اولین بار است که به شیعه سِی آمده اید؟ لطفا راهنما را مشاهده فرمایید.
x

چرا خدا شیطان را آفرید؟

+1 امتیاز
263 بازدید
سوال شده آذر 18, 1394 در اعتقادی توسط بی نام  

چرا خداوند شیطان (ابلیس) را آفریده است؟
چرا خدا شیطان را خلق کرد تا باعث این همه دردسر شود؟


کانال های مذهبی شیعه سِی

3 پاسخ

0 امتیاز
پاسخ داده شده آذر 18, 1394 توسط العبد (4,052 امتیاز)   3 13 27

چرا خداوند شیطان (ابلیس) را آفرید؟ (بخش اول)
چند نكته و شبهه درباره چرایی و فلسفه خلقت شیطان برای شما بیان می شود:
1ـ خدا شیطان رو با چه هدفی آفرید؟
الف ـ خداوند متعال می فرماید:
« وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلیسَ كانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ ... .
(به یاد آرید) زمانى را كه به فرشتگان گفتیم: براى آدم سجده كنید! آنها همگى سجده كردند جز ابلیس ، كه از جنّ بود ، و از فرمان پروردگارش بیرون شد ... . » (الكهف:50)
در روایات نیز تصریح شده كه ابلیس فرشته نبود بلكه جنّ بود ، لكن خدا او را در میان فرشتگان قرار داده بود به گونه ای كه فرشتگان او را از خودشان می شمردند. البته مراد از این فرشتگان ، ملائكة الارض می باشند نه ملائك مقرّب الهی.
« عن جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ إِبْلِیسَ أَ كَانَ مِنَ الْمَلَائِكَةِ أَوْ هَلْ كَانَ یَلِی شَیْئاً مِنْ أَمْرِ السَّمَاءِ قَالَ لَمْ یَكُنْ مِنَ الْمَلَائِكَةِ وَ لَمْ یَكُنْ یَلِی شَیْئاً مِنْ أَمْرِ السَّمَاءِ وَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ وَ كَانَ مَعَ الْمَلَائِكَةِ وَ كَانَتِ الْمَلَائِكَةُ تَرَى أَنَّهُ مِنْهَا وَ كَانَ اللَّهُ یَعْلَمُ أَنَّهُ لَیْسَ مِنْهَا فَلَمَّا أُمِرَ بِالسُّجُودِ كَانَ مِنْهُ الَّذِی كَان‏
جمیل بن درّاج گوید: از امام صادق علیه السّلام درباره ی ابلیس پرسیدم ، كه آیا فرشته بود و یا متصدّی امری از امور آسمان بود؟
امام فرمودند: او فرشته نبود و متصدى هیچ كارى در آسمان نبود. او از جنّ و همراه ملائك بود و فرشته‏ ها او را از خود می دیدند امّا خدا می دانست كه او از فرشتگان نیست. پس چون امر به سجده بر آدم نمود ، سر زد از او آنچه كه سر زد.» ( بحار الأنوار ، ج‏60 ،ص218)
ب ـ خداوند متعال می فرماید:
« وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُون‏ ـــــــ من جنّ و انس را نیافریدم جز براى اینكه عبادتم كنند»(الذاریات:56) ؛
یعنی جنّها و انسانها ، كه هر دو موجوداتی مادّی و ملكّف می باشند ، برای آن آفریده شده اند كه به مقام عبودیّت برسند ؛ به مقامی كه در آن مقام وجودی ، خود را در اسماء الهی فانی بیابند. پس هدف از خلقت شیطان نیز مثل خلقت بنده و جناب عالی و دیگر انسانها و دیگر جنّها ، رسیدن به مقام عبودیّت بوده است. و شیطان نیز صرفاً فردی از افراد جنّ می باشد و تافته ی جدا بافته ای نیست ؛ تا خلقت او هدفی غیر از هدف جنّ های دیگر داشته باشد.

2ـ شیطان كه مقام بالایی در درگاه الهی داشت چرا رانده ی درگاه شد؟
امّا این ادّعا كه شیطان ، معروف و مشهور درگاه خدا و بهترین فرشته ی خدا بوده ، ادّعایی است كه نه قرآن كریم آن را تأیید می كند نه روایات اهل بیت(ع). ابلیس صرفاً شخصی از جنّ است كه نامش در اصل حارث یا عزازیل بوده ، و در ردیف ملائك سطوح پایین قرار داشته و یقیناً در ردیف ملائك مقرّب نبوده است.
« أَبُو عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ حَدِیدٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (ع) عَنْ إِبْلِیسَ أَ كَانَ مِنَ الْمَلَائِكَةِ أَمْ كَانَ یَلِی شَیْئاً مِنْ أَمْرِ السَّمَاءِ فَقَالَ لَمْ یَكُنْ مِنَ الْمَلَائِكَةِ وَ لَمْ یَكُنْ یَلِی شَیْئاً مِنْ أَمْرِ السَّمَاءِ وَ لَا كَرَامَةَ .
جمیل بن درّاج مى‏گوید: از امام صادق علیه السّلام پرسیدم كه آیا شیطان از فرشتگان بود یا امرى از امور آسمان را مى‏گرداند؟
امام علیه السّلام فرمود: نه از فرشتگان بود و نه امرى را مى‏گرداند و نه عزت و احترامى داشت.»(الكافی،ج‏8 ،ص274 )
«و روی عن طاوس و مجاهد ان إبلیس كان قبل أن یرتكب المعصیة ملكا من الملائكة اسمه عزرائیل و كان من سكان الأرض و كان سكان الأرض من الملائكة یسمون الجن و لم یكن من الملائكة أشد اجتهادا و لا أكثر علما منه فلما عصى الله لعنه و جعله شیطانا و سماه إبلیس وَ كانَ مِنَ الْكافِرِینَ فی علم الله‏.
روایت شده از طاوس و مجاهد كه ابلیس قبل از اینكه مرتكب معصیت شود ملكى از ملائكه بوده و نامش عزازیل و از ساكنان زمین بود و ملائكه‏ اى كه ساكن زمین بودند، جنّ نامیده مى‏شدند و از میان ملائكه ، هیچ كس از نظر اجتهاد و علم بالاتر از او نبود، امّا وقتى كه در برابر فرمان خدا عصیان كرد، خداوند او را لعنت نمود و او را شیطان قرار داد و وى را ابلیس نامید و او در علم الهى از كافران بود. »(النور المبین فی قصص الأنبیاء و المرسلین ،ص32 ، الفصل الثانی فی سجود الملائكة)
از روایت اخیر معلوم می شود كه او جنّ بوده لكن لفظ ملك عامّ بوده بر جنّ هم اطلاق می شده است. لذا مطرح شدن ابلیس در جمع ملائك به این معنی نیست كه او حقیقتاً ملك مقرّب بوده است. او اعلم جنّها و كوشاترین آنها در عبادت بوده است ؛ امّا فرشته ی اصطلاحی نبوده است ؛ بلكه از باب عمومیّت لفظ ملك داخل در جمع ملائكةالارض بوده است.
بر اساس مطلب فوق معلوم می شود كه اطلاع او از خدا و قدرت و علم و دیگر صفات الهی نیز در حدّ جنّها بوده است. علم جنّها نیز چندان نیست و قابلیّت بشر برای كسب علم به مراتب از جنّها بالاتر است. ابلیس و ما بقی جنّها اگرچه در علوم خیالی بسیار قوی هستند ولی درك عقلی چندان بالایی ندارند. نادانی ابلیس در علوم عقلی ، از استدلالهایی هم كه كرده روشن است.
«قالَ ما مَنَعَكَ أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قالَ أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنی‏ مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طینٍ .
(خداوند به او) فرمود: در آن هنگام كه به تو فرمان دادم، چه چیز تو را مانع شد كه سجده كنى؟ گفت: من از او بهترم؛ مرا از آتش آفریده‏ اى و او را از گل‏.»(الأعراف:12)
آیا این استدلال یك موجود فهمیده است. دو مطلب در سوال خداوند متعال وجود دارد. اوّل اینكه چرا به آدم سجده نكردی؟ و دوم اینكه چرا امر مرا اطاعت نكردی؟ ابلیس در جواب ، سوال اوّل را جواب داد ؛ ولی سوال دوم را كه اساسی تر بود بی پاسخ گذاشت. در حالی كه سوال اوّل نیز مبتنی بر سوال دوم است.
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان ذیل آیه 12 اعراف فرمود:
«... و أهمل أمر تكبره على ربه كما أنه فی هذه السورة سئل عن سبب تكبره على ربه إذ قیل له: «ما مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ» فتعلق بقوله: «أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ» إلخ، و لم یعتن بما سئل عنه أعنی السبب فی تكبره على ربه إذ لم یأتمر بأمره. »( المیزان فی تفسیر القرآن،ج‏8 ،ص26 )
ابلیس گفت من از آتشم و او از خاك ؛ و آتش از خاك بهتر است ؛ پس من از او بهترم. در حالی كه اوّلاً آدم از خاك خالص نبود بلكه از گل بود كه تركیبی است از آب و خاك. بلكه به تصریح برخی روایات اهل بیت (ع) مادّه ی انسان مركّب از آب و خاك و هوا و آتش و نور است ، لكن جنبه ی خاكی آن غالب است. ثانیاً از كجا كه آتش بهتر از خاك است. ثالثاً به فرض كه آتش از خاك بهتر باشد ، چه ربطی به این دارد كه ابلیس هم از آدم بهتر باشد ؛ شیئیّت یك شیء از نظر عقل و برهان ، به صورت آن است نه به مادّه ی آن. و صورت آدم چنان جامع است كه مظهر جمیع اسماء الله بوده خلیفة الله است.
این استدلال ابلیس كه به خیال خودش برهان بود از نظر منطقی تمثیل و از نظر علم اصول قیاس گفته می شود ؛ كه فاقد هر گونه ارزش منطقی و شیوه ی استدلال افراد غیر منطقی است.
« قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع لِأَبِی حَنِیفَةَ وَیْحَكَ إِنَّ أَوَّلَ مَنْ قَاسَ إِبْلِیسُ فَلَمَّا أَمَرَهُ بِالسُّجُودِ لآِدَمَ قَالَ خَلَقْتَنِی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِین .
امام صادق(ع) به ابوحنیفه ــ كه اهل قیاس بود ــ فرمود:
وای بر تو اوّلین كسی كه قیاس كرد ابلیس بود. پس زمانی كه خدا او را امر به سجده بر آدم نمود گفت: مرا از آتش آفریدی و او را از خاك.»(بحار الأنوار ، ج‏2 ،ص 315)
رابعاً این چگونه موجود فهمیده ای است كه خدا و ملائك را جاهل و خود را عالم می پندارد؟ چگونه موجود عاقل ، به خود اجازه می دهد كه خدا را متّهم به نادانی نموده با خدا به مجادله برخیزد و برای محكوم نمودن خدا استدلال كند.
ابلیس در سخن دیگری گفته است:«قالَ رَبِّ بِما أَغْوَیْتَنی‏ لَأُزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعینَ .
گفت: پروردگارا ! چون مرا گمراه ساختى، من(نعمتهاى مادّى را) در زمین در نظر آنها زینت مى‏دهم، و همگى را گمراه خواهم ساخت.»(الحجر:39)‏
در این تعابیر نیز میزان فهم و درك عقلی شیطان از خدا روشن است.او خدا را گمراه كننده می پندارد. در حالی كه از نظر عقلی خدا رحمت مطلق است و گمراه كنندگی برای او بالعرض اطلاق می شود. در حالی كه از ظاهر آیه و از حسّ انتقامجویی كه در ادامه ی كلام ابلیس نمودار است معلوم می شود كه اضلال الهی ابتدایی است. به عبارتی او خود را در طرد شدنش از درگاه الهی مقصّر نمی داند بلكه خدا را مقصّر این امر می شناسد ؛ و به خیال خود در مقابل این اضلال الهی می خواهد از خدا و بنی آدم انتقام بگیرد. اطلاعات او از جهنّم و عذاب نیز در حدّ جنّها بوده است نه بیشتر. پس او سرپیچی نمود به همان دلیل كه انسانها سرپیچی می كنند. یعنی به خاطر نادانی و هوای نفس و خود خواهی. پس ابلیس آن چنان هم كه عوام مردم خیال كرده اند ، مقام بالایی نداشته و مقرّب درگاه الهی هم نبوده است.
ابلیس گرچه به ظاهر سالیان درازی عبادت كرده بود ولی عبادت او عبادت حقیقی و خالصانه نبوده است. او در ظاهر اهل عبادت ولی در باطن كافر بود لذا خداوند متعال فرمود: « وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلیسَ أَبى‏ وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرینَ .
و(یاد كن) هنگامى را كه به فرشتگان گفتیم: براى آدم سجده كنید! همگى سجده كردند؛ جز ابلیس كه سر باز زد، و بزرگی طلبید ، در حالی كه از كافران بود.»(بقره:34)
در برخی ترجمه های قرآن كریم ، مترجمین بزرگوار متأسفانه از ظاهر آیه عدول كرد « كانَ مِنَ الْكافِرینَ » را « از كافران شد» معنی نموده اند. در حالی كه « كان» به معنی «بود» است. این در حالی است كه مفسّرین بزرگواری چون علّامه طباطبایی ( قدس سرّه) كان را به معنی «بود » گرفته و آن را ارحج دانسته اند. روایات فراوانی از اهل بیت(ع) نیز كفر درونی ابلیس را تصدیق نموده اند. لذا ابلیس شش هزار سال نفاق درونی داشته و عبادتش همراه با نفاق بوده است. علّت سقوطش نیز همین نفاق و كفر درونی او بود.

0 امتیاز
پاسخ داده شده آذر 18, 1394 توسط العبد (4,052 امتیاز)   3 13 27

چرا خداوند شیطان (ابلیس) را آفرید؟ (بخش دوم)

3ـ آیا خداوند ابلیس را برای وسوسه ی انسان آفریده است؟
از آنچه گفته شد ، معلوم گشت كه خداوند متعال شیطان را نیافرید كه سرپیچی كرده و وسوسه گر شود ؛ بلكه او را آفرید و به او اختیار داد تا مثل دیگر جنّها خود به اختیار خود راه راست را برگزیند. همانگونه كه خدا انسان را آفرید و او را مختار ساخت و راه حقّ و باطل را به او نشان داد تا خود انتخاب كند. « إِنَّا هَدَیْناهُ السَّبیلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً ـــــ همانا ما او را به سوی راه هدایت نمودیم خواه شاكر باشد یا كفران كند »(الإنسان:3)
شیطان همان گونه كه به اختیار خود گمراه شد ، می توانست به اختیار خود راه هدایت را هم برگزیند ؛ امّا چنین نكرد. هم اكنون نیز اگر توبه كند توبه اش پذیرفته می شود امّا استكبار و خود برتر بینی چنین اجازه ای به او نمی دهد. خداوند متعال نیز با اینكه می تواند او را وادار به اطاعت كند امّا چنین كاری نمی كند چون سنّت خدا این است كه موجودات مختار را به كاری اجبار نمی كند. اگر بنا بود خدا اختیار بدهد و بعد سلب اختیار كند ، اساساً از اوّل اختیار نمی داد.

4ـ شیطان یك گناه بیش نكرد ، پس چرا با یك گناه تا ابد از رحمت خدا محروم شد؟ ثانیاً او گفت من به آدم سجده نمی كنم ولی از سجده به خدا كه ابایی نداشت.
درست است كه ابلیس تنها یك گناه نمود ؛ امّا گناه او مثل گناه اكثر انسانها یا جنّها ، از روی غفلت نبود ؛ بلكه او از روی گردن كشی و حسادت نسبت به خلیفة الله و ولیّ الله از سجده ابا كرد ؛ و این گناهی است كه هر كه یكبار مرتكب آن شود ، به سرنوشت ابلیس مبتلا می گردد ؛ مانند فرعون و قارون و نمرود و امثال آنها كه مرتكب همان گناه نابخشودنی شدند. او در حقیقت با خدایی خدا به مخالفت برخاسته بود و نظر خود را برتر از نظر خدا می دانست و معاذ الله خدا را متّهم به نادانی می نمود. برخی از جهّال صوفیّه چنین بافته اند كه ابلیس موحّد محض بود لذا حاضر نشد برای غیر خدا سجده كند. یا برخی گفته اند ابلیس می دانست كه خلقت انسان شگفت انگیزترین پدیده ی عالم خواهد بود لذا سجده نكرد تا خلقت او را ببیند ، در حالی كه ملائك در سجده بودند و شاهد این امر شگفت نشدند. اگر كسی اندك اطّلاعی از آیات قرآن حكیم داشته باشد بیهوده بودن اینگونه سخنان را به روشنی خواهد یافت. وقتی خداوند متعال خود ، علّت تمرّد شیطان از سجده را تكبّر و كفر پنهان او معرّفی می كند چگونه می توان برای آن دنبال علّت دیگری گشت. این گونه توجیهات یقیناً از القائات خود ابلیس است.
خداوند متعال در سوره ی ص ، تفصیل جریان ابلیس را به این گونه بیان می فرماید:
«إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّی خالِقٌ بَشَراً مِنْ طینٍ (71) فَإِذا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فیهِ مِنْ رُوحی‏ فَقَعُوا لَهُ ساجِدینَ (72) فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ (73) إِلاَّ إِبْلیسَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرینَ (74) قالَ یا إِبْلیسُ ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِیَدَیَّ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعالینَ (75) قالَ أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنی‏ مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طینٍ (76) قالَ فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّكَ رَجیمٌ .
[یاد كن‏] آنگاه كه پروردگار تو به فرشتگان گفت: من آفریننده ی بشری از گِل هستم. پس چون او را راست و تمام گردانیدم و در وى از روح خود دمیدم، او را سجده‏كنان درافتید. پس فرشتگان همه با هم سجده كردند ، مگر ابلیس كه بزرگی طلبید در حالی كه از كافران بود. [خداى‏] گفت: اى ابلیس، چه چیزی تو را باز داشت از آنكه سجده كنى بر آن كه با دو دست خویش آفریدم؟ آیا خود را بزرگ دیدى یا از بلندمرتبگان بودی؟ گفت: من از وى بهترم، مرا از آتش آفریدى و او را از گِل. گفت: پس، از آنجا بیرون شو، كه همانا تو رانده‏شده‏اى.» ازاین آیات شریفه به وضوح پیداست كه سجده نكردن شیطان از روی خود بزرگ بینی بوده كه خود نیز به این امر اعتراف نموده و گفت: « أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ » ؛ در حالی كه آدم (ع) با به نمایش گذاشتن علم خود به اسماء ، نشان داده بود كه از جمیع ملائك برتر است. بلكه بالاتر از آن ، شیطان با سجده نكردن خود ، خدا را متّهم به جهل و بی حكمتی كرده است. وقتی خداوند متعال او و ملائك را امر به سجده كرد یقیناً می دانست كه آدم(ع) اشرف از همه ی موجودات بوده لایق كرنش همگان است. امّا شیطان بر این اعتقاد بود كه اوّلاً خودش بهتر و برتر از آدم است و ثانیاً امر خداوند متعال در سجده به آدم غیر حكیمانه است. تازه شیطان به این مقدار بسنده نكرده خدا را متّهم به ظلم و اضلال نموده در پیشگاه خدا ، او را تهدید نمود كه بندگانش را گمراه خواهد ساخت. و شاید مقصودش این بود كه نشان دهد معاذ الله خدا در برتر دانستن آدم (ع) اشتباه كرده است. « (خداوند به او) فرمود: در آن هنگام كه به تو فرمان كردم ، چه چیز تو را مانع شد كه سجده كنى؟ گفت: من از او بهترم؛ مرا از آتش آفریده‏اى و او را از گل. گفت: از آن جایگاه فرود آى! تو را نرسد كه در آن جایگاه تكبّر كنى! بیرون رو، كه تو از افراد پست و كوچكى! گفت: مرا تا روزى كه(مردم) برانگیخته مى‏شوند مهلت ده(و زنده بگذار!) فرمود: تو از مهلت داده شدگانى. گفت:اكنون كه مرا گمراه ساختى، من بر سر راه مستقیم تو، در برابر آنها كمین مى كنم. سپس از پیش رو و از پشت سر، و از طرف راست و از طرف چپ آنها، به سراغشان مى‏روم؛ و بیشتر آنها را شكرگزار نخواهى یافت. فرمود: از آن جایگاه ، با ننگ و عار و خوارى، بیرون رو! و سوگند كه هر كس از آنها از تو پیروى كند، جهنم را از همگى شما پر مى‏كنم‏.»(اعراف:12 ـ 18)

5 ـ شیطان پس از اظهار كفر ، برای همیشه رانده ی درگاه شد ؛ پس راه خود به سوی عبودیّت را با دست خود بسته است ؛ با این احوال چرا خداوند متعال به او مهلت زندگی داده است؟ هدف این كار خدا چه بود؟
گرچه ابلیس برای خود و پیروانش موجودی شرّ می باشد ، امّا وجود او بركات فراوانی برای بشریّت دارد كه با نبود او آن بركات نیز حاصل نمی شوند. شیطان مانند حریفی قوی برای انسانهاست كه مقابله با فریب های او باعث رشد قوای وجودی انسان می شود. مانند كشتی گیری كه در اثر كشتی گرفتن با حریف قوی ، خودش نیز قویتر می شود. كشتی گیری كه با یك آدمك مصنوعی تمرین می كند فرق بسیاری دارد با كشتی گیری كه با یك قهرمان كشتی تمرین می كند. اساساً آمدن انسان به دنیا برای این است كه در اثر درگیر شدن با وساوس شیطان ، مشكلات زندگی ، اتّفاقات گوناگون خوب و بد و... قوای نهفته در وجود خود را شكوفا نماید. در این میان انبیاء و ائمه(ع) به عنوان انسان های كامل نقش مربّی گری انسانها را به عهده دارند. دین نیز برنامه عملی شكوفا نمودن استعدادهای درونی آدمی است. و ابلیس و پیروان جنّی و انسانی او ، از ابزارهای تمرین عبودیّت می باشند ؛ همانگونه كه بلایا و مصائب و عبادتهای متداول (واجبات و محرّمات و مستحبّات و مكروهات ) نیز جزء ابزارهای رسیدن به مقام عبودیّت می باشند. پس اصل خلقت ابلیس برای این بوده كه او نیز مثل دیگر جنّها راه عبودیّت را در پیش بگیرد ؛ امّا وقتی از این مقصد باز ماند و راه خود را كج نمود ، خداوند متعال او را باقی نگه داشت تا وجودش موجب رشد بندگان مومنش باشد. كما اینكه خداوند متعال به شیاطین انس فرصت وسوسه می دهد تا انسانهای طالب كمال در مواجهه با آنها استعدادهای الهی خویش را شكوفا نمایند.

برگرفته از: پرسمان دانشجویی

0 امتیاز
پاسخ داده شده آذر 18, 1394 توسط العبد (4,052 امتیاز)   3 13 27

خداوند چرا شیطان را آفرید؟
در تبیین مسألۀ فلسفۀ آفرینش شیطان و محدودۀ نفوذ و تسلط آن، توجه به نکاتی چند ضروری است:
اوّلاً: نقش شیطان در انحراف و گمراهی انسان فقط در حد دعوت است.
ثانیاً: تکامل، همواره در میان تضاد ها صورت می گیرد و از این جهت، خلق چنین موجودی در نظام احسن، بیهوده و بی جهت تلقی نمی شود، بلکه جلوه ای است از رحمانیت و خیریت محض الاهی
ثالثاً: شیطان سال ها (6 هزار سال)(1) هم نشین فرشتگان و اهل عبادت بود، ولی بعداً به خواست خود و بر اثر تکبر، راه طغیان و انحراف را در پیش گرفت و از رحمت خداوند دور شد، اما در هر صورت، آفریده خداست و در جهان هستى، نقشی دارد.
برخی از عارفان و حکیمان، شیطان را به سگ آموزش دیده تشبیه کرده اند که بیگانگان را آزار می دهد و به خودی ها کاری ندارد. به تعبیری قلمروی شیطان " تشریع" است نه " تكوین" ، یعنی قلمروی شیطان فعالیتهای تشریعی و تكلیفی بشر است. شیطان فقط در وجود بشر می تواند. نفوذ كند نه در غیر بشر. قلمروی شیطان در وجود بشر نیز محدود است به نفوذ در اندیشه او نه تن و بدن او. نفوذ شیطان در اندیشه بشر نیز منحصر است به حد وسوسه كردن و خیال یك امر باطلی را در نظر او جلوه دادن.
قرآن این معانی را با تعبیرهای "تزیین"، "تسویل"، "وسوسه" و امثال اینها بیان می كند، و اما اینكه چیزی را در نظام جهان بیافریند و یا اینكه تسلط تكوینی بر بشر داشته باشد، یعنی به شكل یك قدرت قاهره بتواند بر وجود بشر مسلط شود و بتواند او را بر كار بد اجبار و الزام نماید، از حوزه قدرت شیطان خارج است. تسلط شیطان بر بشر محدود است به اینكه خود بشر بخواهد دست ارادت به او بدهد.(2)
قرآن مجید نیز درباره کسانی که سزاوار وسوسه و آزارهای شیطانی اند، می گوید: «أَلَمْ تَرَ أَنَّا أَرْسَلْنَا الشَّیاطِینَ عَلَی الْکافِرِینَ تَؤُزُّهُمْ أَزًّا،(3) آیا ندانستی که ما شیطان ها را بر کافران گماشته ایم؛ تا آنان را [به گناهان] تحریک کنند».
و در آیۀ دیگری آمده است: «إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَی الَّذِینَ یَتَوَلَّوْنَهُ وَ الَّذِینَ هُمْ بِهِ مُشْرِکُونَ،(4) تسلّط او فقط بر کسانی است که وی را به سرپرستی برمی گیرند و بر کسانی که آنها به او [خدا] شرک می ورزند»
به همین جهت وقتی که در قیامت، عده ای شیطان را به دلیل این که آنها را گمراه کرد مؤاخذه می کنند، شیطان با آنها محاجه می کند و می گوید: «... و ما کان لی علیکم من سلطان الاّ ان دعوتکم...(5) و مرا بر شما سلطه ای نبود جز این که شما را خوانده ام...»
از این آیات به خوبی آشکار می شود که کسانی که با اختیار خود، از ولایت الهی روی گردان شده اند، سزاوار اسارت شیطانی اند؛ اما قرآن درباره پاکان و انسان هایی که بهره مند از الهامات رحمانی اند، خطاب به شیطان می فرماید: «إِنَّ عِبادِی لَیْسَ لَکَ عَلَیْهِمْ سُلْطانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْغاوِینَ،(4) در حقیقت، تو را بر بندگان من تسلّطی نیست؛ مگر کسانی از گمراهان که تو را پیروی کنند»
برای مطالعۀ بیشتر در بارۀ شیطان، رجوع شود به:
1. تفسیر " المیزان " جلد 8 صفحات 34- 58 ذیل آیات اول سوره اعراف
2. كتاب "خدمات متقابل اسلام و ایران" تألیف استاد شهید مرتضی مطهری

پی نوشت:
1. نهج البلاغه، خطبه ی قاصعه، ش 234
2. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج 1
3. مریم، آیه 83
4. نحل، آیه 100
5. ابراهیم، 22
6. حجر، آیه 42

برگرفته از: انجمن گفتگوی دینی

لطفا برای اطلاع از آخرین سوالات سایت، عضو خبرنامه شیعه سِی شوید.

سوالات مشابه

+1 امتیاز
1 پاسخ 159 بازدید
+1 امتیاز
2 پاسخ 454 بازدید

لطفا برای اطلاع از آخرین سوالات سایت، عضو خبرنامه شیعه سِی شوید.

پخش زنده تصاویر اماکن مذهبی

با توجه به طرح سوالات و شبهات فراوان، در صورتی که مطالب طرح شده را برای خود مضر تشخیص دادید، از مطالعه آنها بپرهیزید.
توجه: محتوای سامانه پرسش و پاسخ توسط کاربران ایجاد می گردد. لطفا در صورت مشاهده محتوای نامناسب، آن را گزارش کنید.

436 سوال

577 پاسخ

94 دیدگاه

64 کاربر

فعال‌ترین کاربران
این ماه:
    Gute Mathe-Fragen - Bestes Mathe-Forum

    آخرین ثبت نام کنندگان

    • AyaanMeezan (امتیاز 55 ) زمان ثبت نام Nov 13, 2019

    • Elahe1379 (امتیاز 55 ) زمان ثبت نام Nov 09, 2019

    • سید محمد (امتیاز 55 ) زمان ثبت نام Oct 31, 2019

    • sahari (امتیاز 55 ) زمان ثبت نام Oct 27, 2019

    • انتی بیوتیک (امتیاز 55 ) زمان ثبت نام Oct 07, 2019

    عنوان های کاربری اخیر

    پرسش جالب
    - العبد -
    پرسش محبوب
    - العبد -
    پرسش جالب
    - العبد -
    پرسش جالب
    - العبد -
    پرسش محبوب
    - العبد -

     کانال گپ شیعه سِیکانال بله شیعه سِیکانال بیسفون پلاس شیعه سِیکانال ایتای شیعه سِیکانال آی گپ شیعه سِیکانال ویسپی شیعه سِیکانال سروش شیعه سِی

    شیعه سِی را دنبال کنید...

    صفحه ارتباط با ماآخرین سوالات پرسیده شدهبخش پرسش های مرتبط با شیعه سِیصفحه فیسبوک شیعه سِیگروه لینکدین شیعه سِی صفحه توئیتر شیعه سِی کانال مذهبی تلگرام شیعه سِی اینستاگرام شیعه سِی
    عضویت در خبرنامه شیعه سِی

    حمایت مالی از شیعه سِی
    حمایت از شیعه سِی

    *۷۸۸*۹۷*۳۸۳۰#

    پاسخگوی دینی | صفحه اصلی شیعه سِی | مرکز دانلود اسلامی | دایرکتوری اسلامی | خبرخوان مذهبی | کمپین عاشقان | پخش زنده | حمایت از شیعه سِی | ارتباط با ما
    در راستای توسعه فرهنگ گفتگوی دینی، استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع، آزاد (بلامانع) است.

    ✘ بستن کانال های مذهبی شیعه سِی
    ...