اولین بار است که به شیعه سِی آمده اید؟ لطفا راهنما را مشاهده فرمایید.
x

دیدگاه اسلام درباره عید نوروز چیست؟

+1 امتیاز
323 بازدید
سوال شده اسفند 26, 1393 در اجتماعی توسط بی نام  
نظر اسلام درباره عید باستانی نوروز چیست؟آیا عید نوروز مورد تایید دین اسلام است؟
مستحبات عید نوروز چیست؟


کانال های مذهبی شیعه سِی

6 پاسخ

0 امتیاز
پاسخ داده شده اسفند 26, 1393 توسط العبد (4,049 امتیاز)   3 12 24

دیدگاه اسلام درباره نوروز (بخش اول)

پاسخ کوتاه
این عید از عیدهای باستانی ایرانیان است که قبل از اسلام رواج داشته است.
روایتی از امام صادق (ع) در فضلیت نوروز در کتب روایی آمده است و مشهور فقهاء متأخر به این روایت عمل نموده و فتوا به استحباب غسل در نوروز را دادند اما برخی دیگر در این روایت مناقشه کرده اند.
بنابراین؛ به طور صددرصد نمی توان به این عید رنگ دینی داد و از اعیاد دینی به حساب آورد، اما باید توجه داشت که نهی ای هم از سوی معصومان نسبت به این عید وارد نشده است. از این رو؛ این مسأله تحت مباحات، داخل می شود خصوصا که بزرگداشت چنین ایامی مصادف است با روزهایی که عظمت خالق طبیعت را به ما گوشزد می کند و علاوه مردم به کارهایی اقدام می کنند که شارع مقدس به آن کارها تشویق نموده است؛ مثل: نظافت و خانه تکانی، صله رحم، خوشحال کردن مؤمنان، از بین بردن دشمنی ها و کینه ها، آزادی زندانیان و ... . و این را نیز می دانیم که امیر المؤمنین (ع) فرموده است: هر روزی که در آن معصیت خدا نشود آن روز عید است. بله عادات غلطی همانند پریدن روی آتش و غیره وجود دارد که نه تنها دلیل شرعی بر صحت آن نداریم بلکه این کارها به خرافه نزدیک تر هستند تا به دین، و باید برای ریشه کن شدن آنان تلاش نمود.

پاسخ تفصیلی
عید نوروز از عیدهایی است که مردم فارسی زبان ایران و کشورهای همسایه، آن را پاس می دارند هم چنان که مردم کرد زبان کشورهای عراق، ترکیه و سوریه آن را بزرگ می شمارند.

این عید از عیدهای باستانی است که قبل از اسلام رواج داشته است.
ما در ضمن مراجعه به منابعی که در اختیار داریم روایتی که آن را تأیید کند یا فقیهی که متعرض آن شده باشد نیافتیم تا زمان شیخ طوسی (460 هـ) که در مصباح المتهجد روایت زیر را از معلی بن خنیس از امام صادق (ع) در روز نوروز آورده که غسل کن، پاکترین جامه خود را بپوش عطر بزن و آن روز روزه باش‏ بعد از این که نوافل و ظهر و عصر را خواندی چهار رکعت نماز بجا بیاور که در رکعت اول یک مرتبه حمد و ده مرتبه "انا انزلناه" و در رکعت دوم یک مرتبه حمد و ده مرتبه "قل یا أیها الکافرون" و در رکعت سوم یک مرتبه حمد و ده مرتبه "قل هو الله أحد" و در رکعت چهارم یک مرتبه حمد و ده مرتبه "قل أعوذ بربّ النّاس" و "قل أعوذ بربّ الفلق" خوانده می شود بعد از اتمام نماز سر به سجده می گذاری و خدا را شکر می کنی و از خداوند می خواهید که گناه پنجاه سالتان را ببخشد.[93]
باز در کتاب مهذب از راوی مذکور نقل می کند که امام صادق (ع) فرمود: نوروز همان روزی است که پیغمبر (صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم) براى أمیر المؤمنین (علیه السّلام) در غدیر خم بیعت گرفت و اقرار به ولایت او کردند، و خوشا بر آن که بدان ثابت ماند، واى بر آن که آن را بشکند، و روزی است که رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم) على (علیه السّلام) را به وادى جنّ فرستاد تا از آنها پیمان بگیرد، و روزی است که بر اهل نهروان پیروز شد و ذو الثدیة را کشت، و روزی است که قائم ما خاندان با کارگزاران ظهور کند و خدایش او را بر دجّال پیروز گرداند و او را بر کناسه کوفه به دار زند، هیچ نوروزى نیاید جز آن که ما در آن توقع فرج داریم، زیرا آن از روزهاى ما است که فارس ها آن را نگهداشتند و شما آن را ضایع نمودید (بعد ادامه دادند) یک پیغمبر از بنى اسرائیل از پروردگارش خواست مردمى را که هزارها نفر بودند از ترس مرگ از خانه‏شان بیرون شده بودند و خدا آنها را میرانید زنده نماید و خدا به او وحى کرد که آب بر آنها بریزد، و در این روز بر آنها آب ریخت و زنده شدند، 30 هزار کس بودند، و آب پاشیدن در این روز سنت ثابتى شد و سببش را جز پایداران در علم ندانند، و آن اولین روز سال فارس ها است، معلى می گوید: (امام (ع))آن را به من دیکته کرد و من نوشتم.[94]
مشهور فقهاء متأخر به این روایت عمل نموده و فتوا به استحباب غسل در نوروز را دادند صاحب جواهر می گوید: غسل نوروز بین متأخرین مشهور است به خاطر روایت معلی بن خنیس از امام صادق (ع) که از مصباح نقل شد در این مسأله مخالفی نیافتیم.[95]
اما مرحوم خویی به جهت مرسل بودن روایت به آن عمل نکرده و گفته است: روایت معلی بن خنیس مرسله است که نمی شود به آن اعتماد نمود مگر بنا بر قول به تسامح در ادله سنن که ما قبول نداریم.[96]
بر این اساس می شود گفت به طور صددرصد نمی توان به این عید رنگ دینی داد و از اعیاد دینی به حساب آورد.
اما جای این پرسش هست که بر فرض بپذیریم که شارع مقدس این عید را عید دینی به حساب نیاورد آیا از این عید نهی فرمود و حرامش نمود به نحوی که بزرگداشتش جایز نباشد؟
در پاسخ می گوییم: روایتی را ابن شهر آشوب در مناقبش آورده که می گوید: نقل شده که منصور دوانیقی کسی را خدمت امام موسی بن جعفر (ع) فرستاده تا از او بخواهد که وقتی مردم در روز نوروز برای تبریک و تقدیم هدایا می آیند در کنار او بنشیند حضرت فرمود: روایات جدم رسول الله را گشتم و برای این روز خبری نیافتم و این سنت فارس ها است که اسلام آن را از بین برده پناه بر خدا که ما بخواهیم چیزی را که اسلام محو نموده زنده بداریم.
منصور گفت: ما این را از باب سیاست برای لشکریانمان انجام می دهیم تو را به خداوند قسم می دهم که بنشینی و آن حضرت نشست، که وزراء، امراء، فرماندهان و لشکریان با هدایا وارد می شدند و به او تبریک می گفتند... .[97]
واضح است که سند این روایت ضعیف است چون ابن شهر آشوب سند روایت را ذکر نکرده است، بلکه با تعبیر "و حکی" آن را نقل نمود و این دلیل بر ضعف و عدم امکان استناد به آن است.
شایان ذکر است که مسأله جشن و بزرگداشت عید نوروز یک مسأله فراگیر و رایجی بوده که اگر مخالف با اسلام و دین و آئینش بوده حتما ائمه (ع) صراحتا و با تأکید از آن نهی می کردند که بدون تردید به ما می رسید و روشن است که نزد ائمه از نوروز صحبت می شده است ولی ایشان از آن نهی ننموده و باطل نشمرده اند.[98] و بدیهی است که برای خشکاندن ریشه یک چنین عادتی ریشه دار و محکم نمی شود به یک روایت آنهم مرسل اعتماد نمود. بنابر این باید این مسأله تحت مباحات داخل شود خصوصا که بزرگداشت چنین ایامی مصادف است با روزهایی که زیبایی سحر انگیز طبیعت، قدرت خداوند و تجدید حیات و معاد را در خاطره ها زنده می کند به علاوه در این روز مردم اقدام به کارهایی می کنند که شارع مقدس به آن تشویق نموده است؛ مثل: نظافت و خانه تکانی، صله رحم، خوشحال کردن مؤمنان، از بین بردن دشمنی ها و کینه ها، آزادی زندانیان و ... بله عادات غلطی همانند پریدن روی آتش و غیره هست که نه تنها دلیل شرعی بر صحت آن نداریم بلکه آنها به خرافه نزدیک تر هستند تا به دین، و باید برای ریشه کن شدن آنها تلاش نماییم.
در این رابطه از باب حسن ختام اشاره می کنیم به سخن امیر المؤمنین (ع) که فرمود: هر روزی که در آن معصیت خدا نشود آن روز عید است[99].

پاسخ کامل
درباره واژه عید و نوروز

عید به معنی بازگشت است كه از ریشه "عود" گرفته شده است و راغب اصفهانی[87]‏‎ ‎نیز عید را به معنای بازگشت به وضعیت مطلوب و به روزهای سرور و شادی ذکر  کرده است. در تعالیم اسلامی هم عید به معنی توجه به خداوند و از غیر او چشم پوشی نمودن و به عبارت دیگر مرتکب گناه و معصیت نشدن و  بازگشت به فطرت پاک اولیه می باشد.
امام خمینی نیز دراین باره می فرمایند:عید واقعی آن است که انسان رضای خداوند را به‌دست آورد و درون خود را اصلاح نماید.[88]
در قرآن کریم، واژه عید فقط یك بار در آیه ذیل آمده است.
(اللهم انزل علینا مائده من السمإ تكون لنا عیدا لاولنا و آخرنا و آیه منك). [89]
خدایا! نازل كن برای ما مائده ‏ای از آسمان كه برای اولین و آخرین از ما عید باشد و نشانه ‏ای از تو. در تفسیر این آیه آمده است: عید در لغت از ماده عود به معنی بازگشت است. به روزهایی كه مشكلات از قوم و جمعیتی برطرف می شود و بازگشت به پیروزیها و راحتی های نخستین می كنند، عید گفته می شود. ‏عید از نظر علی(ع) نیز این است كه: هر روزی كه در آن روز، معصیت خدا نشود و گناهی انجام نگیرد، آن روز را عید خوانده است.
"كل یوم لا یعصی الله تعالی فیه فهو یوم عید" و این فرمایش امیرمومنان(ع) اشاره به این موضوع دارد كه روز ترك گناه، روز پیروزی و پاكی و بازگشت به فطرت نخستین است. [90]در اصطلاح نیز به روزهایی که دارای شادی و سرور برای ملتی یا قومی باشد، عید  گفته می شود که طبیعتاً این امر یكی از بزرگترین و مهیج ترین مظاهر حیات اجتماعی یك ملت است‎.‎
"نو" در زبان پارسی به معنای جدید و روز به معنای آغاز روشنایی پس از شب است. بنابراین، نوروز در كلام به معنای "روز جدید" است. نوروز در اولین روز بهار كه طول روز و شب مساوی است اتفاق می افتد.نوروز واژه‌ای است مركب از دو جزء كه روی هم به معنای روز نوین است و بر نخستین روز از نخستین ماه سال خورشیدی آن گاه كه آفتاب به برج حمل انتقال می‌‌‌یابد گذارده می‌شود. و اصل پهلوی این واژه نوك روچ یا نوك روز بوده است.‏بیرونی(متوفی 440 هجری قمری) در "آثار الباقیه"  در تعریف نوروز نقل می‌كند "نخستین روز است از فروردین ماه و از این جهت روز نو نام كردند، زیرا كه پیشانی سال نو است و آنچه از پس اوست از این پنج روز همه جشن‌هاست."[91]

نوروز، پیش از اسلام
پیش از اسلام، نخستین روز بهار را عید و جشن ملى به شمار مى‌آوردند و از آن به «عید باستانى» یاد مى کردند. به عقیده بعضى نخستین کسى که از «نوروز» تجلیل کرد و آن روز را عید ملى شمرد جمشید بود. جمشید بر سراسر جهان تسلط یافت و سرزمین ایران را آباد کرد،  اسباب کارها و امور در نوروز براى او تکمیل و موزون شد، از این رو این روز، آغاز سال عجم شد.

جمشید پسر تهمورث، از شاهان افسانه اى پیش از تاریخ ایران (قبل از مادها) است. روزى که او بر تخت سلطنت نشست، اولین روز بهار بود؛ آن را «نوروز» خواند و جشن گرفت. جمشید مدتى طولانى سلطنت کرد تا آن که مغرور شد و خود را خداى جهان نامید. سرانجام ضحاک با همکارى و همیارى مردم او را از سلطنت خلع کرد و روزى در کنار دریاى چین او را دید و با اره دو نیمش کرد و به زندگى سلطه جویانه اش پایان داد.

بنا به روایتى امام صادق(علیه السلام) فرمود: «نوروز، روزى است که خداوند از بندگانش پیمان هایى گرفت که تنها خداى یکتا را بپرستند و براى او همتا قرار ندهند،  ایمان به رسولان و حجت هاى خدا و امامان(علیه السلام) بیاورند و روزى است که کشتى نوح(علیه السلام) بر کوه جودى نشست...» و نیز از آن حضرت نقل شده است که فرمود: «نوروز همان روزى است که ابراهیم خلیل(علیه السلام) بت هاى قومش را که در آن روز براى شرکت در مراسم جشن از شهر خارج شده بودند، شکست.»

مجوسیان نیز از قدیم، به نوروز اهمیت مى دادند و در آن روز به همدیگر تبریک مى گفتند و براى همدیگر هدیه مى فرستادند، هم چنین گفته اند: در عصر خلافت امیرمومنان على(ع)، مجوسیان چند ظرف نقره که در آن «شکر» ریخته بودند در نوروز به آن حضرت هدیه کردند و آن حضرت هدیه آنها را پذیرفت و «شکرها» را بین یاران خود تقسیم و آن ظروف را به‌عنوان جزیه (مالیات سرانه آنها) قبول کرد.

بنابر همان روایت امام صادق(ع)، حادثه شگفت زنده شدن هزاران نفر از بنى اسرائیل قبل از اسلام به فرمان خدا که در آیه ۲۴۳ بقره به آن اشاره شده در نوروز رخ داده است: که در یکى از شهرهاى شام بر اثر رواج بیمارى طاعون بسیارى مردند. این بیمارى در حقیقت مجازاتى از طرف خدا براى آنها بود، زیرا رهبر الهى شان آنها را به جهاد با دشمن فرا خوانده بود، ولى آنها سرپیچى کرده بودند. در این میان هزاران نفر (طبق پاره اى روایات، ده هزار یا هفتاد هزار یا هشتاد هزار نفر) به بهانه گریز از طاعون، از شهر خارج شدند و پس از فرار در خود احساس قدرت و استقلال نمودند و با نادیده گرفتن اراده الهى و چشم دوختن به عوامل طبیعى، دچار غرور شدند و خداوند آنها را نیز در همان بیابان با همان بیمارى نابود ساخت. سالیانى گذشت و حضرت حزقیل(علیه السلام) یکى از پیامبران بنى اسرائیل از آن جا عبور مى کرد و از خدا خواست که آنها را زنده کند، خداوند دعاى او را اجابت کرد. آن روزى که آنها زنده شدند، نوروز بود.

0 امتیاز
پاسخ داده شده اسفند 26, 1393 توسط العبد (4,049 امتیاز)   3 12 24

دیدگاه اسلام درباره نوروز (بخش دوم)

اسلام و نوروز(+)

دیدگاه اسلام درباره سنّت ها
دین جهانی، با آداب و سُنن ملّی چه رفتاری دارد؟ آیا آن ها را کنار می نهد و خود به ساختن آداب و رسوم تازه می پردازد یا آن ها را تأیید می کند و در کنار خویش می نشاند و یا از میان آن ها گزینش می کند؟
نخست باید دانست که دین کامل، آن نیست که خود، همه چیز را برعهده گیرد و به جای همه استعدادهای آدمی و همه نهادهای مدنی بنشیند؛ بلکه دین کامل، دینی است که همه این ها را در جای خود، به درستی می بیند و جهتی کلّی به آن ها می دهد و آنچه را از توان (قُوای فردی) و (نهادهای جمعی) خارج است، بر عهده می گیرد و این، فلسفه ای عمیق دارد؛ زیرا چنان که دین، فعل تشریعی خداوندی است، قوای آدمی و لوازم تابعه آن (مانند نهادهای جمعی) نیز فعل تکوینی الهی اند و هیچ گاه تکوین و تشریع، ناسازگاری ندارند؛ چرا که از مبدأ واحدی دستور می گیرند.
اگر با این پیش زمینه عقلی به منابع و مصادر دینی بنگریم، می یابیم که خواست دین، برچیدن بساط سُنن ملّی قومی نیست؛ بلکه بر آن است که این سنّت ها را سَمت و سوی عالی بخشد و دین، تنها آنچه را که با فطرت آدمی مغایرت دارد، برمی چیند. چنان که قرآن کریم، حرمت و احترام ماه های حرام را که رسمی جاهلی بود ،پاس داشت:
فإذا انسلخ الأشهر الحُرم فاقتلوا المشرکین؛(1)
پس چون ماه های حرامْ سپری شدند، مشرکان را بکشید.
یا أیها الذین آمنوا! لاتحلّوا شعائر اللّه ولا الشهر الحرام؛(2)
ای کسانی که ایمان آورده اید! حرمت شعائر خدا و ماه حرام را نگه دارید.
رسول خدا فرموده است:
مَنْ سَنَّ سُنَةً حَسَنَةً عُمِلَ بِها مِنْ بَعْدِهِ، کانَ لَهُ أجُرهُ وَ مِثْلُ اُجورهِم مِنْ غَیْرِ أنْ یَنْقُصَ مِنْ اُجورِهِمْ شَیْئاً وَمَنْ سَنَّ سُنَّةً سَیِئَةً فَعُمِلَ بِها بَعْدَهُ، کانَ عَلَیْهِ وِزْرهُ وَ مِثْلُ أوزارِهِمْ مِنْ غَیرِ أنْ یَنْقُصَ مِنْ أوزارِهِمْ شَیْئا؛(3)
آن که سنّتی نیک را پایه گذاری کند و بدان عمل شود، پاداش عمل خودش به اندازه پاداش دیگر عاملان، به وی داده می شود، بدون آن که از پاداش عاملان کم شود؛ و آن که سنّتی بد را پایه گذارَد و بدان عمل شود، وَبال عمل خودش و دیگران برعهده اوست، بدون آن که از وِزْر و وَبال دیگران کاسته شود.
امیرالمؤمنین به مالک اشتر فرمود:
و لاتَنْقُضْ سُنّةً صالِحَةً عَمِلَ بها صدورُ هذِهِ الاُمَةِ وَ اجْتَمَعَتْ بِها الاُلْفَة وَ صَلُحَتْ علیها الرعِیَّةُ وَ لاتَحْدُثَنَّ سنّةً تَضُرُّ بشی‏ء مِنْ ماضی تلکَ السُّنَنِ فیکونُ الأجْرُ لِمَنْ سَنَّها وَالوِزْرُ علیکَ بِما نَقَضْتَ مِنها؛(4)
آیین پسندیده ای را بر هم مریز که بزرگان این امتْ بِدان رفتار نموده اند و به وسیله آن، مردم به هم پیوسته اند، و رعیّت با یکدیگر سازش کرده اند؛ و آیینی مگذار که چیزی از سنّت های نیک گذشته را زیان رسانَد تا پاداش از آنِ نهنده سنّت باشد و گناه شکستن آن بر تو مانَد.
از سوی دیگر ،به نمونه هایی از سنّت های پیش از اسلام (جاهلی) برمی خوریم که مورد تأیید اسلام قرار گرفته‏اند:
۱. دیه در جاهلیت، صد شتر بود. پیامبر(ص) آن را امضا نمود. (5)
۲. زنان حائض، در جاهلیت از شرکت در اعیاد مذهبی و مراسم قربانی ممنوع بودند و اسلام نیز آن را حفظ کرد. (6)
۳. پیامبر(ص) در «حِلفُ الفضول» در سن ۲۵ سالگی شرکت کرد و بعدها بدان افتخار می کرد و می فرمود: اگر بار دیگر بدان پیمان دعوت شوم، می پذیرم. (7)
۴. تحریم لباس شُهرت در فقه، شاهدی دیگر بر پذیرش سنّت های ملّی صالح است.(8)روشن است که لباس شهرت در هر جامعه ای با آداب و رسوم همان جامعه مشخّص می گردد.
۵. ارجاع مسائلی چند به عُرف، گواه دیگری بر این موضوع است: مقدار نَفَقه، [۹] استطاعت در حج‏ [۱۰] و زکات‏ [۱۱] این شواهد، گواهی می دهند که آیین اسلام، بر محو همه سنّت ها توصیه نمی کند؛ بلکه آنچه را که خیر و صلاحی در پی دارد، و یا این که مفسده ای به دنبال ندارد، می پذیرد و جز آن را طرد می کند که می توان از این نمونه ها نام بُرد:
۱. سنّتی که نشانگر یک آیین باطل باشد. حرمت حمل و ساخت و نگهداری صلیب، از این قبیل است. [۱۲] رسول خدا وقتی عَدیّ بن حاتم را دید که صلیب به گردن دارد، فرمود: «این بت را کنار بگذار». [۱۳]
۲. سنّتی که ترویج خُرافه باشد. حلیمه سعدیه، وقتی در کودکیِ پیامبر(ص)، خواست مهره ای به بازوی رسول خدا ببندد، با اعتراض پیامبر(ص) رو به رو شد. رسول خدا فرمود: «خداوند، نگهدار ماست و از این مهره، کاری ساخته نیست». [۱۴]
۳. سنّتی که با احکام شرعْ ناسازگار باشد. پیامبر(ص) با زینب، همسر زید (پسر خوانده خود) ازدواج کرد تا نشان دهد این سنّت جاهلی که: «نمی توان با زنِ پسر خوانده ازدواج کرد»، غلط است. [۱۵]
حال که نظرگاه کلّی دین در باب آداب و سنن بومی و ملّی روشن شد، به یکی از رسم های کهن و ریشه دار ایرانی، یعنی نوروز، می‏نگریم.

نظر اسلام درباره عید نوروز
اگر در باب نوروز، دستوری خاص از سوی دین در تأیید یا رد، به دست ما نمی رسید، براساس همان قاعده نخست می گفتیم نوروز به عنوان رسمی ایرانی که مردمانی آن را از دیربازْ حرمت می نهاده اند، جای مذمّت و منع ندارد؛ چرا که اصل «نوروز» به عنوان نشانی از آیین های باطل، مورد تکریم و احترام نیست؛ بلکه رنگ و بوی ملّی و بومیِ آن، منظور نظر مردمان است. بلی؛ اگر در آن، ناشایستی نهفته باشد، یا ترویج خُرافه ای صورت گیرد، باید آن را وانهاد.
لیک، احادیثی در مصادر شیعه و اهل سنّتْ روایت شده اند که برخی بر آن، مُهر تأیید می زنند و برخی دیگر، قهر می ورزند و با آن می ستیزند. این دوگانگیِ روایت ها سبب شده است که از دیرباز، عالمان حوزه دین، به چگونگیِ حلّ این تعارض بیندیشند؛ برخی جانب تأیید را گرفته، از آن دفاع کنند و برخی دیگر، جانب رد را اختیار نمایند.
رسالت این نوشتار، نخست، گزارش تلاش عالمان در برخورد با این روایت هاست و در پس آن می کوشد از منظر دیگری بِدان بنگرد. شاید ثمر بخشد!
پیش از طرح دیدگاه ها سزاوار است روایت ها نقل شوند. بر این اساس، مباحث این نوشتار، در سه بخشْ تنظیم می گردد: نوروز در روایات، دیدگاه ها، و ارزیابی نهایی.

نوروز در روایات
چنان که گذشت، روایت ها در زمینه نوروز، به دو گروه تقسیم می شوند: گروهی به تصریح یا اشاره، آن را تأیید کرده‏اند و گروهی دیگر، آن را مذمّت می‏کنند.

۱) روایات موافق
الف. احادیث شیعه
1. کلینی (م‏۳۲۹ق) در «الکافی» چنین روایت می کند:
عدّة من أصحابنا، عن سهل بن زیاد و أحمد بن محمد جمیعاً، عن ابن محبوب، عن ابراهیم الکرخی، قال: سألتُ أباعبداللّه(ع) عن الرجل تکون له ضیعة، فإذا کان یوم المَهرَجان أو النَّیروز، أهدوا الیه الشی‏ء لیس هو علیهم، یتقرّبون بذلک الیه. فقال(ع): «ألیس هم مُصلّین؟». قلتُ: بلی. قال: فلیقبل هدیّتهم و لْیُکافِهِم؛ فإنّ رسول اللّه(ص) قال: «لو أهدی الیّ کراع لقبلتُ، و کان ذلک من الدین، ولو أنّ کافراً أو منافقاً أهدی الیّ وسقاً ما قبلت، و کان ذلک من الدین. أبی اللّه عزّ وجلّ لی زبد المشرکین والمنافقین وطعامهم». [۱۶]
ابراهیم کرخی می گوید: از امام صادق(ع) پرسیدم که: شخصی مزرعه ای دارد. روز مهرگان یا نوروز، هدایایی به او داده می شود و قصد تقرّب جُستن به وی را ندارند [آیا بپذیرد؟ ]. فرمود: آیا نمازگزار هستند؟ گفتم: آری. فرمود: باید هدیه آنان را بپذیرد و تلافی کند. به درستی که رسول خدا فرمود: اگر برایم ران بُزی هدیه آورند، می پذیرم و این، جزو دینداری است و اگر کافر یا منافقی ران گاو یا گوسفندی برایم هدیه آورد، نخواهم پذیرفت و این هم جزو دینداری است. خداوند، خوراک و دستاورد مشرک و منافق را برای ما روا نداشته است.
2. شیخ صدوق (م‏۳۸۱ق) در «کتاب من لایحضره الفقیه» آورده است:
أتی علی(ع) بهدیة النَّیروز، فقال(ع): «ما هذا؟». قالوا: یا أمیرالمؤمنین! الیوم النَّیروز. فقال(ع): «إصنعوا لنا کلّ یوم نَیروزاً». [۱۷]
برای علی(ع) هدیه نوروز آوردند. فرمود: «این چیست؟». گفتند: ای امیرمؤمنان! امروز، نوروز است. فرمود: هر روزِ ما را نوروز سازید!
3. همو نقل می کند: روی أنّه قال (ع): نیروز ناکل یوم. [۱۸]
روایت شده است که علی(ع) فرمود: هر روزِ ما نوروز است.
4. نعمان بن محمد تمیمی (م ۳۶۳ق ) در کتاب «دعائم الاسلام» روایت می کند:
عنه [علی ](ع) أنّه اُهدی الیه فالوذج، فقال: «ماهذا». قالوا: یوم نیروز. قال: فَنَیرزوا إن قدرتم کلَّ یومٍ [یعنی تهادوا و تواصلوا فی اللّه ]. برای علی(ع) فالوده هدیه آوردند. فرمود: «این چیست؟». گفتند امروز، نوروز است. فرمود: اگر می توانید، هر روز را نوروز سازید [یعنی به خاطر خداوند، به یکدیگر هدیه بدهید و به دیدار یکدیگر بروید]. [۱۹]
5. شیخ طوسی (م‏۴۶۰ق) در «مصباح المتهجّد» چنین آورده است: عن المُعلَّی بنِ خُنیس، عن مولانا الصادق(ع) فی یوم النَّیروز، قال(ع): إذا کان یوم النیروز، فاغتسل و البس أنظف ثیابک و تطیب بأطیب طیبک و تکون ذلک الیوم صائماً، فإذا صلّیت النوافل والظهر والعصر فصلّ بعد ذلک أربع رکعات، تقرأ فی أوّل کلّ رکعة فاتحة الکتاب و عشر مرّاتٍ «إنّا أنزلناه فی لیلة القدر»، و فی الثانیة فاتحة الکتاب و عشر مرّات «قل یا أیها الکافرون»، وفی الثالثة فاتحة الکتاب و عشر مرّاتٍ «قل هو اللّه أحد»، و فی الرابعة فاتحة الکتاب و عشر مرّاتٍ «المعوّذتین»، و تسجد بعد فراغک من الرکعات سجدة الشکر و تدعو فیها، یغفر لک ذنوب خمسین سنة. [۲۰]
امام صادق(ع) در روز نوروز فرمود: هنگامی که نووز شد، غسل کن و لباس پاکیزه بپوش و خودت را خوشبو ساز و آن روز را روزه بدار. پس هنگامی که نماز ظهر و عصر و نافله های آن را به جای آوردی، نمازی چهار رکعتی بگزار که در رکعت اوّل آن، سوره حمد و ده مرتبه سوره قدر را می خوانی. در رکعت دوم آن، سوره حمد و ده مرتبه سوره کافرون را می خوانی. در رکعت سوم آن، سوره حمد و ده مرتبه سوره توحید را می خوانی و در رکعت چهارم، سوره حمد را با سوره های فلق و ناس. پس از نماز هم سجده شکر می گزاری و دعا می کنی. [بدین ترتیب، ] گناهان پنجاه ساله‏ات بخشوده می شود.
6. ابن فهد حلّی (م‏۸۴۱ق) در کتاب «المهذّب البارع» چنین آورده است:
و ممّا ورد فی فضله و یعضد ما قلناه، ما حدّثنی به المولی السید المرتضی العلاّمة بهاء الدین علی بن عبدالحمید النسّابة دامت فضائله ، ما رواه بإسناده إلی المعلّی بن خُنیس عن الصادق(ع): إنّ یوم النوروز، هوالیوم الّذی أخذ فیه النّبی(ص) لأمیرالمؤمنین(ع) العهد بغدیرخم، فأقرّوا له بالولایة، فطوبی لمن ثبت علیها والویل لمن نکثها، وهو الیوم الّذی وَجَّه فیه رسول اللّه(ص) علیّاً(ع) إلی وادی الجن، فأخذ علیهم العهود والمواثیق. وهو الیوم الذی ظفر فیه بأهل النَّهروان، و قتل ذَا الثَدْیة. وهو الیوم الذی یظهر فیه قائمنا أهل البیت وولاة الأمر و یظفّره اللّه تعالی بالدجّال، فیصلبه علی کناسة الکوفة. و ما من یوم نوروز إلاّ و نحن نتوقّع فیه الفرج؛ لأنه من أیّامنا حفظه الفرس وضیَّعتموه. ثم إنَّ نبیّاً من أنبیاء بنی إسرائیل سأل رَبَّه اَنْ یُحییَ القوم الّذین خرجوا من دیارهم وهم اُلوف حذر الموت فأماتهم اللّه تعالی، فأوحی إلیه أنْ «صُبِّ علیهم الماء فی مضاجعهم»، فصَبَّ علیهم الماء فی هذا الیوم، فعاشوا وهم ثلاثون ألفاً، فصار صبُّ الماء فی یوم النیروز سنّة ماضیةً لایعرف سببها إلاّ الراسخون فی العلم. وهم أوّل یوم ٍ من سنة الفرس.
قال المعلّی: وأَملی علیّ ذلک، فکتبته من إملائه. [۲۱]
از آنچه در فضلیت نوروزْ روایت شده و گفته ما را تأیید می کند، حدیثی است که علامه سید بهاءالدین علی بن عبد الحمید، با سند خود از مُعلّی بن خُنیس نقل کرده است که: روز نوروز، همان روز است که پیامبر(ص) در غدیرخم برای امیرالمؤمنین(ع) بیعت گرفت و مسلمانان به ولایت وی اقرار کردند. خوشا به حال آنان که به این بیعت، استوار ماندند و وای بر آنان که آن را شکستند. و این، همان روزی است که پیامبر(ص) علی(ع) را به منطقه جنّیان روانه ساخت و از آنان عهد و پیمان گرفت. و همان روز است که علی(ع) بر نهروانیان پیروز شد و ذوالثدیه (صاحب پستان) را به قتل رساند. و همان روز است که قائم ما و صاحبان حکومت، ظهور می کنند و خداوند، او را بر دجّالْ پیروز می گرداند و دجّال را در زباله دان کوفه به دار می آویزد. ما در هر نوروز، امید فرج داریم؛ چرا که نوروز، از ایّام ماست که پارسیانْ آن را پاس داشتند و شما آن را تباه نمودید.
همچنین پیامبری از پیامبران بنی اسرائیل، از خداوند خواست که گروهی چند هزار نفره را که از بیم مرگ، دیار خویش را ترک گفتند و گرفتار مرگ شدند، زنده سازد. خداوند، بر آن پیامبر، وحی فرستاد که بر محل گورستان آنان آب بپاشد. پیامبر در روز نوروز، چنین کرد. سپس زنده شدند و تعدادشان سی هزار نفر بود. از همین روز، پاشیدن آب در نوروز، سنّتی دیرینه شد که سبب آن را جز آنان که دانشی پایدار دارند، ندانند و همان، آغاز سال پارسیان است.
معلّی گوید: امام صادق(ع) این سخنان را بر من املا کرد و من نوشتم.

0 امتیاز
پاسخ داده شده اسفند 26, 1393 توسط العبد (4,049 امتیاز)   3 12 24

دیدگاه اسلام درباره نوروز (بخش سوم)

7. علاّمه مجلسی (م‏۱۱۱۱ق) در «بحارالأنوار» آورده است:
رأیت فی بعض الکتب المعتبرة، روی فضل اللّه بن علی بن عبید اللّه بن محمد بن عبداللّه بن محمد بن محمد بن عبید اللّه بن الحسین بن علی بن محمد بن الحسن بن جعفر بن الحسن بن الحسن بن علی بن أبی طالب، عن أبی عبداللّه جعفر بن محمد بن أحمد بن العباس الدوریستی، عن أبی محمد جعفر بن أحمد بن علی المونسی القمی، عن علی بن بلال، عن أحمد بن محمد بن یوسف، عن حبیب الخیر، عن محمد بن الحسین الصائغ، عن أبیه، عن مُعَلّی بن خُنَیس، قال: دخلت علی الصادق جعفر بن محمد(ع) یوم النَّیروز، فقال(ع): «أتعرف هذا الیوم؟». قلت: جعلت فداک، هذا یومٌ تعظّمه العجم وتتهادی فیه. فقال أبو عبداللّه الصادق(ع): «والبیت العتیق الذی بمکة، ما هذا إلاّ لأمر قدیم اُفسّره لک حتی تفهمه». قلت: یا سیدی! إن علم هذا من عندک أحب إلیّ من أن یعیش أمواتی و تموت أعدائی. فقال: «یا مُعلّی! إن یوم النیروز هو الیوم الذی أخذ اللّه فیه مواثیق العباد أن یعبدوه و لا یشرکوا به شیئاً، و أن یؤمنوا برسله و حججه، و أن یؤمنوا بالأئمة(ع)». وهو أوّل یوم طلعت فیه الشمس، و هبت به الریاح، و خلقت فیه زهرة الأرض. وهو الیوم الذی استوت فیه سفینة نوح(ع) علی الجودی. و هو الیوم الذی أحیی اللّه فیه الذین خرجوا من دیارهم و هم ألوفٌ حذر الموت، فقال لهم اللّه موتوا ثمّ أحیاهم. وهو الیوم الذی نزل فیه جبرئیل علی النبی(ص). و هو الیوم الذی حمل فیه رسول اللّه(ص) أمیرالمؤمنین(ع) علی منکبه حتی رمی أصنام قریش من فوق البیت الحرام فهشمها، و کذلک إبراهیم(ع). و هو الیوم الذی أمر النبی(ص) أصحابه أن یبایعوا علیاً(ع) بإمرة المؤمنین. و هو الیوم الذی وجه النبی(ص) علیاً(ع) إلی وادی الجن یأخذ علیهم البیعة له. وهو الیوم الذی بویع لأمیرالمؤمنین(ع) فیه البیعة الثانیة. و هو الیوم الذی ظفر فیه بأهل النهروان و قتل ذا الثدیّة. وهو الیوم الذی یظهر فیه قائمنا و ولاة الأمر. وهو الیوم الذی یظفر فیه قائمنا بالدجال فیصلبه علی کناسة الکوفة. و ما من یوم نَیروز إلاّ و نحن نتوقّع فیه الفرج؛ لأنه من أیامنا وأیام شیعتنا، حفظته العجم وضیّعتموه أنتم.
وقال(ع): (إن نبیاً من الأنبیاء سأل ربه کیف یحیی هؤلاء القوم الذین خرجوا، فأوحی اللّه إلیه أن یصب الماء علیهم فی مضاجعهم فی هذا الیوم، وهو أول یوم من سنة الفرس، فعاشوا و هم ثلاثون ألفاً، فصار صب الماء فی النیروز سنّة).
فقلت: یا سیدی! ألا تعرّفنی جعلت فداک أسماء الأیام بالفارسیة؟ فقال(ع): «یا مُعَلّی! هی أیام قدیمة من الشهور القدیمة، کلّ شهر ثلاثون یوماً لا زیادة فیه ولا نقصان». [۲۲]
مُعلّی پسر خُنَیس گوید: در روز نوروز، بر امام صادق(ع) وارد شدم. فرمود: «آیا این روز را می شناسی؟». گفتم: قربانت گردم! این روز را فارسیانْ گرامی می دارند و به یکدیگر هدیه می دهند. فرمود: «سوگند به خانه کعبه که این، رمزی دیرینه دارد و برایت روشن می سازم تا آگاه گردی». گفتم: سرورم !آموختن این امر از شما برایم بهتر از آن است که مردگان زنده شوند و دشمنانم بمیرند.
آن گاه فرمود: «ای معلّی! روز نوروز، همان روز است که خداوند از بندگان پیمان گرفت او را بپرستند و به او شرک نورزند، به پیامبران و حجت هایش بگروند و به امامان ایمان آورند. این همان روز است که خورشید طلوع کرد، بادها وزیدن گرفت و گل های زمین روییدند. این همان روزی است که کشتی نوح(ع) بر ساحل جودی آرامش یافت و همان روزی است که خداوند، گروهی چند هزار نفره را که از ترس مرگ از خانه ها بیرون رفته بودند زنده ساخت، پس از آن که آنان را میرانده بود. این، روز فرود جبرئیل بر پیامبر اسلام است و روزی است که پیامبر(ص) امام علی(ع) بر دوش گرفت تا بت های قریش را در مسجد الحرام شکست و در همین روز، ابراهیم، بت ها را شکست. این همان روزی است که پیامبر به یارانش دستور داد با علی(ع) بیعت کنند و در همین روز، علی را برای بیعت گرفتن از جنیان فرستاد. در همین روز، دومین بیعت با امیرالمؤمنین انجام شد. در همین روز بر نهروانیان پیروز شد و ذوالثدیه (صاحب پستان) را به قتل رساند. در این روز، قائم ما و صاحبان حکومتْ قیام کنند و در همین روز، قائم ما بر دجّال پیروز گردد و او را در زباله دان کوفه به دار آویزد. در هر روز نوروزی، ما آرزوی فرج داریم؛ چرا که آن از روزهای ما و شیعیان ماست. فارسیان، آن را گرامی داشتند و شما آن را ضایع کردید.»
و فرمود: یکی از پیامبران بنی اسرائیل از خداوند پرسید چگونه مردمانی را که خارج شدند، زنده می کند. خداوند بدو وحی کرد که در نوروز، آب بر قبر آنان بپاشد و آن، اولین روز سال فارسیان است و آنها زنده شدند، در حالی که سی هزار نفر بودند. از همین جا پاشیدن آب در نوروز، سنّت شده است.
گفتم: آیا نام های روزهای فارسی را به من تعلیم نمی‏دهی؟ فرمود: ای معلّی! اینها روزهایی کهن از ماه هایی کهن است. هر ماه، سی روز است، بدون کم و کاست.
گفتنی است ابن فهد نیز بخشی از این روایت را پیش از علاّمه مجلسی در کتاب «المهذّب البارع» آورده است. [۲۳]
8. مُحدث نوری (م‏۱۳۲۰ق) در «مستدرک الوسائل» به نقل از کتاب حسین بن همدان آورده است:
عن المفضّل بن عمر، عن الصادق(ع)، قال له فی خبر طویل فی جملة کلامه(ع):أ فأوحی اللّه الیه: «یا حزقیل! هذا یوم شریف عظیم قدره عندی، و قد آلیت أن لایسألنی مؤمن فیه حاجة الا قضیتها فی هذا الیوم و هو یوم نیروز». [۲۴]
مفضّل، فرزند عمر از امام صادق(ع) نقل می کند که: خداوند بر حزقیلْ وحی فرستاد که: «این روز، روزی گرامی و بلند مرتبه نزد من است. با خود عهد کرده ام هر مؤمنی در این روز از من حاجتی بخواهد آن را برآورده سازم و آن روز، نوروز است».

ب. احادیث اهل سنت
9. بخاری (۱۹۴-۲۵۶ق) در «التاریخ الکبیر» چنین روایت می کند:
حمّاد بن سلمة بن علی بن زید، عن السعر التمیمی: أتی علیٌّ بفالوذج. قال: «ما هذا؟». قالوا: الیوم النیروز. قال: فنَیرِزوا کل یوم! [۲۵]
سعر تمیمی گوید: برای علی(ع) فالوده آوردند. فرمود: «این چیست؟». گفتند: امروز نوروز است. فرمود: هر روز را نوروز کنید!
10. بیرونی (م‏۴۴۰ق) در «الآثار الباقیة» آورده است:
أو قسّم الجام بین أصحابه و قال: لیت لنا کلّ یومٍ نوروز! [۲۶]
[از آن جا که نسخه عربی مورد استفاده ما افتادگی دارد، ترجمه حدیث را از جدیدترین کتاب که بر اساس برخی نسخه ها کامل شده است، در این جا می آوریم: ] آورده اند که در نوروز، جامی سیمین، پر از حلوا، برای پیغمبر(ص) هدیه آوردند. آن حضرت پرسید: «این چیست؟». گفتند: امروز، روز نوروز است. پرسید: «نوروز چیست؟» گفتند: عید بزرگ ایرانیان است. فرمود: «آری در این روز بود که خداوند، عسکره را زنده کرد». پرسیدند: عسکره چیست؟ فرمود: «عسکره، هزاران مردمی بودند که از ترس مرگ، ترک دیار کرده، سر به بیابان نهادند و خداوند به آنان فرمود: “بمیرید” پس مردند. پس آنان را زنده کرد و ابرها را امر فرمود که بر آنان ببارند. از این روست که سنّت آب پاشیدن [ در نوروز ]، رواج یافته است». آن گاه از حلوا تناول کرد و جام را میان اصحابْ قسمت کرد و فرمود: کاش هر روز برای ما نوروز بود! [۲۷]
11. فیروز آبادی (۷۲۹-۸۱۷ق) در «القاموس» آورده است:
قدم الی علی شی‏ء من الحلاوی، فسأل عنه، فقالوا: «للنیروز»، فقال: «نیروزنا کل یوم!» و فی المهرجان قال: مَهرِجونا کل یوم! [۲۸]
مقداری حلوا برای علی(ع) آوردند. پرسید که چیست. گفتند: برای نوروز است. فرمود: هر روز ما نوروز است.
و در مهرگان گفت: هر روز را برای ما مهرگان کنید!

۲) روایات مخالف

الف. احادیث شیعه
12. قطب الدین راوندی (م‏۵۷۳) در کتاب «لبّ اللباب» آورده است:
عن رسول اللّه(ص): أبدلکم بیومین یومین: بیوم النیروز و المهرجان، الفطر والأضحی. [۲۹]
دو روز را برای شما جانشین دو روز کردم: عید فطر و قربان را به جای عید نوروز و مهرگان.
13. ابن شهرآشوب (م‏۵۸۸ق) در کتاب «المناقب» روایت می کند:
و حکی أن المنصور تقدّم إلی موسی بن جعفر(ع) بالجلوس للتهنئة فی یوم النیروز و قبض ما یحمل إلیه فقال (ع): «إنی قد فتشت الأخبار عن جدی رسول اللّه صلی اللّه علیه و آله فلم أجد لهذا العید خبراً وإنه سنة للفرس و محاها الإسلام، و معاذ اللّه أن نحیی ما محاه الإسلام». فقال المنصور: «إنما نفعل هذا سیاسةً للجند، فسألتک باللّه العظیم إلاّ جلست»؛ فجلس و دخلت علیه الملوک والأمراء والأجناد یهنؤونه، و یحملون إلیه الهدایا و التحف، و علی رأسه خادم المنصور یحصی ما یحمل، فدخل فی آخر الناس رجل شیخ کبیر السنّ، فقال له: یا ابن بنت رسول اللّه! إننی رجل صعلوک لا مال لی أتحفک ولکن أتحفک بثلاثة أبیات قالها جدّی فی جدّک الحسین بن علی(ع):
عجبت لمصقول علاک فرنده یوم الهیاج وقد علاک غبار
ولأسهم نفذتک دون حرائر یدعون جدّک والدموع غزار
ألاّ تغضغضت السهام وعاقها عن جسمک الإجلال والإکبار
قال: «قبلت هدیتک، اجلس بارک اللّه فیک»، و رفع رأسه إلی الخادم و قال: «امض إلی أمیرالمؤمنین و عرّفه بهذا المال، و ما یصنع به». فمضی الخادم وعاد وهو یقول: «کلها هبة منی له، یفعل به ما أراد». فقال موسی للشیخ: اقبض جمیع هذا المال فهو هبة منی لک. [۳۰]
آورده اند که منصور به امام کاظم(ع) پیشنهاد کرد که نوروز را برای تبریک و شاد باش و گرفتن هدایا جلوس کنند.
حضرت کاظم در جواب فرمود: من در میان روایت های جدّم رسول خدا(ص) جستجو کردم و تأییدی برای این عید نیافتم. همانا این سنّت فارسیان است که اسلام، آن را نابود ساخته است و پناه می برم به خدا که آنچه را اسلامْ نابود ساخته، زنده بدارم.
منصور گفت: «این کار را جهت اداره نظامیان انجام می دهیم و شما را به خداوند سوگند می دهم که جلوس داشته باشید». آن گاه حضرت پذیرفت و فرمانروایان و لشکریان، برای تبریک آمدند و هدایایی با خود آوردند. خدمتگزار منصور، بالای سر حضرت ایستاده بود و هدایا را می شمرد. آخرین نفر، مردی کهن سال بود. به امام کاظم(ع) گفت: «ای فرزند دختر پیامبر خدا! من مردی تهی دستم و مالی ندارم تا هدیه دهم؛ ولی چند بیت شعر که جدّ من درباره جدّتان حسین(ع) سروده، به شما هدیه می کنم».
حضرت فرمود: «هدیه‏ات را پذیرفتم. بنشین. خداوند به تو برکت دهد!».
آن گاه حضرت، سر بلند کرد و به خدمتگزار منصور گفت که نزد منصور روانه شود و این هدایا را برایش بازگو کند. خدمتگزار رفت و باز گشت و گفت منصور گفته است: «این هدایا از آنِ شماست. هر چه می خواهید با آنها انجام دهید». امام کاظم(ع) هم به پیرمرد فرمود: «این اموال را به عنوان هدیه برای خودت بردار».

ب. احادیث اهل سنّت
14. بخاری (م‏۲۵۶ق) در «التاریخ الکبیر» آورده است:
أیوب بن دینار، عن أبیه: «إنّ علیّاً لا یقبل هدیة النیروز». حدّثنی ابراهیم بن موسی عن حفص بن غیاث، وقال أبو نعیم: حدّثنا أیوب بن دینار أبو سلیمان المکتب، سمع علیاً بهذا. [۳۱]
ایوب بن دینار گوید: علی(ع) هدیه نوروز را نمی پذیرفت.
15. آلوسی (م‏۱۳۴۲ق) در «بلوغ الارب» می گوید:
قدم النبی(ص) المدینة ولهم یومان یلعبون فیهما، فقال: «ما هذا الیومان؟». فقالوا: «کنّا نلعب فیهما فی الجاهلیة. فقال: قد أبدلکم اللّه تعالی بهما خیراً منهما یوم الأضحی و یوم الفطر». قیل: هما النیروز والمهرجان. [۳۲]
پیامبر(ص) وارد مدینه شد. مردمان مدینه دو عید داشتند که در آنها به سرگرمی و خوشی می پرداختند. رسول خدا فرمود: «این دو روز چیست؟». گفتند دو یادگار جاهلیت است. فرمود: «خداوند، بهتر از آنها را جایگزین کرده است: عید قربان و عید فطر». گفته شده که آن دو روز، نوروز و مهرگان بود.

تا این جا شانزده حدیث از مصادر مختلف شیعه و سنّی در تأبید یا ردّ نوروز گرد آمد. تلاش ما در این بخش، فحص کامل و استقصای همه روایت ها بود و تلاش شد روایت ها براساس تاریخ ثبت و کتابتْ تنظیم گردد؛ چنان که کوشیدیم هر روایت را مصدریابی کرده، به منابع گوناگونش ارجاع دهیم. حال، پس از نقل روایت ها به بیان دیدگاه ‏ها و ارزیابی نهایی رو می کنیم.

0 امتیاز
پاسخ داده شده اسفند 26, 1393 توسط العبد (4,049 امتیاز)   3 12 24

دیدگاه اسلام درباره نوروز (بخش چهارم)

مروری بر دو دیدگاه
تردیدی نیست که روایت های متفاوت، زمینه شکل گیری آرای متفاوت اند و جستجو در کتب فقه و حدیث، این امر را روشن می سازد.
پاره‏ای از دانشوران، به نقد روایت های نوروز پرداخته و با ذکر خلل ها و سستی هایی که در آنهاست، آنها را قابل اعتنا و اتکا نشمرده اند؛ چنان که در مقابل، بیشتر فقیهان به مضمون روایت های دسته نخستْ فتوا داده و آدابی را برای نوروز در کتب فقهی خویش برشمرده اند. اینان ضمن فتوا دادن به محتوای روایات، در مقام پاسخگویی به ناقدان و منتقدان نیز برآمده‏اند.
اینک مروری بر این دو دیدگاه می افکنیم.

الف. مخالفان
ناقدان و مخالفان احادیث نوروز، بسیار نیستند. اینان کوشیده اند خلل های موجود در روایت های دسته نخست را برملا سازند و در نتیجه به محتوای دسته دوم از روایت ها ملتزم شده اند؛ گرچه کوشش آنان در تصحیح و تأیید دسته دوم متمرکز نیست.
اینان برای روایت های موافق، ضعف ها و کاستی هایی از این دست برشمرده‏ اند:
1. ضعف سند،
2. تناقض و تهافت در روایت های معلّی،
3. ذکر نشدن روایت های معلّی در مصادر کهن،
4. عدم تطبیق وقایع ذکر شده در روایت ها با واقعیت های تاریخی،
5. معلوم نبودن نوروز ایرانی،
6. ترویج شعائر مجوس.
مخالفان، بر پایه این ایرادها، روایات موافق را بی اعتبار می دانند و به هیچ رو گرامیداشت نوروز را روا نمی انگارند. اینان بر این باورند که آداب و سنن ذکر شده در این روایت ها قابل اخذ و عمل نیست و نمی توان با قاعده «تسامح در ادلّه سنن» از ضعف و سستی اینها چشم پوشید؛ چرا که با محذور بزرگی چون ترویج شعائر مجوسی روبه رور هستیم. در این جا پاره‏ای از این دیدگاه ها را می آوریم:
آقا رضی قزوینی (در رساله ای که در سال ۱۰۶۲قمری نگاشته)، شاید نخستین کسی باشد که به تفصیل، نوروز را نقد کرد. وی به طور عمده منکر تطبیق نوروز رایج با نوروز یاد شده در روایات است و از این طریق بر روایت های مؤید، خرده می گیرد و پس از نقل روایت معلّی می نویسد:
با توجه به استحباب اعمال مذکوره در نوروز و این که این اعمال، موقته است و در امثال این عبادات، اگر التزام وقت خاص نشود و در اوقات دیگر به عمل آید، بدعت می باشد، بنابراین، تعبد به این عمل [را ] مکلّفی تواند که لااقل ظن به تعیین وقت مذکور تحصیل کرده باشد. تحصیل این ظن، لامحاله از امارات شرعیه و عرفیه تواند بود و چون در عرف به اعتبار اختلاف اصطلاحات حالیه نوروز متعدد است چنان که بعضی از آن، بعد از این مذکور می گردد و اشهریت بعضی به بعضی ازمنه اماره نمی شود و در ظاهر قرآنْ چیزی در این باب نیست، اماره آن از روایات و اخبارْ تتبّع باید نمود. [۳۳]
محمد اسماعیل خواجویی (م‏۱۱۷۳ق) تناقض های روایت های معلّی را دلیل ناتمام بودن آن می داند و می نویسد:
فقیر بی بضاعت گوید: به حسب ظاهری میان این حدیث و حدیث سابق تناقض است؛ چه، در حدیث سابق مذکور است که پیغمبر(ص) در روز نوروز، امیرالمؤمنین(ع) را به دوش مبارک برداشته تا بتان قریش را از فوق کعبه به زیر انداخته، شکست و فانی ساخت، و این، بلاشبهه در سال فتح مکه معظمه بود، چنان که اخبار بسیار از طرق خاصه و عامه دلالت بر این دارد و فتح مکه معظمه در ماه مبارک رمضان سال هشتم هجرت واقع شد، چنان که شیخ مفید و نیز طبرسی و این شهرآشوب و دیگرانی روایت کرده اند، و احادیث معتبره بر این دلالت کرده است، و اکثر برآن اند که در روز سیزدهم ماه بوده، و بعضی بیستم هم گفته اند، و حرکت حضرت از مدینه در روز جمعه دوم ماه مبارک رمضان، بعد از نماز عصر بوده، و روز غدیر خم در سال دهم هجرت در حجة الوداع در روز هجدهم ذی الحجة الحرام بود. پس چگونه تواند بود که هر دو در روز، نوروز باشد؟ چه، نوروز، از قرار حساب گذشته، بعد از شش هفت سال از فتح مکه معظمه، بلکه بیشتر، به ذی الحجة خواهد رسید، نه بعد از یک سال، چنان که مقتضای این دو حدیث است. [۳۴]
وی ادامه می دهد:
و چون هر دو به یک طریق از معلّی منقول است، پس ترجیح احدهما بر دیگری من حیث السند متصور نیست، و بنابراین، مضمون هیچ یک حجت نخواهد بود، و بر آن، اعتماد نشاید کرد، و به او استدلال نتوان نمود؛ چه، تناقض در کلام معصومین(ع) غیر واقع است. پس، از این جا فهمیده می شود که این دو حدیث، کلاهما او احدهما از معصوم تلقی نگردیده، و چون از او نباشد، حجیت را نشاید و سند شرعی نتواند بود. [۳۵]
استاد محمد تقی مصباح در حاشیه بر «بحارالأنوار»، ذیل این روایت ها نگاشته است:
در باب نوروز، دو دسته روایت مختلف روایت شده است. یکی را معلّی از امام صادق(ع) آورده و بر عظمت و ارزش نوروز دلالت دارد و دیگری حدیث امام کاظم(ع) است که آن را از سنّت های پارسیان دانسته که اسلام، آن را از میان برداشته است.
باید دانست که هیچ یک از آنها صحیح نیست و از اعتبار برخوردار نمی باشد تا بتوان بر پایه آن، حکم شرعی را اثبات کرد. گذشته از آن که روایت معلّی، ایرادهای دیگری دارد، از جهت تطبیق نوروز بر مناسبت های ماه های عربی. [۳۶]
آن گاه می نویسد:
ظاهر روایت منصور، حرمت بزرگداشت نوروز است؛ چرا که این کار، بزرگداشت شعائر کفار و زنده داشتن سنّت هایی است که اسلام، آنها را می رانده است. این روایت گرچه واجد شرایط حجّیت نیست. اما مطلب کلی ای که در آن آمده (یعنی حرمت بزرگداشت شعائر کفار)، با ادلّه عامه به اثبات رسیده است و این که نوروز از آن آداب و رسوم است، به وجدانْ اثبات می شود.
و اما فتوای فقیهان، مبنی بر استحباب غسل و روزه در نوروز، مبتنی بر قاعده تسامح در ادلّه سنن است؛ ولی این جا محل اجرای آن قاعده نیست؛ زیرا قاعده تسامح در ادلّه سنن، از مواردی که احتمال حرمت تشریعی دارند، انصراف دارد. [۳۷]
جناب آقای سید جواد مدرّسی در مقاله ای در مجلّه «نور علم» می نویسد: با وجود تضارب روایات و عدم توجه قدما و کدورت متن و عدم صحت سند، فتوای به مشروعیت نوروز، و تعیین روز آن، مشکل است. راهی که باقی می ماند، تمسک به ادلّه «تسامح در ادله سنن» است؛ و لکن تعیین روز، گفتار بعض فقهاست نه مضمون روایت؛ و ادله مذکور، شامل کلام فقها نمی شود.
از جهت دیگر، عید نوروز از شعائر مجوسی و محتمل الحرمه است و ادله تسامح در سنن چنان که بعضی گفته اند از چنین موردی منصرف است. [۳۸]
آقای رسول جعفریان نیز در این باره گفته است: این بود آنچه در منابع شیعه قرن ششم درباره نوروزْ نقل شده است. در این باره، مهم، همان روایت معلّی بن خنیس است و جز آن، چیزی درباره تایید نوروز به چشم نمی خورد. منشأ آنچه در آثار بعدی درباره استحباب غسل روز نوروز و نماز و دعای مربوطه آمده، همین نص است و بس. البته مطالب دیگری نیز افزوده شده که منشأ آنها را اشاره خواهیم کرد. [۳۹]
و در جای دیگر گفته است:
و مشکل این دو حدیث (منظور، دو حدیثی است که ابن فهد حلّی در تأیید نوروز از معلّی نقل کرده است)، آن است که در منابع کهن شیعه نیامده است. افزون بر آن، روایات مزبور که در اصل باید یکی باشد، حاوی دو نوع آگاهی درباره روز نوروز است که این، خود، منشأ شبهه درباره آن شده و احتمال جعل آن را تقویت می کند. افزون بر آن، دانسته است که، ابن غضایری گفته: «غالیان روایاتی را به معلّی بن خنیس نسبت داده اند و نمی توان بر اخبار وی اعتماد کرد». در این صورت، این روایت که بی گرایش غالیانه یا نگرش افراطی همه نیست ، از همان دسته مجعولاتی می باشد که غالیان به معلّی نسبت داده اند. باید این دو نکته را نیز یادآوری کرد که گفته شده قرامطه (گرایشی وابسته به مذهب افراطی اسماعیلیه) دو روز را در سال که نوروز و مهرگان بوده روزه می گرفته اند. بلافاصله باید تأکید کنیم که مجوسیان، نه تنها نوروز را روزه نمی گرفته اند، بلکه به نقل بیرونی اساساً «مجوس را روزه‏ای نیست و هر کس از ایشان روزه بگیرد، گنه کرده است». [۴۰]

ب. موافقان
آداب نوروز از قبیل روزه، نماز، ادعیه، در کتب حدیثی و فقهی، از زمان شیخ طوسی در میان عالمان شیعه رواج داشته است.
شیخ طوسی (م‏۴۶۰ق) در «مصباح المتهجد)، [۴۱] پس از او ابن ادریس (م‏۵۹۸ق) در «السرائر) [۴۲] و سپس یحیی بن سعید (م‏۵۸۹ق) در «الجامع للشرائع) [۴۳] و پس از وی، شهید اول (م‏۷۸۶ق) در «القواعد و الفوائد) [۴۴] و نیز «الدروس) [۴۵]و «البیان) [۴۶] و «الذکری) [۴۷] و «اللمعة) [۴۸] بدان اشاره دارد.
ابن فهد (م‏۸۴۱ق) در «المهذّب البارع) [۴۹] و محقق کَرَکی (م‏۹۴۰ق) در «جامع المقاصد) [۵۰] و شهید ثانی (م‏۹۶۶ق) در «المسالک) [۵۱] و «شرح اللمعة) [۵۲] و محقق اردبیلی(م‏۹۹۳ق) در «مجمع الفائدة و البرهان) [۵۳] و شیخ بهایی(م‏۱۰۳۰ق) در «جامع عباسی) [۵۴] و «الحبل المتین) [۵۵] و فاضل هندی(م‏۱۱۳۷ق) در «کشف اللثام) [۵۶] و شیخ یوسف بحرانی (م‏۱۱۸۶ق) در «الحدائق الناضرة) [۵۷] و کاشف الغطاء (م‏۱۲۲۸ق) در «کشف الغطاء) [۵۸] و نراقی (م‏۱۲۴۵ق) در «مستند الشیعة) [۵۹] و صاحب جواهر در (م‏۱۲۶۶ق) «جواهر الکلام) [۶۰] و شیخ انصاری (م‏۱۲۸۱ق) در «کتاب الطهارة) [۶۱] بدین آدابْ فتوا داده‏اند.
همچنین در کتب فتوایی و فقهی معاصر، چون: العروة الوثقی، [۶۲] جامع المدارک، [۶۳] المستند [۶۴] فتوا بدین آداب به چشم می خورد.
در کتب روایی نیز چنان که در بخش نخست آوردیم ، آداب نوروز، در: مصباح المتهجّد، وسائل الشیعة و بحارالأنوار، یاد شده است؛ چنان که روایت هایی نیز که به گونه ای ضمنی نوروز را تأیید می کنند در: الکافی، کتاب من لایحضره الفقیه و دعائم الاسلام منقول است.
شاید همین کثرت فتواها و نقل ها سبب شده است که صاحب «جواهر» بگوید:
غسل روز نوروز، نزد متأخران مشهور است؛ بلکه مخالفی در آن ندیدیم. [۶۵]
بجز این، تلاش محدّثان و فقیهان در پاسخگویی به دیدگاه مخالفان نیز درخور درنگ است. علامه مجلسی در «بحارالأنوار»، بیشترین کوشش را در این باره به انجام رسانده و شبهه های مخالفان را پاسخ گفته است؛ وی در قسمتی از نوشتار مفصلش در نقد روایت ابن شهرآشوب (در مذمت نوروز)، می نویسد:
این حدیث، با روایت هایی که معلّی بن خنیس آورده مغایرت دارد و بر جایگاه نداشتن نوروز در شریعتْ دلالت دارد؛ لیک روایت های معلّی از نظر سند، قوی تر و نزد اصحاب ،مشهورتر ند.
از سوی دیگر می توان گفت که این، حدیث تقیه است؛ چرا که در روایات «مناقب»، مطالبی ذکر شده که زمینه تقیه دارد. [۶۶]
پس از وی نیز عالمان دیگری به پاسخگویی اجمالی یا تفصیلی گام برداشته‏اند.
شیخ انصاری در نقد روایت «مناقب» می گوید:
روایت «مناقب» نمی تواند با احادیث معلّی معارضه کند؛ زیرا روایت معلّی نزد اصحاب، از شهرت بیشتری برخوردار است و احتمال تقیّه در روایت «مناقب» وجود دارد. [۶۷]
همچنین صاحب «جواهر» در دفاع از روایت های معلّی و نقد حدیث «مناقب» می نویسد:
روایت معلّی جای مناقشه در سند و دلالت ندارد؛ چنان که حدیث «مناقب» نمی تواند با آن معارضه کند؛ چرا که با سستی ای که در آن مشهود است، احتمال تقیه نیز در آن می رود. [۶۸]
گفتنی است حمل روایت «مناقب» بر تقیه بعید نیست؛ چرا که اهل سنّت، روزه نوروز را مکروه می دانند. [۶۹] و بدین جهت، در تعارض روایت های معلّی و «مناقب»،
جانب روایات معلّی رجحان می یابد.
بجز اینها، رساله ها و کتبی نیز در تأیید فضیلت نوروز و روایات معلّی تدوین شده، که برخی به چاپ رسیده و برخی دیگر، خطی باقی مانده>اند. [۷۰]

0 امتیاز
پاسخ داده شده اسفند 26, 1393 توسط العبد (4,049 امتیاز)   3 12 24

دیدگاه اسلام درباره نوروز (بخش پنجم)

ارزیابی نهایی
چنان که پیش از این یاد شد، این نوشتار، نوروز را از منظر حدیث و روایت می کاود و از تاریخ و تقویم نگاری و فقه، تنها آن را برمی رسد که به گونه ای با حدیث و روایتْ مرتبط شود و در نقد یا تأیید آن، سودمند افتد.
اینک نکته هایی درباب این روایاتْ آورده می شود تا پس از آن به جمع بندی نهایی نزدیک شویم.
یکم: در نقد نوروز، چهار حدیث آوردیم. این احادیث، به هیچ رو قابل تصحیح و اعتبار نیستند؛ زیرا:
1. روایت اول و چهارم، مضمونی واحد دارند که اوّلی در مصادر شیعه و دومی در مصادر اهل سنّت یاد شده است. روایت شیعی را به قطب راوندی (از عالمان قرن ششم) نسبت داده اند که در کتاب «مستدرک الوسائل» حاجی نوری (م‏۱۳۲۰ق) روایت شده است. این روایت، گذشته از آن که در مصادر کهنْ موجود نیست، مضمون آن را هم نمی توان تأیید کرد؛ زیرا چگونه دو عید باستانی ایرانی در جزیرة العرب در سال های نخستین اسلام، رایج و مرسوم بود که پیامبر(ص) آنها را با فطر و اضحی منسوخ بدارد؟! بی تردید، نوروز و مهرگان، از آیین هایی باستانی ایرانیان اند که آوازه شان، پس از ارتباط اعراب با ایرانیان، بدان سرزمین رفته است و پیش از آن، آن چنان مقبول مردمان نبوده اند که پیامبر(ص) آنها را با اعیاد اسلامی نسخ کند.
حدیث دیگر، آن است که آلوسی آورده است و تعبیرهای «نوروز» و «مهرگان» در متن آن نیست و ظاهراً راویان، این دو را از روی احتمال (نه قطع و یقین)، به روایت افزوده اند. بدین رو آلوسی پس از نقل حدیث می گوید: «قیل: هما النیروز والمهرجان». گفتنی است که برخی نویسندگان، این اضافه را به آلوسی نسبت داده اند که جزو حدیث آورده است:
آلوسی در «بلوغ الارب»(ج‏۱، ص‏۳۶۴، قاهره، ۱۹۲۵م) نقل می کند که انصار، عید نوروز و مهرگان را بر حضرت رسول(ص) عرضه کردند. حضرت فرمودند: خداوند متعال، بهتر از آن را (فطر و اضحی را) به من داده است. [۷۱]
چنان که پیش از این آوردیم، روایت آلوسی چنین است:
قدم النبی(ص) المدینة و لهم یومان یلعبون فیهما. فقال: «ما هذا الیومان؟». فقالوا: کنّا نلعب فیهما فی الجاهلیة. فقال: «قد أبدله اللّه تعالی بهما خیراً منهما: یوم الأضحی و یوم الفطر». قیل: هما النیروز و المهرجان.
2. روایت «مناقب»، گذشته از آن که مرسل است و با تعبیر «حُکیَ (آورده اند)» نقل شده است، نه حاکی آن معلوم است و نه مصدر نقل ابن شهرآشوب.
3. روایت بخاری که علی(ع) هدیه نوروز را نمی پذیرفت، گذشته از آن که با روایت دیگر بخاری که علی(ع) هدیه نوروز را می پذیرفت معارضه دارد، با نقل های بسیار دیگر شیعی نیز ناسازگار است و نمی توان به آن، استناد جُست.
دوم: در ارزیابی سندی روایت های موافق، می توان چنین گفت:
1. روایت کلینی از سند معتبر برخوردار است.
2. روایت شیخ طوسی از معلّی، اگر چه بدون سند است، لیکن وی در کتاب «فهرست» به کتاب معلّی سند معتبر دارد. [۷۲] محتمل است آن روایت، بر اساس همین سند باشد.
3. علامه مجلسی در« زاد المعاد» می گوید: «به اسانید معتبره از معلّی بن خنیس که از خواص حضرت صادق(ع) بوده است، منقول است) [۷۳] و سپس روایتی را نقل می کند که ذیل آن، مطابق روایتی است که شیخ در «مصباح» آورده است.
4. نقل این روایت ها در مصادر کهنی چون: الکافی، کتاب من لا یحضره الفقیه، مصباح المتهجّد و دعائم الاسلام، می تواند شاهدی بر اعتبار آنها باشد.
بر این پایه می توان گفت از مجموع احادیث دوازده گانه می توان این مطلب را به پیشوایان دینی نسبت داد که رفتار ایرانیان در گرامیداشت نوروز، در مرأی و منظر آنان بوده و نه تنها مخالفتی با آن نکرده اند، بلکه نسبت به اصل آن و پاره ای رفتارهای ضمنی آن، روی خوش نشان داده و تشویق کرده ‏اند.
بلی؛ ما معتقدیم که بر پایه این احادیث و بدون شواهد تاریخی دیگر، نمی توان خصوصیت های موجود در آنها را به اثبات رساند و اشارات تاریخی موجود در آنها را تأیید کرد. چنان که به جهت برخی نکات تاریخی نامعلوم در آنها نمی توان این کلیّت را تضعیف کرد و نادیده انگاشت.
سوم: بررسی مصادر کهن، نشان می دهد که نوروز به عنوان یک آیین ایرانی، در فرهنگ مسلمانان و شیعیانْ رواج داشته است.
اینک شواهد این امر را بجز روایات یاد شده، بازگو می کنیم:
1. به اعتقاد برخی متخصصان تبدیل گاه شمار، در جلسه مشورتی خلیفه دوم برای تعیین تقویم، هرمزان تازه مسلمانْ شرکت داشت و تقویم ایرانی را برای حاضران شرح کرد و خلیفه، آن تقویم را برای امور دیوانی و خراج پذیرفت‏ [۷۴] و روشن است که نوروز، جزئی از تقویم ایرانی به شمار می رود.
2. نجاشی در شرح حال ابوالحسن نصر بن عامر بن وهب سنجاری نوشته است که وی از ثقات شیعیان است و کتاب هایی دارد، از جمله: «کتاب ما روی فی یوم النیروز». [۷۵]
همچنین ابن ندیم درباره صاحب بن عبّاد، آورده است که «کتاب الأعیاد و فضائل النیروز» نگاشته است. [۷۶]
در دوره صفویه نیز نوروزیه هایی بسیار به قلم علمای دینْ تحریر شد. [۷۷]
3. خراج در دوره عباسیان بر اساس نوروز تنظیم می شده است. [۷۸]
4. خلفای اموی و عباسی هدایای نوروز را می پذیرفته اند؛ بلکه دستور می داده اند تا برایشان ارسال گردد. [۷۹]
گفتنی است در برخی مناطق، حاکمان اهل سنّت، گرفتن هدایای نوروز را منع می کردند؛ چنان که از برگزاری مراسم نوروز، ممانعت به عمل می آوردند. [۸۰]
5. از دیرباز تاکنون، نوروز در سروده های شاعران تازی گو و پارسی زبانْ حضور جدّی دارد و این نیز شاهدی گویا بر حضور نوروز در فرهنگ ایرانیان مسلمان است. [۸۱]
با توجه به این شواهد و امور دیگر، نوروز را در دوره اسلامی از شعائر مجوسی دانستن، سخنی نا صواب است؛ چنان که آن را ترویج آیین آتش پرستان انگاشتن، واقعیت خارجی ندارد. گذشته از اینها در روایات اسلامی و سخن فقیهان، فضیلت روزه نوروز مطرح است و به نقل بیرونی: «مجوس را روزه ای نیست و هر کس از ایشان روزه بگیرد، گناه کرده است». [۸۲]
گیریم روزگاری نیز نوروز چنان بود؛ ولی زمانی که در عرف ایرانیان مسلمان، آن حالت از میان رفت، دیگر ذَمّی بر آن نیست. همان گونه که امام خمینی فتوا داد که شطرنج، اگر روزی ابزار قمار نباشد، حرمتی در بازی با آن نیست‏ [۸۳] و استاد مطهری، مجسمه سازی را مجاز دانست؛ چرا که فلسفه حرمت آن،به جهت فاصله گرفتن از دوران بت پرستی، از میان رفته است‏ [۸۴] و نمونه های بسیار دیگر.
اصولیان را قاعده ای است که در این جا به کار آید. آنان گویند اگر در میان مردمان، آداب و رسومی رواج داشت و در جان و دل آنان رسوخ یافته بود، چنانچه شرع با آن روی خوشی ندارد و می خواهد آن را طرد سازد، باید ادله ای روشن و قوی که همپای سیره باشد، ارائه دهد وگرنه نمی توان گفت شارع از آن سیره بیزار است و آن را طرد کرده است. به تعبیر دیگر، سیره های راسخ و استوار را نمی توان با عمومات یا ادلّه سست بنیان طرد کرد؛ بلکه دلیل مانع و رادع باید به اندازه قوت سیره، قوت داشته باشد.
بر این اساس و با توجه به آنچه در ریشه داری نوروز و گذشته اش در میان ایرانیان گفته شد، دلیلی بر منع و ردع آن از سوی شرع در دست نیست؛ چرا که ادلّه خاص چنان که یاد شد موهون است که وجهش گذشت و عمومات را نیز در چنین مواردی یارای رویارویی نخواهد بود.
چهارم: اگر بپذیریم که روایت های موافقْ قابل اعتماد نیستند و نمی توان بر پایه آنها رأی و حکمی را اثبات کرد، همچنان که نمی توان بر دسته دوم از احادیث تکیه زد، در این فرض باید حکم نوروز را با اصل اوّلی و قاعده عام دینی نشان داد.
همان گونه که در ابتدای مقاله گذشت، اسلام که دینی جهانی است و همه انسان ها را به سوی خود فراخوانده است، به اقتضای خصلت جهان شمولی اش، هیچ گاه به معارضه سنّت ها و آداب و رسوم ملّی نرفته، مگر آن جا که ترویج باطل باشد یا به تثبیت خرافه ای انجامد و یا ملازم با محرّمات شرعی گردد.
آیین نوروز، قرن هاست در ایران اسلامی بر پاداشته می شود و مسلمانان، نه به عنوان ترویج آیین مجوس، بلکه به عنوان آیینی ملّی بدان می نگرند. بمانَد که رسم نوروز، پیش از آیین زردتشت نیز در ایران برپا بوده است. [۸۵]
از سوی دیگر، نوروز، تثبیت خرافه ای باطل که با دین ناسازگار باشد، نیست و در سرشت خود، محرّمات شرعی را به همراه ندارد؛ ولی اگر کسی یا کسانی آن را به محرّمات بیالایند، این بدان ماند که سایر کردارهای مباح و حتی امور شرعی را با محرّمات شرعی همراه کنند، که طبعاً معنایش ناپسند شدن آن امر مباح یا شرعی نیست؛ بلکه آنان که چنین می کنند، قابل سرزنش و مذمت اند.
از سوی دیگر، بسیاری از رفتارهای پسندیده، چون: پاکیزگی و آراستگی، سیر و سفر، دید و بازدید، بخشش و دلجویی، هدیه دادن در این رسم و آیین به انجام می رسد که از نگاه شرع و عقل، ستودنی است.
با این وصف، ایستادگی در برابر این آیین ملّی، از زاویه شرع و دین، مستندی محکم ندارد و نشاید بدان دامن زد.
پنجم: آنچه تأیید شده یا مورد ردع قرار نگرفته، چیزی است که در عرف عمومی ایرانیان، نوروز نامیده می شود. اگر در طول زمان، تغییراتی در آن صورت گرفته است که همین عرف عمومی آنها را برمی تابد، خللی در این امضا یا عدم ردع شرعْ وارد نمی سازد.
بر این پایه، ایرادی که برخی فقیهان و نویسندگان در این موضوع گرفته اند (که نامعلوم بودن روز نوروز و تغییر آن، به شرعی بودنش لطمه می زند)، پذیرفتنی نیست.

حاصلْ آن که:
1. روایت های وارد شده در مخالفت با نوروز، به هیچ روی قابل تأیید و اعتبار نیستند.
2. در روایت های موافق، به جهت شواهد و قرائن یاد شده، می توان گفت که اصل آیین نوروز، مورد امضا و تأیید است؛ گرچه خصوصیت های یاد شده در احادیث را نمی توان تأیید کرد.
3. از آن رو که نوروز در میان ایرانیان در دوره اسلامی رایج بود و به عنوان سیره ای عمومی استمرار داشت، نمی توان طرد و ردع آن را از سوی شارع با قواعد کلّی یا ادلّه سست پذیرفت؛ بلکه ردع چنین سیره هایی نیازمند ادلّه خاص و قوی است.
4. اگر بپذیریم که ادلّه موافق و مخالف، هیچ کدام قابل اعتماد و تأیید نیست، اقتضای قواعد عمومی دینی، عدم مخالفت با نوروز است. [۸۶]

0 امتیاز
پاسخ داده شده اسفند 26, 1393 توسط العبد (4,049 امتیاز)   3 12 24

دیدگاه اسلام درباره نوروز (بخش ششم)

اعمال مستحبی عید نوروز
از آداب مهم نوروز طهارت و پاکیزگی است که در اسلام به آن بسیار اهمیت داده است . امام صادق(ع) به معلی بن خنیس تعلیم دادند «که چون نوروز شود؛ غسل کن و پاکیزه ترین جامه های خویش را بپوش و با بهترین بوهای خوش، خود را خوش بو گردان و در آن روز روزه بدار. پس چون از نماز پیشین و پسین و نافله های آن فارغ شوی، چهار رکعت نماز بگذار یعنی هر دو رکعت به یک سلام. و در رکعت اول بعد از حمد ده مرتبه سوره انا انزلنا بخوان و در رکعت دوم بعد از حمد ده مرتبه سوره قل یا ایها الکافرین، در رکعت سوم بعد از حمد ده مرتبه سوره توحید و در رکعت چهارم بعد از حمد ده مرتبه سوره فلق و ناس بخوان و به سجده ی شکر برو.»

شاید خواندن سوره قدر در این نماز اشاره به نزول برکات وخواندن معوذتین اشاره به درخواست رفع انواع بدی ها باشد.

از دیگر اعمال عید نوروز صله رحم و دیدار با دوستان است که از سوی اسلام و امامان در روایات و احکام اسلامی مورد توجه قرار گرفته است؛ امام باقر(ع) می فرمایند: ارتباط با خویشان، اعمال را پاکیزه می کند، دارایی ها را افزایش و بلاها را دور می کند و مرگ آدمی را به تأخیر می اندازد.

از دیگر اعمال عید نوروز برقراری ارتباط خالصانه با خالق هستی و تقاضای تغییر در رفتار و گفتار و تمام احوال با دعای تحویل سال می باشد. بسم الله الرحمن الرحیم: یا مقلب القلوب و الابصار، یا مدبر الیل و النّهار، یا محول الحول و الاحوال، حَوّل حالنا الی احسن الحال.

فقهای بزرگوار اسلام به پیروی از اخبار و احادیث روزه گرفتن در روز عید نوروز را مستحب پسندیده دانسته اند؛همچنین عموم فقها غسل کردن در نوروز را مستحب و ممدوح شمرده اند.

از دیگر اعمال خواندن و تکرار ذکر یا ذالجلال و الاکرام می باشد.

از اعمال مهم این روز قرائت هفت سین قرآن است که شامل 7 آیه از قرآن می باشد که با واژه ی سلام آغاز می شود که عبارتند از:

سلام علی آل ابراهیم (سوره صافات آیه 109)
سلام قولاً من رب الرحیم (سوره یس آیه 58)
سلام علی آل یاسین (سوره صافات آیه 130)
سلام علی موسی و هارون (سوره صافات آیه 120)
سلام علی نوح فی العالمین (سوره صافات آیه 79)
سلام علیکم طبتم فادخلوها خالدین (سوره زمر آیه 73)
سلام علیکم بما صبرتم (سوره رعد آیه 24)
البته برخی از مومنان 7 آیه یاد شده را در قدح چینی نوشته و با آب باران شستشو می دهند و هنگام سال تحویل از آن می نوشند.

پی نوشت:
[+].مقاله نگاهی جامع به نوروز در روایات اسلامی نوشته مهدی مهریزی که در فروردين ۱۳۹۰ در سایت الف درج شده است.
[*]. مجله علوم حدیث.
[۱]. سوره توبه، آیه ۵٫.
[۲]. سوره مائده، آیه ۲٫.
[۳]. کنزالعمّال، ج‏۱۵، ص‏۷۸٫.
[۴]. نهج البلاغة، تحقیق: صبحی صالح، ص‏۴۳۱٫.
[۵]. وسائل الشیعة، ج‏۱۹، ص‏۱۴۲٫.
[۶]. دائرة المعارف الاسلامیة، ج‏۸، ص‏۱۶۵٫.
[۷]. تاریخ سیاسی اسلام، ج‏۱، ص‏۷۲٫.
[۸]. بحارالأنوار، ج‏۷۰، ص‏۲۵۱٫.
[۹]. جواهر الکلام، ج‏۱۶، ص‏۵۹٫.
[۱۰]. نظریة العرف، ص‏۹۶٫.
[۱۱]. شرح اللمعة، ج‏۱، ص‏۳۰۸٫.
[۱۲]. تحریرالوسیلة، ج‏۱، ص‏۴۹۶٫.
[۱۳]. بحارالأنوار، ج‏۹، ص‏۹۸٫.
[۱۴]. فروغ ابدیت، ج‏۱، ص‏۳۳٫.
[۱۵]. بحارالأنوار، ج‏۴۳، ص‏۲۳۴٫.
[۱۶]. الکافی، ج‏۵، ص‏۱۴۱؛ کتاب من لایحضره الفقیه، ج‏۳، ص‏۳۰۰؛ تهذیب الأحکام، ج‏۶، ص‏۳۷۸؛ وسائل الشیعة، ج‏۱۲، ص‏۲۱۵٫
[۱۷]. کتاب من لا یحضره الفقیه، ج‏۳، ص‏۳۰۰؛ وسائل الشیعة، ج‏۱۲، ص‏۲۱۳٫.
[۱۸]. کتاب من لا یحضره الفقیه، ج‏۳، ص‏۳۰۰؛ وسائل الشیعة، ج‏۱۲، ص‏۲۱۳٫.
[۱۹]. دعائم الاسلام، ج‏۲، ص‏۳۲۶ .
[۲۰]. مصباح المتهجّد، ص‏۵۹۱؛ وسائل الشیعة، ج‏۱۲، ص‏۴۲۸ و ج‏۵، ص‏۲۸۸ و ج‏۷، ص‏۳۴۶٫.
[۲۱]. المهذّب البارع، ج‏۱، ص‏۱۹۴-۱۹۵٫.
[۲۲]. بحارالأنوار، ج‏۵۶، ص‏۹۱٫.
[۲۳]. المهذّب البارع، ج‏۲، ص‏۱۹۵-۱۹۶٫.
[۲۴]. مستدرک الوسائل، ج‏۱،ص‏۴۷۱؛ (چاپ سنگی) ج‏۶، ص‏۳۵۴ (چاپ آل البیت).
[۲۵]. التاریخ الکبیر ،البخاری، ج‏۱، ص‏۴۱۴٫.
[۲۶]. الآثار الباقیة، بغداد: مکتبة المثنّی، ص‏۲۳۰ .
[۲۷]. القاموس، ج‏۲، ص‏۲۷۹ (داراحیاء التراث العربی).
[۲۸]. آثار الباقیه، ترجمه: اکبر داناسرشت، تهران: امیرکبیر، ۱۳۶۳، ص‏۳۲۵٫.
[۲۹]. مستدرک الوسائل، ج‏۶، ص‏۱۵۲ (چاپ آل البیت).
[۳۰]. المناقب، ج‏۴، ص‏۳۱۹، ج‏۳، ص‏۴۳۳؛ بحارالأنوار، ج‏۴۸، ص‏۱۰۸-۱۰۹ و ج‏۹۵، ص‏۴۱۹٫.
[۳۱]. التاریخ الکبیر، ج‏۴، ص‏۲۰۱٫.
[۳۲]. بلوغ الارب، ج‏۱، ص‏۳۶۴٫.
[۳۳]. نامه مفید، ش‏۹، ص‏۲۱۵٫.
[۳۴]. همان، ص‏۲۱۸٫.
[۳۵]. همان جا.
[۳۶]. بحارالأنوار، ج‏۵۶، ص‏۱۰۰(پاورقی).
[۳۷]. همان جا.
[۳۸]. نور علم، ش‏۲۰، ص‏۱۱۵٫.
[۳۹]. نامه مفید، ش‏۹، ص‏۲۰۶٫.
[۴۰]. همان، ص‏۲۱۰٫.
[۴۱]. مصباح المتهجد، ص‏۵۹۱٫.
[۴۲]. السرائر، ج‏۱، ص‏۳۱۵٫.
[۴۳]. الجامع للشرائع، ص‏۳۳٫.
[۴۴]. القواعد و الفوائد، ج‏۱، ص‏۳٫.
[۴۵]. الدروس، ص‏۲٫.
[۴۶]. البیان، ص‏۴٫.
[۴۷]. الذکری، ص‏۲۳٫.
[۴۸]. اللمعة، ص‏۳۴٫.
[۴۹]. المهذّب البارع، ج‏۱، ص‏۱۹۴-۱۹۵٫.
[۵۰]. جامع المقاصد، ج‏۱، ص‏۷۵٫.
[۵۱]. شرح اللمعة، ج‏۱، ص‏۳۱۶٫.
[۵۲]. مسالک الأفهام، ج‏۱، ص‏۱۷۱٫.
[۵۳]. مجمع الفائدة والبرهان، ج‏۲، ص‏۷۳٫.
[۵۴]. جامع عباسی، ص‏۱۱ و ۷۸٫.
[۵۵]. الحبل المتین، ص‏۸۰٫.
[۵۶]. کشف اللثام، ج‏۱، ص‏۱۱٫.
[۵۷]. الحدائق الناضرة، ج‏۴، ص‏۲۱۲٫.
[۵۸]. کشف الغطاء، ص‏۳۲۴٫.
[۵۹]. مستند الشیعة، ج‏۱، ص‏۲۰۸٫.
[۶۰]. جواهر الکلام، ج‏۵، ص‏۴۰٫.
[۶۱]. کتاب الطهارة، ص‏۳۲۸٫.
[۶۲]. العروة الوثقی، ج‏۱، ص‏۴۶۱ و ج‏۲۲، ۲۴۲٫.
[۶۳]. جواهر الکلام، ج‏۵، ص‏۴۰٫.
[۶۴]. جامع المدارک، ج‏۳، ص‏۱۸۲٫.
[۶۵]. المستند، ج‏۱۷، ص‏۲۹۹٫.
[۶۶]. بحارالأنوار، ج‏۵۶، ص‏۱۰۰٫.
[۶۷]. کتاب الطهارة، ص‏۳۲۸٫.
[۶۸]. جواهر الکلام، ج‏۵، ص‏۴۰٫.
[۶۹]. بدائع الصنائع، ج‏۲، ص‏۷۹؛ المغنی، ج‏۳، ص‏۹۹٫.
[۷۰]. چاپ شده ها مانند: رساله نوروزیه، سید هاشم نجفی یزدی، ۱۳۷۱قمری. برای نسخه های خطی بنگرید به: الذریعة الی تصانیف الشیعة، ج‏۲۴، ص‏۳۷۹-۳۸۴؛ نامه مفید، ش‏۹، ص‏۲۱۳-۲۱۵، مقاله« نوروز در فرهنگ شیعه».
[۷۱]. نور علم، ش‏۸، ص‏۱۰۸٫.
[۷۲]. الفهرست، شیخ طوسی، ص‏۱۹۳٫.
[۷۳]. زاد المعاد، ص‏۴۸۲٫.
[۷۴]. گاهشماری هجری قمری و میلادی، دکتر رضا عبداللهی، ص‏۲۵-۲۶٫.
[۷۵]. رجال النجاشی، ص‏۴۲۸٫.
[۷۶]. الفهرست، ابن الندیم، ص‏۱۹۰٫.
[۷۷]. بنگرید: الذریعة، ج‏۲۴، ص‏۳۷۹-۳۴۸؛ نامه مفید، ش‏۹، ص‏۲۱۳-۲۱۵، مقاله (نوروز در فرهنگ شیعه).
[۷۸]. تاریخ الطبری، ج‏۹، ص‏۲۱۸ و ج‏۱۰، ص‏۳۹ و ج‏۱۱، ص‏۲۰۳٫.
[۷۹]. تاریخ الیعقوبی، ج‏۲، ص‏۳۰۶ و ۳۱۳؛ عیون أخبار الرضا(ع)، ص‏۵۵۰٫.
[۸۰]. نامه مفید، ش‏۹، ص‏۲۰۸-۲۰۷٫.
[۸۱]. نوروزگان، ص‏۱۶۷-۱۹۷؛ نامه مفید، ش‏۹، ص‏۲۰۷-۲۰۶؛ نور علم، ش‏۲۰، ص‏۱۰۴، ۱۰۶، ۱۰۷٫.
[۸۲]. الآثار الباقیة، ص‏۲۳۰، آثار الباقیه، ص‏۳۵۷٫.
[۸۳]. صحیفه نور، ج‏۲۱، ص‏۱۵٫.
[۸۴]. تعلیم و تربیت در اسلام، ص‏۴۶ .
[۸۵]. آیین ها و جشن های کهن در ایران امروز، محمود روح الامینی، تهران: آگاه، ص‏۳۸-۳۶٫.
[۸۶]. جهت آگاهی بیشتر، بنگرید به: بحارالأنوار، ج‏۵۹، ص‏۹۱-۱۴۳؛ زادالمعاد، ص‏۴۸۵-۸۴۲؛ المهذّب البارع، ج‏۱؛ بلوغ الارب، ج‏۱، ص‏۳۴۸-۳۵۷؛ الخطط المقریزیة، ج‏۱، ص‏۳۶۹-۳۶۷؛ الآثار الباقیة، ص‏۲۱۲-۳۳؛ رساله نوروزیه، سید هاشم نجفی یزدی ( یزد: پاینده)؛ نوروز در تاریخ و دین، سید عبدالرضا شهرستانی (نجف: مطبعة الآداب)؛ النوروزه أثره فی الادب العربی، فؤاد عبدالمعطی الصیاد (جامعة بیروت، ۱۹۷۲م)؛ نوروز، تاریخچه و مرجع شناسی، پرویز اذکایی (وزارت فرهنگ و هنر، ۱۳۵۳)؛ النوروز فی مصادر الفقه والحدیث، مرکز المعجم الفقهی (قم)؛ نوروزگان، مرتضی هنری (سازمان میراث فرهنگی، ۱۳۷۷)؛ «نوروز در فرهنگ شیعه»، رسول جعفریان (نامه مفید، ش‏۹، ص‏۲۰۱۲۲۰)؛ «نوروز در تاریخ و اسلام»، سید جواد مدرسی (نور علم، ش‏۲۰، ص‏۱۱۵-۱۰۳)؛ (عید نوروز و صبغه های اسلامی آن)، ابراهیم شکورزاده (مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه مشهد، سال ۱۵، ش‏۱و۲، ص‏۲۵۸ ۲۴۲)؛ «نوروز ایرانی در تقویم اسلامی»، ابوالفضل نبئی (مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه مشهد، سال ۱۵، ش‏۴، ص‏۷۳۸ ۷۰۳).
[87].مفردات راغب‏‎.‎
[88].صحیفه نور، ج20،ص3.‏
[89].سوره مائده، آیه 114.‏
[90].تفسیر نمونه، ج 5، ص 131.‏
[91]‏.ر ک : "آثار الباقیه"  ابو ریحان بیرونی-ترجمه اكبر داناسرشت، تهران، امیركبیر، 1363‏
[92] وسائل الشیعه، ج 8، ص 173.
[93] همان.
[94] جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج 5، ص 42؛ العروة الوثقی (المحشی)، ج 2،ص 152
[95] موسوعه امام خویی، ج 10، ص 50.
[96] المناقب، ج 4، ص 319.
[97] نک: کافی، ج 5، ص 142؛ من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 300.
[98] نهج البلاغة، ص 551، عدد 428.

منابع:
پاسخگو - اسلام کوئست - تبیان زاهدان - فطرس - ولایت عشق

لطفا برای اطلاع از آخرین سوالات سایت، عضو خبرنامه شیعه سِی شوید.

سوالات مشابه

لطفا برای اطلاع از آخرین سوالات سایت، عضو خبرنامه شیعه سِی شوید.

پخش زنده تصاویر اماکن مذهبی

با توجه به طرح سوالات و شبهات فراوان، در صورتی که مطالب طرح شده را برای خود مضر تشخیص دادید، از مطالعه آنها بپرهیزید.
توجه: محتوای سامانه پرسش و پاسخ توسط کاربران ایجاد می گردد. لطفا در صورت مشاهده محتوای نامناسب، آن را گزارش کنید.

426 سوال

573 پاسخ

74 دیدگاه

52 کاربر

فعال‌ترین کاربران
این ماه:
    Gute Mathe-Fragen - Bestes Mathe-Forum

    آخرین ثبت نام کنندگان

    • Ayaan Meezan (امتیاز 55 ) زمان ثبت نام May 23, 2019

    • Alibaghbanbashi (امتیاز 55 ) زمان ثبت نام May 03, 2019

    • mahsa (امتیاز 55 ) زمان ثبت نام Aug 12, 2018

    • mahshid (امتیاز 55 ) زمان ثبت نام Aug 12, 2018

    • غزل (امتیاز 55 ) زمان ثبت نام Jul 07, 2018

    عنوان های کاربری اخیر

    پرسش محبوب
    - العبد -
    پرسش محبوب
    - العبد -
    تاییدشده
    - mahsa -
    پرسش جالب
    - العبد -
    پرسش محبوب
    - العبد -

     کانال گپ شیعه سِیکانال بله شیعه سِیکانال بیسفون پلاس شیعه سِیکانال ایتای شیعه سِیکانال آی گپ شیعه سِیکانال ویسپی شیعه سِیکانال سروش شیعه سِی

    شیعه سِی را دنبال کنید...

    صفحه ارتباط با ماآخرین سوالات پرسیده شدهصفحه گوگل پلاس شیعه سِیبخش پرسش های مرتبط با شیعه سِیصفحه فیسبوک شیعه سِیگروه لینکدین شیعه سِی صفحه توئیتر شیعه سِی کانال مذهبی تلگرام شیعه سِی اینستاگرام شیعه سِی
    عضویت در خبرنامه شیعه سِی

    حمایت مالی از شیعه سِی
    حمایت از شیعه سِی

    *۷۸۸*۹۷*۳۸۳۰#

    پاسخگوی دینی | صفحه اصلی شیعه سِی | مرکز دانلود اسلامی | دایرکتوری اسلامی | خبرخوان مذهبی | کمپین عاشقان | پخش زنده | حمایت از شیعه سِی | ارتباط با ما
    در راستای توسعه فرهنگ گفتگوی دینی، استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع، آزاد (بلامانع) است.

    ✘ بستن کانال های مذهبی شیعه سِی
    ...