اولین بار است که به شیعه سِی آمده اید؟ لطفا راهنما را مشاهده فرمایید.
x

قمر در عقرب چیست؟

+1 امتیاز
379 بازدید
سوال شده اسفند 18, 1393 در متفرقه توسط بی نام  
قمر در عقرب چیست؟ در پاکستان مردم در چنین روزهایی هیچ کار جدیدی انجام نمی دهند، آیا چنین عقیده ای درست است؟


کانال های مذهبی شیعه سِی

4 پاسخ

0 امتیاز
پاسخ داده شده اسفند 19, 1393 توسط العبد (4,053 امتیاز)   6 21 30

پاسخ کوتاه
در روایتی امام صادق(ع) می فرمایند: « هر کس در هنگامی که قمر در عقرب باشد، مسافرت یا ازدواج نماید، خیری نمی بیند». موضوع قمر در عقرب امری است که بر طبق آن فتوا داده شده است، ولی باید در نظر داشت که فتوا ویژه مواردی است که در روایت ذکر شده است (سفر، ازدواج)، و علاوه بر این، حکمی که در فتوا به آن اشاره شده است، کراهت است نه حرمت، از این رو برخی از فقهاء گفته اند: اگر امر اهم مانند اطاعت والدین ( مثلاً والدین به فرزند خود در روزی که قمر در عقرب است دستور سفر دهند) یا حج واجب، با این موضوع تنافی پیدا کند، آن امر اهم مقدّم می شود. در مورد معنای قمر در عقرب هم می توان گفت، احتمال آن که منظور از روایت امام (ع)، بودن ماه در صورت فلکی عقرب (نه برج عقرب) باشد، وجود دارد، اگر چه احتیاط به رعایت هردو (صورت فلکی و برج عقرب) هم خالی از وجه نیست.

پاسخ تفصیلی

مردم از قدیم به برخی از تأثیرات نجوم و اجرام آسمانی بر زندگی شان پی برده بودند و احیاناً در برخی از اقوام آن قدر اهتمام به این امور زیاد بود که به سمت و سوی خرافات کشیده شدند.
اگر چه چنین تأثیراتی را به طور کلی نمی توان انکار کرد، ولی آن چه از آموزه های اسلامی استفاده می شود آن است که نباید به این امور بیش از حدّ مجاز اعتنا کرده و آن ها را در زندگی خود وارد کرد، به عنوان نمونه در چندین روایت، ائمه (ع) به این موضوع اشاره کرده اند. 
شخصی به امام صادق(ع) عرض کرد: « من به گونه ای در نجوم غرق شده ام که هر گاه بخواهم کاری انجام دهم، آن را با اطلاعات نجومی خود می سنجم، اگر برای آن طالع شر و نحسی دیدم آن را انجام نمی دهم و هر گاه طالع خیر و خوبی برای آن دیدم، شروع به اقدام می کنم. امام فرمود: آیا به آن چه به دست آورده ای اعتقاد داشته و بر طبق آن عمل می کنی؟ عرض کرد: بله، امام فرمود: همه کتاب هایت (کتاب های نجومی) را نابود کن و به این علم عمل نکن.» [1]
 
در روایت دیگری امام علی (ع) در پاسخ به مردی که از حضرت خواسته بود، به علت نحوست برخی ایام، در آن روز به جنگ خوارج نرود، فرمود:«   گمان مى‏کنى تو از آن ساعتى آگاهى که اگر کسى حرکت کند زیان نخواهید دید؟ و مى‏ترسانى از ساعتى که اگر کسى حرکت کند ضررى دامن گیر او خواهد شد ؟
 
کسى که گفتار تو را تصدیق کند، قرآن را تکذیب کرده است، و از یارى طلبیدن خدا در رسیدن به هدف ‏هاى دوست داشتنى، و محفوظ ماندن از ناگواری ها، بى‏نیاز شده است. گویا مى‏خواهى به جاى خداوند، تو را ستایش کنند. چون به گمان خود مردم را به ساعتى آشنا کردى که منافع شان را به دست مى‏آورند، و از ضرر و زیان در امان مى‏مانند.   اى مردم، از فرا گرفتن علم ستاره شناسى براى پیش گویى‏هاى دروغین، بپرهیزید، جز آن مقدار از علم نجوم که در دریا نوردى و صحرا نوردى به آن نیاز دارید، چه اینکه ستاره شناسى( و پیش بینی هایی در رابطه با آینده افراد) شما را به غیب گویى و غیب گویى به جادوگرى مى‏کشاند، و (چنین)ستاره شناسی چون غیب گو، و غیب گو چون جادوگر و جادوگر چون کافر و کافر در آتش جهنم است. با نام خدا ( و با توکل بر خدا) حرکت کنید.» [2]
 
البته این مطلب را هم نباید نادیده گرفت که به اعتراف خود منجمین، این گونه برداشت ها ی غیر مادی و حکم های غیبی از حالات نجوم و ستارگان، دقیق و قطعی نیست و فقط مجرد ظن و احتمال است. [3]
 
اما بعد از آن که اسلام، مسلمانان را از افتادن در خرافات باز داشت، در برخی از موارد به اموری اشاره کرده است که نوعی اعتراف به دخالت اجرام آسمانی در برخی از امور زندگی انسان ها است، البته روشن است که در این گونه امور فقط باید به مقداری که شرع بیان کرده است، اکتفا شود.
 
در روایتی امام صادق(ع) می فرمایند:« هر کس در هنگامی که قمر در عقرب باشد، مسافرت یا ازدواج نماید، خیری نمی بیند.» [4]
 
مى‌دانیم که این گونه روایات در مقام بیان علّت تامّه نیست، بلکه در مقام بیان اقتضاى امکان و احتمال است، لذا فقهاء، سفر و اجرای صیغه ازدواج را در هنگامی که قمر (ماه) در برج عقرب باشد،حمل بر کراهت کرده‌اند. [5]
 
بنابراین؛ با توجه به مطالبی که ذکر شد می توان چنین نتیجه گرفت که موضوع قمر در عقرب امری است که بر طبق آن فتوا داده شده است ولی باید در نظر داشت که فتوا ویژه مواردی است که در روایت ذکر شده است (سفر، ازدواج)، و علاوه بر این، حکمی که به آن فتوا داده شده کراهت است نه حرمت، لذا برخی از فقهاء گفته اند: اگر امر اهم مانند اطاعت والدین( مثلاً والدین به فرزند خود در روزی که قمر در عقرب است، دستور سفر دهند) یا حج واجب، با این موضوع تنافی پیدا کند، آن امر اهم مقدم می شود. [6]
 
معنای قمر در عقرب: 
یکی از مباحث مهمی که در این جا مطرح است معنای قمر در عقرب است. برای روشن تر شدن بحث نخست برخی از واژگان را معنا می کنیم.
صورت های فلکی: صور فلکى به مجموعه ‏اى از ستارگان گفته مى‏شود که شکل خاصى در نظر ما دارند. [7] این صورت ها شبیه عقرب (صورت فلکی عقرب)، خرچنگ(صورت فلکی سرطان)، شیر(صورت فلکی اسد) و ... است.
دایرة البروج: خورشید در طول یک سال شمسی مسیر مشخصی را در میان ستارگان می پیماید . مسیر حرکت خورشید در کره سماوی را دایره البروج می نامند . [8] 
برج های نجومی: پیشینیان، ستارگان موجود در مسیر حرکت خورشید طی یک سال را، به دوازده برج نجومی تقسیم نموده اند که خورشید به ترتیب در هرکدام, حدود یک ماه توقف می کند . (همان طور که واضح است، این مبنای پیشینیان در سال های بعد مورد نقض واقع شد، و اثبات شد که خورشید ثابت و زمین به دور آن در حال چرخش است) ،این برج ها از برج حمل (فروردین) شروع شده و به برج حوت (اسفند) ختم می شود. قابل توجه است که نام گذاری این برج ها بر اساس صورت های فلکی است؛ یعنی به همان نام های صورت های فلکی، نام گذاری شده اند.
 
اما سؤال مهم این است که آیا امروز بین صور فلکی و برج های نجومی تطابق کامل وجود دارد؟ یعنی همان طور که در زمان نامگذاری، برج عقرب محاذی صورت فلکی عقرب بوده است، اکنون نیز چنین است؟
 
حرکت تقدیمی 
چنان چه می دانید در هر ماه، خورشید را در یکی از صور فلکی دایره البروجی می بینیم.
در 2000 سال پیش هنگامی که اسامی این صور ابداع شد، نقطه آغاز اعتدال بهاری به اول صورت فلکی حمل (فروردین) منطبق بود. ولی در طول این مدت، انسان دریافت که زمین در حالی که در مدار خود مانند یک فرفره در حال گردش به دور خورشید است، تحت جاذبه ماه و خورشید با تغییرات جزیی در حرکت مداری خود روبرو است.
این تغییرات اثر بسیار کندی در برخی مفاهیم به ظاهر ثابت ایفا می کنند. از جمله نقطه اعتدال بهاری از ابتدای برج حمل به طرف برج حوت (اسفند) متمایل می شود. توضیح آن که هر ساله نقطه اعتدال بهاری در مقایسه با موقعیت ستارگان به مقدار اندکی زودتر اتفاق می افتد. به این حرکت زمین حرکت تقدیمی گفته می شود .

یک دوره کامل حرکت تقدیمی 25800 سال طول می کشد؛ یعنی اگر فرض کنیم 2000 سال پیش اسامی صور فلکی دایرة البروجی وضع شده باشد، 23800 سال بعد، دوباره زمین در وضعیت مشابه اولیه خود قرار می گیرد. در طول این مدت هر سال زمین حدود 50 ثانیه قوسی زودتر به اعتدال بهاری می رسد.
 بنابراین در حال حاضر صور فلکی به طور کلی با برج های دوازده گانه نجومی که مبین یک سال شمسی کامل هستند، تطبیق نمی کند؛ مثلاً به جای این که خورشید در اول فروردین وارد صورت فلکی حمل شود، در 21 فروردین وارد صورت فلکی حمل می شود. در حقیقت می گوییم که خورشید در اول فروردین وارد برج حمل شده، ولی در 21 فروردین وارد صورت فلکی حمل می شود [9] .
 
به عبارت دیگر بعد از گذشت سالیان طولانی، تطابقی که بین صور فلکی و برج های نجومی بود، از بین رفته است. در شکل زیر به خوبی می توانید، این عدم تطابق بین صورت فلکی عقرب با برج نجومی عقرب را ببینید.
  
چیستی قمر در عقرب: 
قمر در عقرب به این معنا است که (برای کسی که روی زمین قرار دارد) کره ماه برابر صورت فلکى" عقرب" واقع شده است. [10] 
ماه (قمر، moon ) در طول یک ماه قمری، که حدود 29.5 روز است، یک بار به طور کامل دور زمین می   چرخد!   این یک دور کامل، به دوازده قسمت مساوی تقسیم شده (12 تا 30 درجه) و برج هایی نیز برای هر یک از این دوازده صورت فلکی انتخاب شده؛ حمل، ثور، جوزاء، سرطان، اسد، سنبله، میزان، عقرب، قوس، حوت، دلو، جدی . هر یک از این نام های دوازده‌گانه، متناسب با صورت فلکی ستاره های دوردستی است که ماه در مقابل آنها است.
قمر (ماه) در هر یک از این صورت های دوازده‌گانه، یک دوازدهم طول ماه قمری صبر می کند. (که حدود 2 روز و 10 ساعت و 48 دقیقه است) به عنوان مثال، در هر ماه قمری، قمر (ماه) حدود دو روز و نیم در برج و صورت‌ فلکی عقرب می باشد.   پس از گذشت صدها سال، صورت فلکی، از برج نجومی (که در واقع موقعیت و پوزیشن های 30 درجه ای از پیش تعیین شده بود) کمی فاصله گرفت.
در حال حاضر، حدود 28 درجه (27.96 درجه) بین «برج» و «صورت فلکی» اختلاف وجود دارد. با توجه به حرکت تقدیمی زمین این سؤال مهم پیش می آید که منظور از کراهت سفر و ازدواج در زمانی که قمر در عقرب است به چه معنا است؟
 
آیا به این معنا است که قمر در صورت فلکی عقرب است یا این که قمر در برج عقرب است؟
دیدگاه های فقهاء: 
فاضل هندی می گوید:« ظاهر روایت امام صادق (ع)، حمل بر عرف منجمین می شود که منظور آنان نیز از قمر در عقرب، برج عقرب است.» [11]
صاحب جواهر نظری خلاف این مطلب دارد، وی در ادامه کلام فاضل هندی می گوید: « بلکه ظاهر این است که خبر امام صادق (ع) برای عامه مردم بیان شده است، و آنان نیز محاسبات و دقت های نجومی را متوجه نمی شوند.» [12]
البته ایشان در آخر تأکید کرده است که بهتر است احتیاط رعایت شود. [13] روش احتیاط هم این است که چون قمر هر دو روز و نیم- برابر 60 ساعت- از مقابل هر برج و از جمله برج عقرب عبور مى‌کند، وقتى از برج عقرب گذشت لازم است 24 ساعت دیگر بر آن افزود و جمعاً سه روز و نیم صبر نمود و سپس در امر ازدواج مثلا صیغه عقد را اجرا کرد. [14]

نتیجه: 
ممکن است نظریه ای که قائل است: مقصود از قمر در عقرب،در روایت امام صادق (ع)، صورت فلکی عقرب است، به دو وجه زیر تقویت شود :
1- در هنگام صدور روایت (قرن نهم میلادی)، برج و صورت فلکی تطابق کامل نداشتند و احاله فهم قمر در عقرب به عرف،به صورت فلکی که مورد فهم اغلب مردم بوده است منصرف بوده است .
2- در برخی از استفتاءات از مراجع عظام تقلید به این سؤال اشاره شده است و نظر نهایی همان قرار گرفتن ماه در صورت فلکی عقرب، تعیین شده است. [15]

پی نوشت:
[1] فیض کاشانى، محمد محسن، الوافی،ج 12، ص355، کتابخانه امیر المؤمنین، اصفهان، 1406‍ ق.
[2] برگرفته از شماره 10937 (سایت: 10795)، نهج البلاغه، ترجمه دشتی، خطبه 79،ص 127،انتشارات مشهور، قم، 1379 ش.
[3] حسن زاده آملی، حسن، دروس فی معرفة الوقت و القبلة، ص 79، دفتر انتشارات اسلامى،قم، 1416ق.
[4] ‌کلینى، محمد بن یعقوب، الکافی، ج8، ص 275، دار الکتب الإسلامیة، تهران، 1407‍ ق.
[5] امام خمینی، سید روح الله، تحریر الوسیلة، ج‌2، ص 238، مؤسسه مطبوعات دار العلم‌،، قم، بی تا.
[6] نجفى کاشف الغطاء، جعفر بن خضر ، کشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ج4، ص 485، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامى ، قم ، 1422 ق.
[7] مکارم شیرازی،ناصر، تفسیر نمونه، ج‏15، ص 143، دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1374ش.
[8] این تعریف بنا بر نجوم قدیم است که خورشید را متحرک و زمین را ثابت می دانستند. البته بنا بر این که زمین را ثابت یا متحرک بدانیم و خورشید را ثابت فرض کنیم، اشکالی در این تقسیمات پیش نمی آید زیرا بنا بر هر دو فرض، در اثر چرخش یکی از آن دو،برج های نجومی حاصل می شود.
[9] سایت بعثه مقام معظم رهبری در امور حج و زیارت با اضافات.
[10] تفسیر نمونه، ج‏15، ص 143.
[11] فاضل هندی، محمد بن حسن،کشف اللثام، ج 7، ص 13، دفتر انتشارات اسلامی، قم، 1416ق.
[12] نجفی، محمد حسن،جواهر الکلام،ج 29، ص 49، دار الاحیاء التراث العربی، بیروت،بی تا.
[13] همان.
[14] مختارى، رضا و صادقى، محسن، رؤیت هلال، ج2، ص 1231، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامى ، قم ، 1426 ‍ ق .
[15] استفتاءات از آیت الله مکارم شیرازی.

برگرفته از: اسلام کوئست

 

0 امتیاز
پاسخ داده شده شهریور 26, 1394 توسط العبد (4,053 امتیاز)   6 21 30

آیا قمر در عقرب واقعیت دارد و باید به آن اعتنا کرد؟ (بخش اول)
سوال:
اطلاعات كاملی درباره قمر درعقرب می خواستم. درباره قمر در عقرب در فقه؛ اینكه در زمان قمر درعقرب چه كارهایی نباید كرد؟ اگر روایاتی در این باره هست و كتابی، از لحاظ نجومی این اتفاق چند مدت یكبار اتفاق می افتد؟ نظم خاصی در بوجود آمدن این اتفاق است یا خیر؟ و...
پاسخ:
در این زمینه توجهتان را به نكات زیر جلب می كنیم:
1. قمر در عقرب چیست؟
عقرب یکی از برجها(صورتهای فلکی) دوازده گانه منطقة البروج است. و منطقة البروج نواری (کمربندی)دایره شکل در آسمان است که در راستای خط استوار قرار گرفته و محل حرکت نزولی و صعودی ماه و خورشید است. خورشید در کوتاهترین روز زمستان ، نزدیکترین مدار نسبت به افق جنوب را طی می کند لذا در این روز ، اشیاء روی زمین ، بلندترین سایه را دارند. همچنین در بلندترین روز تابستان ، خورشید دورترین مدار نسبت به افق جنوب را می پیماید. در بقیه روزهای سال ، مدار خورشید بین این دو مدار قرار دارد. بنا بر این ، حرکت ظاهری خورشید در فصول مختلف ، روی یک نوار فرضی بر طاق آسمان است. این نوار فرضی را منطقة البروج می نامند. در طول این نوار فرضی ، دوازده صورت فلکی قرار گرفته است که هر کدام آنها را یک برج می نامند. خورشید در هر ماه شمسی در مقابل یکی از این برجها قرار می گیرد ؛ لذا هر ماه شمسی با یکی از این برجها نامگذاری می شود. اسامی این برجها به ترتیب چنین است: حمل‚ ثور‚ جوزا‚ سرطان‚ اسد‚ سنبله‚ میزان‚ عقرب‚قوس‚ جدی‚ دلو‚ حوت. در حقیقت منطقة البروج نمود ظاهری دو حرکت زمین است . حرکت انتقالی زمین به دور خورشید و حرکت زاویه ای زمین. که اوّلی پدید آورنده سال و دومی پدید آورنده فصول است.(توضیح مفصّل مطلب را در کتب نجومی و کتب هیئت ملاحظه فرمایید.)
بنا بر آنچه گفته شد پدید قمر در عقرب زمانی رخ می دهد که از نگاه اهل زمین کره ماه بر روی صورت فلکی عقرب قرار می گیرد. تقویمهای ویژه ای وجود دارند که مواقع قمر درعقرب را مشخص نموده اند. دیگر سیارات قابل رویت با چشم غیر مصلّح نیز بر روی این صور فلکی قرار می گیرند ؛ که در این حالت از تعابیری چون زحل در عقرب ، مشتری در عقرب و ... استفاده می شود.

2. آیا علم نجوم(علم احکام نجوم) صحّت دارد؟
از روایات اهل بیت(ع) چنین استفاده می شود که علم احکام نجوم علمی الهی است که توسط فرشتگان و انبیاء(ع) به بشر تعلیم داده شده است ؛ ولی کسانی که به آن احاطه داشته باشند اندکند.
در برخی روایات تصریح شده که علم نجوم را جز دو خاندان به درستی نمی دانند ، خاندانی در هند و خاندانی در عرب. و گویا مراد از خاندان عرب ، اهل بیت (ع) هستند. در روایات زیادی از ترتیب اثر دادن به گفته های منجّمین نهی شده است ؛ ولی نه از آن جهت که این علم نادرست است بلکه از آن جهت که اوّلاً اکثر مدّعیان علم نجوم به خاطر پیچیدگی فراوان آن ، در محاسبات خود دچار اشتباه می شوند. و ثانیاً در گذشته به دعای حضرت داود (ع) خورشید مدّتی از حرکت باز ایستاده لذا حساب نجوم به هم ریخته است. در جریان ردّ الشمس نیز حساب نجوم درهم شده است ؛ لذا محاسبات منجمین فعلی همه بر ظنّ و گمان است و تنها کسی قادر به محاسبه درست است که مقدار استادن و بازگشت خورشید عالم است. ثالثاً زیان این علم برای مردم بیش از سود آن است.
« قیس بن سعد، گفت: بسیار می شد كه با أمیر المؤمنین علیه السّلام در هر سفرى که می رفت همراه بودم، چون به جانب مردم نهروان تاخت و به مدائن رسیدیم و من آن روز همدوش او بودم، مردمى از دهقانان به پیشواز او آمدند، و چند استر پیشكش آوردند و آنها را پذیرفت، و یكى از دهقانان مدائن بنام «سرسفیل» كه پارسیان رأى او را در گذشته حجّت دانستند و در مورد آینده به او مراجعه می كردند وجود داشت. چون امیر المؤمنین علیه السّلام را دید گفت: از مقصد خود برگرد، فرمود: اى دهقان براى چه؟ گفت: یا أمیر المؤمنین ستاره ‏ها كه بر آمدند نظر بد به هم دارند سعدها نحس شدند و نحسها سعد شدند، و در چنین روزى باید نهان شد و بر جاى نشست، این روز تو كشنده است، و در آن ستاره جنگجو قِران كردند، بهرام در برج میزان شرف یافته و از برج تو آتش فروزد و براى تو جاى نبرد نیست. أمیر المؤمنین علیه السّلام لبخندى زد و فرمود: اى دهقانِ خبرگزار و بیم ده از مقدّرات ، دیشب در آخر برج میزان چه فرود آمد، و كدام ستاره در سرطان ورود كرد؟ گفت: من آن را بررسى كنم، و از آستین خود اسطرلابى و تقویمى برآورد. امام علیه السّلام به او فرمود: تو ستاره ‏ها را سیّاره می گردانى؟ گفت: نه، فرمود: تو بر ثوابت حكمفرمائى؟ گفت: نه، فرمود: به من خبر ده از طول برج اسد و در وی اش از مطالع و مراجع ؛ زهره چه نسبتى دارد با توابع و جوامع؟ گفت: من نمی دانم فرمود: چیست میان سرارى و درارى ، و میان ساعات تا معجرات ، و چه اندازه است پرتو مبدرات؟ و چه اندازه حاصل مى‏شود سپیده دم در بامدادان؟ گفت:نمیدانم. فرمود: اى دهقان می دانى كه امروز پادشاهى چین ، از خاندانى به خاندانى منتقل شد و برج ماجین وارو شد، و خانه‏ هائى در زنج سوخت، و چاه سراندیب جوشید، و دژ اندلس ویران شد، و مورچه شیح به هیجان آمد، و مراق هندى گریزان شد، و پیشواى یهود در ایله مفقود گردید ، و سردار روم در رومیه نابود شد، و راعب عموریه كور شد و كنگره ‏هاى قسطنطنیه فرو ریخت، تو این حوادث را می دانى ؛ و چه چیز آنها را پدید آورده شرقى یا غربى فلك؟ گفت من اینها را نمی دانم، فرمود:به كدام اختر بالاى قطب قضاوت می كنى، و به كدام نحس شود آنچه نحس شده؟ گفت:من آن را نمی دانم. فرمود: می دانى امروز 72 عالم خوش شدند كه در هر عالمى هفتاد عالم است برخى در خشكى و برخى در دریا، و بعضى در كوه ها، و بعضى در بیشه‏ ها، و بعضى در آبادیها، و چه خوش كرد آنها را؟ گفت: من آن را ندانم، فرمود: اى دهقان به گمانم با قِران مشترى و زحل قضاوت كردى كه در آغاز شب برایت روشن شدند و درخشانى مریخ و شرقى بودنش در سحر بر تو پدید شد، و سیر كرد و جرمش بجرم تربیع ماه پیوست، و این دلیل است كه امروز یك ملیون آدمى زادند و مانند آنها بمیرند، و با دستش اشاره كرد به جاسوس معاویه كه در لشكر او بود، و فرمود این هم می میرد، زیرا از همانها است و چون آن را فرمود: آن مرد گمان كرد كه فرمود: او را بگیرید، و دلش گرفت و نفسش در سینه‏اش بند آمد و همان وقت مرد. امام فرمود: اى دهقان به تو ننمایم نمونه ‏هاى تقدیر را در صورتى كامل؟ گفت: چرا یا امیر المؤمنین، فرمود: اى دهقان، همانا ما پدیدار قطبیم، و آنچه دیشب پنداشتى كه از برج من آتش فروزد بایدت كه به سود من قضاوت كنى، زیرا روشنى و تابشش نزد من است و شعله‏ اش از من می رود، اى دهقان این قضیه‏ ای است دشوار، آن را حساب كن و از آن نتیجه بگیر اگر دانائى به اكوار و ادوار، فرمود:اگر این را بدانى می دانم كه بنده اى نى این نیزار را شماره توانى کرد.امیر المؤمنین علیه السّلام گذشت و خوارج نهروان را شكست داد و كشت و با غنیمت و پیروزى برگشت، و دهقان گفت: این دانشى نیست كه در دست مردم زمان ما است، این دانش مایه‏اش از آسمانست. »( آسمان و جهان-ترجمه كتاب السماء و العالم بحار، ج‏2، ص: 196 و 197)
از این روایت بر می آید که علم نجوم واقعیّت دارد ولی پیچیدگی آن فراتر از آن است که افراد عادی بتوانند به طور کامل از آن مطّلع گرددند. لذا خطا در وادی به مراتب بیشتر از صواب است.
زندیقی به امام صادق (ع) گفت: در علم نجوم چه فرمائى؟ فرمود: آن دانشى است كم سود و پر زیان زیرا جلو مقدّر را نگیرد و از ناگوارى پرهیز ندهد، اگر منجم به بلائى خبر دهد از قضایش رهائى نبخشد، اگر به خیرى گزارش دهد، نتواند در آن شتاب ورزد، و اگر بدو بدى رسد، دفعش نتواند، منجم با علم خدا در مبارزه است كه پندارد قضاى خدا را از خلقش می گرداند.»( آسمان و جهان-ترجمه كتاب السماء و العالم بحار ؛ج‏2 ؛ص191)
« به على بن ابى طالب علیه السّلام گفته شد: آیا براى علم نجوم پایه ‏اى هست؟ فرمود: آرى، پیغمبرى بود كه قومش به وى گفتند ما به تو ایمان نیاریم تا آغاز آفرینش هر كس و مدت عمر آنها را به ما بیاموزى، و خدا عز و جلّ به ابرى فرمود تا بدانها بارید، و در گرد كوه آبى زلال جمع شد و خدا به خورشید و ماه و اختران فرمود تا بر آن آب روان شدند.(تصویر آسمان آب افتاد) سپس خدای عزّوجلّ به آن پیغمبر وحى كرد كه با قومش بر كوه بالا روند بالا رفتند و بر سر آن آب ایستادند تا آغاز آفرینش و مدت عمرها را از مجارى خورشید و ماه و اختران و ساعات شب و روز شناختند و هر كدامشان می دانست كى می میرد و كى بیمار مى‏شود، و چه فرزندى برایش زاده مى‏شود و چه زاده نمی شود، و روزگارانى بدین وضع بودند تا به حضرت داود كافر شدند و با آنها جنگید، و در هر روز نبرد كسانى كه عمرشان بسر نرسیده بود به میدان مى‏آمدند و آنان كه عمرشان به سر رسیده بود در خانه جا می گذاشتند، و از یاران داود كشته می شد و از آنها كشته نمی شد. داود علیه السّلام گفت: پروردگارا من به فرمان تو با آنها پیكار می كنم، و آنها به نافرمانى تو پیكار كنند، از یارانم كشته مى‏شود و از آنها كسى كشته نمی شود، خداى عزوجل جریان را به او وحى كرد و فرمود: هر كه مرگش رسیده به میدان نمى‏آورند تا كشته شود، داود علیه السّلام گفت: خدایا به چه وسیله بدانها آموختى؟ فرمود: از مجارى خورشید و ماه و اختران و ساعات شب و روز . گفت: داود به درگاه خدا دعا كرد تا خورشید را بر آنها بازداشت و روزشان بلند شد، و شب و روزشان در هم آمیخت و اندازه فزونى را ندانستند، و حسابشان در هم شد، على علیه السّلام فرمود: از این رو است كه مطالعه در نجوم بد است. »( آسمان و جهان-ترجمه كتاب السماء و العالم بحار؛ ج‏2 ؛ص199)
برای مطالعه بیشتر مراجعه شود به کتاب « آسمان و جهان ؛ ترجمه كتاب السماء و العالم بحار الانوار ؛ ج‏2 ؛ص 185 به بعد»

0 امتیاز
پاسخ داده شده شهریور 26, 1394 توسط العبد (4,053 امتیاز)   6 21 30

آیا قمر در عقرب واقعیت دارد و باید به آن اعتنا کرد؟ (بخش دوم)

3. آیا سعد و نحس ایّام و ساعات صحّت دارد؟
از مطالب بالا روشن می شود که این مطلب نیز به خودی خود صحیح است ؛ ولی راه فهمیدن آن علم نجوم یا علم غیب است ؛ علم غیب که به اذن خدا مختصّ انسانهای خاصّی است ؛ احکام علم نجوم نیز چنان که دانسته شده قطعی نیست. لذا در حال حاضر جز آنچه معصومین (ع) گفته اند بقیّه سخنان در این باب گمانه زنیهایی بیش نیستند.
با نظر به روایات معصومین (ع) در این باب ، به نظر می رسد که حضرات معصومین (ع) آنچه را که در این باب قطعی و به حال مردمان مفید بوده را بیان نموده اند.
روایات این باب بسیار فراوان است لذا ذکر آن در این نامه نمی گنجد. برای مطالعه روایت این باب مراجعه فرمایید به کتاب« « آسمان و جهان ؛ ترجمه كتاب السماء و العالم بحار الانوار ؛ ج‏2، ص: 285 تا آخر کتاب و ج3 از صفحه اوّل تا 97 و بحار الانوار ج 56»

4. آیا پدیده قمر در عقرب بر حوادث زندگی مؤثّر است؟
در رویات زیادی آمده است که هر که در هنگام قمر در عقرب ازدواج کند یا سفر رود روی خوشی را نبیند.
امام صادق علیه السّلام فرموند: «هر كه قمر در عقرب سفر كند یا زن بگیرد خیر نبیند». و امام كاظم علیه السّلام فرمودند: «هر كه در محاق ماه زن‏ گیرد دل نهد به افتادن بچه و سقط جنین»(آسمان و جهان-ترجمه كتاب السماء و العالم بحار، ج‏2، ص: 173)
ظاهراً مراد از قمر در عقرب بودن قمر در صورت فلکی عقرب است نه بودن آن در برج عقرب ؛ چون اوّلی یک روز است ولی دومی یک ماه. همچنین مراد از محاق ، آخر هر ماه قمری است که ماه دیده نمی شود.
روایات قمر در عقرب را در ضمن منابع قبلی می توانید ملاحظه فرمایید.

5. آیا لازم است که در زندگی روزمرّه به احکام نجوم اعتنا شود؟
آنچه قطعاً از معصومین (ع) رسیده مناسب است که رعایت شود. لکن تا آن اندازه که زندگی را مختلّ نکند ؛ چون دین برای این نیست که انسان خود را به سختی بیندازد. لذا در اموری که در طول زندگی کم رخ می دهند مثل ازدواج و سفرهای طولانی ، بهتر است که با افراد عالم ، متّقی و وارد در این گونه امور مشورت شود. چون به صرف دیدن یک روایت نمی توان به آن عمل نمود.چرا که روایات صحیح و سقیم و خاصّ و عامّ و مطلق و مقیّد دارند لذا کسی که در این گونه امور اظهار نظر می کند باید عالم به احادیث باشد.
البته راههایی برای بر حذر بودن از نحوست ایّام نیز وجود دارد. راه حلّی که اهل بیت (ع) برای این امر ارائه نموده اند صدقه دادن است. روایات فراوانی از حضرات معصومین (ع) وارد شده که نحوست ایّام با صدقه دادن برطرف می شود. « عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع ):مَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ إِذَا أَصْبَحَ دَفَعَ اللَّهُ عَنْهُ نَحْسَ ذَلِكَ الْیَوْم‏. ـــ هر کس صبح صدقه دهد خدا نحوست آن روز را از دفع می کند. »( بحار الأنوار ؛ج‏56 ؛ص31 )
« حضرت صادق فرمود: بین من و مردى منجم زمینى مشترك بود براى تقسیم او پیوسته تأخیر می انداخت تا ساعتى را انتخاب كند كه به نظر خودش برایش سعید باشد و براى من نحس. بالاخره تقسیم كردیم به من قسمت خوب افتاد ؛ منجّم از ناراحتى دست بر پشت دست دیگر زده گفت مثل امروز ندیده بودم. گفتم مگر از علم خود استفاده نكردى؟ گفت من با اطلاع از علم نجوم براى شما ساعت نحس انتخاب كردم و خودم در ساعت سعد خارج شدم باز قسمت بهتر به شما افتاد. گفتم میل دارى حدیثى كه پدرم از پدر خود برایم نقل كرده برایت بگویم. پدرم گفت: پیامبر اكرم(ص) فرموند: هر كس مایل است نحوست آن روزش برطرف شود اول صبح صدقه بدهد خداوند با این صدقه نحوست آن روز را برطرف می كند و هر كه مى‏خواهد نحوست شبش برطرف گردد شب را با صدقه شروع كند. گفتم من وقتى خارج شدم صدقه دادم . این صدقه نفعش براى من از علم نجوم تو بهتر بود.»(زندگانى حضرت امام جعفر صادق علیه السلام، ص: 41)
« عبد الملك بن اعین نقل كرده كه به حضرت صادق علیه السّلام گفتم:من به این دانش (نجوم) مبتلا شده‏ام، كارى را قصد مى‏كنم و وقتى به طالع مى‏نگرم و آن را بد مى‏بینم مى‏نشینم و دنبال آن امر نمى‏روم و وقتى طالع را خوب دیدم دنبال مقصود روانه مى‏شوم. حضرت صادق (ع) به من فرموند: انجام مى‏دهى؟ عرض كردم: بلى، فرمود: كتابهایت را بسوزان.»(درر الأخبار با ترجمه؛ص419 )
«از ابن عمیر روایت شده كه من به نجوم نگاه مى‏كردم و حكم آنها را مى‏شناختم و طالع را مى‏دانستم از این لحاظ چیزى نظیر ترس و غیره در دلم راه مى‏یافت در این موضوع به حضرت على بن موسى بن جعفر علیه السّلام شكایت كردم. حضرت فرمود: اگر به خاطرت چیزى رسید به اوّلین مسكینى كه برخورد كردى صدقه بده و سپس دنبال كارت برو ، كه خداى عزّ و جلّ [شرّ را] از تو دفع مى‏فرماید.» (درر الأخبار با ترجمه ؛ص419 )
« حلبى از حضرت ابا عبد اللَّه الصادق علیه السّلام پرسید كه: آیا سفر در ایّامى كه كراهت دارند مانند چهارشنبه و غیره مكروه است؟ حضرت فرمود: سفرت را با صدقه شروع كن و در آغاز سفر آیة الكرسى بخوان‏.»( درر الأخبار با ترجمه ص421)
« از عبد اللَّه بن سلیمان از حضرت امام باقر یا حضرت امام صادق روایت شده كه حضرت فرمود: پدرم وقتى در روز چهارشنبه، یا روزى كه مردم آن را بد مى‏دانستند مثل اواخر ماه یا غیره به سفر مى‏رفت، صدقه‏اى مى‏داد و بعد بیرون مى‏رفت.»( درر الأخبار با ترجمه ، ص421 ) (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، كد: 1/100115348)

برگرفته از: پرسمان دانشجویی

0 امتیاز
پاسخ داده شده شهریور 26, 1394 توسط العبد (4,053 امتیاز)   6 21 30

قمر در عقرب چیست و چه احکامی دارد؟

 1. «قمر در عقرب» یعنی چه؟
مراد از «قمر» یعنی کره ماه و مراد از عقرب یعنی «برج عقرب»  یا «صورت عقرب»، و منظور این است که کره ماه در برج «عقرب» قرار گیرد یا کره ماه مقابل صورت فلکى «عقرب» قرار گرفته باشد.
توضیح اینکه؛
دانشمندان، دایرة‌البروج در آسمان را به دوازده قسم که هر یک 30 درجه مى‌‌‌‏شود و مجموعا 360 درجه می‌شود، بخش نموده‌‌‏اند، و در مدارات اختران هر قسم را «برج» نامیده‌‌اند.
چون در هر «برجى» برخی از ستاره‌ها و به اصطلاح ثوابت (مراد، کواکب ثابت نسبی است چون نسبت به زمین، بسیار آهسته حرکت می‌کنند و مانند ثابت‌اند) گرد آمده‌‌‏‌اند که از هیئت اجتماع آنها صورت جانورانى تصویر رفته بود، آن «برج» را به نام صورت آن جانور نامیده‌‌‌اند که اول آنها «حمل» و آخر آنها «حوت» است؛ چنانکه به نظم گفته شده:
برج‌ها دیدم که از مشرق بر آوردند سر  /   جمله در تسبیح و در تهلیل حیّ لا یموت‏
چون حمل چون ثور چون جوزاء و سرطان و اسد / سنبله میزان و عقرب قوس و جدى و دلو و حوت
ملاحظه می‌شود که برج‌ها 12 تا هستند و هر یک به خاطر ستاره‌هایی که در آن «برج» دیده می‌شود نامی دارند و یکی از برج‌ها، برج «عقرب» است که برج هشتم از این برج‌‌هاست.
پس نام برج‌های دوازده‌ گانه دائرةالبروج با (معانی) عبارت است از:
1. برج حمل: (قوچ) / 2. برج ثور: (گاو نر) / 3. برج جوزاء: (دوپیکر) / 4. برج سرطان: (خرچنگ) / 5. برج اسد: (شیر) / 6. برج سنبله: (خوشه) / 7. برج میزان: (ترازو) / 8. برج عقرب: (کژدم) / 9. برج قوس:(کمان) / 10. برج جدی: (بزغاله نر) / 11. برج دلو: (آب کش) / 12. برج حوت: (ماهی)
و منازلى که براى ماه از اجتماع برخی از ستارگان گفته‌‌‏اند حکم صورت را دارد. کسانى که صور بروج را بشناسند، هنگامى که «قمر» در برج «عقرب» وارد شده است، چون شب به ماه نگاه کنند، فاصله میان ماه و صورت عقرب را به خوبى در مى‏‌‌‌یابند.
به عبارت ساده، کره ماه در طول یک ماه قمری - که حدود 29٫5 روز است - یک بار به طور کامل دور زمین می‌‌‌‌چرخد! این یک دور کامل، به دوازده قسمت تقسیم شده و برج‌‌هایی نیز برای هر یک از این دوازده صورت فلکی انتخاب شده (حمل، ثور، جوزاء، سرطان، اسد، سنبله، میزان، عقرب، قوس، جدی، دلو و حوت) و هر یک از این نام‌‌های دوازده‌‌گانه، متناسب با صورت فلکی ستاره‌‌های دوردستی است که ماه در مقابل آنها است.
لذا وقتی که کره ماه در چرخش خود به دور زمین، به برج عقرب می‌‌رسد، می‌گویند قمر وارد عقرب شد (قمر در عقرب است) و وقتی از برج عقرب خارج می‌شود می‌گویند قمر از عقرب خارج شد.

2. احکام فقهی قمر در عقرب
در کتاب‌های فقهی، وقتی قمر در عقرب است، دست کم چند مورد مکروه (نه حرام) دانسته شده است. یکی عقد نکاح، دوم اقدام برای بچه‌دار شدن (انعقاد نطفه)، و دیگری سفر.
به عنوان مثال: محقق در شرایع نوشته است: «و یکره إیقاع النکاح و القمر فی العقرب» ازدواج و عقد نکاح (یا نزدیکی) در حالی که قمر در عقرب است مکروه است. (شرائع الإسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج‏2، ص 211)
فقهای بزرگ دیگر مانند علامه، شهید اول، شهید ثانی، صاحب جواهر، سید یزدی  نیز به این مطلب اشاره کرده‌اند. (نگاه کنید: اللمعة الدمشقیة فی فقه الإمامیة، ص 173 ؛ مسالک الأفهام إلى تنقیح شرائع الإسلام، ج‏7، ص، 21 ؛ العروة الوثقى (للسید الیزدی)، ج‏2، ص 799 )                
دلیل این مسأله
علت کراهت، روایت یا روایاتی است که در این باره وارد شده است. این روایات در کتب معتبر حدیثی مانند کافی، من لایحضره الفقیه، بحارالانوار، وافی و وسائل الشیعه موجود است.
از امام صادق علیه‌السّلام روایت شده است که: «من سافر أو تزوّج و القمر فی العقرب لم یر الحسنى»؛ یعنى در وقتى که قمر در عقرب است، هر کس مسافرت کند یا عقد نکاح نماید، نیکویى نبیند. (نگاه کنید: کافی، ج 8 ص 275 ؛ من لایحضره الفقیه، ج 2 ص 267؛ تهذیب، ج 7 ص 407؛ وسائل الشیعه، ج 11 ص 367 ؛ بحارالانوار، ج 100 ص 268؛ وافی، ج 12 ص 354)
ملاحظه می‌فرمایید که این روایت و شبیه به این را اکثر کتاب‌های معتبر حدیثی نقل کرده‌اند.
نکته دقیق علمی
آنچه از اهل بیت عصمت و طهارت علیهم‌السّلام در اجتناب از برخى امور مانند عقد ازدواج، اقدام برای انعقاد نطفه و سفر، هنگام قمر در عقرب وارد شده است، آیا مراد، بودن قمر (ماه) در خود برج عقرب است و یا در صورت آن؟
(«صورت فلکی» به مجموعه چند ستاره گفته می‌‌شود که شکلی خاص را در ذهن بیننده القاء می‌‌کنند، در حالی که «برج» به هر یک از تقسیمات دوازده‌‌گانه دائرة‌البروج اطلاق می‌‌شود و چون ستاره‌ها به مرور زمان، در حرکتند، بین صورت‌های فلکی و برج‌های تعیین شده، فاصله افتاده است.)
ارباب نجوم، ملاک استنباط را از هر جهت به خود بروج می‌‌‌دانند، نه به صور آنها.
اکثر فقها هم گفته‌اند مراد از قمر در عقرب، برج عقرب است نه صورت و منزل آن. (نگاه کنید: مسالک الأفهام إلى تنقیح شرائع الإسلام، ج‏7، ص، 21 ؛ العروة الوثقى (للسید الیزدی)، ج‏2، ص 799)
آیت الله حسن‌زاده آملی در هزار و یک کلمه، کلمه 554 می‌فرماید: «در هیچ کتب فقهى، قمر در عقرب را به غیر از آنچه که در نزد ارباب هیئت متعارف است، نگفته‌‏اند. بلکه صاحب جواهر رحمه اللّه در نکاح آن تصریح فرموده است که: «و ظاهر أن لفظ الخبر مقول على عرف اهل النجوم و لا یریدون بمثله الّا الکون فی البرج بالمعنى المعروف عندهم»، جز این که سیّد طباطبائى (رضوان اللّه علیه) در آداب سفر، از کتاب حجّ العروة الوثقى فرموده است: «و لیجتنب السفر من الشهر و القمر فی محاق أو فی برج العقرب أو صورته» که از اطلاق ظاهر خبر (و القمر فی العقرب) چنان استفاده کرده است و به قول صاحب جواهر: «و لکن الاحتیاط لا ینبغى ترکه». فتدبّر.»
خلاصه کلام اینکه مراد، برج عقرب است اما درباره صورت نیز احتیاط ترک نشود بهتر است.
این سؤال و جواب فقهی را به بیان ساده‌تر نیز توضیح دهم و آن اینکه کره ماه در هر یک از این صورت‌‌های دوازده‌‌گانه (حمل، ثور، جوزاء، سرطان، اسد، سنبله، میزان، عقرب، قوس، جدی، دلو و حوت)، یک دوازدهم طول ماه قمری قرار می‌گیرد. (حدود 2 روز و 11 ساعت)
به عنوان مثال، در هر ماه قمری، کره ماه (قمر) حدود دو روز و نیم در برج و صورت‌ فلکی عقرب خواهد بود. پس از گذشت صدها سال از تعیین برج‌ها، صورت فلکی، از برج نجومی تعیین شده (که در واقع، موقعیت‌‌‌های 30 درجه‌ای از پیش تعیین شده بود) کمی فاصله گرفته است. چرا که ستاره‌ها (به اصطلاح، ثوابت) نیز در حال‌ حرکتند. (حرکت‌ آنها در مقایسه با زمین، به قدری آهسته است که ثوابت گفته شده)
از این رو، در حال حاضر، بین «برج» و «صورت فلکی» فاصله وجود دارد لذا این سؤال مهم پیش می‌‌آید که منظور از کراهت سفر و ازدواج در زمانی که قمر در عقرب است به چه معناست؟ آیا به این معناست که قمر در صورت فلکی عقرب است یا این که قمر در برج عقرب است؟
اکثر فقها گفته‌اند مراد برج عقرب است و برخی گفته‌اند مراد صورت فلکی عقرب است و به نظر می‌رسد حق با اکثریت فقهاست ولی احتیاطا اگر هر دو لحاظ شود بهتر است چنانکه استاد علامه حسن زاده آملی در پایان چنین فرموده‌‌‌اند.
روش احتیاط هم این است که چون قمر (کره ماه) هر دو روز و نیم - برابر 60 ساعت - از مقابل هر برج و از جمله برج «عقرب» عبور مى‌‌‌کند، بهتر است حدود 24 ساعت بر آن دو روز و نیم افزود و جمعاً سه روز و نیم تا چهار روز صبر و احتیاط نمود و سپس در امر ازدواج، صیغه عقد را اجرا کرد.

3. چگونه بدانیم که قمر در عقرب است؟
این مسأله به وسیله برخی از محاسبات دقیق نجومی،‌ به دست می‌آید اما آنچه در اینجا برای عموم می‌توان گفت همان مراجعه به برخی تقویم‌های نجومی معتبر است که در آنها توضیح داده می‌شود قمر در چه ساعتی وارد عقرب می‌شود و در چه ساعتی خارج می‌شود. همچنین مراجعه به اهل فن و تخصص یکی از راههای شناخت این مسأله است.

4. آیا حالات قمر و ستارها و افلاک در کره زمین تأثیر دارد؟
شکی نیست که چگونگى قرار گرفتن بعضى از کواکب آسمان - مخصوصاً سیّارات منظومه شمسى- در مدارات خود، در مقایسه با یکدیگر، ممکن است تأثیرات طبیعى یا فرا طبیعی در کره زمین داشته باشد؛ مثلًا مى‌‌‌‏دانیم جزر و مدّ دریاها بر اثر تأثیر جاذبه کره ماه است و هرگاه کره ماه و خورشید در یک سو قرار گیرند (مانند اوائل و اواخر ماه) این جاذبه قوى‌‌‌‏تر و حتّى ممکن است روى پوسته زمین هم تأثیر بگذارد و سبب شکستگى‏‌‌‌ها و زلزله‏‌‌‌هایى شود و به عکس ممکن است بارندگى‌‌‏‌هاى قابل ملاحظه‌‌‏‌اى بر اثر تأثیر کرات آسمانى روى کره زمین و مانند آن صورت گیرد.
ما نمی‌توانیم بدون دلیل معتبر، تأثیر طبیعى و فرا طبیعی اوضاع فلکى را در زندگى و حالات انسان‌‌ها انکار کنیم؛ چرا که تمام اجزاى جهان، یک واحد به هم پیوسته است و در یکدیگر تأثیر دارد.
البته اثبات تأثیر طبیعى و فرا طبیعی اوضاع افلاک در زندگى انسان‌‌ها در هر مورد و بدون استثنا، سخت است و بدون دلیل معتبر و با خیال، پندار و استحسان نمى‌‏توان چیزى را اثبات کرد؛ حال اگر از طریق معصومین علیهم‌السلام مطلبى در این زمینه ثابت شود، همان مقدار که ثابت شده قابل قبول و مورد پذیرش است. مانند پرهیز از مسأله عقد ازدواج در موقع قمر در عقرب.
حتی می‌توان به نحو کلی (نه جزئی و تفصیلی) گفت: اوضاع فلکی در روز‌ها و شب‌‌ها مؤثر است و روز یا شب را منشأ برخی از رخداد‌ها می‌‌کند.
به تعبیر دیگر، ایام و بلکه هر لحظه از لحظات ما، تحث تأثیر اوضاع فلکی است. همچنانکه موقع طلوع خورشید، اثری وضعی بر روی زمین رخ می‌دهد ساعت بعدی اثر عوض می‌‌شود و این آثار، واقعی است و تخیلات  نیست. لحظه لحظه که به غروب می‌‌رسیم تأثیرات خورشید بر زمین و موجودات زمین عوض می‌‌شود.
در حالات خسوف و کسوف، آثاری روی زمین ایجاد می‌شود و تا مدت‌‌ها روی زمین می‌‌ماند. این‌ها بر اساس خرافات نیست و حتی دانشمندان معاصر علم نجوم نیز اینها را بیان می‌‌کنند.
پس نمی‌شود اوضاع فلکی را نادیده گرفت و به نحو کلی (نه به صورت تفصیلی) می‌توان گفت از ناحیه سیارات و ستارگان آسمان، انرژی‌هایی به کره زمین می‌‌رسد و ما تحت تأثیر این انرژی‌‌ها هستیم.

5. چگونه می‌توان به اثرات افلاک و ... بر حالات انسان و کره زمین پی برد؟
بعضی از اینها به خبر دادن انسان کامل و اهل ولایت بستگی دارد. در درجه اول، انبیاء (ع) و معصومین (ع) و در درجات بعدی کسانی که مقربترند مانند عرفای برجسته و کامل. (البته سند و دلالت کلام هم مهم است) همچنانکه درباره عقد نکاح و سفر در موقع قمر در عقرب، روایاتی آمده و بیشتر کتب معتبر حدیثی و فقهی آن را نقل کرده‌‌اند.
راه دیگر، از طرق تحقیقات تجربی و دانشمندان مربوطه است که مطالبی کشف و به اثبات برسد.
پس اگر مطلبی با دلیل معتبر «نقلی»، «عقلی» یا «تجربی کشف شده و اثبات شده»، ثابت نشود نمی‌توان به آن اعتماد کرد و لذا نباید دنبال خرافات و مطالب ضعیف و غیر علمی رفت و خود را با امور ضعیف، مشغول کرد.

6. آیا تأثیر «قمر در عقرب» در ازدواج، با اختیار انسان منافات دارد؟
وقتی گفته می‌شود که در روایت است که عقد نکاح در زمانی که قمر در عقرب است باعث می‌شود ازدواج، نیکی نداشته باشد برخی اعتراض می‌کنند که این مسأله با اختیار انسان، منافات دارد!
پاسخ این است که؛
اولا انسان در انجام عقد نکاح در زمان قمر در عقرب و انجام ندادنش اختیار دارد همچنانکه در انجام بسیاری از کارهای مثبت و منفی که نتایج خوب یا بدی خواهند داشت اختیار دارد.
ثانیا انسان، مختار به معنای مطلق نیست. یعنی خیلی از امور در انسان تأثیر دارد و انسان در قبال آنها اختیاری ندارد. ما در زمان و مکان تولد خود مختار نبودیم، در رشد طبیعی بدن مختار نبودیم، در جنسیت خود مختار نبودیم، در رنگ بدن و نوع قیافه مختار نبودیم، و میلیونها مثال دیگر...
بنابراین مراد از اینکه انسان مجبور نیست و مختار است این است که انسان در سعادت و شقاوت اخروی، مجبور نیست بلکه می‌تواند راه سعادت را پیش بگیرد و اعمال نیک و خیر انجام دهد و می‌تواند راه شقاوت را در پیش گیرد و اعمال زشت و ناپسند انجام دهد گرچه در بسیاری از مسائل مانند مکان و زمان تولد، زن یا مرد بودن، فقیر یا غنی بودن، با هوش یا کم هوش بودن، زیبا یا زشت بودن، قوی یا ضعیف بودن و ... تحت عوامل دیگر و مجبور باشد. (البته برخی از این صفات مانند فقیر یا غنی، ضعیف یا قوی، می‌تواند با اختیار جزئی، تغییر یابد.)

7. آیا تأثیر قمر در عقرب در عقد ازدواج، مخالف توحید و موافق شرک است؟
برخی می‌گویند اگر بگوییم فلان ستاره یا ماه در برخی حالات و وقایع، تأثیر دارند مخالف توحید حرف زده‌ایم و در حقیقت، به شرک مبتلا شده‌ایم. چرا که همه تأثیرها از خداست و جز خدا چیزی نمی‌تواند موثر باشد.
پاسخش این است که اگر مراد از تأثیر، تأثیر استقلالی باشد به این معنا که ماه وقتی در عقرب قرار می‌گیرد بدون اذن خدا اثر بدی در نکاح دارد، بله در این صورت، این نظر شرک است و با توحید سازگار نیست.
اما اگر مراد این باشد که خداوند این عالم و تأثیر و تاثرات آن را طبق نظام سبب و مسببی، علّی و معلولی قرار داده است. هیچ یک از مخلوقات مستقل در تأثیر یا تاثر نیستند اما این خاصیت را خداوند به آن مخلوقات عطا کرده و لحظه به لحظه به اذن خداوند تأثیر و تاثر دارند. در این صورت،‌ هیچ مخالفتی با توحید ندارد و بلکه عین توحید است.
مثلا کسی که می‌گوید آتش می‌سوزاند اگر سوزاندن آتش را مستقلا بدون اراده الهی بداند، مخالف توحید است اما اگر باور داشته باشد که آتش به اذن خدا می‌سوزاند، عین توحید است و اساسا همه مخلوقات خداوند به اذن و حول و قوه خداوند، فعل و انفعال دارند و کوچکترین استقلالی از خود ندارند.

نویسنده: حجت‌الاسلام وحید واحدجوان

برگرفته از: فارس

لطفا برای اطلاع از آخرین سوالات سایت، عضو خبرنامه شیعه سِی شوید.

سوالات مشابه

0 امتیاز
0 پاسخ 82 بازدید

لطفا برای اطلاع از آخرین سوالات سایت، عضو خبرنامه شیعه سِی شوید.

پخش زنده تصاویر اماکن مذهبی

با توجه به طرح سوالات و شبهات فراوان، در صورتی که مطالب طرح شده را برای خود مضر تشخیص دادید، از مطالعه آنها بپرهیزید.
توجه: محتوای سامانه پرسش و پاسخ توسط کاربران ایجاد می گردد. لطفا در صورت مشاهده محتوای نامناسب، آن را گزارش کنید.

436 سوال

577 پاسخ

94 دیدگاه

84 کاربر

فعال‌ترین کاربران
این ماه:
    Gute Mathe-Fragen - Bestes Mathe-Forum

    آخرین ثبت نام کنندگان

    عنوان های کاربری اخیر

    پرسش محبوب
    - العبد -
    دوست
    - فاطمهام -
    پرسش معروف
    - العبد -
    پرسش محبوب
    - Zeinodin -
    پرسش معروف
    - العبد -

     کانال گپ شیعه سِیکانال بله شیعه سِیکانال بیسفون پلاس شیعه سِیکانال ایتای شیعه سِیکانال آی گپ شیعه سِیکانال ویسپی شیعه سِیکانال سروش شیعه سِی

    شیعه سِی را دنبال کنید...

    صفحه ارتباط با ماآخرین سوالات پرسیده شدهبخش پرسش های مرتبط با شیعه سِیصفحه فیسبوک شیعه سِیگروه لینکدین شیعه سِی صفحه توئیتر شیعه سِی کانال مذهبی تلگرام شیعه سِی اینستاگرام شیعه سِی
    عضویت در خبرنامه شیعه سِی

    حمایت مالی از شیعه سِی
    حمایت از شیعه سِی

    *۷۸۸*۹۷*۳۸۳۰#

    پاسخگوی دینی | صفحه اصلی شیعه سِی | مرکز دانلود اسلامی | دایرکتوری اسلامی | خبرخوان مذهبی | کمپین عاشقان | پخش زنده | حمایت از شیعه سِی | ارتباط با ما
    در راستای توسعه فرهنگ گفتگوی دینی، استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع، آزاد (بلامانع) است.

    ✘ بستن کانال های مذهبی شیعه سِی
    ...