطر این آیه کشتند.

این آیه در مورد منافقینی است که در حال تبلیغ کفر در جامعه هستند (فتنه فرهنگی که در تاپیک پیامبر چه افرادی را نبخشید اشاره شد)، که همانطور که قبلا در بحث الحاد عرض کردیم، کسی بخاطر کفر این افراد با آنها کاری ندارد ولی اگر بخواهند کفرشان را تبلیغ کنند و باعث تشویش اذهان مردم و جلب به سوی خرافات و شرک شوند، مورد پیگرد قرار میگیرند و ممکن است در نهایت اعدام هم بشوند.

10-اذ يوحي ربك الي الملايكه اني معكم فثبتوا الذين آمنوا سالقي في قلوب الذين كفروا الرعب فاضربوا فوق الاعناق و اضربوا منهم كل بنان (انفال 12)
و آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان وحی کرد: من با شمایم. شما مومنان را به پایداری وادارید. من در دلهای کافران بیم خواهم افکند. بر گردنهایشان بزنید و انگشتانشان را قطع کنید.

پاسخ:
شأن نزول این آیه جنگ بدر است که میدانیم مثل سایر جنگها، آغازگر جنگ کفار بودند.

آیه میفرماید که خداوند به ملائکه گفت که من با شما با مؤمنان هستم. مؤمنان را پایدار کنید و من به دل کافران بیم میندازم. سپس به فرشتگان دستور میدهد که "ضربه زدن بر گردنشان. و انگشتشان را قطع کنید" اول اینکه این دستور خطاب به ملائکه بوده است و نه به مؤمنین، که اسلام ستیزان بخواهند بگویند این آیه به شما حق جنایت داده است. دوم اینکه این " ضربه زدن بر گردنشان. و انگشتشان را قطع کنید" کنایه از ترسی است که خداوند به دل مشرکین انداخت که گویی گردنشان کشته شده و انگشتانشان قطع میشود و قادر به جنگ نمیشوند و در نتیجه شکست میخورند. پس هیچ جنایتی!!! در این آیه دیده نمیشود!

11-فاذا انسلخ الاشهر الحرم فاقتلوا المشركين حيث وجدتموهم وخذوهم واحصروهم واقعدوا لهم كل مرصد فان تابوا واقاموا الصلاه وآتوا الزكاه فخلوا سبيلهم ان الله غفور رحيم (توبه 5)
پس چون ماههاي حرام به سر آمد آنگاه مشركان را هر جا يافتيد به قتل رسانيد. و آنها را دستگير و محاصره كنيد . و هر سو در كمين آنها باشيد. چنانچه توبه كردند و نماز به پاي داشتند و زكات دادند پس از آنها دست بداريد. كه خدا آمرزنده و مهربان است.

پاسخ:
از شأن نزول و همچنین آیات پیشین آشکار است که این آیه مربوط به پیمان شکنی کفار است که علیرغم پیمان صلح که با پیامبر بسته بودند و قرار بود کسی از یکدیگر را نکشند، بر سر گروهی از مسلمین ریختند و آنها را کشتند. اینجا فعل "اقتلوا" به معنای کشتار کردن نیست بلکه به معنای فرمان به آغاز کردن جنگ از سوی اسلام است و علت هم آشکار است چنانکه آنها پیمان را زیر پا نهادند. البته در آیات بعدی توضیحات بیشتری داده شده است. پس اینجا دستور به کشتار نیست بلکه فعل "اقتلوا" دستور به حمله در پاسخ به پیمان شکنی و کشتن گروهی از مسلمین است. قرآن در ادامه در آیه 12 از همین سوره باز تأکید میکند که در صورت زیر پا گذاشتن پیمان با آنها بجنگید.

12-و ان نكثوا ايمانهم من بعد عهدهم وطعنوا في دينكم فقاتلوا ايمه الكفر انهم لا ايمان لهم لعلهم ينتهون (توبه 12)
اگر پس از بستن پیمان، سوگند خود شکستند و در دین شما طعن زدند، با پیشوایان کفر قتال کنید که ایشان را رسم سوگند نگه داشتن نیست، باشد که از کردار خود باز ایستند.

پاسخ:
قرآن میفرماید اگر پس از بستن پیمان، آنرا زیر پا گذاشتند با آنها قتال(جنگ) کنید. آیا اینکه این افراد پیام صلح را بشکنند و گروهی از مسلمین را بکشند، باید از سوی اسلام بی پاسخ بماند؟

13-واقتلوهم حيث ثقفتموهم واخرجوهم من حيث اخرجوكم والفتنه اشد من القتل ولا تقاتلوهم عند المسجد الحرام حتي يقاتلوكم فيه فان قاتلوكم فاقتلوهم كذلك جزاء الكافرين (بقره 191)
هرجا که آنها را بیابید بکشید و از آنجا که شما را رانده اند، برانیدشان، که فتنه از قتل بدتر است. و در مسجد الحرام با آنها مجنگید مگر آنکه با شما بجنگند. و چون با شما جنگیدند بکشیدشان که این است پاداش کافران.

پاسخ:
برای درک صحیح آیه باید ابتدا آیه پیشین را ببینیم که میفرماید:« و در راه خدا، با كسانى كه با شما مى‏ جنگند، نبرد كنيد! و از حدّ تجاوز نكنيد، كه خدا تعدّى ‏كنندگان را دوست نمى ‏دارد! » و سپس در این آیه در مورد زمان جنگ می فرماید که در میدان جنگ آنها را بکشید. این که در آیۀ قبل میگوید که با کسانی که با شما میجنگند بجنگید و تعدی نکنید، خود به خوبی بیانگر حقانیت اسلام است. البته کشتن کسی در جنگ ایراد ندارد به خصوص که آنها بودند که جنگ را شروع کردند.

برگرفته از: بیداری اندیشه

لطفا برای اطلاع از آخرین سوالات سایت، عضو خبرنامه شیعه سِی شوید.

سوالات مشابه

0 امتیاز
2 پاسخ 29,550 بازدید
+1 امتیاز
2 پاسخ 1,016 بازدید

لطفا برای اطلاع از آخرین سوالات سایت، عضو خبرنامه شیعه سِی شوید.

پخش زنده تصاویر اماکن مذهبی

با توجه به طرح سوالات و شبهات فراوان، در صورتی که مطالب طرح شده را برای خود مضر تشخیص دادید، از مطالعه آنها بپرهیزید.
توجه: محتوای سامانه پرسش و پاسخ توسط کاربران ایجاد می گردد. لطفا در صورت مشاهده محتوای نامناسب، آن را گزارش کنید.

427 سوال

574 پاسخ

79 دیدگاه

56 کاربر

فعال‌ترین کاربران
این ماه:
    Gute Mathe-Fragen - Bestes Mathe-Forum

    آخرین ثبت نام کنندگان

    • pouya (امتیاز 55 ) زمان ثبت نام Aug 20, 2019

    • hamid (امتیاز 55 ) زمان ثبت نام Aug 19, 2019

    • 12qjji (امتیاز 55 ) زمان ثبت نام Aug 11, 2019

    • Zahab (امتیاز 55 ) زمان ثبت نام Jul 28, 2019

    • Ayaan Meezan (امتیاز 55 ) زمان ثبت نام May 23, 2019

    عنوان های کاربری اخیر

    پرسش جالب
    - العبد -
    پرسش جالب
    - العبد -
    پرسش محبوب
    - العبد -
    پرسش محبوب
    - العبد -
    تاییدشده
    - mahsa -

     کانال گپ شیعه سِیکانال بله شیعه سِیکانال بیسفون پلاس شیعه سِیکانال ایتای شیعه سِیکانال آی گپ شیعه سِیکانال ویسپی شیعه سِیکانال سروش شیعه سِی

    شیعه سِی را دنبال کنید...

    صفحه ارتباط با ماآخرین سوالات پرسیده شدهصفحه گوگل پلاس شیعه سِیبخش پرسش های مرتبط با شیعه سِیصفحه فیسبوک شیعه سِیگروه لینکدین شیعه سِی صفحه توئیتر شیعه سِی کانال مذهبی تلگرام شیعه سِی اینستاگرام شیعه سِی
    عضویت در خبرنامه شیعه سِی

    حمایت مالی از شیعه سِی
    حمایت از شیعه سِی

    *۷۸۸*۹۷*۳۸۳۰#

    پاسخگوی دینی | صفحه اصلی شیعه سِی | مرکز دانلود اسلامی | دایرکتوری اسلامی | خبرخوان مذهبی | کمپین عاشقان | پخش زنده | حمایت از شیعه سِی | ارتباط با ما
    در راستای توسعه فرهنگ گفتگوی دینی، استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع، آزاد (بلامانع) است.

    ✘ بستن کانال های مذهبی شیعه سِی
    ...