اولین بار است که به شیعه سِی آمده اید؟ لطفا راهنما را مشاهده فرمایید.
x

چرا مردم مدينه در قبال قتل دختر پيامبر سكوت كرده و هيچ اقدامي نكردند؟

+1 امتیاز
511 بازدید
سوال شده فروردین 4, 1394 در حضرت زهرا (س) توسط بی نام  

شبهه:
در كدام كتاب آمده است كه احدي از مسلمانان در رابطه با قتل حضرت فاطمه زهرا به ابوبكر و عمر اعتراض كند؟ آيا آن همه مسلمانا هيچ كدامشان از اين جريان خبر نشدند؟ و يا اين كه همه شان طرف دار ابوبكر و عمر و دشمن فاطمه بودند؟


کانال های مذهبی شیعه سِی

1 پاسخ

0 امتیاز
پاسخ داده شده فروردین 4, 1394 توسط العبد (4,053 امتیاز)   6 20 30

در پاسخ به این شبهه باید ابتدا توجه داشت که چنین تحلیل ها و استبعادهایی نمی توانند تحقق وقایع تاریخی را انکار نمایند و در مقابلِ ادله معتبر تاریخی مقاومت نمایند.

اولا به فرض این که مردم مدینه هیچ عکس العملی در برابر این فاجعه هولناک نشان نداده باشند، این مطلب موجب اشکال به اصل این واقعه مسلم تاریخی نیست؛ بلکه اشکال را متوجه مردم مدینه یا حاکمان مدینه می سازد و باید دید چه چیزی بر سر مردم مدینه آمده که در برابر این مسئله سکوت می کنند ویا شاید اموری نظیر ترس و زور و تهدید و خفقان باعث این سکوت شده ویا شاید علت دیگری داشته باشد؛ و باید از لا به ­لای مدارک معتبر تاریخ، سرّ این سکوت را به دست آورد.

ثانیاً: تاریخ در قضایای مشابه دیگری نیز، شاهد چنین عکس العملهایی از مردم مدینه است! برای نمونه، مگر مردم مدینه نبودند كه در برابر كشتن عثمان و تعرض به همسر او عكس العملی از خود نشان ندادند. (تاریخ طبری ج 3 ص 468 و438.)

آیا می توان گفت چون مردم مدینه عکس العملی نشان نداند پس قتل عثمان رخ نداده است؟!

ثالثا: تاریخ نشان می دهد: فضای حاکم در جامعه در آن دوران، فضای زور و فشار و تهدید و سرکوب بود ومردم جرات مخالفت نداشتند.

ابوبکر که تنها با بیعت عمر و چند نفر دیگر بر مسند خلافت نشست، با کمک قبایل اطراف مدینه و تازه مسلمانان، با ضرب و  زور از مردم بیعت گرفت و حکومت خود را تثبیت کرد و پس از آن، هرکه با آنان مخالفت می کرد و یا از بیعت سرباز می زد با برخوردی بسیار شدید مواجه می شد و حتی گاهی محکوم به مرگ می گشت و جان و مال و حریمش مباح دانسته می شد؟!

جالب است که ماوردی از بزرگان اهل سنت می نویسد: بر اساس نظر اکثر فقها و نیز متکلمان بصری، خلافت با بیعت پنج نفر منعقد می شود و دلیل این امر آن است که: تنها پنج نفر با ابوبکر بیعت کردند و سپس مردم(خواسته یا ناخواسته) از آنها تبعیت کردند. این پنج نفر عبارتند از: عمربن خطاب، ابوعبیده جراح، اسید بن حضیر، بشر بن سعد، و سالم مولی ابی حذیفه... .(ماوردی، الاحکام السلطانیه، ص4)

از طرفی اهل سقیفه، با زور و اجبار مردم را به بیعت با ابوبكر وادار می‌كردند و حتی با زور دست مخالفان را به نشانۀ بیعت، بر دست ابوبكر می‌كشیدند!! و این را بیعت تلقی می کردند!!!

در اولین لحظه های بیعت، با مخالفان با لگد و امثال آن برخورد می کردند و پس از مدتی با قتل و آتش زدن!

روز سقیفه، بیعت كنندگان با ابوبكر، سعد را زیر دست و پا له كردند . به آنها گفته شد سعد را كشتید عمرگفت: خدا سعد را كشت! او منافق بود! ( تاریخ الطبری، ج 2،  ص 244؛ صحیح البخاری، ج 3،  ص 1341،؛ )

حباب بن منذر آن صحابی بزرگ و مجاهد جنگ بدر را با آن همه سابقه‌ی درخشان به جرم اینکه خلافت ابوبکر را قبول نکرده بود، در همان سقیفه گرفتند وصورتش را به زمین کشیدند و دهانش را پر از خاک کردند.( إبن أبی‌الحدید، شرح نهج البلاغة، ج6، ص26)

ابن ابی الحدید می‌نویسد:
عمر کسی بود که بیعت ابوبکر را محکم کرد و مخالفین ابوبکر را به بیعت کشاند و شمشیر زبیر را در وقتی که آن را از غلاف بیرون آورده بود شکست و به سینه مقداد کوبید و گفت: سعد را بکشید، خدا او را بکشد، و نیز دماغ حباب بن منذر را به خاک مالید و دهانش را پر از خاک نمود،...، و افرادی از بنی‏ هاشم را که به خانه فاطمه(س) پناه برده بودند تهدید کرد و آنها را از خانه بیرون آورد، و اگر عمر نبود خلافت به ابوبکر نمی‏رسید و استوانه‏ های حکومتش محکم نمی‏شد.(إبن أبی‌الحدید، شرح نهج البلاغة، ج1، ص110)

 وی در جای دیگر در مورد برخورد با زبیر در روز بیعت می نویسد: زبیر از خانه علی(ع) بیرون آمد و شمشیر به دست داشت، زیاد بن لبید انصاری با مرد دیگری او را کتک زدند و شمشیرش را گرفتند. و... او را به ضرب و زور و کتک به طرف ابوبکر بردند. ( شرح نهج البلاغه: 1/164 (2/45).

براء بن عازب در باره نحوه بیعت گرفتن برای ابوبکر مى‏گوید: «پیوسته دوستدار بنى هاشم بودم. چون پیامبر(ص) درگذشت، ترسیدم كه قریش به رد خلافت از بنى هاشم آهنگ كنند، این احتمال بر سرگشتگى و پریشانى من از مرگ پیامبر(ص) مى‏افزود. پیوسته میان بنى هاشم- كه نزدیك پیكر رسول خدا (ص) در حجره ( مسجد) بودند- و سران قریش آمد و شد داشتم كه ناگاه ابو بكر و عمر ناپدید شدند و گوینده‏ اى خبر داد كه قوم در سقیفه بنى ساعده‏ اند. دیگرى گفت: با ابو بكر بیعت كرده‏ اند. دیرى نگذشت كه ابو بكر به همراهى عمر، ابو عبیده و گروهى از حاضران سقیفه پیش آمد. جامه‏ هاى صنعانى بر تن كرده بودند و با هر كس رویارو مى‏شدند او را به جبر مى‏كشیدند و دستش را براى بیعت بر دست ابو بكر مى‏ نهادند، خواسته یا ناخواسته.... (وهم یحتجزون الأزر الصنعانیة ، لا یمرون بأحد إلا خطبوه ، فإذا عرفوه قدموه فمدوا یده ، فمسحوها على ید أبی بكرٍ ، وقالوا له : بایع . شاء ذلك أو أبى. فانکر عند ذلک عقلی...)(ابن ابی الحدید، 1،219؛ الخلیلی، ابوبکر بن ابی قحافه، 207)

شیخ مفید در كتاب الجمل در باره استخدام اعراب جهت بیعت گرفتن از مردم برای ابوبكر چنین می‌نویسد:
عده ‏اى از اعراب وارد مدینه شده بودند تا لوازم زندگى براى خود بخرند. مردم به خاطر وفات پیامبر(ص) مشغول بودند و به آنها توجهی نکردند. عمر سراغ آنان فرستاد و ایشان را فرا خواند و گفت: «مبلغى براى بیعت خلیفه پیامبر بردارید و به سراغ مردم بیرون روید و آنان جمع کنید تا بیعت كنند، و هر كس امتناع ورزید به سر و پیشانى اش بزنید»( خذوا بالحظ من‏ المعونة على بیعة خلیفة رسول اللّه و اخرجوا إلى الناس و احشروهم لیبایعوا، فمن امتنع فاضربوا رأسه و جبینه). راوى مى‏گوید: به خدا قسم اعراب را مى‏دیدم كه لباسهاى صنعانى به كمر بسته بودند و مسلح شده بودند و چوب به دست گرفته بیرون آمدند و مردم را زدند و به اجبار براى بیعت آوردند. (الجمل، ص59؛ رواه أبو مخنف لوط بن یحیی الأزدی عن محمد إسحاق الكلبی وأبی صالح ورواه أیضا عن رجاله زایدة بن قدامةعن أبی بأسناده )

همچنین در اجباركردن مردم به بیعت با ابوبكر نقش قبیله اسلم را نباید نادیده انگاشت که تمام شهر مدینه را تحت كنترل خود در آوردند تا جایی كه عمر بعد از آمدن این قبیله به مدینه، اعتراف به پیروزی می‌كند .
ظاهرا این قضیه در پی اتفاقات جمعه اول بود. ماجرا از این قرار بود که در اولین جمعه پس از رحلت پیامبر(ص) دوازده تن از مهاجران و انصار در مسجد به ابوبکر و خلافت او اعتراض کردند و وصیت پیامبر(ص) در مورد جانشینی حضرت علی (ع) را یاد آور شدند (احتجاج، طبرسی، 1ص97، جواهر التاریخ،1ص171) در اثر احتجاج این دوازده صحابی، موجی علیه انتخاب ثقیفه شکل گرفت به گونه ای که ابوبکر سه روز خانه نشین شد و خود و عمر را ملامت می کرد و بیعتش رو به شکست بود. در این هنگام عمر توانست با کمک قبایل مختلف بیابان نشین (که به زور شمشیر اسلام آورده بودند، و از امیر مؤمنان به خاطر شکستهایی که در جنگ‌ها با محوریت ایشان خورده بودند کینه داشتند) ابوبکر را از شکست حتمی نجات دهد و با ایجاد فضای رعب و وحشت، موجبات رسیدن به اهداف خود را فراهم آورد و مسئله بیعت گیری اجباری را به پایان برساند و بر دهان مخالفان مهر سکوت بزند.

طبرى در تاریخ خود، ماوردى شافعى در الحاوى الكبیر و عبد الوهاب نویرى در نهایة الأرب، مى‌نویسند:
قبیله اسلم همگى در مدینه گردآمدند تا با ابوبکر بیعت کنند، آنقدر جمعیت زیاد بود که حتى بازارها نیز گنجایش ایشان را نداشت. عمر گفت: قبیله اسلم را كه دیدم به پیروزى یقین پیدا کردم.( وأقبلت أسلم بجماعتها حتى تضایقت بهم السكك فبایعوه، فكان عمر یقول: ما هو إلا أن رأیت أسلم فأیقنت بالنصر.) (تاریخ الطبری، ج 2، ص 244، الماوردی، الحاوی الكبیر فی فقه مذهب الإمام الشافعی ج 14، ص 99؛ النویری، نهایة الأرب فی فنون الأدب، ج 19، ص 21)

اما جریان تهدید و اجبار، به مشت و لگد و ضرب چوب اکتفا نکرد و پس از آنکه حکومت ابوبکر استقرار یافت، خودداری کنندگان از بیعت به قتل و سوزاندن با آتش محکوم می شدند:
این بیعت گرفتن اجباری وحتی تهدید به قتل و سوزاندن خود و زن و فرزند در مورد بیعت گرفتن از حضرت علی(ع) نیز تحقق یافت.

جاحظ می گوید: عمر در روز بیعت ... فریاد می کشید: بسوزانید خانه اش را با هر کسی که در آن خانه است! در حالی که در آن خانه کسی جز علی و فاطمه و حسن و حسین و زینب نبود! (الشهرستانى، الملل والنحل: 1/57)
نامه معاویه به علی (ع) به طور سربسته، پرده از این واقعیت تلخ بر می دارد. او در نامه خود پس از یادآوری مقاومت و سرسختی علی- علیه السلام- در بیعت نکردن با خلفا، به طعنه چنین می‌نویسد:
در تمامی این موارد تو را بسان شتر سرکش برای بیعت سوق دادند در حالی که تو تحت اکراه بوده و از این کار ناخوش بودی.( وأنت فی كل ذلك تقاد كما یقاد البعیر المخشوش حتى تبایع وأنت كاره.)

حضرت علی(ع) در پاسخ نامه‌ معاویه، چنین بیان فرمودند:
در نامه خود نوشته بودی که من بسان شتر سرکش برای بیعت سوق داده شدم. به خدا سوگند خواستی مرا مذمت کنی، ولی مرا ستایش کردی، و خواستی مرا رسوا کنی، اما خود را رسوا کردی. هرگز بر مسلمان ایرادی نیست که مظلوم واقع شود تا هنگامى كه در دین خود تردید نداشته و در یقین خود شك ننماید.(ابن حمدون، التذكرة الحمدونیة، ج 7، ص 166؛ الأندلسی، العقد الفرید، ج 4، ص 312؛ إبن أبی‌الحدید، شرح نهج البلاغة، ج 15، ص 106)

این جمله نشان می دهد كه امتناع حضرت از بیعت در حدى بوده است كه به زور او را به بیعت وادار كردند ولی هیچگاه در ایمان خود شک نکردند و قلباً به بیعت با آنها راضی نبودند و نشدند.

واقعۀ مجبور كردن حضرت علی علیه السلام به بیعت، چنین نقل شده است:
آنگاه آن مردم متوجّه منزل علی علیه السلام شده و بر ایشان هجوم كردند، درب خانه او را سوزانیدند، و ایشان را بدون رضایت از منزل خارج كردند، فاطمه زهراء را به وسیله درب طورى فشردند كه محسن خود را سقط كرد. پس از این خواستند از على علیه السّلام بیعت بگیرند ولى على علیه السلام  قبول نكرد و فرمود: من این كار را نمی‌كنم، گفتند: تو را خواهیم كشت، فرمود: اگر مرا بكشید من بنده خدا و برادر رسول او صلى اللّه علیه و آله هستم. خواستند مشت على علیه السّلام را برای بیعت باز كنند ولى آن حضرت مشت خود را بست و آنان نتوانستند آن را باز كنند پس از روى ناچارى دست بر روی دست آن حضرت کشیدند در حالی که دست ایشان مشت کرده بود(...وبسطوا یده فقبضها ، وعسر علیهم فتحها ، فمسحوا علیها وهی مضمومة).(مسعودی، اثبات الوصیة، ص146؛ مجلسی، بحار الأنوار، ج28، ص 309 )

 بنابراین با این اوضاع و احوالی که حاکم بر مدینه شد  حتى اگر مردم مدینه هم مى‌خواستند، توانایى مقابله با ابوبکر و عمر و طرفداران ایشان را نداشتند.
 البته این نکته را نیز نباید فراموش کرد که مردم مدینه در این واقعه شرکت نداشتند و آن دسته هم که از روی غفلت یا جهت تماشا و یا هر علت دیگری همراه عمر بودند با شنیدن سخنان حضرت زهرا(س) پشیمان شدند و قبل از هر اتفاق ناگواری با چشم گریان و قلبی سوزان بازگشتند:
دینوری در این زمینه می نویسد: عمر همراه عده‌اى به طرف خانه فاطمه آمد و در را كوبید. فاطمه با شنیدن سر و صداى جمعیت با صداى بلند و همراه گریه فریاد زد: اى رسول خدا چه مصیبت‌هایى پس از تو از پسر خطاب و پسر ابوقحافه مى‌بینیم. مردم با شنیدن گریه فاطمه دلشان به درد آمد و با گریه آنجا را ترك كردند؛ اما عمر با گروهى دیگر باقى ماندند....( ...فلما سمع القوم صوتها وبكاءها انصرفوا باكین، فكادت قلوبهم تتصدع وأكبادهم تنفطر، وبقی عمر معه قوم...)(الدینوری، الإمامة والسیاسة، تحقیق: خلیل المنصور، 1418هـ ج 1، ص 16)

برگرفته از: ایمان نو

لطفا برای اطلاع از آخرین سوالات سایت، عضو خبرنامه شیعه سِی شوید.

سوالات مشابه

لطفا برای اطلاع از آخرین سوالات سایت، عضو خبرنامه شیعه سِی شوید.

پخش زنده تصاویر اماکن مذهبی

با توجه به طرح سوالات و شبهات فراوان، در صورتی که مطالب طرح شده را برای خود مضر تشخیص دادید، از مطالعه آنها بپرهیزید.
توجه: محتوای سامانه پرسش و پاسخ توسط کاربران ایجاد می گردد. لطفا در صورت مشاهده محتوای نامناسب، آن را گزارش کنید.

436 سوال

577 پاسخ

94 دیدگاه

84 کاربر

فعال‌ترین کاربران
این ماه:
    Gute Mathe-Fragen - Bestes Mathe-Forum

    آخرین ثبت نام کنندگان

    عنوان های کاربری اخیر

    پرسش معروف
    - العبد -
    پرسش محبوب
    - Zeinodin -
    پرسش معروف
    - العبد -
    پرسش جالب
    - Bandeh khoda -
    تاییدشده
    - فاطمهام -

     کانال گپ شیعه سِیکانال بله شیعه سِیکانال بیسفون پلاس شیعه سِیکانال ایتای شیعه سِیکانال آی گپ شیعه سِیکانال ویسپی شیعه سِیکانال سروش شیعه سِی

    شیعه سِی را دنبال کنید...

    صفحه ارتباط با ماآخرین سوالات پرسیده شدهبخش پرسش های مرتبط با شیعه سِیصفحه فیسبوک شیعه سِیگروه لینکدین شیعه سِی صفحه توئیتر شیعه سِی کانال مذهبی تلگرام شیعه سِی اینستاگرام شیعه سِی
    عضویت در خبرنامه شیعه سِی

    حمایت مالی از شیعه سِی
    حمایت از شیعه سِی

    *۷۸۸*۹۷*۳۸۳۰#

    پاسخگوی دینی | صفحه اصلی شیعه سِی | مرکز دانلود اسلامی | دایرکتوری اسلامی | خبرخوان مذهبی | کمپین عاشقان | پخش زنده | حمایت از شیعه سِی | ارتباط با ما
    در راستای توسعه فرهنگ گفتگوی دینی، استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع، آزاد (بلامانع) است.

    ✘ بستن کانال های مذهبی شیعه سِی
    ...