اولین بار است که به شیعه سِی آمده اید؟ لطفا راهنما را مشاهده فرمایید.
x

چرا امام زمان (عج) از نظرها غایب شدند؟فلسفه غیبت چیست؟

+1 امتیاز
272 بازدید
سوال شده خرداد 8, 1394 در امام زمان (عج) توسط بی نام  
چرا خداوند امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را از نظرها پنهان کرده است؟ فلسفه غیبت آن حضرت چیست؟
چرا ما با حضرت مهدی علیه السلام ارتباط نداریم؟


کانال های مذهبی شیعه سِی

3 پاسخ

0 امتیاز
پاسخ داده شده خرداد 8, 1394 توسط العبد (4,049 امتیاز)   3 13 26

 غيبت امام زمان (عج) از اموري است كه بشر از كشف آن ناتوان است و پيوسته مورد سؤال او قرار گرفته و فكرها را مشغول نموده است، ولي بايد توجه داشت كه بر اساس برخي روايات علت و فلسفة واقعي غيبت امام مهدي (عج) سرّي از اسرار الهي است كه حكمت آن بر بندگان پوشيده است و جز خدا و به اذن معصوم (عج) كسي نسبت به آن اطلاع كافي و كامل ندارد و تنها بعد از ظهور آن حضرت اين مطلب روشن خواهد شد. لذا پيامبر اكرم (ص) مي فرمايد:

اي جابر! (غيبت امام زمان) سري از اسرار الهي مي باشد كه بر بندگان پوشيده است، مبادا در امر خدا شك كني، چرا كه ترديد در امر خدا كفر است (1)

و چنانكه عبد الله بن فضل هاشمي روايت كرده كه از امام صادق (ع) شنيدم مي فرمود:

همانا براي صاحب الامر غيبتي تخلف ناپذير است، به طوريكه اهل باطل در آن ترديد مي كنند.
عرض كردم: يا بن رسول الله! چرا غيبت مي كند؟
فرمود: به علتي كه به ما اجازه نداده اند آشكار سازيم.
عرض كردم: چه حكمتي در غيبت اوست؟
فرمود: همان حكمتي كه در غيبت حجتهاي پيش از او بوده است، حكمت غيبت قائم بعد از آمدن خود او ظاهر مي شود، چنانكه حكمت سوراخ كردن كشتي توسط خضر، و كشتن آن بچه، و تعمير ديوار، براي حضرت موسي 7 ظاهر نگشت، مگر موقعي كه خواستند از هم جدا شوند (2)

بنابراين هر چند نمي توان به همه اسرار غيبت آن حضرت پي برد، اما با استفاده از روايات معصومين (ع) به برخي از اين علل و حكمتها اشاره مي كنيم:

الف) آزمايش مردم
چنان كه مي دانيم يكي از سنتهاي ثابت الهي آزمايش بندگان و گزينش صالحان و پاكان است، به طوري كه صحنه زندگي همواره صحنه امتحان و آزمايش است، تا بندگان از اين راه در پرتو ايمان، استقامت و تسليم خويش در پيروي از اوامر خداوند تربيت يافته و به كمال برسند، و استعدادهاي نهفته آنان شكوفا گردد. لذا در برخي از روايات آمده است كه فلسفة غيبت امام زمان (عج) آزمايش مردم است، در اين زمينه به چند روايت توجه فرماييد:

1ـ رسول اكرم مي فرمايد:
او (امام زمان (عج) كسي است كه از (نظر) ياران و شيعيانش غايب مي شود، كه در آن غيبت جز آنكه خداوند قلبش را به ايمان آزموده باشد در اعتقاد به امامت حضرت ثابت قدم نمي ماند (3)

2ـ امام حسين (ع) مي فرمايد:
براي امام مهدي (عج) غيبتي است. در اين غيبت برخي از دين برمي گردند و برخي ثابت قدم ميمانند، هر كس در اين غيبت صبر كند و بر مشكلاتي كه از سوي دشمنان ايجاد مي شود استقامت كند، به قدري از اجر خداوند بهره مند مي گردد كه انگار در كنار پيامبر (ص) با شمشير با دشمنان جنگيده است (4)

3ـ امام موسي بن جعفر مي فرمايد:
هنگامي كه پنجمين فرزندم غايب شد مواظب دين خود باشيد، مبادا كسي شما را از دين خارج كند. او ناگزير غيبتي خواهد داشت، به طوري كه گروهي از مؤمنان از عقيدة خويش بر مي گردند. خداوند به وسيلة غيبت، بندگان خويش را آزمايش مي كند... (5)

شيخ طوسي مي گويد: از سخنان پيشوايان اسلام بر مي آيد كه آزمايش به وسيله غيبت حضرت مهدي (عج) از سخت ترين آزمايش هاي الهي است. (6)

ب) آزادي از بيعت طاغوتهاي زمان
در برخي از روايات اسلامي آمده است كه علت و حكمت غيبت امام مهدي (ع) اين است كه آن حضرت بوسيلة غيبت از يوغ بيعت با طاغوتهاي زمان آزاد مي شود و تعهد و بيعت با هيچ حاكمي را بر عهده ندارد، تا بتواند در زمان قيام خود، آزادانه تلاش كند. ديگر امامان از روي تقيه حكومتها را به رسميت مي شناختند، ولي امام مهدي (عج) مأمور به تقيه نيست و به همين جهت با حكومت ها و طاغوت هاي زمان بيعت نمي كند، اگر غيبت آن حضرت نباشد، اين امر شدني نيست.

امام حسن مجتبي (ع) در اين باره فرمود:
هر كدام از ما (امامان اهل بيت (ع) در زمان خود بيعت حاكمان و طاغوتهاي زمان را از روي تقيه به عهده گرفته ايم، مگر امام مهدي (عج) كه عيسي بن مريم به امامت آن حضرت نماز مي گذارد. خداوند ولادت او را مخفي نگه داشت و براي او غيبتي در نظر گرفت، تا زماني كه قيام مي كند بر گردنش بيعت حاكمي نباشد (7)

ج) آمادگي جهان
ظهور حضرت مهدي (عج) به عنوان خاتم الاوصيا ومنجي بشريت و كسي كه در كره زمين دين اسلام را بر تمامي دين ها پيروز گرداند، قطعاً زمينه و آمادگي جهاني نيازمند است. زيرا روش و سيرة آن حضرت مبني بر رعايت امور ظاهري و حكم به ظاهر نيست بلكه مبني بر رعايت حقايق و حكم به واقعيات و ترك تقيه و مصامحه نكردن در امور ديني و احقاق حقوق و برقراري عدالت واقعي و اجراي تمام احكام اسلامي است.

معلوم است كه انجام اين برنامه و انقلاب بزرگ و همه جانبه نيازمند ترقي و رشد بشر در ناحية علوم، معارف، فكر، اخلاق و آمادگي جامعه براي پذيرش اسقبال اين نهضت و لياقت زمامداري آن رهبر الهي مي باشد. از اين رو جهان بايد زمينة اين پذيرش را داشته باشد تا اين هدف محقق شود. بنابراين مي توان فقدان آمادگي جهان را يكي از فلسفه و حكمت هاي غيبت امام مهدي (عج) بر شمرد. (8)

نتيجه: علت و فلسفه واقعي غيبت حضرت ولي عصر (عج) يكي از رازهاي الهي است، جز خداوند و پيشوايان معصوم (ع) كسي نسبت به آن اطلاع كاملكافي ندارد.

با اين حال طبق بيان معصومين (ع) راز غيبت آن حضرت عبارت است از:
1ـ فراهم نبودن شرايط ظهور، براي تحقق بخشيدن به آرماني بزرگ (گسترش عدل و قسط جهاني و به اهتزار در آوردن پرچم توحيد در تمام كره خاكي) اين آرمان بزرگ نياز به گذشت زمان و شكوفايي عقل و دانش بشر و آمادگي روحي بشريت دارد، تا جهان به استقبال آن امام عدل و آزادي رود. طبيعي است اگر حضرت پيش از فراهم شدن مقدمات در ميان مردم ظاهر شود، سرنوشتي مانند ديگر امامان (شهادت) يافته و قبل ار تحقق آن آرمان بزرگ ديده از جهان برخواهد بست.

2ـ در بعضي از روايات حكمتهاي ديگري از جمله آزمايش مردم و اندازه پايبندي و پايداري آنان به دين وولايت بيان شده است. غيبت آن حضرت سبب مي شود تا نفاق پنهان عده اي آشكار شود ايمان حقيقي محبان و شيعيان واقعي امام (ع) از افراد ناخالص و سست ايمان جدا و پاك شود و در يك جمله مؤمن از منافق معلوم گردد.

منابع و مآخذ:

1ـ يا جابر! ان هذا الامر من امر الله و سر من الله مطوي عن عباده فاياك و الشك في امر الله فهو كفر محمد باقرمجلسي، ج1، ص73، باب 1، حديث 18
2ـ ان لصاحب هذا الامر غيبه لابد منها يرتاب فيها كل مبطل، فقلت: و لم جعلت فداك؟ قال: لامر لم يؤذن لنا في كشفه لكم قلت. فما وجه الحكمه في غيبه؟ قال وجه الحكمه في غيبه وجه الحكمه في غيبات من تقدمه من حجج الله ـ تعالي ذكره ـ ان وجه الحكمه في ذلك لاينكشف الا بعد ظهوره كما لم ينكشف وجه الحكمه فيما آتاه الخضر (ع) من خرق السفينه و قتل الغلام و اقامه الجدار لموسي (ع) الي وقت افتراقهما
3ـ ذاك الذي يغيب عن شيعته و اؤلياته غيبه، لا يثبت فيها علي القول بامامته الا من امتحن الله قلبه للايمان. معجم احاديث الامام المهدي (عج)، ج3، ص421 و بحار الانوار، ج52، ص101
4ـ له غيبه يرتد فيها اقوام و يثبت علي الدين فيها آخرون ... اما ان الصابر في غيبته علي الاذي و التكذيب بمنزله المجاهد بالسيف بين يدي رسول الله (ص) ـ بحار الانوار، ج51، ص133، باب 3، حديث 4
5ـ عن موسي بن جعفر (ع) قال: اذا فقد الخامس من ولد فالله الله في أديانكم لايزيلكم أحد عنها يا بني انه لا بد لصاحب هذا الامر غيبه حتي يرجع عن هذا الامر من كان يقول به، انما هي محنه من الله عزوجل امتحن بها خلقه... ـ شيخ طوسي، كتاب الغيبه، ص204، نعماني، الغيبه، ص 154، مجلسي، بحار الانوار، ج51، ص150، باب 7، حديث 1
6ـشيخ طوسي، كتاب الغيبه، ص203ـ207
7ـ ما منا احد الا و يقع في عنقه بيعه لطاغيه زمانه الا القائم الذي يصلي روح الله عيسي بن مريم خلفه فان الله ـ عزوجل ـ يخفي ولادته و يغيب شخصه لئلايكون لاحد في عنقه بيعه اذا خرج ذاك التاسع من ولد اخي الحسين ...ـ محمد باقر مجلسي، بحار الانوار، ص132
8ـ ر.ك اطف الله صافي، امامت و مهدويت، ج3، ص143 ـ150

منابع جهت مطالعه بيشتر:

1ـ مجموعه مقالات و گفتارها، آثار جمعي از محققين
2ـ خورشيد پنهان، ستاد برگزاري جشنهاي ميلاد حضرت مهدي (عج)
3ـ آخرين سفر، ذبيح الله محسني كبير
برگرفته از كتاب: در ساحل انديشه، اكبر اسد عليزاده، زير نظر آيت الله جعفر سبحاني، موسسه تعليماتي و تحقيقاتي امام صادق (ع)

برگرفته از: موسسه تحقیقاتی ولی عصر (عج)

0 امتیاز
پاسخ داده شده خرداد 14, 1394 توسط العبد (4,049 امتیاز)   3 13 26

چرا امام زمان (عج) غایب است و چرا ما با آن حضرت ارتباط نداریم؟ (بخش اول)
 یکى از پرسش ‏هایى که در طول تاریخ عصر غیبت مطرح بوده و هست اینکه: چرا امام زمان (ع) غایب شد و چرا ما با آن حضرت ارتباط نداریم؟ چه فرقى بین این عصر و عصرهاى گذشته است؟ آیا وظیفه امام هدایت بشر نیست؟ اگر هست، پس چرا او را نمى‏بینیم؟
قاضى عبدالجبار معتزلى مى‏گوید: "اگر امام ظاهر نشود تا به وسیله او نقص‏ها جبران شود، چه فایده‏اى براى او مترتب است، بسان آن که اصلًا حجّتى بر روى زمین نباشد، زیرا به صرف وجود امام، نقص برطرف نمى‏شود، بلکه به امامِ ظاهر است که نقص جبران مى‏گردد."
همچنین تفتازانى مى‏نویسد: "مسئله اختفاى امام از مردم به این کیفیت که تنها اسمى از او در بین باشد. جداً بعید است و امامت او در اختفا امرى بیهوده است، زیرا غرض از امامت، حفظ شریعت، نظام، دفع جور و غیره است ...".
برای پاسخ به این اشکال نیاز به ذکر چند مقدمه است.بعد از ذکر این مقدمات به اشکال پاسخ خواهیم داد.

مقدمه اول: غلبه اسلام بر سایر ادیان‏
در متون اسلامى- اعمّ از قرآن و حدیث- اشاره‏هاى متعدّدى بر این مسئله شده است که در آخرالزمان، دین اسلام بر تمام ادیان غلبه کرده و عدل و داد و حکومت الهى و توحیدى سرتاسر گیتى را فرا خواهد گرفت.
بررسى آیات‏
الف) خداوند متعال در قرآن در 3 آیه اشاره به این نکته دارد که هدف از فرستادن و مبعوث کردن پیامبر اکرم(ص) به دین حق همانا غلبه دین اسلام بر سایر ادیان است:
خداوند مى‏فرماید: هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ؛ اوست خدایى که رسول خود را با دین حقّ به هدایت خلق فرستاد تا بر همه ادیان عالم تسلط و برترى دهد." توبه (9) آیه 33؛ صفّ (61) آیه 9.
و نیز در آیه دیگر مى‏فرماید: هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَ کَفى‏ بِاللَّهِ شَهِیداً؛ اوست خدایى که رسول خود محمّد(ص) را با دین حقّ به هدایت خلق فرستاد تا آن را بر همه ادیان غالب گرداند و بر حقیقت این سخن گواهىِ خدا کافى است." فتح (48) آیه 28.

استدلال به این آیه در صورتى تمام مى‏شود که ضمیر "لیظهره" را به دین حقّ برگردانیم نه «رسول» و صحیح هم همین است، به دو جهت:
1- اینکه در ادبیات عرب این قاعده معروف است: "الاقرب یمنع الأبعد" یعنى تاجایى که ممکن است ضمیر را به مرجعى نزدیک برگردانیم، نوبت به ارجاع ضمیر به دور نمى‏رسد. از همین‏رو مى‏دانیم که ارجاع ضمیر به دین حق، اقرب است.
2- به دلیل قاعده "لزوم سنخیت بین غالب و مغلوب" زیرا آنچه که بر سایر ادیان غالب است دین حقّ است، نه شخص پیامبر(ص).
از همین رو سعیدبن جبیر در تفسیر این آیه مى‏گوید: "هو المهدى(عج) من ولد فاطمة رضى‏اللَّه عنها"؛ "1" او مهدى از اولاد فاطمه(س) است."
ب) خداوند مى‏فرماید: وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى‏ لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً وَ مَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ؛ نور (24) آیه 55. "خدا به کسانى که از شما بندگان [که به خدا و حجّت عصر] ایمان آرد و نیکوکار گردد وعده فرموده است که در [ظهور امام زمان(عج)] در زمین خلافت دهد [و به جاى امَم سالفه حکومت و اقتدار بخشد] چنانچه امم صالح پیامبران سلف جانشینان خود شدند و علاوه بر خلافت، دین پسندیده آنان را [که اسلام واقعى است‏] بر همه ادیان تمکّن و تسلّط عطا کند و بر همه مؤمنان پس از خوف و اندیشه از دشمنان ایمنى کامل دهد که مرا به یگانگى بى‏هیچ شائبه شرک و ریا پرستش کنند و بعد از آن هر که کافر شود به حقیقت، همان فاسقان تبهکارند که با شناسایى حق از پى شهوت نفس به راه کفر مى‏روند."
خداوند متعال در این آیه شریفه به طور صریح وعده داده که مؤمنان صالح را که تحت انواع ظلم‏ها و شکنجه‏ها در طول تاریخ بوده و از خود فداکارى‏هاى زیادى داشته‏اند در روى کره زمین حاکم گرداند.
با در نظر گرفتن این نکته که تاکنون چنین وضع اجتماعى که همان حکومت جهانى صالحان است پدید نیامده، مى‏بایست انتظار چنین حکومتى را در آینده‏اى نه چندان دور داشته باشیم.
ج- خداوند مى‏فرماید: وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ؛ و ما اراده کردیم بر کسانى که در روى زمین ضعیف شمرده شده منّت گذارده و آنها را پیشوایان خلق قرار دهیم".
خداوند متعال در این آیه با تعبیر: وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ به این مطالب اشاره دارد که منّت ما در به حکومت رساندن مستضعفان؛ آینده است و اختصاص به موسى و فرعون ندارد و إلّا «أردنا أن نمنّ» مى‏آورد؛ و این به معناى آن است که سنت الهى- که تخلّف‏بردار نیست- بر این جارى شده که در آینده‏اى نه چندان دور مستضعفان را وارثان کلّ زمین قرار دهد، خصوصاً با درنظرگرفتن کلمه (الأرض) که ظهور در تمام روى زمین دارد.
از همین رو ابن ابى‏الحدید معتزلى در شرح نهج‏البلاغه مى‏فرماید: "همانا اصحاب ما قائلند به این‏که در این آیه وعده‏اى است به امامى که مالک زمین گشته و بر عالم‏ مستولى مى‏گردد."
د- خداوند مى‏فرماید: وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ؛ «و ما بعد از تورات در زبور داود نوشتیم [و در کتب انبیاء سلف وعده دادیم‏] که البته بندگان نیکوکار من ملک زمین را وارث و متصرّف خواهند شد». انبیاء (21) آیه 105.

مقدمه دوم: تغییر مصالح به تغیّر حالات‏
شیخ مفید مى‏گوید: "مصالح بندگان با اختلاف حالات آنها متغیّر مى‏شود، انسانى که حکیم است تدبیر و تربیت اولاد و دوستان و اهل و خدمت‏کاران و ... خود را به‏عهده گرفته و آنها را معرفت و آداب آموخته و وادار بر اعمالِ حسنه مى‏کند تا در میان مردم عزیز شده و مستحقّ مدح و ثنا و تعظیم گردند. هم‏چنین چگونگى تجارت صحیح را به آنها مى‏آموزد و ...
حال اگر آنان به دستورها و اهداف تربیتى او عمل کردند آن شخص حکیم هدایت‏هایش را ادامه داده و راه صحیح را براى آنان هموار مى‏کند ... ولى اگر از دستورات او سرپیچى کرده و تحت تربیت او قرار نگرفته و راه سفاهت و ظلم و لهو و لعب را پیشه کردند، در این هنگام آن شخص حکیم مصلحت را در قطع موقتى رحمت از آنها مى‏بیند تا به خود آمده و قدر نعمت را بدانند، و این عمل هیچ‏گونه تناقض و تضادّى با اغراض و تدبیرهاى انسان حکیم و عاقل ندارد.
عین همین مطلب را که در مورد انسان عاقل و حکیم ذکر کردیم، درباره خداوند عرض مى‏کنیم، به این بیان که خداوند متعال امر تدبیر و مصلحت امّت را به عهده گرفت، آنگاه عقلشان را کامل کرد و آنان را مکلّف به انجام دادن اعمال صالح کرد تا به وسیله آن‏ به سعادت برسند.
حال اگر مردم به دستورهاى الهى از اوامر و نواهى چنگ زنند، بر خدا لازم است که آنها را یارى کند و با اضافه‏کردن عنایت‏هایش بر بندگان، راه را بر آنها آسان‏تر نماید. ولى در صورتى که مخالف دستورهایش عمل کنند و مرتکب نافرمانى شوند، مصلحت بندگان تغییر مى‏کند و در نتیجه موقعیت و وضعیت نیز تغییر خواهد کرد و خداوند توفیق را از آنها سلب مى‏نماید، و در این هنگام آنان مستحقّ ملامت و مستوجب عقاب خواهند بود. در واقع براى آنان این حالت در تدبیر امورشان به صواب و صلاح نزدیک‏تر است؛ و این وضعیت هیچ گونه مخالفتى با عقل و حکمت و مصلحت اندیشى ندارد ...
ما همین نکته را در مصلحت خلق به ظهور أئمه علیهم السلام و تدبیر آنان در صورت اطاعت و نصرت مردم مى‏بینیم؛ ولى هنگامى که مردم نافرمانى کرده و به طور وسیع خون آن بزرگواران را ریختند، قضیه عوض شده و مصلحت بر این تعلق مى‏گیرد که امام مردم غایب و مستور باشد و این عمل باعث ملامت و سرزنش کسى غیر از خود مردم نخواهد بود، زیرا به سبب سوء کردار و رفتار و اعتقادشان مسبّب این واقعه شدند.
شایان ذکر است که هیچ گاه مصلحت غیبت و استتار مانع از وجوب وجود او نشده است و این عین صلاح و صواب براى جامعه این‏چنینى است ....."

مقدمه سوم : دوازده امام‏
پیامبر اکرم(ص) بنابر روایاتى که از طریق شیعه و سنّى رسیده- امامان و خلفاى بعد از خود را تا روز قیامت 12 نفر معرفى کرده است:
بخارى به سندش از جابر بن سمره نقل کرده که گفت: من از پیامبر(ص) شنیدم که فرمود: "بعد از من 12 امیر خواهد بود". سپس جابر مى‏گوید: پیامبر(ص) کلمه‏اى فرمود که من نفهمیدم. پدرم به من گفت که پیامبر(ص) فرمود: "تمام آنها از قریشند."
متقى هندى به سندش از انس بن مالک نقل مى‏کند که رسول خدا(ص) فرمود: "این دین برپاست تا این‏که دوازده نفر از قریش بر آن امامت و خلافت کنند و بعد از هلاکت دوازده امام، زمین زیر و رو خواهد شد.
ابن شهر آشوب به سندش از امام حسین(ع) نقل مى‏کند که فرمود: از رسول خدا(ص) سؤال نمودم که آیا بعد از شما پیامبرى خواهد آمد؟ فرمود: خیر، زیرا من خاتم انبیا هستم. و لکن بعد از من امامان خواهند آمد که قیام کنندگان به قسط و عدل اند و عدد آنها به تعداد نقباى بنى‏اسرائیل- دوازده نفر- است ...".
 

0 امتیاز
پاسخ داده شده خرداد 14, 1394 توسط العبد (4,049 امتیاز)   3 13 26

چرا امام زمان (عج) غایب است و چرا ما با آن حضرت ارتباط نداریم؟ (بخش دوم)

مقدّمه چهارم: ضرورت وجود حجّت در روى زمین‏
از مجموعه‏اى از روایات و ادله عقلى استفاده مى‏شود که بقاىِ امام معصوم و حجت خدا در روى زمین تا روز قیامت از امور ضرورى است، به ادله عقلى آن در مقاله‏اى مستقل مى‏پردازیم؛ اکنون به برخى از روایات که این مضمون از آنها استفاده مى‏شود اشاره مى‏کنیم:
1- احادیث ثقلین: در ذیل بعضى از آنها چنین آمده است: ".. انّهما لن یفترقا حتّى یردا علىّ الحوض؛ ... همانا کتاب و عترت از یکدیگر جدا نمى‏شوند تا در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند."
ابن‏حجر هیتمى در کتاب الصواعق المحرقه مى‏نویسد: احادیثى که مردم را به تسمک به اهل‏بیت وادار مى‏کند اشاره دارد به این‏که تا روز قیامت زمین خالى از شخص شایسته از اهل‏بیت نیست تا اینکه مردم به او تمسک کنند، همان طورى که کتاب عزیز این چنین است."
علامه مناوى در فیض الغدیر، سیوطى در شرح جامع الصغیر و علامه سمهودى در جواهر العقدین به همین مضمون تصریح کرده‏اند.
2- احادیث معرفت امام که از طرق شیعه و سنّى وارد شده که پیامبر(ص) فرمود: "من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة؛ هر کسى که بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است."
3- احادیث بسیارى به این مضمون از طرق شیعه وارد شده که اگر زمین از حجّت خالى گردد زمین دگرگون مى‏شود.
مرحوم کلینى به سند صحیح از ابى‏حمزه نقل مى‏کند که فرمود: از امام صادق(ع) سؤال کردم: آیا زمین بدون امام باقى مى‏ماند؟ حضرت فرمود: "لو بقیت الأرض بغیر امام لساخت؛ اگر زمین بدون امام شود، هر آینه دگرگون خواهد شد».
در کتاب‏هاى روایى، روایات صحیح بسیارى به این مضمون وارد شده است.
واضح است که حجت خدا باید در روى زمین باشد تا بتواند آن را از دگرگونى نجات دهد؛ کسى که بر عالم ماده و ناسوت حجّت است.

مقدمه پنجم: خوف از قتل‏
یکى از اسباب گوشه‏نشین شدنِ انبیا و رسل، خوف از قتل به‏جهت حفظ جان و به امید نشر شرایعشان بوده است، خداوند متعال از زبان حضرت موسى(ع) مى‏فرماید:
فَفَرَرْتُ مِنْکُمْ لَمَّا خِفْتُکُمْ؛ "پس از میان شما گریختم، هنگامى که از شما ترسیدم".
هم‏چنین خداوند متعال از زبان شخصى از بنى اسرائیل که خطاب به حضرت موسى علیه السلام مى‏گوید: إِنَّ الْمَلَأَ یَأْتَمِرُونَ بِکَ لِیَقْتُلُوکَ؛ "گفت: اى موسى رجال دربار فرعون در کارت مشورت مى‏کنند که تو را به قتل رسانند".
آرى، خوف یکى از اسبابى بود که موسى بن عمران(ع) را مجبور به فرار از مصر کرد و او را به سوى شعیب رسانید.
امام مهدى(ع) نیز با نبودِ اسباب عادى براى نصرت و یاریش، و قوّت و قدرت دشمنانش خوف حبس بلکه قتل و به دار آویختن براى او بوده است، لذا از ابتدا برایش چاره‏اى جز اعتزال و غیبت نبود تا این‏که امر خدا صادر شود و ظهور او مقدّر گردد.
از همین رو در روایتى که صدوق به سندش از امام صادق(ع) نقل کرده آمده است: "للقائم غیبة قبل قیامه، قلت: و لم؟ قال: یخاب على نفسه الذبح.
امام صادق(ع) به زراره مى‏فرماید: براى قائم غیبتى است قبل از قیامش. زراره مى‏گوید: به حضرتش عرض کردم: به چه جهت؟ فرمود: زیرا او به جهت قتل بر خود مى‏ترسد."
شیخ مفید در رساله سوّم خود راجع به غیبت مى‏نویسد: "اگر کسى اعتراض کند که اگر سبب غیبت طولانى آن حضرت، کثرت دشمنان و خوف بر جان خود از آنان است، چرا امامان قبل از او غیبت نکردند، درحالى که زمان و عصر امامان قبل به مراتب دشوارتر و دشمنان آنها زیادتر بوده است، با این وجود مى‏بینیم که همه آنان ظاهر بودند و از شیعیان خود غایب نشدند ...؟
او در جواب این اشکال مى‏گوید: عصر امام زمان(ع) با امامان قبل از او به مراتب مختلف بوده است، زیرا آنچه از احوال امامان سابق بر آن حضرت استفاده مى‏شود آن‏ است که آنها در تقیه بوده و مأمور به قیام شمشیر نبوده‏اند، به جهت اینکه مصلحت در آن نبوده است ... و لذا به این جهت از غیبت و استتار بى‏نیاز شدند. ولى امام زمان(ع) از آنجا که به قیام شمشیر و جهاد در راه دشمنان خدا مشهور شده است، و اوست مهدى امّت که زمین را پر از عدل و داد خواهد نمود، لذا دشمنان در کمین او بوده و قصد نابودى حضرت را داشتند. و از آن جا که یاران آن‏حضرت نیز آمادگى دفاع از او و کیانش را نداشتند، غیبت بر آن حضرت(ع) لازم شد. در غیر این‏صورت حضرت با ظهورش جان خود و شیعیان را در معرض خطر قرار مى‏دادند بدون آن‏که ثمره‏اى بر آن مترتّب گردد ..."

مقدمه ششم: بیعت ‏نکردن امام زمان(ع) با حاکمان‏
یکى از اسباب و عوامل غیبت امام زمان(ع) که در روایات به آن اشاره شده، بیعت نکردن آن حضرت با حاکمان عصر خود است.
شیخ صدوق در کمال‏الدین به سندش از امام صادق(ع) نقل مى‏کند که فرمود: "یقوم القائم و لیس فى عنقه لأحد بیعة؛ قائم(ع) قیام خواهد کرد، درحالى که بیعت کسى بر گردن او نخواهد بود".

مقدّمه هفتم: انواع هدایت‏
هدایت بر چهار نوع است:
1- هدایت فطرى: خداوند متعال مى‏فرماید: فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها لا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ؛ پس تو اى رسول [با همه پیروانت‏] مستقیم رو به جانب آیین پاک اسلام آور و پیوسته از طریق دین خدا که فطرت خلق را بر آن آفریده است پیروى کن که در خلقت خدا هیچ تغییرى نباید داد. و این است‏ آیین استوار حقّ و لکن اکثر مردم از حقیقت آن آگاه نیستند.
2- هدایت تشریعى: یعنى راهنمایى‏کردن که متفرّع بر حضور امام در میان جامعه است. خداوند مى‏فرماید: فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ؛ پس خداوند رسولان فرستاد که نیکان را مژده دهند و بدان را بترسانند.
3- هدایت تکوینى: که همان تصرف و تدبیر در نظام آفرینش است.
4- هدایت باطنى (ایصال به مطلوب): که شعبه‏اى از ولایت تکوینى است. این نوع هدایت متفرع بر وجود امام زمان(ع) است نه حضور او. خداوند متعال به این نوع هدایت اشاره دارد: وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا؛ "3" و آنان- انبیاء- را پیشواى مردم قرار دادیم تا خلق را به امر ما هدایت کنند.
پر واضح است که انبیاى الهى که در آیه، نامى از آنها برده شده قبل از رسیدن به مقام امامت، مقام نبوت و هدایت تشریعى جامعه را دارا بودند.
ازمجموع مقدماتى که به صورت اختصار بیان شد، مسئله غیبت امام زمان(ع) به طور وضوح توجیه خواهد شد.
آنها که غیبت امام قائم را بی فایده می دانند در حقیقت به این مسئله توجه ندارند که غیبت از مردم به معنای بی توجهی نیست. امام غایب هم چون نوری است پشت ابر که به دلایلی از نظرها غایب است اما نور هدایت خود را از مردم دریغ نمی دارد. او حجت خدا است.

برگرفته از: پرسمان دانشجویی

لطفا برای اطلاع از آخرین سوالات سایت، عضو خبرنامه شیعه سِی شوید.

سوالات مشابه

لطفا برای اطلاع از آخرین سوالات سایت، عضو خبرنامه شیعه سِی شوید.

پخش زنده تصاویر اماکن مذهبی

با توجه به طرح سوالات و شبهات فراوان، در صورتی که مطالب طرح شده را برای خود مضر تشخیص دادید، از مطالعه آنها بپرهیزید.
توجه: محتوای سامانه پرسش و پاسخ توسط کاربران ایجاد می گردد. لطفا در صورت مشاهده محتوای نامناسب، آن را گزارش کنید.

427 سوال

574 پاسخ

79 دیدگاه

60 کاربر

فعال‌ترین کاربران
این ماه:
    Gute Mathe-Fragen - Bestes Mathe-Forum

    آخرین ثبت نام کنندگان

    • انتی بیوتیک (امتیاز 55 ) زمان ثبت نام Oct 07, 2019

    • Zeinodin (امتیاز 55 ) زمان ثبت نام Sep 24, 2019

    • Masoud570 (امتیاز 55 ) زمان ثبت نام Sep 04, 2019

    • jb_a99 (امتیاز 55 ) زمان ثبت نام Aug 30, 2019

    • pouya (امتیاز 55 ) زمان ثبت نام Aug 20, 2019

    عنوان های کاربری اخیر

    پرسش محبوب
    - العبد -
    پرسش جالب
    - العبد -
    پرسش جالب
    - العبد -
    پرسش محبوب
    - العبد -
    پرسش محبوب
    - العبد -

     کانال گپ شیعه سِیکانال بله شیعه سِیکانال بیسفون پلاس شیعه سِیکانال ایتای شیعه سِیکانال آی گپ شیعه سِیکانال ویسپی شیعه سِیکانال سروش شیعه سِی

    شیعه سِی را دنبال کنید...

    صفحه ارتباط با ماآخرین سوالات پرسیده شدهصفحه گوگل پلاس شیعه سِیبخش پرسش های مرتبط با شیعه سِیصفحه فیسبوک شیعه سِیگروه لینکدین شیعه سِی صفحه توئیتر شیعه سِی کانال مذهبی تلگرام شیعه سِی اینستاگرام شیعه سِی
    عضویت در خبرنامه شیعه سِی

    حمایت مالی از شیعه سِی
    حمایت از شیعه سِی

    *۷۸۸*۹۷*۳۸۳۰#

    پاسخگوی دینی | صفحه اصلی شیعه سِی | مرکز دانلود اسلامی | دایرکتوری اسلامی | خبرخوان مذهبی | کمپین عاشقان | پخش زنده | حمایت از شیعه سِی | ارتباط با ما
    در راستای توسعه فرهنگ گفتگوی دینی، استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع، آزاد (بلامانع) است.

    ✘ بستن کانال های مذهبی شیعه سِی
    ...