اولین بار است که به شیعه سِی آمده اید؟ لطفا راهنما را مشاهده فرمایید.
x

چرا امام علی با قاتلان حضرت فاطمه زهرا رابطه خوبی داشت؟

+1 امتیاز
612 بازدید
سوال شده فروردین 3, 1394 در امام علی (ع) توسط بی نام  

چرا با قاتلان دختر رسول خدا (ص) میانه خوبی داشت؟
شبهه:
«در مواقع زیادی عمر درزمان خلافت خود برای انجام مشورت به حضرت علی علیه السلام مراجعه می كند.پیشنهاد ها و مشورت هایی كه حضرت علی علیه السلام به او می دهد مملو و سرشار از محبت و صمیمیت و احترام می باشد و هر انسان عاقل و محققی با دنیای از اوهام و شبهات درمورد حضرت علی علیه السلام مواجه می سازد. آیا در این جا هم نیاز به تقیه داشت؟»
نهج البلاغه فيض الاسلام ص ۴۱۵ و ۴۴۲

چرا علی (ع) با عمر که از عوامل اصلی شهادت همسرش بود همکاری می کرد؟ در تاریخ هست که بارها عمر می گفت: "اگر علی نبود عمر هلاک می شد." با این دست آویز، برخی اهل سنت شهادت حضرت زهرا (س) را انکار می کنند. حتی شنیده ام امام حسن و امام حسین(ع) در جنگ های عمر علیه ایران شرکت داشتند. اگرمطالب فوق صحت دارد این همکاری ها را چگونه توضیح می دهید؟


کانال های مذهبی شیعه سِی

2 پاسخ

0 امتیاز
پاسخ داده شده فروردین 3, 1394 توسط العبد (4,052 امتیاز)   4 13 28

پاسخ کوتاه
امام علی (ع) در همه مراحل زندگی خود برای مهم ترین مسأله یعنی حفظ اسلام و پیشرفت آن تلاش می کرد و تمام هستی خود را در این راه فدا کرد . همکاری آن حضرت با خلفا نیز در همین راستا بوده است تا جلوی سوء استفاده دشمنان اسلام گرفته شود و این به معنای تایید خلافت آنها نبود، بلکه آن حضرت در مواقع مناسب اعتراضات خود را به آنان ابلاغ می کردند. برخی از علل همکاری امام علی (ع) با خلفای سه گانه عبارتند از:
1- جلوگیری از تضییع حقوق مردم 2-معرفی اسلام واقعی 3- ایجاد وحدت در برابر تهدیدهای داخلی و خارجی

پاسخ تفصیلی
ایثار و از خود گذشتگی امام علی(ع) برای حفظ اسلام برای همه ثابت شده است. با وجود این که پذیرش اسلام در روزهای آغازین دعوت پیامبر گرامی اسلام (ص) کار آسانی نبود و انواع تهدیدها ، خطرات و تحریم ها را به دنبال داشت، او نخستین فردی بود که در سنین نوجوانی اسلام را پذیرفت و در همه سختی ها و مشکلات آغاز بعثت در کنار پیامبر (ص) بود. در شب هجرت در رختخواب رسول خدا (ص) خوابید تا توطئه ترور آنحضرت خنثی شود. بعد از گرایش مردم به اسلام نیز در جنگ های مختلف با دشمنان اسلام شرکت کرد و با جان فشانی ­از اسلام دفاع کرد و تا پایان عمر خویش در راه اعتلای اسلام و گسترش آن از هیچ کوششی دریغ نکرد.
همکاری حضرت علی (ع) با خلفا را باید با توجه به این ویژگی های او بررسی نمود.
با توجه به این که فلسفه امامت تنها حکومت کردن نیست و حفظ اسلام و جلوگیری از نابودی و یا انحراف آن و هدایت مردم و مرجعیت دینی و علمی مسلمانان از وظایف مهم امام است، امام علی (ع) خود را موظف می­دانست که از دین اسلام محافظت کند؛ در این راستا امام از ظلم هایی که بر خود ایشان صورت گرفته بود، چشم پوشی می کرد. خود حضرت می فرمود: «سوگند به خدا که تا زمانی که امور مسلمانان به سامان باشد و ظلم و ستمی متوجه آنان نباشد تسلیم هستم و از ظلم بر خود چشم پوشی می کنم» [1]
برخی از علل همکاری امام علی (ع) با خلفای سه گانه عبارت بودند از:
1- جلوگیری از تضییع حقوق مردم:
در بسیاری از موارد وقتی حضرت علی (ع) می دید در اثر قضاوت یا اجتهاد نادرست، حق دیگران تضییع می شود، وارد صحنه شده و از تضییع حقوق مسلمانان جلوگیری می کرد. به عنوان مثال در موردی عمر به سنگسار کردن زن زنا کاری که حامله بود حکم کرد.! هنگامی که حضرت علی (ع) باخبر شد به عمر فرمود: تو حق کشتن جنین این زن را نداری و از سنگسار شدن آن زن و در نتیجه از کشته شدن جنین وی جلوگیری کرد. عمر گفت «اگر علی نبود عمر هلاک می شد» [2] . اگر در این جریان و رویدادهای مشابه این، امام علی وارد نمی شد، بیگناهی در اثر قضاوت نادرست کشته می شد.
2-معرفی اسلام واقعی:
با تذکر حضرت امیر المؤمنین و موضع گیری آن حضرت در امور قضایی و...، اسلام حقیقی و احکام صحیح اسلامی به مردم شناسانده می شد.
3- ایجاد وحدت در برابر تهدیدهای داخلی و خارجی:
حضرت امیر المؤمنین علی (ع) بیش از آن که به فکر حقوق شخصی خویش باشد به فکر اسلام و جامعه اسلامی بود. بعد از رحلت پیامبر اکرم (ص) دین اسلام با تهدیدهای خارجی و داخلی مواجه بود. خارج از مرزهای اسلامی خطر هجوم امپراطوری روم و ایران و از داخل خطر توطئه های منافقان وجود داشت. این تهدیدها اساسی بود و می توانست به دین نوپای اسلام ضربه بزند. از این رو می کوشید تا از تفرقه در جامعه اسلامی جلوگیری کرده و وحدت را استوار سازد. امام علی (ع) در نامه ای به ابوموسی اشعری می نویسد: «بدان که در فراهم ساختن امت پیامبر و یکپارچگی آنها با یکدیگر کسی از من حریص تر نیست». [3]
به همین جهت برای حفظ وحدت با خلفا همکاری می کرد و به آنها مشاوره می داد. خود حضرت در نامه ای علت همکاری خود را با دستگاه حکومتی زمان این چنین بیان می کند: «به خدا سوگند هرگز فکر نمی‌کردم و به خاطرم خطور نمی‌کرد که عرب بعد از پیامبر، امر امامت و رهبری را از اهل بیت او بگردانند (و در جای دیگر قرار دهند و باور نمی‌کردم) آنها آن را از من دور سازند! ... دست بر روی دست گذاردم تا این که با چشم خود دیدم گروهی از اسلام بازگشته و می‌خواهند دین محمد (ص) را نابود سازند. (در این جا بود) که ترسیدم اگر اسلام و اهلش را یاری نکنم، شاهد نابودی و شکاف در اسلام باشم که مصیبت آن برای من از رها ساختن خلافت و حکومت بر شما بزرگ‌تر بود؛ چرا که این بهره دوران کوتاه زندگی دنیا است که زایل و تمام می‌شود. همان طور که «سراب» تمام می‌شود و یا هم چون ابرهایی که از هم می‌پاشند. پس برای دفع این حوادث به پا خاستم تا باطل از میان رفت و نابود شد و دین پا برجا و محکم گردید» [4] .
از این کلمات استفاده می شود که در همین راستا در جنگ هایی که برای دفاع از اسلام و برای گسترش آن در زمان خلفا صورت گرفت چون پای حیات اسلام در کار بود امام علی در مسائل کلی جهاد به آنان مشاوره می داد و در مواردی فرزندان خود را به میان نبرد می فرستاد که در منابع تاریخی ذکر شده است. [5] البته در خصوص شرکت امام حسن (ع) و امام حسین (ع) در نبرد با ایرانیان دلیل معتبری در دست نیست. با همه این همکاری ها اما آن حضرت در مواقع مناسب اعتراضات و نا رضایتی های خود را به آنان ابلاغ می کردند.

پی نوشت:
[1] . عاملی، سید جعفر مرتضی، تحلیلی از زندگانی سیاسی امام حسن مجتبی(ع)، ترجمه محمد سپهری، چاپ پنجم، قم، مؤسسه بوستان کتاب، 1385ش
[2] . علامه حلی، کشف المراد، ص 512، چاپ دهم، مؤسسة النشر الاسلامی، قم، 1425ه.ق
[3] . نهج البلاغه، نامه 78
[4] . نهج البلاغه، نامه 62
[5] . دحلان، الفتوحات الاسلامیه، ج 1، ص 175، ناشر مصطفی محمد، مصر

برگرفته از: اسلام کوئست

0 امتیاز
پاسخ داده شده فروردین 3, 1394 توسط العبد (4,052 امتیاز)   4 13 28

خطبه شقشقیه از نهج البلاغه را که بیش از هفت سند در كتاب‌هاى شیعه و سنى دارد را ملاحظه کنید.این خطبه سراسر نشان می دهد که هیچ گونه رضایتی از امیر مومنان نسبت به خلفا وجود نداشته است و حضرت با بیان آن ، عدم رضایت خود را نشان داده اند.
ما به طور اختصار به برخی از مفاد این خطبه اشاره میکنیم:
شکوه از ابابکر و غصب خلافت
حضرت در این بخش در مورد زمان خلافت ابوبکر می فرماید:
آگاه باشید! به خدا سوگند! ابابکر، جامه ی خلافت را بر تن کرد ، در حالیکه می دانست جایگاه من نسبت به حکومت اسلامی، چون محور آسیاب است به آسیاب که دورآن حرکت می کند. او می دانست که سیل علوم از دامن کوهسار من جاری است، و مرغان دور پرواز اندیشه ها به بلندای ارزش من نتواند پرواز کرد. پس من ردای خلافت رها کرده و دامن جمع نموده از آن کناره گیری کردم و در این اندیشه بودم که آیا با دست تنها برای گرفتن حق خود به پا خیزم؟یا در این محیط خفقان زا و تاریکی که بوجود آوردند، صبر پیشه سازم؟ که پیران را فرسوده، جوانان را پیر، و مردان باایمان را تا قیامت و ملاقات پروردگار اندوهگین نگه می دارد! پس از ارزیابی درست ، صبر و بردباری را خردمندانه تر دیدم.پس صبر کردم در حالیکه گویا خار در چشم و استخوان در گلوی من مانده است. وبا دیدگان خود می نگریستم که میراث مرا به غارت می بردند!

بازی ابابکر با خلافت
تا اینکه خلیفه ی اول به راه خود رفت و خلافت را به پسر خطاب سپرد.( سپس امام مَثَلی را با شِعری از اعشی عنوان کرد: ) مرا با برادر جابر،( حیان) چه شباهتی است؟( من همه ی روز را در گرمای سوزان کار کردم و او راحت و آسوده در در خانه بود!) شگفتا! از ابابکر که در حیات خود از مردم می خواست عذرش را بپذیرند.[ ابابکر بارها می گفت: مرا رها کنید ، و از خلافت معذور دارید زیرا من بهتر از شما نیستم.] چگونه در هنگام مرگ ، خلافت را به عقد دیگری در آورد؟. هر دو از شتر خلافت سخت دوشیدند و از حاصل آن بهرمند گردیدند.

شکوه از عمر و ماجرای خلافت
سپس حضرت به شکوه از خلیفه دوم پرداخته و زمان خلافت او را اینچنین توصیف می فرماید: سرانجام اولی حکومت را به راهی درآورد و به دست کسی(عمر) سپردکه مجموعه ای از خشونت، سختگیری، اشتباه و پوزش طلبی بود. زمامدار مانند کسی که بر شتری سرکش سوار است، اگر عَنان محکم کشد، پرده های بینی حیوان پاره می شود، و اگر آزادش گذارد ، در پرتگاه سقوط می کند. سوگند به خدا!مردم در حکومت دومی، در ناراحتی و رنج مهمی گرفتار آمده بودند، و دچار دورویی ها و اعتراض ها شدند، و من در این مدت طولانی محنت زا ، و عذاب آور، چاره ای جز شکیبایی نداشتم، تا آنکه روزگار عُمَر هم سپری شد.

شکوه از شورای عمر
سپس عمَر خلافت را در گروهی قرار داد که پنداشت من همسنگ آنان می باشم! پناه بر خدا از این شورا! در کدام زمان در برابر شخص اولشان در خلافت مورد تردید بودم ، تا امروز با اعضای شورا برابر شوم؟ که هم اکنون مرا همانند آنها پندارند؟ و در صف آنها قرارم دهند؟ ناچار باز هم کوتاه آمدم،و با آنان هماهنگ گردیدم. یکی از آنها با کینه ای که از من داشت روی برتافت( سعد بن ابی وقاص که یکی از شورای شش نفره بود.) و دیگری دامادش ( عبدالرحمن بن عوف ، شوهر خواهر عثمان، که حق« وِتو » در شورا داشت.زیرا عمر دستور داد اگر اختلافی در شورا پدید آمد، ملاک ، رأی داماد عثمان است، با اینکه طبق اعتراف دانشمندان اهل سنت، عمَر در دوران حکومت خود بارها اعتراف کرد که: لو لا علی لهلک عمر " اگر علی نبود ، عمَر هلاک می شد") را بر حقیقت برتری دادو آن دو نفر دیگر که زشت است آوردن نامشان.( طلحه و زبیر که از رذالت و پستی بر امام شوریدند و جنگ جمل را بوجود آوردند.)

شکوه از عثمان
سپس حضرت به شکوه از خلیفه سوم پرداخته می فرماید: تا آنکه سومی به خلافت رسید، دو پهلویش از پرخوری باد کرده، همواره بین آشپزخانه و دستشویی سرگردان بود، و خویشاوندان پدری او از بنی امیه به پا خاستند و همراه او بیت المال را خوردند و بر باد دادند، چون شتر گرسنه ای که بجان گیاه بهاری بیفتد.( عثمان در سال 24 هجری به خلافت رسید و در سال 35 هجری کشته شد. تنها یک مرحله از اسراف بازیهای عثمان به شرح زیر است: به دامادش ، حارث بن حکم، هزار درهم و شترهای فراوان زکات آن سال، و زمین بزرگی که پیامبر(ص) وقف مسلمانان کرده بود بخشید. به سعید بن عاص بن امیه از طایفهی خود صد هزار درهم داد. به داماد دیگرش مروان بن حکم صد هزار درهم و به ابوسفیان دویست هزار درهم داد. به طلحه سی و دو میلیون و دویست هزار درهم، به زبیر پنجاه و نه میلیون و هشتصد هزار درهم داد.برای خودش سی میلیون و پانصد هزار درهم، و سیصد و پنجاه هزار دینار کنار گذاشت. بهیعلی بن امیه پانصد هزار دینار، و به عبدالرحمن شوهر خواهرش دو میلیون و پانصد و شصت هزار دینار داد.« الغدیر ج8 ص 286»)، عثمان آنقدر اسراف کرد که ریسمان بافته او باز شد و اعمال او مردم را برانگیخت، و شکم بارگی او نابودش ساخت.

اما در مورد مشورت های حضرت علی علیه السلام با خلفا:
تمام آن چه كه از آن با عنوان همكاری امیر مؤمنان علیه السلام با خلفا یاد می‌شود به سه دسته تقسیم می شود:
1. مشورت در امور قضائی ؛ 2. مشورت در امور دفاعی و جنگی ؛ 3. مشورت در مسائل علمی و حلّ مشكلات اعتقادی .
نقش امیر المؤمنین در این موارد حد اكثر به اندازه پاسخ به درخواست ارشاد وراهنمائی طرف مقابل است كه وظیفه هر مسلمانی است . حتی اگر طرف مشورت غیر مسلمان باشد ، باز هم وظیفه دارد كه با نهایت امانت‌داری وی را راهنمایی كند ؛ چه رسد به این كه اگر مسأله حفظ اساس اسلام و دین خدا در میان باشد.ابن حجر هیثمی به نقل از رسول خدا می‌نویسد‌ : در هر قرنی افراد عادلی از اهل بیت من در بین امتم خواهند بود كه تحریف گمراهان ونسبت های ناروا وباطل و تاویل های نادانان را از دین پاك ودور می كنند، آگاه باشید! پیشوایان شما فرستادگان شما نزد خداوند می باشند، پس بنگرید كه چه كسانی را می فرستید.[1]
امیر مؤمنان علیه السلام اگر چه از منصب خلافت و جانشینی به حق رسول خدا صلی الله علیه وآله بازماند و در واقع حق مسلم ایشان را غصب كردند ؛ ولی این موضوع دلیل نمی‌شود كه به دیگر وظایف خود عمل نكند ؛ زیرا گاهی تدبیر‌ها و تصمیم‌گیری‌های غلط خلفا سبب می‌شد ، اساس اسلام به خطر بیفتد ؛‌ در این موارد امام وظیفه داشت كه اجازه ندهد شریعت اسلامی قربانی ندانم كاری‌ها شود ؛ مثلاً در قضیه جنگ نهاوند ، پادشاه ایرانیان لشكر عظیمی را برای نابودی اسلام فراهم كرده بود و اگر تدبیر امیر مؤمنان علیه السلام نبود‌ ، نه تنها لشكر عمر كه به طور قطع تمام مسلمانان و اسلام از بین می‌رفت .در چنین موقعیتی امیر المؤمنین علیه السلام وظیفه دارد كه نظام اسلامی و دین نوپا را حفظ كند ؛ چون وظیفه او همانند هر فرد مسلمان دیگر، حفظ دین است .
دخالت‌های امیر مؤمنان علیه السلام در امور قضائی در مواردی بود كه عدم آگاهی خلفا به پیش پا افتاده ترین احكام اسلامی سبب می‌شد كه حقی از بی‌چاره ای ضایع و به مظلومی از مسلمانان ظلم شود . در حقیقت آن‌ها پناهی جز امیر المؤمنین علیه السلام نداشتند و اگر امام دخالت و از حق آنان دفاع نمی‌كرد ، به یقین راهی برای استیفای حقوقشان نمی یافتند.
برای روشن تر شدن مطلب فقط به یك مورد از دخالت‌های امام در امور قضائی اشاره می‌كنیم: ابن عباس می گوید : زن دیوانه ای را كه زنا كرده بود نزد عمر آوردند ، با عده ای مشورت كرد و سپس دستور داد سنگسارش كنند . هنگامی كه او را برای اجرای حدّ می بردند ، از كنار علی علیه السلام عبور كردند ، فرمود : این زن چه كار كرده است ؟ گفتند : دیوانه ای است از فلان قبیله كه زنا كرده است وعمر دستور به رجم وی داده است . فرمود : او را بر گردانید ، سپس نزد عمر آمد و فرمود : مگر نمی دانی از سه نفر تكلیف بر داشته شده است : 1. دیوانه تا زمانی كه عاقل شود ؛ 2. انسان خوابیده تا بیدار شود ؛ 3. بچّه تا به سن بلوغ برسد. عمر گفت : آری ، شنیده ام ، فرمود:پس این زن را رها كن ، عمر او را آزاد كرد و شروع به تكبیر گفتن نمود . [2]
مواردی از این قبیل به روشنی اثبات می كند كه حضور امیر مؤمنان علیه السلام نقش تمام كننده‌ای در احیای احكام الهی داشته و از طرفی پشتوانه‌ای محكم بر احقاق حقوق ستمدیدگان و جلوگیری از ظلم وستمگری داشته است.
مشورت‌ها و همكاری‌های امیرمؤمنان با خلفا در زمینه‌های دفاعی و جنگی نیز منحصر می‌شود به مواردی كه بحران‌های سیاسی و نظامی ـ به خاطر سوء تدبیر حاكمان ـ اصل و اساس جامعه اسلامی را به خطر می‌انداخته است ، بنابراین نباید این گونه راهنمائیها و همكاری‌ها را به حساب دفاع از خلفا و اعلام رضایت از آن‌ها گذاشت ؛ زیرا آن حضرت در حقیقت از ثمره بیست و سه سال زحمت طاقت فرسای رسول خدا و جانفشانی‌های خودش در گسترش اسلام حفاظت و نگاهبانی می‌كرد ، نه از حكومت خلفا یا تأیید لشكر كشی‌ها و جنگ‌های خلفا
آمار مشورت‌های خلفا با امیر مؤمنان علیه السلام :
توجه به تعداد نظر خواهیها و مشورت و در خواست كمك فكری از امیر مؤمنان علیه السلام ، از یك طرف نشان دهنده درماندگی خلفا در حلّ مشكلات و نیازمندی آنان به دانش و تجربه امیر مؤمنان است، و از طرفی محدود بودن موارد مراجعه و نظر خواهی است كه گویای ارتباط اندك و دور بودن از خلفا است.محقق معاصر شیخ نجم الدین عسكرى در كتاب «علی والخلفاء» می نویسد:
ابوبكر در 2 سال و 3 ماه (27 ماه) دوران خلافت خویش 14 مورد به حضرت مراجعه داشته‏ است. (علی والخلفاء ، ص 73 – 97). از مجموع 14 مورد : 9 مورد پرسشهاى علمى ؛ 4 مورد احكام شرعى و قضاوت ؛ 1 مورد نظامى بوده است . گفتنى است كه از 14 مورد فقط 4 مورد (3 مورد علمى و1 مورد شرعى) مراجعه مستقیم ابوبكر به امام بوده است . در 9 مورد باقیمانده : در 2 مورد پس از مشاوره خلیفه با صحابه ، امام نظر خود را اظهار نموده ، در 2 مورد به علت حضور در صحنه اظهار نظر كرده ؛ در 3 مورد به امام خبر رسیده اقدام نموده است. در 2 مورد شخصی واسطه بین امام و خلیفه بوده است. حال آیا صحیح است كه بگوییم : ابوبكر در مدت خلافت خود در همه كارهاى مهم با على علیه السلام مشورت مى‏كرده و علی علیه السلام مشاور وی بوده است؟ .
عمر بن خطاب در 10 سال و 5 ماه (125 ماه) دوران خلافت، 85 مورد به حضرت امیر علیه السلام مراجعه داشته است . (علی والخلفاء ، ص 99 – 333 ). از مجموع 85 مورد مشورت خواهی عمر از امام على علیه السلام، 59 مورد امور قضایى ؛ 21 مورد پرسش‏هاى علمى ؛ 3 مورد امور مالى ؛ 2 مورد امور نظامى بوده است . جالب توجه این جا است كه از مجموع 85 مورد : 27 مورد به امام علیه السلام مراجعه ابتدایى و مستقیم داشته است ؛ 13 مورد مسائل شرعى و قضایى ، 2 مورد امور مالى و 1 مورد پرسش علمى ، خلیفه ابتدا به صحابه مراجعه كرده سپس نظر امام را پرسیده است. در باقیمانده موارد نیز حضرت در صحنه حضور داشته و اظهار نظر فرموده است ؛ یعنى در 42 مورد با این كه دسترسى به امام امكان پذیر بوده وجود حضرت نادیده انگاشته شده است . با توجه به نكات یادشده آیا صحیح است ادعا شود كه عمر پیوسته در مشكلات و گرفتارى‏ها به امیر مؤمنان مراجعه مى‏كرد و این دو ارتباط خوبی با هم داشته اند؟
عثمان در 12 سال (144 ماه) دوران خلافت 8 مورد به حضرت مراجعه داشته است.(علی والخلفاء ، ص 335 – 345 ). از مجموع 8 مورد دخالت امام در امور زمان عثمان : أوّلاً: تمام این امور در حوزه بیان مسائل شرعى و نحوه اجراى حدود وقضاوت بوده است ؛ثانیاً: 3 مورد رجوع مستقیم خلیفه به امام بوده و 4 مورد امام در صحنه حاضر بوده و اظهار نظر فرموده است .جالب این در یكى از موارد عثمان به امام گفت: «إنّك لكثیر الخلاف علینا». (مسند أحمد، ج 1 ص 100 )

پی نوشت:
1.
(الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة ، أبو العباس أحمد بن محمد بن علی ابن حجر الهیثمی (متوفای973هـ) ، ج 2 ، ص 441 ، ناشر : مؤسسة الرسالة - لبنان - 1417هـ - 1997م ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : عبد الرحمن بن عبد الله التركی - كامل محمد الخراط)
2.(سنن أبی داود ، سلیمان بن الأشعث أبو داود السجستانی الأزدی (متوفای275هـ) ج 4 ، ص 140 ، ح 4399 ، كِتَاب الْحُدُودِ ، بَاب فی الْمَجْنُونِ یَسْرِقُ أو یُصِیبُ حَدًّا ، ناشر : دار الفكر ، تحقیق : محمد محیی الدین عبد الحمید ؛ الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ، یوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد البر (متوفای463 هـ) ج 3 ، ص 1103 ، ناشر : دار الجیل - بیروت - 1412 ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : علی محمد البجاوی )

برگرفته از: porsemani

لطفا برای اطلاع از آخرین سوالات سایت، عضو خبرنامه شیعه سِی شوید.

سوالات مشابه

لطفا برای اطلاع از آخرین سوالات سایت، عضو خبرنامه شیعه سِی شوید.

پخش زنده تصاویر اماکن مذهبی

با توجه به طرح سوالات و شبهات فراوان، در صورتی که مطالب طرح شده را برای خود مضر تشخیص دادید، از مطالعه آنها بپرهیزید.
توجه: محتوای سامانه پرسش و پاسخ توسط کاربران ایجاد می گردد. لطفا در صورت مشاهده محتوای نامناسب، آن را گزارش کنید.

436 سوال

577 پاسخ

94 دیدگاه

64 کاربر

فعال‌ترین کاربران
این ماه:
    Gute Mathe-Fragen - Bestes Mathe-Forum

    آخرین ثبت نام کنندگان

    • AyaanMeezan (امتیاز 55 ) زمان ثبت نام Nov 13, 2019

    • Elahe1379 (امتیاز 55 ) زمان ثبت نام Nov 09, 2019

    • سید محمد (امتیاز 55 ) زمان ثبت نام Oct 31, 2019

    • sahari (امتیاز 55 ) زمان ثبت نام Oct 27, 2019

    • انتی بیوتیک (امتیاز 55 ) زمان ثبت نام Oct 07, 2019

    عنوان های کاربری اخیر

    پرسش جالب
    - العبد -
    پرسش معروف
    - العبد -
    تاییدشده
    - سید محمد -
    پرسش جالب
    - العبد -
    پرسش محبوب
    - العبد -

     کانال گپ شیعه سِیکانال بله شیعه سِیکانال بیسفون پلاس شیعه سِیکانال ایتای شیعه سِیکانال آی گپ شیعه سِیکانال ویسپی شیعه سِیکانال سروش شیعه سِی

    شیعه سِی را دنبال کنید...

    صفحه ارتباط با ماآخرین سوالات پرسیده شدهبخش پرسش های مرتبط با شیعه سِیصفحه فیسبوک شیعه سِیگروه لینکدین شیعه سِی صفحه توئیتر شیعه سِی کانال مذهبی تلگرام شیعه سِی اینستاگرام شیعه سِی
    عضویت در خبرنامه شیعه سِی

    حمایت مالی از شیعه سِی
    حمایت از شیعه سِی

    *۷۸۸*۹۷*۳۸۳۰#

    پاسخگوی دینی | صفحه اصلی شیعه سِی | مرکز دانلود اسلامی | دایرکتوری اسلامی | خبرخوان مذهبی | کمپین عاشقان | پخش زنده | حمایت از شیعه سِی | ارتباط با ما
    در راستای توسعه فرهنگ گفتگوی دینی، استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع، آزاد (بلامانع) است.

    ✘ بستن کانال های مذهبی شیعه سِی
    ...