اولین بار است که به شیعه سِی آمده اید؟ لطفا راهنما را مشاهده فرمایید.
x

کعبه چگونه ساخته شد؟

+1 امتیاز
4,042 بازدید
سوال شده مرداد 28, 1394 در تاریخی توسط بی نام  

کعبه چگونه و به دست چه کسانی ساخته شده است؟

دارای دیدگاه اردیبهشت 2, 1397 توسط ناصری  
کسی میتونه بگه که اولین پیامبری که وارد خانه خدا شد چه کسی بود و بعد از آن به کجا هجرت نمود با سند


کانال های مذهبی شیعه سِی

7 پاسخ

0 امتیاز
پاسخ داده شده مرداد 28, 1394 توسط العبد (4,052 امتیاز)   4 13 28

تاریخچه بنای کعبه
کعبه یا بیت العتیق بنایی در میان مسجدالحرام در شهر مکه و کشور عربستان واقع است که مقدس‌ترین مکان دین مبین اسلام محسوب شده، قبله‌گاه عاشقان و شیفتگان معبود است.
بنا به روايات متعدد كعبه معظمه نخستين مكان پرستش خدا در آغاز سكونت انسان در زمين توسط حضرت آدم علیه‌السلام بنا گرديد. ولي پس از 2242 سال از هبوط آدم علیه‌السلام و در عصر حضرت نوح علیه‌السلام كه طوفان سراسر جهان را فراگرفت و تمام نقاط زمين به زير آب فرو رفت، گرچه خانه خدا كعبه به زير آب نرفت و غرق نشد و بدين جهت به "بيت العتيق" ناميده شد، وليكن آسيب‌هاي فراواني به ساختمان آن وارد گرديد و پس از طوفان به صورت تل سرخي درآمد و مردم از آن مكان، حوائج مي‌خواستند و قرباني مي‌كردند.

اما هنگامي كه حضرت ابراهیم علیه‌السلام، همسرش هاجر و كودك خردسالش اسماعيل علیه‌السلام را به امر پروردگار متعال از سرزمين شام به مكه معظمه هجرت داد و در آن ساكن گردانيد، اين مكان به تدريج رونق يافت و حضرت ابراهيم علیه‌السلام از جانب خداي سبحان، مأموريت يافت كه كعبه را تجديد بنا كند.[۱]
آن حضرت با همكاري و همياري فرزندش حضرت اسماعیل علیه‌السلام و ارشاد و راهنمايي جبرئيل علیه‌السلام در پنجم ذي القعده سال 3429 هبوط آدم علیه‌السلام چيدن ديوار كعبه را آغاز كرد و در بيست و هفتم ذي القعده آن را به پايان رسانيد و سپس حجرالاسود را كه از سنگ‌هاي بهشتي است بر ديواره آن نصب كرد.[۲]
ابراهيم علیه‌السلام نخستين كسي بود كه خانه خدا را طواف كرد و در آن به عبادت پرداخت و از خداي سبحان، درخواست قبولي اعمالش را نمود. قرآن کریم به اين داستان اشاره كرد و فرمود: «وَ اِذْ يَرْفَعُ اِبْراهيمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَ اِسماعيلَ رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنّا، اِنَّكَ اَنتَ السَّميعُ الْعَليمُ».[۳]

ساختار کعبه
کعبه بنایی مکعبی شکل است که از سنگ‌های سیاه و سخت است. این سنگ‌ها که از سال 1040 قمری تا به امروز بر جای مانده، از کوه‌های مکه به ویژه جبل الکعبه در محله شُبَیکه گرفته شده است.

سنگ‌ها اندازه‌های مختلف دارند به طوری که بزرگترین آنها با طول و عرض و ارتفاع 190، 50 و 28 سانتیمتر و کوچکترین آنها با طول و عرض 50 و 40 سانتیمتر است.
چهار زاویه کعبه به چهار «رکن» شهرت دارد، هرگاه واژه رکن بدون پسوند به کار رود مقصود از آن رکنی است که حجرالاسود در آن است. مسیر طواف از رکن حجرالاسود آغاز می‌شود سپس به رکن عراقی می‌رسد، پس از آن به رکن شامی و سپس به رکن یمانی و آنگاه باز به رکن حجرالاسود می‌رسد.

در روایتی از امام صادق(ع) آمده است که «رکن یمانی دری از درهای بهشت است و از روزی که گشوده شده، بسته نشده است.» همچنین رکن یمانی از بخشهایی است که دعا در آنجا به اجابت می‌رسد.(اصول کافی)

محلی که برای فاطمه بنت اسد(س) شکافته شد تا به درون کعبه رود و فرزندش علی بن ابی طالب را به دنیا آورد، در کنار رکن یمانی بوده است.

پایه‌ها کعبه از سرب مذاب و مستحکم و استوار ساخته شده است. پیش از تجدید این بنا توسط قریش، کعبه دو در داشته است یکی ناحیه شرقی- محل در فعلی و دیگری در ناحیه غربی، که از یکی وارد و از دیگری خارج می‌شده‌اند. اما قریش تنها در ناحیه شرقی آن دری نصب کرد.
بعدها ابن زبیر در دیگر را گشود که به وسیله حجاج بسته شد و اکنون همان یک در باقی مانده است. این در تا به حال چندین بار عوض شده است.

ساختمان کعبه نیز از سال 1040 تا قرن اخیر تعمیر نشده بود، ولی در سال 1377 قمری و سپس 1417 تعمیراتی در آن صورت گرفت.

تاریخ کعبه
بر اساس قرآن کریم، کعبه توسط حضرت ابراهیم (ع) و پسر وی حضرت اسماعیل (ع) ساخته شد.
وَإِذْ یَرْفَعُ إِبْرَاهِیمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَیْتِ وَإِسْمَاعِیلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّکَ أَنتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ؛ و هنگامى که ابراهیم و اسماعیل پایه‏هاى خانه [کعبه] را بالا مى‏بردند [مى‏گفتند] اى پروردگار ما از ما بپذیر که در حقیقت تو شنواى دانایى.( سوره بقره، آیه 127)

در زمان حضرت محمد (ص) قبلیه قریش متصدی کعبه بود که در آن زمان معبد بتهای قبایل عربی محسوب می‌شود. عربهای بادیه نشین و ساکنان دیگر شهرها هر سال برای نیایش و داد و ستد به شهر مکه سفر می‌کردند. مکه به عنوان وادی لم یزرع توصیف شده که زندگی در آن دشوار و منابع اندک بود. در حقیقت براساس شواهد مکه مرکز تجارت ملی و نیایش بوده است.

زمانی که پیامبر اسلام به عنوان فاتح از شهر مدینه به مکه بازگشت، کعبه به مکان نیایش مسلمانان تبدیل شد و زیارت سالانه حج به عنوان یکی از فرایض اصلی مسلمانان شکل گرفت.
این بنا تا پیش از فتح مکه به دست حضرت محمد (ص) و پیروانش محل نگهداری و پرستش بت‌ها بود. قریش در اطراف کعبه بت‌های مختلفی قرار داده بودند، مانند: لات، عزی، اسافه، نائله، منات. بزرگ این بت‌ها هبل بود که درون کعبه قرار داشت.

بنا به روایت برخی تاریخ نگاران ساختمان کعبه ده بار بنا شده است: بنیان الملائکه، بنیان آدم، بنیان شیث، بنیان ابراهیم و پسرش اسماعیل، بنیان العمالقه، بنیان جرهم، بنیان مضر، بنیان قریش، بنیان عبدالله ابن زبیر، بنیان حجاج ابن یوسف الثقفی.

بنابر روایت مسلمانان هنگامی که چشمه زمزم از دل زمین جوشید مردم در این منطقه و به سبب آب این چشمه جمع شده شهر مکه را تشکیل دادند و ابراهیم به فرمان خدا ساختمان کعبه را که در اثر طوفان نوح تخریب شده ‌بود بازسازی کرد.

پی نوشت:
1) نك: مجمع البيان علامه طبرسی، ج 2-1، ص 390؛ تفسير الميزان علامه طباطبایی، ج 2، ص 123.
2) وقايع الايام (شیخ عباس قمی)، ص 88؛ رحله ابن بطوطه محمد بن ابراهيم بطوطه، ص 168.
3) سوره بقره(2)، آيه 127

برگرفته از: دانشنامه اسلامی - تابناک

0 امتیاز
پاسخ داده شده مرداد 28, 1394 توسط العبد (4,052 امتیاز)   4 13 28

بررسی تاریخ بنای کعبه در قرآن کریم (بخش اول)

چكیده
برخی آیات قرآن (127 بقره، 96 آل عمران، 37 ابراهیم، 26 حج) هر كدام به گونه ای اشاره به تاریخ كعبه دارند. روایات بسیار زیادی نیز سخن از تاریخ بنای كعبه به میان آورده اند.
برخی از مفسّران با استفاده از این آیات و روایات، حضرت ابراهیم(علیه السلام) را بنیانگذار كعبه میدانند. اما بسیاری از مفسّران معتقدند كه كعبه پیش از حضرت ابراهیم(علیه السلام) نیز وجود داشته است و آیات قرآن كریم اشاره به بازسازی و مرمّت كعبه به دست حضرت ابراهیم(علیه السلام) دارند.
این مقاله، به بررسی و داوری میان این دو قول نشسته، و با بررسی آراء مفسّران با محوریت آیات قرآن و استمداد از روایات تلاش میكند تا قول دوم، یعنی وجود كعبه در زمان های پیش از حضرت ابراهیم(علیه السلام) را اثبات نماید.

مقدّمه
درباره تاریخ بنای كعبه با محوریت آیات قرآن، دو نظریه متقابل وجود دارد:
عده ای با استناد به آیات قرآن كریم و استمداد از روایات، به دنبال اثبات این نظریه اند كه حضرت ابراهیم(علیه السلام)بنیانگذار كعبه بوده و پیش از آن خانه كعبه وجود نداشته است. در مقابل، عده ای بنای كعبه را به زمان حضرت آدم(علیه السلام) باز میگردانند و معتقدند: حضرت ابراهیم(علیه السلام)تنها آن را بازسازی و تعمیر كرد و رونقی دوباره به آن بخشید و به گفته آیةاللّه میزرا خلیل كمره ای، آدم(علیه السلام)كعبه را مطاف كرد، ابراهیم(علیه السلام) آن را مسجد، و محمّد(صلی الله علیه وآله)آن را قبله.1
این نبشتار از آیات قرآن كریم به عنوان یك منبع تاریخی بهره برده، البته با این عنایت كه شأن قرآن اجلّ از یك منبع تاریخی است. روشن است كه برای دسترسی به اینگونه مقولات تاریخی، نمیتوان به روایات تكیه كرد، آنچه كه ما به دنبال آن هستیم آنكه طبق آیات قرآن كریم در زمانهای پیش از حضرت ابراهیم(علیه السلام)نیز كعبه برپا بوده است.
در این مجال، قول گروه اول (معتقدان به بنیانگذاری كعبه به دست حضرت ابراهیم(علیه السلام)) مطرح میگردد و با استناد به دیدگاههای مفسّران بزرگ، دلایل گروه دوم (معتقدان به بنای كعبه در زمانهای پیش از حضرت ابراهیم(علیه السلام)) ذكر و صحت آن اثبات میشود. در ادامه، با نگاهی به روایات و نیز كتب تاریخی، نكات تكمیلی ارائه میگردد.

ضرورت بحث
محمّدجواد مغنیه در تفسیر خود (الكاشف) ذیل آیه 127 سوره بقره، مینویسد:
مفسّران و مورّخان، در تاریخ بنای كعبه اختلافنظر دارند: عده ای تاریخ بنای كعبه را به زمانهای پیش از حضرت ابراهیم(علیه السلام)مربوط میدانند. عده ای بناكننده آن را حضرت ابراهیم(علیه السلام)میدانند. عده ای نیز هستند كه نظر خاصی ندارند و میگویند: اللّه عالم. ما نیز جزو گروه سوم هستیم. عقل در اینباره نه حكم سلبی دارد و نه حكم ایجابی، و راه دستیابی به تاریخ بنای كعبه، فقط به روایات و كشفیات و آیات قرآن منحصر است. در این میان، قرآن تاریخ خاصی را بیان نمیكند و فقط میفرماید:
حضرت ابراهیم و اسماعیل(علیهما السلام) با كمك هم این خانه را بنا كردند. روایات نیز تمامشان خبر واحدند و خبر واحد در امور تاریخی حجت نیست، مگر در مواردی كه قرینه ای برای اطمینان وجود داشته باشد. بنابراین، ما نسبت به این موضوع، تكلیفی نداریم. آیا این بیت قطعه ای از بهشت بوده است یا نه؟ آیا پیامبران سابق حج میكردند یا نه؟ آیا حجرالاسود از بهشت بوده است یا از «ابوقبیس»؟ آیا با گناه گناهكاران سیاه شده یا...؟ ما برای شناخت این موارد مسئول نیستیم، نه عقلا و نه شرعاً، و فایده ای هم بر این شناخت مترتّب نیست.2
همانگونه كه گذشت، این محقق گرانقدر پرداختن به تحقیق درباره موضوعاتی همچون تاریخ بنای كعبه را چندان مفید نمیداند. چه بسا آشفتگی روایات و نقل های تاریخی سبب چنین نظری شده است. اما به نظر میرسد این نوع نگاه به موضوعات تاریخی چندان هم پذیرفته نباشد. چراكه اولا فقدان منابع كافی و وافی، و ضد و نقیض بودن روایات، نباید به راحتی مانع تحقیق و بررسی شود. و ثانیاً، برخی از روایات محفوف به قرینه اند و میتوان با عرضه آنها بر قرآن به آنها استناد نمود. علّامه طباطبائی در اینباره مینویسد:
پذیرفتن آن معنای مشتركی كه همه (روایات) بر آن دلالت دارند، عیبی ندارد و معلوم است كه تعارض در متن روایات، ضرری به آن معنای مشترك و جامع نمیزند. پس روایاتی كه در مثل مسئله مورد بحث از معصومین(علیهم السلام) نقل میشود و در آنها تعارض هست، صرف این تعارض باعث نمیشود كه ما آنها را طرح كرده و از اعتبار ساقط نماییم، مگر آنكه همان جهتِ جامع نیز مخالف با كتاب خدا و سنّت قطعی باشد و نشانه هایی از دروغ و جهل داشته باشد.3
نكته دیگر اینكه باستانشناسان نیز سعی میكنند تا از ریزترین و كمترین كشفیات و منابع اطلاعاتی استفاده كرده و نظریات تاریخی خود را تقویت كنند. اگرچه این امكان وجود ندارد تا از علم باستانشناسی برای دستیابی به موضوعات پنهان این بنای مرموز بهره برد، اما این نباید به رهاكردن موضوع بینجامد.
به نظر میرسد برای كشف حقایق تاریخی مربوط به بنای كعبه، میتوان با كنار هم گذاردن مستندات قرآنی، روایات معصومان(علیهم السلام) به نتیجه قابل توجهی دست یافت. عالمان و مفسّران بزرگ به این موضوع توجه خاصی داشته و بدان پرداخته و سعی داشته اند تا با استفاده از آیات و روایات، نظریاتی نیز ارائه كنند. توجه به نظریاتی كه درباره كعبه ارائه شده، جالب توجه است.
ما میتوانیم با تكیه بر تاریخ مبتنی بر دین، داستان های قرآنی و شواهد خارجی به عقب بازگشته و تاریخ مستندی ارائه نماییم; تاریخی تركیب شده از آیات قرآن، روایات، مستندات عقلی و شواهد خارجی كه دست كم به لحاظ درونی اقناع كننده باشد. ساختمان برجای مانده كعبه و وضعیت جغرافیایی مكّه كه در تاریخ كهن و سفرنامه های قدیم آورده شده میتواند شاهد خوبی برای ما باشد. قرآن، كه داستان كعبه در زمان حضرت ابراهیم(علیه السلام) را بیان میكند و روایاتی كه داستان كعبه را از زمان حضرت آدم(علیه السلام) و پیش از آن بیان می نمایند، هر دو با شواهد خارجی موافق و مطابقند،4 حتی با شواهد خارجی كنونی كه تغییرات بسیاری یافته اند. علاوه بر این، در صورت اثبات بنای كعبه در زمان حضرت آدم(علیه السلام)، میتوان به جایگاه كعبه در ادیان گذشته و نحوه عبادت های ایشان پی برد. مهمتر از همه، عینی و ملموس تر كردن تاریخ حضرت آدم(علیه السلام) و انسانهای پس از وی با تكیه بر یك بنای به جای مانده از حضرت آدم(علیه السلام)میباشد.
فایده دیگر این تحقیقات مستندتر كردن پیشینه حجرالاسود است. برخی از روایات حجرالاسود را سنگی میدانند كه حضرت ابراهیم(علیه السلام) از كوه «ابوقبیس» آورد و در دیوار كعبه جای داد. اما این را كه این سنگ چه امتیازی داشته كه باید از دیگر سنگها متمایز باشد مشخص نمیكنند. بدینروی، این شبهه پیش می آید كه چگونه است كه پیامبر اكرم(صلی الله علیه وآله) یك سنگ معمولی را كه از «ابوقبیس» آورده شده است، میبوسد و احترام میكند؟ مگر اینكه سیر تاریخی آن را، كه دسته دیگری از روایات بدان دلالت دارند، بپذیریم; آن دسته از روایاتی كه میفرمایند:
حجرالاسود مأمور شده تا میثاق و عهد مؤمنان و موحّدانی كه هنگام طواف خانه خدا، به توحید شهادت میدهند را ثبت نماید و روز قیامت در پیشگاه الهی شهادت دهد.
در مجموع، پرداختن به موضوعات تاریخی، بخصوص تاریخ ادیان و بالاخص تاریخ اسلام، امری روا و پسندیده است و باید با تحقیق و بررسی، نقاط تاریك و مبهم را روشن نمود.

آیا ابراهیم به مكّه آمد؟
بجاست پیش از ورود به بحث، ببینیم آیا به لحاظ تاریخی میتوان آمدن حضرت ابراهیم(علیه السلام) به مكّه را اثبات كرد یا خیر؟ پر واضح است كه بیشتر اطلاعات ما مسلمانان درباره گذشته های بسیار دور، از طریق آیات و روایات است; اطلاعاتی از قبیل: خلقت حضرت آدم(علیه السلام)، طوفان حضرت نوح(علیه السلام)، حج حضرت ابراهیم(علیه السلام)، عصای حضرت موسی(علیه السلام) و عروج حضرت عیسی(علیه السلام). این در حالی است كه بعثت نبی مكرّم(صلی الله علیه وآله) و حوادث مربوط به آن علاوه بر آیات و روایات، از طریق كتب تاریخی نیز قابل اثبات است و یك مورّخ بی دین نیز میتواند با مراجعه به آنها، تاریخ پانزده قرن پیش سرزمین حجاز را بازیابد و بدان نیز استناد كند; چراكه پیامبر اكرم(صلی الله علیه وآله)حكومت فراگیری تشكیل دادند كه بازتاب آن در كتب تاریخی به عنوان یك قضیه مهم ثبت شده است. اما مقوله های تاریخی كه از طریق آیات قرآن و یا روایات اهلبیت به دست ما میرسند، برای كسی كه به قرآن و ائمّه اطهار(علیهم السلام) اعتقادی ندارد قابل اعتماد نیست. تنها آن دسته از آیات تاریخی قرآن را، كه مربوط به زمان پیامبر(صلی الله علیه وآله)هستند میپذیرد; مثلا، اینكه قرآن میفرماید:در عصر جاهلی، دختران زنده به گور میشدند. اما اگر قرآن از حضرت آدم و حضرت یوسف(علیهما السلام) و فرعون میگوید، كافر میپرسد: محمّد(صلی الله علیه وآله) از كجا میدانست كه پیش از او چه خبر بوده است؟
اما برای معتقدان به ادیان الهی و كتب آسمانی، این كتابهای مقدّس منابع خوبی برای دستیابی به حداقل هایی از تاریخ انبیا(علیهم السلام)هستند. هم قرآن كریم و هم تورات، گوشه هایی از زندگی حضرت ابراهیم(علیه السلام) را نقل كرده اند. از آیات قرآن كریم به دست می آید كه حضرت ابراهیم(علیه السلام)پیش از تجدید بنای كعبه، همراه همسرش هاجر و فرزند خردسالش اسماعیل(علیه السلام) به مكّه آمدند و حضرت ابراهیم(علیه السلام) ایشان را در صحرایی بی آب و علف گذاشت و به بیت المقدّس بازگشت.او چند مرتبه ای به مكّه آمد تا اینكه در یكی از این سفرها مأمور بنای خانه كعبه شد و پسرش اسماعیل(علیه السلام) او را در این امر یاری داد.
اما در تورات به این مطلب تصریح نشده است. تورات بر این باور است كه هاجر و اسماعیل(علیه السلام)، از خانه حضرت ابراهیم(علیه السلام)اخراج شدند. در سِفر «پیدایش» میخوانیم:
آنگاه ساره به ابراهیم گفت: این كنیز (هاجر) را با پسرش بیرون كن; زیرا كه پسر كنیز با پسر من اسحاق، وارث نخواهد بود. اما این امر در نظر ابراهیم درباره پسرش بسیار سخت آمد. خدا به ابراهیم گفت: درباره پسر خود و كنیزت به نظرت سخت نیاید، بلكه هر آنچه ساره به تو گفته است سخن او را بشنو; زیرا كه ذرّیه تو از اسحاق خوانده خواهد شد، و از پسر كنیز نیز امّتی به وجود آورم; زیرا كه از نسل توست. بامدادان ابراهیم برخاسته، نان و مشكی از آب گرفته، به هاجر داد و آنها را بر روی دوش وی نهاد و او را با پسر روانه كرد. پس (هاجر) برفت و در بیابان «بئر شیع» میگشت و چون آب مشك تمام شد، پسر را زیر بوته گذاشت... .5
همانگونه كه در متن تورات گذشت، تصریحی به آمدن حضرت ابراهیم(علیه السلام) به مكّه نشده و همین امر سبب شده است تا یهود معتقد باشد حضرت ابراهیم(علیه السلام) به مكّه نیامده است. همچنین یهود برای حضرت اسماعیل(علیه السلام)، كه فرزند كنیز (هاجر) بود، قدر و منزلتی قایل نیست و ماجرای قربانی شدن را به حضرت اسحاق(علیه السلام)، فرزند دیگر حضرت ابراهیم(علیه السلام) نسبت میدهند:
مدتی گذشت و خدا خواست ابراهیم را امتحان كند... فرمود: یگانه پسرت ـ یعنی اسحاق ـ را، كه بسیار دوستش داری برداشته و... به عنوان هدیه سوختنی قربانی كن.6
البته صرفنظر از اینكه تورات تحریف شده و مطالبش قابل تأمّل است، این انكار یهود نیز نابجاست; چراكه تورات و قرآن در این مسئله، كه هاجر و اسماعیل از خانه ساره بیرون آمدند، مشتركند. قرآن صراحت دارد كه به مكّه آمدند، اما تورات ادامه آن را نگفته است.
علّامه محمّدجواد بلاغی، در كتاب الهدی الی دین المصطفی، كه ردّیه ای است بر یك نویسنده مسیحی، به این مطلب اشاره دارد; آنجا كه مینویسد: به هیچ وجه، ابراهیم به طرف مكّه و بلاد عرب نیامده است. استاد بلاغی در جواب مینویسد: تورات هرگز سفر ابراهیم به مكّه را انكار نكرده است، نهایت این است كه اشاره ای به این سفر نكرده و این در تورات معمول است; چراكه به زندگی ابراهیم و رشد و پرورش او در بابل هم اشاره ای نكرده است.7 آقای بلاغی علت این انكار یهود را خودبینی آنها میداند و مینویسد:
و انّ هذه التورات انّما هی كآبائها بنی اسرائیل اذ حرصوا علی ان لا یجعلوا نصیبا لغیرهم فی توحید الله و عبادته و شریعته و نبوّته.8
در ادامه، در تورات میخوانیم:
ابراهیم همه دارایی خود را به اسحاق بخشید، اما به سایر پسرانش كه از كنیزانش به دنیا آمده بودند، هدایایی داد، ایشان را در زمان حیات خویش در نزد پسر خود اسحاق، به دیار مشرق فرستاد.9
عبارتهایی همانند «یگانه پسرت اسحاق»، «كه بسیار دوستش داری»، «سایر پسرانش كه از كنیزانش بودند» و امثال اینها، حاكی از موضع گیری ناپسندِ یهود در مقابل حضرت اسماعیل(علیه السلام) و احفاد اوست و صرفاً سعی شده شأن هاجر و حضرت اسماعیل(علیه السلام)را پایین آورد و در مقابل، حضرت اسحاق(علیه السلام) و به تبع آن، بنی اسرائیل را بزرگ و گرامی جلوه دهد. در نهایت، چیزی كه میتوان گفت این است كه تورات به صراحت این سفر را ذكر نكرده و این به معنای انكار نیست. عده ای با اهداف سركوبی اسلام و بیریشه و اساس دانستن پیامبر اكرم(صلی الله علیه وآله)، آن را انكار میكنند. علت آن هم، چنانكه از كتاب مرحوم علّامه بلاغی نقل شد، غرور و خودبینی یهودیان است; چراكه از نسل حضرت اسماعیل(علیه السلام)، پیامبر خاتم، حضرت محمّد(صلی الله علیه وآله)، متولّد گردید و با آمدن دین اسلام، آیین یهود منسوخ و به تاریخ سپرده شد.

0 امتیاز
پاسخ داده شده مرداد 28, 1394 توسط العبد (4,052 امتیاز)   4 13 28

بررسی تاریخ بنای کعبه در قرآن کریم (بخش دوم)

نگاهی اجمالی به آیات مورد بحث
با توجه به اینكه محور این بحث تحقیقی آیات قرآن كریم است، بدین روی، ابتدا آیات قرآن كریم و نظر تنی چند از مفسّران بزرگ نقل میشوند و در موارد نیاز، به روایات و نظر مورّخان مراجعه خواهد شد. قرآن كریم در چهار آیه، از كعبه و تاریخ آن سخن به میان آورده است. البته مراد آیاتی هستند كه به نوعی، از داستان بنای كعبه حكایت میكنند، نه هر آیه ای كه از كعبه سخن گفته باشد. این چهار آیه عبارتند از:
1. (وَ إِذْ یَرْفَعُ إِبْرَاهِیمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَیْتِ وَإِسْمَاعِیلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ) (بقره: 127)
2. (إِنَّ أَوَّلَ بَیْت وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِی بِبَكَّةَ مُبَارَكاً وَ هُدی لِلْعَالَمِینَ)(آلعمران: 96)
3. (رَّبَّنَا إِنِّی أَسْكَنتُ مِن ذُرِّیَّتِی بِوَاد غَیْرِ ذِی زَرْع عِندَ بَیْتِكَ الُْمحَرَّمِ رَبَّنَا لِیُقِیمُواْ الصَّلاَةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِی إِلَیْهِمْ وَارْزُقْهُم مِنَ الَّثمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ یَشْكُرُونَ)(ابراهیم: 37)
4. (وَإِذْ بَوَّأْنَا لِإِبْرَاهِیمَ مَكَانَ الْبَیْتِ أَن لَّا تُشْرِكْ بِی شَیْئاً وَ طَهِّرْ بَیْتِیَ لِلطَّائِفِینَ وَالْقَائِمِینَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ)(حج: 26)
در این آیات كلماتی وجود دارند كه مفسّران، مصداق های متفاوتی برای آنها بیان كرده اند. مصداق های هر دو طرف ذكر میشوند تا خواننده محترم با اِشراف بیشتری وارد بحث شود:
l (یَرفَع الْقَواعِد) (بالا آوردن پایهها): آیا مراد بالا آوردن پایه های خانه است كه قبلا وجود داشتند؟ یا هم پایه گذاری از ابتدا موردنظر است و هم بالاآوردن آنها؟
l (اَوَّلَ بَیْت) (اولین خانه): آیا مراد اولین خانه ای است كه بر روی زمین ساخته شده و پیش از آن هیچ خانه ای وجود نداشته است؟ یا منظور اولین خانه مبارك ـ یعنی اولین عبادتگاه ـ است. وانگهی، اگر اولین عبادتگاه است، آیا حضرت ابراهیم(علیه السلام) آن را بنا كرده یا پیش از آن وجود داشته است؟
l (رَّبَّنَا إِنِّی أَسْكَنتُ): (خدایا! من سكنا میدهم): آیا زمان صدور این دعا از زبان مبارك حضرت ابراهیم(علیه السلام)، پس از آن بود كه وی كعبه را بنا كرد; یعنی زمانی كه آن منطقه به یك آبادی تبدیل شد و هاجر و حضرت اسماعیل(علیه السلام) را در آنجا باقی گذاشت و به بیت المقدّس رفت؟ یا اینكه پیش از تجدید بنای كعبه ـ یعنی نخستین مرتبه ای كه زن و فرزندش را در آن وادی خشك و بی آب و علف رها كرد و به بیت المقدّس رفت ـ به خاطر نگرانی از احوال ایشان، چنین دعایی كرد؟
l (أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ) (دلهای گروهی از مردم): آیا منظور از كلمه «ناس»، قبیله «جُرهم»10 و مانند اینهاست كه هاجر و حضرت اسماعیل(علیه السلام) را تنها دیدند و به سراغ آنها آمدند و با آنها زندگی كردند؟ یا مطلق مسلمانان و حج گزاران هستند كه به طرف خانه خدا میروند و آن را گرامی میدارند؟
l (بوَّاْنا): (مهیّا كردیم): منظور از اینكه خدا میفرماید «مهیّا كردیم» چیست؟ آیا جای قبلی خانه را به او نشان داد و به او گفت: همانجا كه قبلا خانه بوده، از نو خانه ای بساز; یعنی جای خانه قبلی را به ابراهیم نشان داد؟ یا اینكه همانند یك نقشه، جای بنای كعبه را برای او انتخاب كرد، در حالی كه قبلا در آنجا خانه ای نبود؟

نگاهی اجمالی به تفاسیر و آراء مفسّران
آراء مفسّران قرآن كریم درباره این دسته آیات، به سه دسته تقسیم میشوند:
عده ای با توجه به آیات مربوط به بنای كعبه به دست حضرت ابراهیم(علیه السلام)، روایات موافق با آن را نقل میكنند و حضرت ابراهیم(علیه السلام) را بانی كعبه معرفی میكنند. عده ای با توجه به آیاتی همچون (أَوَّلَ بَیْت وُضِعَ لِلنَّاسِ) (ابراهیم: 37) روایات موافق با آن را ذكر كرده، تاریخ آن را به زمان حضرت آدم(علیه السلام)مرتبط میدانند. برخی هم آیات را ترجمه كرده و نظر خاصی را ذكر نمی كنند، بلكه كاملا بیطرفند. از میان تفاسیر متقدّم، میتوان به تفسیر تبیان اشاره كرد كه روایات دو طرف را ذكر میكند، اما به صراحت، ترجیحی برای آنها قایل نمیشود. برای نمونه، مینویسد:
و هل كانت للبیت قواعد قبل ابراهیم؟ فیه خلاف.11
از میان تفاسیری كه حضرت ابراهیم(علیه السلام) را بنیانگذار كعبه معرفی كرده و آیات را طبق این نظریه تفسیر نموده اند، میتوان به تفسیر المیزان اشاره كرد كه در ذیل آیه 96 آلعمران مینویسد:
بحث تاریخی این معنا، متواتر و قطعی است كه بانی كعبه ابراهیم خلیل بوده است.12
در مقابل این قول، با استفاده از تفاسیر شیعه، همچون تفسیر علی بن ابراهیم قمی، مجمع البیان، منهج الصادقین، تفسیر نمونه و تسنیم، و از میان تفاسیر اهل سنّت نیز تفسیر طبری، تفسیر ابوحاتم رازی از قرن چهارم و تفسیر كبیر فخر رازی از قرن ششم، میتوان تاریخ بنای كعبه را به زمان پیش از حضرت ابراهیم(علیه السلام) و حتی حضرت آدم(علیه السلام) بازگرداند. با تحقیقی اجمالی، به نظر میرسد بیشتر تفاسیر قول دوم را اختیار كرده اند.

بررسی آیات و تفاسیر آنها
آیه اول:
وَ إِذْ یَرْفَعُ إِبْرَاهِیمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَیْتِ وَإِسْمَاعِیلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ
(بقره: 127)
هنگامی كه ابراهیم و اسماعیل پایه های بیت را بالا می بردند [می گفتند] پروردگارا، از ما بپذیر كه تویی شنوا و دانا
قرآن كریم در سوره بقره از آیه 125 وارد داستان حضرت ابراهیم(علیه السلام) میشود، به وقایع مهم زندگی ایشان اشاره می نماید و از همه مهمتر، داستان بنای كعبه به دست توانای وی و فرزندش حضرت اسماعیل(علیه السلام) را بیان میكند. كلمه ای كه در این آیه بحث برانگیز شده، كلمه «یرفع» است. تفاسیری همچون المیزان، بر این اعتقادند كه «یرفع» نه به معنای بالا آوردن پایه های قبلی خانه، بلكه به معنای بالا آوردن تمام خانه از اساس است. در تفسیر المیزان آمده است:
«قواعد» جمع «قاعده» است كه به معنای آن قسمت از بناست كه روی زمین مینشیند و بقیه بنا روی آن قرار میگیرد، و استفاده كردن «قاعده» از روی مجاز است; كأنه آنچه كه بر روی قاعده قرار میگیرد از خود قاعده شمرده شده و بلندكردن بنا، كه مربوط به همه بنا هست، به خصوصِ قاعده نسبت داده شده، و اینكه فرموده «از بیت»، اشاره به همین معنای مجازی است.13
همانگونه كه گذشت، تفسیر المیزان بر این عقیده است كه «یرفع» مربوط به تمام بیت است، اما در آیه، فقط به «قاعده» نسبت داده شده و بنابراین، بیتی وجود نداشته و حضرت ابراهیم(علیه السلام) آن را از ابتدا بنیان نهاده و دیوارهایش را پس از بنیان نهادن، بلند نموده است.
اما در مقابل این نظر، تفاسیر زیادی كلمه «یرفع» را نه به تمام بنا، بلكه به تعمیراتی كه حضرت ابراهیم(علیه السلام) بعدها انجام داد مربوط میدانند; یعنی زمانی كه حضرت ابراهیم(علیه السلام) پایه های كعبه را ـ كه خراب و ویران شده بود ـ بالا برد. در اینجا، به تعدادی از تفاسیر مهم اشاره میشود:
آیةاللّه جوادی آملی در تفسیر تسنیم، در ذیل این آیه مینویسد:
«یرفع» به معنای بلندكردنِ هر چیزی است، خواه مادی باشد، خواه معنوی; رفع اجسام (وَرَفَعْنَا فَوْقَكُمُ الطُّورَ)، رفع ذكر (بلندآوازه كردن) (وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ)، رفعِ بنا (بر طول ساختمان افزودن) (وَإِذْ یَرْفَعُ إِبْرَاهِیمُ...)14
ایشان اضافه میكنند كه در این آیه، مقصود از «رفع قواعد»، بالابردن پایه های كعبه و تجدید بنای خانه خداست:15
منظور از(الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَیْتِ)، پایه ها و اركان كعبه است كه به دست حضرت آدم(علیه السلام) بنا شده.16
آیةاللّه جوادی آملی همچنین در ذیل همین آیه، بحث روایی را مطرح میكنند كه عنوان آن «پیشینه كعبه» نامگذاری شده است و آیات ناظر به نظر مزبور را نقل میكنند.17ایشان در ابتدای بحث تفسیر آیه 127 بقره مینویسند:
سابقه كعبه به دوران های پیش از نبوّت ابراهیم خلیل بازمیگردد و بر همین اساس، آن حضرت نخستین بنیانگذار كعبه نیست، بلكه خدای سبحان مكان پیشین كعبه و نیز نقشه بازسازی آن را به او نمایاند تا وی آن را مجدّداً بنا كند.18
تفسیر مجمع البیان در ذیل این آیه مینویسد:
ثمّ بیّن ـ سبحانه ـ كیف بنی ابراهیم البیت، فقال: (وَ اذْ یَرْفَعُ) و تقدیره: و اذكر (اذ یرفع إِبْراهِیمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَیْتِ); أی: اصول البیت التی كانت قبل ذلك... .19
تفسیر نمونه نیز حضرت آدم(علیه السلام) را بانی كعبه میداند و مینویسد:
نخستین خانه ای كه برای پرستش خداوند ساخته شد در سرزمین مكّه بود، و مسلّم است كه پرستش خداوند و ساختن مركز عبادت از زمان ابراهیم(علیه السلام)آغاز نگردیده، بلكه از زمان آدم(علیه السلام)وجود داشته است. اصولا تعبیر (اذ یرفع إِبْراهِیمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَیْتِ) در آیه مورد بحث، خالی از اشاره نیست كه شالوده های خانه كعبه وجود داشته است و ابراهیم و اسماعیل تنها كاری كه كرده اند این بود كه پایه های این خانه مقدّس را بالا برده اند.20
فخر رازی در ذیل این آیه مینویسد:
الاكثرون من اهل الاخبار علی انّ هذا البیت كان موجوداً قبل ابراهیم... .21
البته ایشان تحلیل جالبی دارند كه در ذیل آیه بعد بدان اشاره خواهد شد.
در تفسیر محمّدبن جریر طبری، داستان كعبه اینچنین آمده است:
و ابراهیم اسماعیل را گفت كه خدای تعالی ما را فرموده است كه به مكّه روید و آن جایگاه، كه بیت المعمور بود، یكی خانه بنا كنید. اسماعیل گفت كه سمعاً و طاعةً. گفت: یا پدر سپاس دارم. و هم آن ساعت برخاست و در خدمت پدر ایستاد، و هر دو بیامدند تا به مكّه، و آن جایگاه كه بیت المعمور بوده بود طلب میكردند كه حق تعالی آن جایگاه فرموده بود كه خانه بنا كنند.22

0 امتیاز
پاسخ داده شده مرداد 28, 1394 توسط العبد (4,052 امتیاز)   4 13 28

بررسی تاریخ بنای کعبه در قرآن کریم (بخش سوم)

آیه دوم:
إِنَّ أَوَّلَ بَیْت وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِی بِبَكَّةَ مُبَارَكاً وَ هُدی لِلْعَالَمِینَ (آلعمران: 96)
همانا اولین خانه ای كه برای خلق قرار داده شد در مكّه قرار دارد و مبارك و مایه هدایت جهانیان باشد.
به نظر میرسد تمام داستانها و حتی روایات و نقل قول ها و گمانه زنی ها درباره تاریخ بنای كعبه در جهت این آیه شریفه از قرآن كریم بوده است. صراحتی كه این آیه در تعیین قدمت كعبه دارد، همه را كنجكاو كرده است تا درباره آن بیشتر بدانند. چه بسیار روایاتی كه حاكی از كنجكاوی اصحاب و سؤال ایشان از معصومان(علیهم السلام) برای دانستن تاریخ كعبه هستند. اختلاف در این آیه از این قرار است كه برخی معتقدند: منظور از «اول بیت» اولین عبادتگاه است، نه اولین خانه، ولی برخی معتقدند كه منظور، اولین خانه است و بر فرض كه منظور اولین عبادتگاه باشد، این عبادتگاه سابق بر زمان حضرت ابراهیم(علیه السلام) بوده است.
تفسیر المیزان درباره این آیه مینویسد:
كلمه «بیت» معنایش معروف است و مراد از «وضعِ بیت» برای مردم، ساختن و معیّن كردن آن برای عبادت مردم است; برای اینكه مردم آن را وسیله ای قرار دهند برای پرستش خدای سبحان و از دور و نزدیك به همین منظور به طرف آن روانه شوند و یا به طرف آن عبادت كنند و آثاری دیگر بر آن مترتّب سازند. همه اینها از تعبیر به «بكة»، كه به معنای محل ازدحام است، استفاده می شود و می فهماند كه مردم برای طواف، نماز و عبادات و سایر مناسك، پیرامون این خانه ازدحام می كنند; و اما اینكه اولین خانه ای باشد كه بر روی زمین برای انتفاع مردم ساخته شده باشد، لفظ آیه بر آن دلالت ندارد و نمی رساند كه قبل از مكّه هیچ خانه ای ساخته نشده بود.23
در تفسیر من وحی القرآن نیز در ذیل همین آیه، با ذكر روایتی از امام علی(علیه السلام) مینویسد:
و نستوحی من هذا الحدیث انّ الأنبیاء السابقین مثل نوح لم یبنوا بیوتاً للعبادة.24
این تفسیر معتقد است كه با توجه به روایت امام علی(علیه السلام) و این آیه به دست می آید كه انبیای سابق بر ابراهیم(علیه السلام) خانه ای برای عبادت و طواف نداشتند. استدلال ایشان چنین است:
و لذا لم یشر القرآن فی آیاته الی ذلك.25 یعنی: چون خانهای وجود نداشته، قرآن از آن نامی نبرده است.
ایشان در ادامه مینویسد:
و ربما كان المراد بأنّه أوّل بیت للعبادة، المعنی الشمولی الذی أراده اللّه للناس جمیعاً.26
یعنی: شاید منظور از «اول بیت» اولین خانه ای است كه برای تمام مردم، و نه فقط برای عده ای خاص یا یك پیامبر خاص باشد. به نظر ایشان، پیامبران سابق تا زمان حضرت ابراهیم(علیه السلام)خانه ای خصوصی و محلی برای عبادت خدا داشتند و حضرت ابراهیم(علیه السلام) مأمور شد تا خانه ای جهانی برای خدا بسازد و همه گرد آن جمع شوند.
در جواب این تفاسیر، نكات ذیل قابل تذكرند:
تفسیر نمونه در ذیل این آیه، مینویسد:
این نخستین خانه ای بوده است كه برای مردم ساخته شده است. روشن است كه منظور خانه عبادت و پرستش است و بنابراین، هیچ مانعی ندارد كه قبل از آن خانه های مسكونی دیگری در روی زمین وجود داشته است. این تعبیر پاسخ روشنی است به آنها (نویسنده تفسیر المنار)27كه میگویند: خانه كعبه نخستین بار به دست ابراهیم ساخته شد و ساخته شدن آن به دست آدم را در ردیف افسانه قلمداد می كنند، در حالی كه به طور مسلّم، قبل از ابراهیم معبد و پرستشگاه در جهان وجود داشته است و انبیای پیشین همچون نوح از آن استفاده میكردند و بنابراین، چگونه ممكن است خانه كعبه، كه نخستین معبد در جهان است، به دست ابراهیم ساخته شده باشد؟28
در تأیید قول تفسیر نمونه، چند نكته قابل ذكر است:
اول. اینكه آیه واضح و آشكار بیان میكند كه اولین خانه ای كه برای مردم قرار داده شد، خانه كعبه است; چراكه روایاتی وجود دارند كه كلمه (أَوَّلَ بَیْت) را به معنای اولین خانه گرفته اند.
دوم. باید در شأن نزول آیه دقت كرد. شأن نزول از این قرار است:
یهودیان هنگام تغییر قبله، در مدینه به پیامبر اعتراض كردند29 و سابقه بیت المقدّس را به رخ پیامبر كشیدند. خداوند هم به حمایت از پیامبر، این آیه را نازل نمود تا یهودیان تصور نكنند سابقه بیت المقدّس بیشتر و مقام و منزلت آن برتر است، بلكه بیت اللّه الحرام به عنوان اولین خانه برای مردم قرار داده شده است. اگر در شأن نزول این آیه دقت شود ـ همچنانكه تفسیر نمونه نیز چنین نظری دارد 30 این موضوع كاملا روشن میگردد كه موضع گیری آیه صرفاً برای بیان موضوع سابقه و قدمت كعبه است; چراكه دعوا و موضع گیری یهود نیز بر همین قدمت و سبقت بود.
سوم. گروهی میخواهند اثبات كنند منظور از(أَوَّلَ بَیْت)اولین عبادتگاه است، نه خانه معمولی، و به روایت امام علی(علیه السلام)ـ كه در بحث روایی بیان خواهد شد ـ نیز استناد میكنند. همانگونه كه گذشت، تفسیر من وحی القرآن نیز همین قول را اختیار كرده و با استفاده از كلمه (لِلنَّاسِ) نتیجه گرفته كه كعبه اولین عبادتگاه جهانی است.31 اما نكته اینجاست كه این، دلیلی بر آن نیست كه حضرت ابراهیم(علیه السلام) آن راساخته است. به عبارت دیگر، گرچه كعبه اولین خانه برای عبادت و طواف بوده، اما پیش از حضرت ابراهیم(علیه السلام) ساخته شده است.
چهارم. در نقل های تاریخی می بینیم كه معصومان(علیهم السلام) از ظاهر این آیه استفاده كرده اند. برای نمونه، می توان به این نقل اشاره كرد: منصور دوانیقی قصد داشت خانه های اطراف كعبه را خراب كند و فضای اطراف بیت اللّه را گسترش دهد، اما مردمی كه در آن نزدیكی خانه داشتند، از این كار ممانعت كردند و اجازه ندادند خانه هایشان خراب شود. دعوا را به نزد امام صادق(علیه السلام)بردند، امام در جواب منصور فرمود: نگران نباش، آیه قرآن به نفع شماست. منصور پرسید: كدام آیه؟ امام فرمود: (إِنَّ أَوَّلَ بَیْت وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِی بِبَكَّةَ مُبَارَكاً) چون به دلالت ظاهر قرآن، خانه خدا سابق بر همه خانه هاست، اولویت با خانه خداست و بقیه خانه ها بعدتر ساخته شده اند و میتوانید آنها را خراب كنید، و مردم نیز پذیرفتند. باید دقت شود كه امام از این آیه چه استفاده ای كرد. اگر منظور امام اولین عبادتگاه بود، این قابل خدشه بود و ممكن بود كسی بگوید: پیش از آن، اینجا خانه های اجداد ما بوده است. روشن است كه استدلال امام به گونه ای سبقت خانه خدا را به عقب بازمیگرداند كه هیچكس را یارای مقابله نیست.
پنجم. فخر رازی در تفسیر كبیر، ذیل این آیه بحث تحلیلی مفصّلی را بیان میكند و مینویسد:
واعلم انّ الكعبه كانت موجودة من زمان آدم و هذا هو الاصوب و یدلّ علیه وجوه: الاوّلتكلیف الصلاة... .32
خلاصه استدلال ایشان چنین است: ایشان مینویسد:
اولا، به مقتضای آیه 58 سوره مریم، نماز در تمام ادیان امری لازم بوده و نیاز اصلی نماز، قبله است. حال اگر قبله حضرت آدم(علیه السلام) با حضرت نوح و شیث و ادریس(علیهم السلام) متفاوت باشد، قول خداوند كه فرموده است: (وُضِعَ لِلنَّاسِ) ـ نعوذ باللّه ـ باطل میشود; یعنی ایشان از «ناس» استثنا میشوند. پس واجب است كه گفته شود: قبله انبیای سابق بر ابراهیم(علیه السلام) نیز كعبه بوده است.
ثانیاً، مكّه در قرآن، «امّ القری» نامیده شده است و این اقتضا میكند كه در شرافت و فضل بر دیگر بقاع متبرّكه سابق باشد.
ثالثاً، روایت پیامبر اكرم(صلی الله علیه وآله)است كه در روز فتح مكّه فرمود:
مكّه در روز خلقت زمین و آسمان، حرام (حرم) شد. و حرمت مكّه ممكن نمیشود، مگر پس از وجود كعبه.
رابعاً، آثاری كه از قول صحابه و تابعان حكایت شده، دلالت میكنند بر اینكه كعبه پیش از حضرت ابراهیم(علیه السلام)وجود داشته است.33

آیه سوم:
رَّبَّنَا إِنِّی أَسْكَنتُ مِن ذُرِّیَّتِی بِوَاد غَیْرِ ذِی زَرْع عِندَ بَیْتِكَ الُْمحَرَّمِ... (ابراهیم: 37)
خدایا! من بعضی از فرزندانم را در منطقه ای بی آب و علف و غیرقابل كشت نزدیك خانه ات اسكان دادم...
در این آیات، قرآن به گوشه هایی از داستان حضرت ابراهیم(علیه السلام) اشاره و ورود ایشان به همراه هاجر و حضرت اسماعیل(علیه السلام) به حجاز را نقل میكند; زمانی كه حضرت ابراهیم(علیه السلام) به مكّه آمد، و اهل بیت خود را در آن سرزمین بی آب و علف وانهاد دست به دعا برداشت. محلّ اختلاف در این آیه، آنجاست كه حضرت ابراهیم(علیه السلام) چه زمانی دست به دعا برداشت؟ آیا زمانی كه هاجر و حضرت اسماعیل(علیه السلام) را برای اولین بار گذاشت و رفت؟ یا زمانی كه كعبه را بنا كردند و برای آخرین بار، از مكّه رفت.
نظر المیزان درباره این آیه چنین است:
ظرف مكان (عِندَ بَیْتِكَ الُْمحَرَّمِ...) متعلّق به جمله (أَسْكَنتُ)است. این جمله ـ یعنی جمله (رَّبَّنَا إِنِّی أَسْكَنتُ... عِندَ بَیْتِكَ الُْمحَرَّمِ) كه یك فقره از دعای ابراهیم است ـ خود شاهد بر مطلبی است ـ كه ما قبلا گفتیم ـ كه آن جناب این دعا را بعد از ساخته شدن كعبه و آبادانی آن كرده است; همچنانكه آیه (الْحَمْدُلِلّهِ الَّذِی وَهَبَ لِی عَلَی الْكِبَرِ إِسْمَاعِیلَ وَإِسْحَقَ)(ابراهیم: 39) نیز شاهد بر این معناست. بنابراین، دیگر جای این اشكال باقی نمیماند كه چطور ابراهیم روز ورودش به وادی غیر ذی زرع، آنجا را خانه خدا نامید، با اینكه آن روز خانه كعبه را بنا ننهاده بود، تا چه برسد به اینكه در پاسخش گفته شود كه به علم غیب میدانست كه به زودی مأمور ساختن بیت اللّه الحرام میشود؟ و یا گفته شود كه وی میدانست كه در قرون گذشته، در این وادی، خانه خدا بوده و طوایفی از مردم آن را خراب كردند و یا خداوند در واقعه طوفان آن را به آسمان برد. تازه به فرضی كه با این جواب ها، اشكال مذكور رفع شود، نمیدانیم صاحبان این جوابها اشكال در جمله (رَبِّ اجْعَلْ هَـذَا الْبَلَدَ آمِناً)(ابراهیم: 35) و در جمله (وَهَبَ لِی عَلَی الْكِبَرِ إِسْمَاعِیلَ وَإِسْحَقَ)را چگونه رفع میكنند; چون ظاهر جمله اوّلی این است كه این دعا را وقتی نموده كه مكّه به صورت بلد و شهر درآمده بوده است; همچنانكه ظاهر جمله دومی این است كه این دعا را وقتی نموده كه هم اسماعیل را داشته و هم اسحاق را.34
همانگونه كه ملاحظه میشود، المیزان بر این نظر است كه این دعا، پس از بنای كعبه بر زبان حضرت ابراهیم(علیه السلام) جاری شده و اگر پیش از آن بوده باشد، معنا ندارد كه آنجا را «كعبه» بنامد و بگوید: (عِندَ بَیْتِكَ الُْمحَرَّمِ.) به نظر میرسد عواملی موجب شده اند المیزان چنین نظری داشته باشد; از جمله اینكه ظاهراً المیزان با نگاه به سیر آیات و دعاهای حضرت ابراهیم(علیه السلام)، به این نتیجه رسیده كه دعاها به شكلی متحدند و یك جا از حضرت ابراهیم(علیه السلام) صادر شده و از اینرو، باید دعاها پس از بنای كعبه باشند تا وی بتواند بگوید: (عِندَ بَیْتِكَ الُْمحَرَّمِ) شاهد المیزان آیه (رَبِّ اجْعَلْ هَـذَا الْبَلَدَ آمِناً)(ابراهیم: 35) است كه زمان آن قطعاً پس از بنای كعبه بوده، و در صورتی كه دعاها با هم باشند (إِنِّی أَسْكَنتُ مِن ذُرِّیَّتِی) نیز پس از بنای كعبه بوده است. روشن است كه این استدلال چیزی را به نفع قول المیزان ثابت نمی كند، بلكه قول كسانی كه دعا را پیش از بنای كعبه میدانند، رد میكند.

0 امتیاز
پاسخ داده شده مرداد 28, 1394 توسط العبد (4,052 امتیاز)   4 13 28

بررسی تاریخ بنای کعبه در قرآن کریم (بخش چهارم)

در جواب، باید سعی كنیم زمان صدور دعاها از زبان حضرت ابراهیم(علیه السلام) را به پیش از بنای كعبه باز گردانیم:
دلیل اول. دقتی است كه استاد جوادی آملی كرده اند:
سابقه داشتن كعبه را شاید بتوان از نیایش آن حضرت به هنگام اسكان خانوده اش در سرزمین مكّه استفاده كرد:(إِنِّی أَسْكَنتُ مِن ذُرِّیَّتِی...); زیرا در این زمان، حضرت اسماعیل(علیه السلام)كودكی خردسال بوده كه نمیتوانسته پدر بزرگوار خویش را در بازسازی كعبه یاری دهد، در حالی كه در آیه 127 بقره، وی (اسماعیل) نیز از بنیانگذاران كعبه به شمار آمده است. بنابراین، قبل از حضرت ابراهیم، در آن مكان، هم بیت بوده و هم آن خانه منسوب به خدا بوده و هم محترم بوده.35
دلیل دوم. ضمایری كه در متن دعاهای حضرت ابراهیم(علیه السلام)هستند به ما كمك میكنند كه دریابیم زمان دعاها متفاوت بوده است. پیش از بنای كعبه، یعنی وقتی كه حضرت ابراهیم(علیه السلام) به تنهایی عازم بیت المقدّس شد، فرمود: (إِنِّی أَسْكَنتُ); یعنی: «من» خانوادهام را در این وادی گذارده ام و میروم. اما زمان فارغ شدن از بنای كعبه، میفرماید: (رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا); یعنی: خدایا! از «ما» (من و اسماعیل)، قبول نما.
دلیل سوم. علی بن ابراهیم قمی در تفسیر خود، ذیل آیات 127 سوره بقره، داستان حضرت ابراهیم(علیه السلام) و بنای كعبه را به تفصیل بیان میكند. در روایتی كه ایشان نقل میكند نیز زمان این قسمت از دعای حضرت ابراهیم(علیه السلام) پیش از بنای كعبه بوده است; ایشان مینویسد:
فلمّا سرّحهم ابراهیم و وضعهم و اراد الانصراف منهم الی سارة، قالت له هاجر: یا ابراهیم! لم تدعنا فی موضع لیس فیه انیس و لا ماء و لا زرع. فقال ابراهیم: اللّه الذی أمرنی ان أضعكم فی هذا المكان حاضر علیكم ثمّ انصرف عنهم، فلمّا بلغ كداء و هو جبل بذی طوی التفت الیهم ابراهیم، فقال:(رَّبَّنَا إِنِّی أَسْكَنتُ مِن ذُرِّیَّتِی... لَعَلَّهُمْ یَشْكُرُونَ)36
زمانی كه حضرت ابراهیم(علیه السلام) قصد بازگشت به سوی ساره داشت، حركت كرد تا به كوهی به نام «ذیطوی» رسید. ناگهان متوجه زن و فرزندش شد ـ و از روی نگرانی ـ گفت: خدایا! ایشان را در وادی بی آب و علفی نزدیك خانه ات نهادم... .37
چهارم. جمله (رَبِّ اجْعَلْ هَـذَا الْبَلَدَ آمِناً) كه المیزان به عنوان تأیید مدّعای خود آورده، كاملا تأیید مدّعای ماست. از نوشته های علّامه طباطبائی چنین برداشت میشود كه چون این دعا مربوط به زمان پس از بنای كعبه است، پس جمله (رَّبَّنَا إِنِّی أَسْكَنتُ)هم پس از بنای كعبه بوده است! در حالی كه این جمله دالّ بر پراكندگی دعاهاست; یعنی دعاها در زمان های متفاوت بوده اند. جالبتر آنكه، هم در سوره بقره38 و هم در سوره ابراهیم39 جمله (رَبِّ اجْعَلْ هَـذَا الْبَلَدَ آمِناً)پیش از آیات ناظر به بنای بیت آمده است. در سوره بقره آیه 127 ناظر به بنای كعبه است و عبارت (رَبِّ اجْعَلْ هَـذَا الْبَلَدَ آمِناً) در آیه 126 است و در سوره ابراهیم، آیه 37 ناظر به بنای كعبه است و عبارت (رَبِّ اجْعَلْ هَـذَا الْبَلَدَ آمِناً) در آیه 35 است; یعنی حتی ظاهر آیات، ترتیبی را برای دعاهای حضرت ابراهیم(علیه السلام) نشان نمی دهد.
تفسیر نمونه ذیل این آیه مینویسد:
ابراهیم دعا كرد: خدایا! من زن و فرزندم را در این وادی خشك رها كردم و وقتی خانه را بنا كرد، دعایش را چنین ادامه میدهد كه خدایا! دلهای مردم را به سوی ایشان متمایل گردان.40 اینگونه كه تفسیر نمونه نوشته است، گویای این مدعاست كه دعاهای حضرت ابراهیم(علیه السلام)پراكنده بودند و ضرورتی ندارد كه همه دعاها را در یك جا و متصل به هم بدانیم.
پنجم. آقای یوسفی غروی در كتاب تاریخ تحقیقی اسلام، قول تفسیر علی بن ابراهیم قمی را اختیار كرده، مینویسد: آن زمان كه حضرت ابراهیم(علیه السلام) هاجر و حضرت اسماعیل(علیه السلام) را رها كرد و به راه افتاد تا اینكه به كوهی در منطقه «طوی» رسید و در آنجا متوجه آنها شد، دست به دعا برداشت: (رَّبَّنَا إِنِّی أَسْكَنتُ...);41 یعنی: حالت نگرانی برایش به وجود آمد و به همین دلیل دعا كرد.
ششم. علاوه بر اینها، باید بر روح حاكم بر دعا دقت كرد: حالت درخواست از خداوند همراه با نگرانی برای زن و فرزند. اگر حضرت ابراهیم(علیه السلام)، هاجر و حضرت اسماعیل(علیه السلام) را در شهر مكّه گذاشت، دیگر این دعا با این كلماتِ (بِوَاد غَیْرِ ذِی زَرْع) و (فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ) و (وَ ارْزُقْهُم مِنَ الَّثمَرَاتِ) برای چیست؟ آن زمان كه آنها را در بیابان رها كرد اینچنین دعا نكرد، حال كه به سر و سامانی رسیده اند و حضرت اسماعیل(علیه السلام)بزرگ شده و ازدواج كرده و داخل شهر مكّه قوم و خویشی دارند اینچنین دست به دعا بردارد؟!
هفتم. حضرت ابراهیم(علیه السلام) پس از اینكه كعبه را تجدید بنا كرد، مأمور شد مردم را به حج فراخواند: (وَ أَذِّن فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ)(حج: 27) واجب شدن فراخوانی مردم بر حضرت ابراهیم(علیه السلام) و واجب شدن حج و طواف كعبه بر مردم با این دعا، چندان سازگار به نظر نمیرسد. اگر این جملات و آیات با این همه تأكید نمی بودند و حضرت ابراهیم(علیه السلام) ـ نعوذ باللّه ـ ترس از این داشت كه خانه خدا و كعبه ای را كه ساخته است متروك بماند، توجیهی داشت كه دست به دعا بردارد.
در ادامه آیه، به دلیل اینكه المیزان اول آیه را چنان تفسیر كرده است كه زمان دعای حضرت ابراهیم(علیه السلام) به پس از بنای كعبه مربوط میشود، بدین روی، ادامه آیه را نیز موافق اول آیه تفسیر میكند و مینویسد:
(أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِی إِلَیْهِمْ) (ابراهیم: 37) «هوی» به ضم هاء، به معنای «سقوط» است و آیه (تَهْوِی إِلَیْهِمْ) به معنای این است كه دل های مردم متمایل به سوی ذرّیه او شود، به طوری كه وطن های خود را رها نموده، بیایند و پیرامون آن (كعبه) منزل گزینند و یا حداقل به زیارت خانه بیایند و قهراً با ایشان هم انس بگیرند، (وَ ارْزُقْهُم مِنَ الَّثمَرَاتِ) به اینكه میوه های هر نقطه از زمین را به وسیله تجارت بدانجا حمل كنند و مردم از آن بهره مند شوند (لَعَلَّهُمْ یَشْكُرُونَ.)42
یعنی: مراد از «اَفئدَةً» مسلمانان و حجگزاران هستند كه به مكّه میآیند و كعبه را گرامی میدارند. اما به نظر میرسد كه این كلمه (أَفْئِدَةً)به طایفه «جرهم» و امثال ایشان اشاره دارد43 كه به سوی هاجر و حضرت اسماعیل(علیه السلام) رفتند; یعنی حضرت ابراهیم(علیه السلام) پیش از تجدید بنای كعبه و هنگام بازگشت به بیت المقدّس، میفرماید: خدایا! من زن و فرزندم را در این بیابان رها كردم. خدایا! دل های مردم را به آنها متمایل كن. ایشان زن و فرزند من هستند و من نگران ایشان. ایشان را به تو می سپارم. بنابر نقل كتب تاریخی،44 طایفه «جرهم» آنها را تنها دیدند و به سراغ ایشان رفتند; یعنی دعای حضرت ابراهیم(علیه السلام) اینگونه مستجاب شد. در چنین شرایطی كه ثابت كردیم زمان دعای حضرت ابراهیم(علیه السلام) پیش از بنای كعبه بوده، عبارت (عِندَ بَیْتِكَ الُْمحَرَّمِ)دلیل محكمی بر این مدعاست كه كعبه وجود داشته و حضرت ابراهیم(علیه السلام)فرموده است: من زن و فرزندم را... نزدیك خانه ات سكنا دادم.
تفسیر منهج الصادقین در ذیل این آیه، چنین مینویسد:
ای پروردگار! ما ایشان را در این مسكن ساكن گردانیدم تا به پای دارند نماز را و پرستش تو بجا آورند، پس بگردان دلهای بعضی از مردم كه به كشش محبت بشتابد به سوی ایشان از غایت شوق و داد. حق تعالی دعای آن حضرت را مستجاب فرمود و بعد از رفتن خلیل و گذاشتن ایشان را در آن وادی، به اندك زمانی چشمه زمزم به ركض جبرئیل یا به اثر قوم اسماعیل پدید آمد; چنانكه تفصیل آن در سوره مزبور مسطور شده و قبیله «جرهم» آنجا داعیه اقامت كردند و روز به روز شوق مردم بدان جانب در تزاید است.45

آیه چهارم:
وَإِذْ بَوَّأْنَا لِإِبْرَاهِیمَ مَكَانَ الْبَیْتِ (حج: 26)
آن زمان كه ما مكان خانه كعبه را برای ابراهیم آماده ساختیم
این آیه نیز سبب شده است تا عده ای حضرت ابراهیم(علیه السلام) را به عنوان بنیانگذار كعبه معرفی كنند. اختلاف در این آیه بر سر كلمه (بَوَّأْنَا)است كه آیا بدین معناست كه نقشه كعبه و محل بنای كعبه را به حضرت ابراهیم(علیه السلام) دادیم، یا اینكه محلّ قبلی كعبه را كه بنا به دلایل طبیعی مفقود شده بود، به ابراهیم نشان دادیم؟ به كمك روایات و آراء تفاسیر میتوان اثبات كرد كه این آیه نیز موافق گروه دوم است.
نظر المیزان درباره این آیه چنین است:
«بوّأ له مكاناً كذا»، معنایش این است كه برای او فلان مكان را مهیّا كرد تا مرجع و بازگشتگاه او باشد و همواره بدان جا برگردد و كلمه «مكان» به معنای محل استقرار هر چیزی است. بنابراین، مكانِ خانه قطعه ای است از زمین كه خانه كعبه در آن بنا شده.46
تفسیر نمونه در ذیل این آیه، چنین مینویسد:
منظور این است كه خداوند مكان كعبه را، كه در زمان آدم ساخته شده بود، در طوفان نوح ویران و آثارش محو گشته بود، به ابراهیم نشان داد: طوفانی وزید و خاك ها را عقب زد و پایه های خانه آشكار گشت و یا قطعه ابری آمد و در آنجا سایه افكند و یا به هر وسیله دیگری خداوند محلّ اصلی خانه را برای ابراهیم معلوم و آماده ساخت و او با یاری فرزندش اسماعیل، آن را تجدید بنا كرد.47
تفسیر مجمع البیان نیز همین عقیده را دارد و مینویسد:
ابراهیم نمی دانست كعبه را كجا بسازد، خداوند بادی سخت فرستاد و خاك ها از روی پایه های اصلی كعبه، كه در طوفان نوح ویران شده بود، برداشت و پایه ها آشكار گشت.48

دارای دیدگاه 13 مهر 1398 توسط Yasmin  
حقيقت اينست كه اصلا اسماعيل به صحراي عربستان نيامد اسماعيل با دختري مصري از بستگان هاجر ازدواج كرد. بعدها دختر اسماعيل بسمه به همسري عيسو پسر اسحاق درامد كه نوه اسحاق و اسماعيل پسري بود به نام رعوئيل . درباره خانه كعبه همين را مي دانم كه جد چهارم محمد به نام قصي بن كلاب داماد يهودي بود كه مالك كعبه بود و بعد از ازدواج با ان دختر يهودي عبدالمطلب بدنيا آمد كه بعدها بين نوه دختري و پسري آن مرد يهودي سر پرده داري كعبه اختلاف شد و آنهم به جد محمد رسيد كه تا امروز هم پرده داري كعبه كه ارث خانوادگي بود در خاندان شيبي كه ار نسل ابوطالب هستن ادامه دارد، كعبه ربطي به اسماعيل ندارد. اسماعيل در اسرائيل ماند. وقتي ابراهيم درگذشت ابراهيم را اسحاق و اسماعيل به خاك سپردن.
0 امتیاز
پاسخ داده شده مرداد 28, 1394 توسط العبد (4,052 امتیاز)   4 13 28

بررسی تاریخ بنای کعبه در قرآن کریم (بخش پنجم)

بحث روایی
تا اینجا دیدگاه های مفسّران را در ذیل آیات چهارگانه دیدیم. اكنون در تأیید دلایل مزبور، روایاتی نیز ذكر میشوند. پیش از پرداختن به روایات، ذكر نكته ای ضروری است. با آن دسته از روایات كه سخن از گذشته های بسیار دور نظیر بنای كعبه به میان آورده اند باید با احتیاط برخورد كرد. چرا كه اولا بیشتر آنها به ضعف سند دچارند، ثانیاً با جعلیات و داستان سرایی ها مخلوط شده اند، و از این رو، ضروری است با آیات قرآن محك بخورند. اما نباید دست از آنها كشیده و همه را كنار بگذاریم، چراكه در این صورت تاریخی باقی نمی ماند.
علّامه طباطبائی در تفسیر المیزان، ذیل آیه 127 سوره بقره بحث مفصّلی در اینباره ذكر كرده اند. ایشان در مقابل افرادی كه این روایات را غیر معتبر می دانند، موضعگیری كرده اند. افرادی هستند كه وقتی با این حجم روایات متفاوت، متشتّت و ضد و نقیض رو به رو می شوند، تمام آنها را شسته، كنار می گذارند تا خیالشان راحت باشد. از یك جهت حق دارند; چرا كه بعضی از مضامین این روایات اصلا پذیرفتنی نیست; روایات جعلی كه حاكی از گذشته های بسیار دورند و هیچ آگاهی پیرامون آنها وجود ندارد; جملاتی نظیر «خانه كعبه قدیم است»، «پایه های كعبه كه از آسمان آمده بود»، «كعبه در طوفان نوح برای در امان ماندن از سیلاب به آسمان برده شد» و... البته علّامه طباطبائی جواب خوبی می دهند و آن اینكه به صرف داشتن تعارض، نباید همه روایات را كنار گذاشت، بلكه تا زمانی كه با قرآن و سنّتِ قطعی، مخالفتی نداشته باشند، قابل اعتمادند و می توان از روح حاكم بر روایات و معنای مشترك آنها بهره جست.49
تفسیر المیزان كه ابراهیم(علیه السلام) را بانی كعبه میداند ـ و تفصیل آن گذشت ـ برای تأیید قول خود، به روایتی از امیرالمؤمنین(علیه السلام)استناد میكند و مینویسد:
در الدرالمنثور است كه ابن منذر و ابن ابی حاتم از طریق شعبی از علی(علیه السلام) روایت آورده اند كه در معنای (أَوَّلَ بَیْت) فرمود: معنایش این نیست كه قبل از كعبه هیچ خانه ای نبوده، بلكه منظور این است كه كعبه اولین خانه برای عبادت خدا بود.50
البته گذشت كه این روایت اثبات میكند كه منظور از «بیت» عبادتگاه است، ولی اثبات نمی كند كه حضرت ابراهیم(علیه السلام) آن را ساخته است.
برای اینكه از طریق روایات، سابق بودن خانه كعبه از حضرت ابراهیم(علیه السلام) را ثابت كنیم، می توانیم به سنخ هایی از روایات تمسّك جوییم. به عبارت دیگر، ما علاوه بر آیات قرآن، با این حجم از روایات درباره كعبه رو به رو هستیم. این روایات، كه از بنای كعبه سخن به میان آورده اند، به چند دسته تقسیم می شوند:
1. دسته اول روایاتی هستند كه حضرت آدم(علیه السلام) را بناكننده و بنیانگذار آن میدانند:
روی ابوبصیر عن ابی عبداللّه: انّ آدم هو الذی بنی البیت و وضع اساسه... .51
2. دسته دوم روایاتی هستند كه درباره كعبه و عظمت و تقدّس آن سخن گفته اند كه در خلال آنها، به زمان بنای آن نیز اشاره شده است. در نهج البلاغه، در خطبه «قاصعه» از امیرالمؤمنین(علیه السلام)چنین آمده است:
ألم تر انّ اللّه اختبر الاوّلین من لدن آدم الی الآخرین من هذا العالم باحجار لا تضرّ و لا تنفع و لا تبصر و لا تسمع فجعلتها بیته الحرام، ثمّ وضعه باوعر بقاع الارض حجراً و اقل نتائق مدراً و اضیق بطون الاودیة قطراً بین جبال خشنة و رمال دمثة و عیون وشلة و قری منقطعة...؟»52
ترجمه: «آیا مشاهده نمی كنید كه خداوند سبحان انسان های پیشین، از آدم تا آیندگان این جهان را با سنگ هایی در مكّه آزمایش كرد; سنگ هایی كه نه نفعی می رسانند و نه ضرری؟»53 البته روشن است كه منظور امام(علیه السلام) در اینجا، بیان حكمت خداوند است كه چنین خانه سرد و خاموشی را مركز عالم قرار داده و مهر آن را در دل همه انداخته و همه را به سوی خود كشانیده است. اما میبینیم كه زمان آن را به زمان حضرت آدم(علیه السلام)برمی گرداند.
3. دسته سوم روایاتی هستند كه از حج گزاردن انبیای پیشین حكایت میكنند; مثلا:
عن الرضا(علیه السلام): ... و كان ما حجّت الیه الملائكة و طافت به... فاماالنبیّون آدم و نوحاً و ابراهیم و موسی و عیسی و محمّد(صلی الله علیه وآله)...54
همچنین تفسیر عیّاشی در ذیل آیه 127 سوره بقره این روایت را آورده است:
قال الحلبی: سئل ابوجعفر عن البیت: أكان یحجّ قبل ان یبعث النبی(صلی الله علیه وآله)؟ قال: نعم، و تصدیقه فی القرآن قول شعیب حین قال لموسی حین تزوّج: (عَلَی أَن تَأْجُرَنِی ثَمَانِیَ حِجَج) و لم یقل ثمانی سنین، و انّ آدم و نوحاً حجا و سلیمان ابن داود حجّ البیت بالجنّ و الانس و الطیر و الریح و حجّ موسی علی جمل احمر یقول: لبّیك لبّیك و انّه كما قال: (إِنَّ أَوَّلَ بَیْت وُضِعَ لِلنَّاسِ... مُبَارَكاً)55
4. دسته چهارم روایاتی هستند كه در ذیل آیات آمده اند:
الف. در ذیل آیه 127 سوره بقره ـ برای نمونه ـ ابوحاتم رازی، از علمای اه لسنّت قرن چهارم قمری، كه تفسیرش از نوع مأثور است و در ذیل هر آیه ای، روایاتی نقل میكند، مینویسد:
حدّثنی أبی ثنا نعیم بن حمّاد ثنا محمّدبن ثور عن معمّر عن أیّوب عن سعیدبنجبیر عن ابنعباس: (وَ إِذْ یَرْفَعُ إِبْرَاهِیمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَیْتِ) قال: رفع القواعد التی... كانت قواعد البیت قبل ذلك.56
ب. در ذیل آیه 96 آلعمران ـ به عنوان نمونه ـ نقل میكند:
قال ابوجعفر(علیه السلام): «... (إِنَّ أَوَّلَ بَیْت وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِی بِبَكَّةَ مُبَارَكاً)، فاوّل بقعة خلقت من الارض الكعبة، ثمّ مدّت الارض منها.»57
ج. در ذیل آیه 26 حج ـ به عنوان نمونه ـ در كتاب مستدركالوسائل به نقل از فقه القرآن، از امام باقر(علیه السلام) نقل میكند:
... فلّما كان زمن الطوفان رفع فكانت الانبیاء یحجّونه و لایعلمون مكانه حتی بوّأه اللّه لابراهیم... .58
5. دسته پنجم روایاتی هستند كه درباره حجرالاسود و شأن و منزلت آن سخن گفته اند. البته بحث در خصوص روایاتی است كه به زمان نزول حجرالاسود به زمین اشاره كرده اند. روایات بسیار زیاد و با عبارات متفاوتی هستند. برای نمونه، در روایتی طولانی در كتاب كافی نقل شده است كه شخصی از اسرار حجرالاسود سؤال كرد. امام صادق(علیه السلام) فرمودند:
... انّ اللّه ـ تبارك و تعالی ـ وضع الحجرالاسود و هی جوهرة اخرجت من الجنّة الی آدم(علیه السلام)فوضعت فی ذلك المكان... .59
6. دسته ششم روایات «دحوالارض» هستند; روایتی كه به وفور در كتب روایی دیده میشود، به گونه ای كه حتی در كتب روایی همانند بحارالانوار60 و وسائل الشیعه61 یك باب به آن اختصاص داده شده است. نكته قابل توجه در روایات «دحوالارض» این است كه تقریباً تمامی آنها، هم به گسترده شدن زمین از زیر خانه خدا اشاره دارند و هم به اینكه در محلّ بیت، قبّه ای به وجود آمده است. حال این قبه ممكن است به صورت برآمدگی و یا قطعه سنگ و یا هر چیز دیگری بوده باشد. البته دانشمندان مسلمان با توجه به این روایات، بر این عقیده اند و چنین توجیه می كنند كه سطح كره زمین آب بوده و سپس خشكی ها از زیر آب ظاهر شده اند كه شروع آن از محلّ كعبه بوده است. به هر حال، آنچه در روایات بر آن تأكید شده، اصل قضیه «دحوالارض» است، اما اینكه به چه صورت اتفاق افتاده و شروع و پایان آن چگونه بوده، امر مبهمی است. نكته مهمی كه از روایات «دحوالارض» قابل برداشت است، اینكه زمین كعبه زمینی منحصر به فرد است و عظمت و بزرگی اش به روز خلقت زمین باز میگردد. همه پیامبران از جمله حضرت آدم(علیه السلام) مأمور به احترام آن مكان مقدّس بوده اند، تا زمانی كه حضرت ابراهیم(علیه السلام)مأمور شد آنجا را بازسازی كند و آن را میعادگاه موحّدان قرار دهد. این روایت اشاره به همین موضوع دارد:
عن الرضا(علیه السلام): «... و فی خمسة و عشرین من ذاالقعده وضع البیت و هو اوّل رحمة وضعت علی الارض فجعله اللّه ـ عزّو جلّ ـ مثابة للناس و امنا...»62

كعبه از منظر كتب تاریخی
ما در اینجا در صدد نقد و بررسی اقوال مورّخان نیستیم، و فقط به ذكر اقوال ایشان بسنده می كنیم; چه بسا ایشان مطالب خود را از روایات گرفته اند. و چه بسا به شیوهای تاریخی و با استناد به اسناد و مدارك این مطالب را اخذ كرده اند، اما از آن جهت كه مورّخند در فصلی جداگانه به ایشان میپردازیم.
مورّخ مشهور، یعقوبی، مینویسد:
... پس آدم به مكّه رفت و خانه را ساخت و گرد آن طواف كرد، سپس خدایش فرمود كه برای خدا قربانی كند و او را بخواند و تقدیس نماید.63
در الكامل ابن اثیر چنین آمده است:
آدم همین كه به مكّه رسید، خانه ای از سنگ پنج كوه بنا كرد،... و پایه های آن را از كوه «حرا» آورد... خانه كعبه به همین گونه ماند تا هنگامی كه خدا قوم نوح را غرق كرد و در این هنگام بود كه كعبه از میان رفت و تنها پایه آن بر جای ماند تا زمانی كه خدا، ابراهیم را در آن سرزمین جای داد... .64
البته ابن اثیر در ادامه مینویسد: اینكه كعبه را آدم بناكرده باشد، چندان پذیرفته نیست و ما معتقدیم: كعبه بیگمان، از آسمان آورده شده است.65
ابن سعد در طبقات الكبری مینویسد:
آدم خانه كعبه را از سنگ های پنج كوه ساخت... پس فرشته ای آمد و او را به عرفات برد و تمام مناسك حج را به همان طریقی كه امروز مردم انجام میدهند به او آموخت و او را به مكّه برگرداند و هفت مرتبه بر گرد كعبه طواف كرد.66
حمداللّه مستوفی در تاریخ گزیده، حرف تازه ای دارد; وی مینویسد:
چون خانه كعبه، كه شیث [!] ساخته بود، خراب گشته بود، ابراهیم و اسماعیل به فرمان حق تعالی باز ساختند.67
البته این قول از آن نظر با سخن ما موافق است كه خانه كعبه از دیرباز بوده و پیامبران الهی مأمور میشدند آن را بازسازی و مرمّت نمایند.
كتاب التاریخ القویم دفعات بنا و تجدید بنای كعبه را 11 بار برشمرده كه مؤیّدی بر مطلب مورد بحث است. در این كتاب آمده است:
بنیت الكعبة احدی عشرة مرّة: ملائكة، آدم، شیث، ابراهیم، عمالقه، جرهم، قصی، قریش، عبداللّه بن زبیر، حجّاج، سلطان مراد بن سلطان احمد آل عثمان.68
روشن است كه هرگز تجدید بنای كعبه توسط حضرت ابراهیم(علیه السلام) را در ردیف سایران قرار ندارد; چراكه تحوّلی كه حضرت ابراهیم(علیه السلام)ایجاد كرد بی نظیر و منحصر به فرد بود، اما این قول از این بابت نقل شد كه بنای كعبه را به پیش از حضرت ابراهیم(علیه السلام) باز گردانده است. ایشان در ادامه مینویسد:
ما بنابر قول مورّخان، بنای كعبه را مربوط به قبل از ابراهیم میدانیم و استدلال ما نیز قول الامام الازرقی است; چراكه در علم حدیث و تاریخ پیشواست و از علمای مكّه در قرن دوم هجری بوده است و تاریخ وی پیرامون مكّه اولین كتابی است كه در اینباره به دست ما رسیده و برای ما حجت است.69
ابوالولید محمّدبن عبداللّه ازرقی، نویسنده كتاب اخبار مكّه، نیز بناكننده كعبه را حضرت آدم(علیه السلام) معرفی كرده و داستان حج حضرت آدم(علیه السلام)را نیز نقل میكند و مینویسد:
حدثت انّ آدم(علیه السلام) خرج حتی قدم مكّه فبنی البیت. فلمّا خرج من بنائه قال: ای ربّ! لكل اجیر اجراً و انّ لی اجراً. قال تعالی: نعم ... .70
محقّق تاریخ اسلام، استاد محمّدهادی یوسفی غروی درباره سابقه كعبه مینویسد:
هنگامی كه ابراهیم برای سومین بار به دیدن اسماعیل و هاجر آمد، اسماعیل به حدّ مردانگی رسیده بود و خداوند دستور داد تا ابراهیم و اسماعیل كعبه را بناكنند. ابراهیم پرسید: كجا؟ خداوند فرمود: در سرزمینی كه در آن قبّه ای از نور بر آدم نازل كردم و حرم را برایش روشن كرد.71
خداوند حضرت جبرئیل را فرستاد و مكان كعبه را برایش مشخص كرد و پایه های آن را از بهشت آورد و اسماعیل سنگهای آن را از كوه «طور» آورد و حضرت ابراهیم(علیه السلام) كعبه را بنا كرد و دیوارهایش را به اندازه نُه زراع بالا برد. قبّه ای كه خداوند بر حضرت آدم(علیه السلام) نازل كرده بود، از برف سفیدتر بود و حضرت ابراهیم(علیه السلام) آن را از زیر زمین خارج كرد و در موضعی كه پیشتر كار گذاشته بود، نصب كرد.72
استاد به نقل از علی بن ابراهیم قمی مینویسد:
طبق قول امام صادق(علیه السلام)، كعبه قبل از طوفان نوح به صورت گنبدی بوده كه حضرت آدم آن را در این موضع بنا كرده بود. ابراهیم آن را از نو تجدید كرد.73
آقای جعفریان مینویسد:
تأكید برخی روایات بر آن است كه كعبه به دست حضرت آدم(علیه السلام) ساخته شده است. در این روایات، آغاز مراسم حج همزمان آدم دانسته شده و حتی نامگذاری برخی از نواحی مكّه و نیز مشاعر در مورد آدم و همسرش حوّا توجیه شده است. اگر این روایات را بپذیریم، باید بگوییم: مدت زمانی كعبه پس از آدم چندان محل توجه نبوده و ابراهیم بار دیگر آن راتجدید بنا كرده است. در نگاه تاریخی قرآن، تاریخ مكّه و كعبه با تاریخ آدم و حاكمیت او بر كره خاكی برابر است. آنچه قرآن به آن تصریح كرده، آن است كه كعبه به دست ابراهیم ساخته شده است. در عین حال، قرآن این دیدگاه را نفی نمی كند كه زمانی دراز پیش از آن این خانه وجود داشته و پس از آن تخریب شده است.74

0 امتیاز
پاسخ داده شده مرداد 28, 1394 توسط العبد (4,052 امتیاز)   4 13 28

بررسی تاریخ بنای کعبه در قرآن کریم (بخش ششم)

نتیجه گیری
با كنار هم گذاردن این آیات و روایات و اقوال تاریخی، می توان دریافت كه سابقه بیت اللّه الحرام به پیش از حضرت ابراهیم(علیه السلام)بازمیگردد. نگاهی كلی به آیات حاكی از این است كه تنها آیه 127 سوره بقره، حضرت ابراهیم(علیه السلام) را به عنوان بناكننده كعبه معرفی كرده است. كسانی كه معتقدند: اولین بار كعبه به دست ابراهیم(علیه السلام)ساخته شد باید دیگر آیات را طبق این نظر تفسیر و توجیه كنند. این در حالی است كه دیگر آیات هر كدام به تنهایی گویای این مطلب هستند كه كعبه پیش از زمان حضرت ابراهیم(علیه السلام)برپا بوده است. البته از حضرت ابراهیم(علیه السلام) به عنوان بت شكن تاریخ و منادی توحید و به عنوان دعوت كننده تمام جهانیان به سوی كعبه، می بایست با چنین وضعی در قرآن نام برده شود و بنای كعبه به او نسبت داده شود. اینها همه نشان دهنده عظمت حضرت ابراهیم(علیه السلام) و نقش او در بازسازی نه تنها كعبه، بلكه دینداری مردم زمان خویش است. اما این نباید به گونه ای باشد كه بنای كعبه در زمان پیش از وی انكار گردد. اقتضای عقل نیز ـ كه البته كارش تحلیل است و بس ـ چنین است كه همان دلایلی كه ایجاب میكنند بیت اللّه در زمان حضرت ابراهیم(علیه السلام)برای مردم ساخته شود تا بدان پناه بیاورند و سنگ نشانی برای رهجویان باشد، همان دلایل اقتضا میكند كه در زمان پیش از وی نیز مردم چنین پناهگاهی با محوریت خدا داشته باشند و خدای متعال از یك پایگاه مبارك، كعبه، به مردم معرفی شود تا آنان از خدایان خیالی و باطل ـ خواه خدایان رؤیایی و نیروهای غیبی (روح)، خواه خدایان تصنّعی (بت) و یا خدایان طبیعی مانند خورشید و ماه ـ دور نگه داشته شوند. تجدید بنای كعبه و بازسازی كمّی و كیفی آن و رونق دادن و تبلیغ آن امری است كه مختصّ حضرت ابراهیم(علیه السلام)نیست. دستكم شخص پیامبر اعظم(صلی الله علیه وآله)در سال هشتم، آنجا را از بتها پاكسازی كردند و حقیقت آن را به مردم معرفی نمودند و به مراسم خرافی و طواف های عریان پایان دادند. فرض این مسئله دور از ذهن نیست كه انبیای سلف نیز به همین سبك عمل میكردند. اما با وفات هر یك از انبیا، این مراسم تحریف میشد و با آمدن پیامبر دیگر، این مراسم تجدید و نوسازی میشد. پر واضح است كه نقش حضرت ابراهیم(علیه السلام) در رونق دادن به خانه كعبه و احیای آن قابل انكار نیست و بر همه روشن است كه تحوّلی كه ایشان در مكّه و كعبه ایجاد كرد ـ به استثنای رسول مكرّم(صلی الله علیه وآله)ـ كمتر پیامبری موفق به انجام آن شد و پس از گذشت قریب چهارهزار سال، هنوز هم موحّدان و مسلمانان به عنوان میراث گرانبهایی بدان افتخار میكنند.

پی نوشت ها
1ـ خلیل كمره ای، آفاق الكعبه و الانجم الثمانیه، چ اسلامیه، 1345، ص 78.
2ـ محمّدجواد مغنیه، تفسیر الكاشف، چ سوم، بیروت، دارالعلم للملایین، 1981، ذیل آیه 127 بقره.
3ـ سید محمّدحسین طباطبائی، المیزان، ترجمه سید محمّدباقر موسوی همدانی، قم، اسلامی، 1374، ج 1، ص 473.
4ـ «... در این روایات، آغاز مراسم حج همزمان آدم دانسته شده و حتی نامگذاری برخی از نواحی مكّه و نیز مشاعر، در مورد آدم و همسرش حوّا توجیه شده است...» (نك. رسول جعفریان، آثار اسلامی مكّه و مدینه، نشر مشعر، 1371، ص 28.)
5ـ پیدایش، 21:10ـ16.
6ـ پیدایش، 22:1ـ2.
7و8 -محمّدجواد بلاغی، الهدی الی دین المصطفی، عراق، 1331، ج 2، ص 90 / ص 91.
9ـ پیدایش، 25:5ـ7.
10ـ «جُرهم» قبیله ای بود كه در عرفات اطراق كرده بود. هنگامی كه به خاطر آن عمل معروف حضرت اسماعیل(علیه السلام)، آب از زمین جاری شد، پرندگان به سوی آب آمدند و قبیله جرهم نیز با این نشانه فهمیدند كه در آن نزدیكی آب هست. وقتی به آنجا رفتند هاجر و اسماعیل را تنها یافتند. از آنها اجازه خواستند تا در كنار ایشان اطراق كنند. هاجر نیز پذیرفت و آنها با هم آنجا ماندند. (محمّدهادی یوسفی غروی، تاریخ تحقیقی اسلام، ترجمه حسینعلی عربی، قم، موسسه امام خمینی(قدس سره)، 1382، ج 1 ص 77.)
11ـ شیخ طوسی، تفسیر تبیان، تحقیق احمد حبیب قصیر العاملی، بیروت، دار احیاءالتراث العربی، ج 1 ص 460.
12ـ سید محمّدحسین طباطبائی، پیشین، ج 3، ص 554.
13ـ همان، ج 1 ص 427.
14و15و16و17و18ـ عبداللّه جوادی آملی، تفسیر تسنیم، قم، اسرا، 1384، ج 7، ص 28 / ص 29 / ص 40 / ص 27.
19ـ فضلبن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن، بیروت، دارالمعرفة، 1406، ج 1، ص 389.
20ـ ناصر مكارم شیرازی و همكاران، تفسیر نمونه، تهران، دارالكتب الاسلامیه، 1366، ج 1 ص 330.
21ـ فخر رازی، تفسیر كبیر، تهران، دارالكتب العلمیه، 1411، ج 4، ص 52.
22ـ محمّدبن جریر طبری، تفسیر طبری، ترجمه گروهی از دانشمندان، چ دوم، تهران، توس، 1356، ج 1، ص 105.
23ـ سید محمّدحسین طباطبائی، پیشین، ج 3، ص 542.
24و25و26ـ سید محمّدحسین فضل اللّه، تفسیر من وحی القرآن، چ دوم، بیروت، دارالملاك، 1419، ج 6، ص 161.
27ـ رشید رضا در تفسیر المنار، روایات را متناقض و متعارض و فاسدالسند میداند و از اینرو، اقوالی كه بنای كعبه را به آدم(علیه السلام)نسبت می دهند، نمی پذیرد. (رشید رضا، تفسیر المنار، چ دوم، دارالفكر للطباعة والنشر، ج 1 ص 467.)
28ـ ناصر مكارم شیرازی و دیگران، پیشین، ج 2، ص 9.
29ـ همان، ج 2، ص 9 / محسن قرائتی، تفسیر نور، تهران، مركز فرهنگی درس هایی از قرآن، 1383، ج 3 ص 131.
30و31ـ ناصر مكارم شیرازی و دیگران، پیشین، ج 3، ص 550.
32ـ فخر رازی، پیشین، ج 8، ص 124ـ125.
33ـ همان، ص 125.
34ـ سید محمّدحسین طباطبائی، پیشین، ج 12 ص 110.
35ـ عبداللّه جوادی آملی، پیشین، ص 31.
36ـ علی بن ابراهیم القمی، تفسیر قمی، قم، دارالكتاب، 1376، ج 1، ص 61.
37ـ نك. محمّدهادی یوسفی غروی، تاریخ تحقیقی اسلام، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(قدس سره)، 1382، ج 1، ص 76.
38ـ منظور آیه 126 سوره بقره است.
39ـ منظور آیه 35 سوره ابراهیم است.
40ـ ناصر مكارم شیرازی و دیگران، پیشین، ج 10، ص 362.
41ـ محمّدهادی یوسفی غروی، پیشین، ج 1، ص 76.
42ـ سید محمّدحسین طباطبائی، پیشین، ج 12، ص 110 به بعد.
43ـ در ذیل آیه قبل گفته شد كه تفسیر منهج الصادقین مینویسد: ابراهیم دعا كرد و رفت و حق تعالی دعای ابراهیم را مستجاب نمود و طایفه جرهم نزد ایشان آمدند.
44ـ محمّدهادی یوسفی غروی، پیشین، ص 77.
45ـ ملّافتحاللّه كاشانی، تفسیر منهج الصادقین، تهران، كتابفروشی اسلامیه، 1344، ج 5، ص 143.
46ـ سید محمّدحسین طباطبائی، پیشین، ج 14، ص 516.
47ـ ناصر مكارم شیرازی و دیگران، پیشین، ج 14، ص 67.
48ـ فضلبن حسن طبرسی، پیشین، فراهانی،1350، ج16، ص 203.
49ـ سید محمّدحسین طباطبائی، پیشین، ج 1، ص 472.
50ـ همان، ج 3، ص 542، ذیل آیه 96 سوره آلعمران.
51ـ شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، قم، جامعه مدرسین، 1413، ج 2، ص 235.
52و53ـ نهج البلاغه، ترجمه محمّد دشتی، تهذیب، ص 388 / ص 389.
54ـ شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعه، قم، مؤسسة آلالبیت، 1409، ج 11، ص 223.
55ـ محمّدبن مسعود عیّاشی، تفسیر عیاشی، تهران، چ علمیه، 1380، ج 1، ص 60 / سیدهاشم بحرانی، تفسیر البرهان، تهران، بنیاد بعثت، 1416، ج 1، ص 333.
56ـ ابن ابیحاتم رازی، تفسیرالقرآن العظیم، چ سوم، عربستان، مكتبة نزار مصطفیالباز، 1419، ج 1، ص 232.
57ـ شیخ صدوق، پیشین، ج 2، ص 241.
58ـ محدّث نوری، مستدرك الوسائل، قم، مؤسسة آلالبیت، 1408، ج 9، ص 328.
59ـ محمّدبن یعقوب كلینی، كافی، تهران، دارالكتب الاسلامیه، 1365، ج 4، ص 187.
60ـ محمّدباقر مجلسی، بحارالانوار، بیروت، مؤسسة الوفاء، 1404، ج 95، ص 211، باب «اعمال یوم دحوالارض».
61ـ شیخ حرّ عاملی، پیشین، ج 10، ص 14، باب «استحباب صوم یوم دحوالارض».
62ـ محمّدبن یعقوب كلینی، پیشین، ج 4، ص 149.
63ـ احمدبنابی واضح یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ترجمه ابراهیم آیتی، چ ششم، تهران، عملی فرهنگی، 1371، ج 1، ص 4.
64ـ ابن اثیر، الكامل، ترجمه ابوالقاسم حالت و عبّاس خلیلی، تهران، مؤسسه مطبوعاتی علمی، 1371، ج 1، ص 199ـ202.
65ـ همان، نقل به مضمون.
66ـ ابن سعد، طبقات الكبری، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، فرهنگ و اندیشه، 1374، ج 1، ص 22.
67ـ حمداللّه مستوفی، تاریخ گزیده، تحقیق عبدالحسین نوایی، تهران، امیركبیر، 1364، ص 31.
68و69ـ محمّدطاهر الكردی المكّی، التاریخ القویم لمكّة و بیتاللّه الكریم، بیروت، دارخضر، 1420، ج 1، ص 424 / ص 425.
70ـ ابوالولید ازرقی، اخبار مكّه و ما جاءفیها من الاثار، تحقیق رشدی صالح ملحسن، قم، شریف رضی، 1369، ص 36.
71و72و73ـ محمّدهادی یوسفی غروی، پیشین، ص 77.
74ـ رسول جعفریان، پیشین، ص 19

نویسنده: سيدجلال امام
(دانش آموخته حوزه علميه، دانش پژوه كارشناسي ارشد تاريخ تشيّع)

برگرفته از: دانشنامه موضوعی قرآن

لطفا برای اطلاع از آخرین سوالات سایت، عضو خبرنامه شیعه سِی شوید.

سوالات مشابه

+1 امتیاز
1 پاسخ 350 بازدید

لطفا برای اطلاع از آخرین سوالات سایت، عضو خبرنامه شیعه سِی شوید.

پخش زنده تصاویر اماکن مذهبی

با توجه به طرح سوالات و شبهات فراوان، در صورتی که مطالب طرح شده را برای خود مضر تشخیص دادید، از مطالعه آنها بپرهیزید.
توجه: محتوای سامانه پرسش و پاسخ توسط کاربران ایجاد می گردد. لطفا در صورت مشاهده محتوای نامناسب، آن را گزارش کنید.

436 سوال

577 پاسخ

94 دیدگاه

64 کاربر

فعال‌ترین کاربران
این ماه:
    Gute Mathe-Fragen - Bestes Mathe-Forum

    آخرین ثبت نام کنندگان

    • AyaanMeezan (امتیاز 55 ) زمان ثبت نام Nov 13, 2019

    • Elahe1379 (امتیاز 55 ) زمان ثبت نام Nov 09, 2019

    • سید محمد (امتیاز 55 ) زمان ثبت نام Oct 31, 2019

    • sahari (امتیاز 55 ) زمان ثبت نام Oct 27, 2019

    • انتی بیوتیک (امتیاز 55 ) زمان ثبت نام Oct 07, 2019

    عنوان های کاربری اخیر

    پرسش جالب
    - العبد -
    پرسش معروف
    - العبد -
    تاییدشده
    - سید محمد -
    پرسش جالب
    - العبد -
    پرسش محبوب
    - العبد -

     کانال گپ شیعه سِیکانال بله شیعه سِیکانال بیسفون پلاس شیعه سِیکانال ایتای شیعه سِیکانال آی گپ شیعه سِیکانال ویسپی شیعه سِیکانال سروش شیعه سِی

    شیعه سِی را دنبال کنید...

    صفحه ارتباط با ماآخرین سوالات پرسیده شدهبخش پرسش های مرتبط با شیعه سِیصفحه فیسبوک شیعه سِیگروه لینکدین شیعه سِی صفحه توئیتر شیعه سِی کانال مذهبی تلگرام شیعه سِی اینستاگرام شیعه سِی
    عضویت در خبرنامه شیعه سِی

    حمایت مالی از شیعه سِی
    حمایت از شیعه سِی

    *۷۸۸*۹۷*۳۸۳۰#

    پاسخگوی دینی | صفحه اصلی شیعه سِی | مرکز دانلود اسلامی | دایرکتوری اسلامی | خبرخوان مذهبی | کمپین عاشقان | پخش زنده | حمایت از شیعه سِی | ارتباط با ما
    در راستای توسعه فرهنگ گفتگوی دینی، استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع، آزاد (بلامانع) است.

    ✘ بستن کانال های مذهبی شیعه سِی
    ...