اولین بار است که به شیعه سِی آمده اید؟ لطفا راهنما را مشاهده فرمایید.
x

حمایت مالی از شیعه سِی

نظر اسلام درباره اتانازی (مرگ ترحمی) چیست؟

0 امتیاز
356 بازدید
سوال شده دی 4, 1395 در فقه و احکام شرعی توسط بی نام  

مرگ از روی ترحم  یا اتانازی (Euthanasia) چه حکمی دارد؟ آیا می‌ شود برای دلسوزی، بیمار یا معلولی را کشت؟ نطر مراجع تقلید درباره آن چیست؟
لطفا درباره اتانازی از دیدگاه قرآن کریم توضیح دهید


کانال مذهبی تلگرام شیعه سِی

3 پاسخ

0 امتیاز
پاسخ داده شده دی 4, 1395 توسط العبد (4,041 امتیاز)   3 9 22

نظر اسلام درباره قتل ترحمی یا اتانازی - بخش اول
درباره اتانازی

واژه آتانازی که ریشه آن از اصطلاح یونانی "Euthanasia" به معنای خوب و راحت و "Thanasia" به معنای مرگ گرفته شده است و در معنای تحت الفظی به معنای مرگ خوب یا مرگ راحت می‌باشد. آتانازی یک اصطلاح عمومی است که بر اساس زمینه مورد استفاده، معانی مختلفی را می‌توان از آن استنباط نمود، از نظر لغوی این واژه بیانگر عملی است که در آن مرگ بیمار به شیوه‌ای صورت می‌گیرد که کمترین میزان رنج و عذاب را برایش به همراه داشته باشد بنابراین آتانازی انواع مختلفی دارد. (1) این شرایط معمولاً در بیماری‌های سخت یا دردناک یا درمان‌های طولانی‌مدت و ناامیدکننده پدید می‌آید.
واژه اوتانازی در نوشته‌های فارسی اکنون به معنای بیمار کشی طبی یا سریع در مرگ محتضر و در مواردی هم به معنای مرگ آرام و آسان به کار برده می‌شود. «مرگ شیرین»، «مرگ خوب»، «مرگ مطلوب»، «قتل ناشی از ترحم» (2) «خوش‌میری»، «هومرگ»، «مرگ آسان»، «قتل ترحمی» یا «به مرگی» نیز از دیگر تعابیری است که برای این عمل به کار برده می شود.

توقّف روند درمان یک بیمار، قطع سرم و تغذیه وریدی، قطع اکسیژن، جلوگیری از دیالیز و جداکردن فرد از دستگاه‌های حمایتی ارگان‌های حیاتی، همچنین دادن داروهای مسکن با دوز بالا، که موجب کاهش هوشیاری و تسریع مرگ می‌شوند، از روش‌های اتانازی به حساب می‌آیند.
برداشت‌های متفاوت از مفهوم هومرگ (اوتانازی) وجود دارد؛ مثلاً در روش غیرمستقیم، پزشک با تجویز دارویی، فقط مقدمات مرگ بیمار را فراهم می‌کند و بیمار با آگاهی کامل به استقبال مرگ اختیاری می‌رود. اما در روش مستقیم، پزشک یا پرستار خود عامل مرگ بیمار هستند. تزریق داروی کشنده و جداکردن بیمار از دستگاه‌های حمایتی، مثال‌هایی از این روش هستند که بعضی اوقات بدون اطلاع بیمار انجام می‌شوند.
بدین ترتیب جداکردن بیمار مرگ مغزی از دستگاه‌های حمایتی نیز از نظر بسیاری «اتانازی غیر داوطلبانه، غیر فعّال» به شمار می‌آید.

انواع اتانازی
اتانازی را می توان از نظر داوطلبانه بودن یا غیر داوطلبانه بودن و همچنین مستقیم یا غیر مستقیم بودن روش آن به چهار دسته تقسیم بندی نمود:
۱- قتل ترحمی (آتانازی) داوطلبانه
به مواردی اطلاق می‌شود که فرد از دیگری می‌خواهد تا او را به کام مرگ بفرستد یا در این راه به او کمک کند.
۲- قتل ترحمی (آتانازی) غیر داوطلبانه
به مواردی اطلاق می‌شود که آتانازی بدون اعلام رضایت و نظر فرد یا بیمار انجام می‌شود وقتی خود فرد قادر به تصمیم‌گیری نباشد خانواده یا خویشان در مورد قطع درمان‌هایی که به بهبود وضع بیمار کمکی نمِی‌کند تصمیم گیری می‌کنند.
۳- قتل ترحمی (آتانازی) مستقیم
به مواردی اطلاق می‌شود که اقدام خاصی برای پایان دادن به زندگی بیمار صورت گیرد.
۴- قتل ترحمی (آتانازی) یا آتانازی غیر مستقیم
به مواردی اطلاق می‌شود که درمان‌ها و یا دستگاه‌های حیاتی مراقبت از بیمار در شرایطی که هیچ کمکی به بهبود وضعیت بیمار نمی‌کند کنار گذاشته می‌شوند. (3)

موافقان و مخالفان اتانازی
در مورد اتانازی، دو نظریه (یکی در دفاع از اتونازی و دیگری در رد آن) وجود دارد که هر کدام طرفداران خاص خود را داراست.
موافقان اتانازی
طرفداران كشتن از روی ترحم و دل سوزی چنین استدلال می كنند كه علی رغم این كه عمل غیر عقلانی است، ولی برای فرد درمانده و فقیر، فرد دارای زندگی نباتی یا مرگ غیرقابل اجتناب این عمل را برای بیمار، خانواده ها و جامعه مفید می دانند. آن را یك اقدام مثبت اخلاقی بر می شمارند، هر چند بسیاری از كشورها قانون حق امتناع از درمان پزشكی را به رسمیت شناخته اند، ولی تنها در هلند ، بلژیك ، سوئیس و ایالت ارگون امریكا یاری رساندن به بیماری برای طولانی نشدن عمر همراه با درد و رنج طاقت فرسا را تصویب كرده اند.

مخالفان اتانازی
مخالفان اتانازی معتقدند كه زندگی موهبتی است الهی. هیچ كس حق تصرف در آن را ندارد. این عمل زیر پا گذاشتن ارزش های انسانی است. احتمال برگشت و نجات و یا درمان جدید و یا امدادهای غیبی همیشه وجود دارد. خودكشی و كمك به خودكشی (قرار دادن امكانات و وسایل جهت خودكشی ) جرم است. در واقع معتقدند عدم نجات برابر قتل است. از این رو نمی توان فرد را رها ساخت. شاید با حفظ وضع موجود درمانی جدیدی فراهم شود.
مجوز چنین كاری به پزشك هم داده نشده است. زیرا وظیفه پزشك حفظ جان آدمی است، نه گرفتن جان از او. در هر صورت قانونی كردن اتانازی اختیاری موجب از بین رفتن اعتماد و مسئولیت در حرفه پزشكی و کاهش حساسیت جوامع به مرگ و نهایتا باعث از بین رفتن انسانیت و مسئولیت انسانی و تنوعی از بیماری های اجتماعی می شود و عواقب وخیمی به دنبال خواهد داشت.

چکیده دلایل مدافعان و مخالفان اتانازی
دلایل مدافعان اناتازی:

چکیده دلایل و استدلال های طرفداران اتانازی را می توان در 5 دلیل به شرح زیر بیان کرد:
1- اهمیت انتخاب فرد: در نظام های لیبرال دموکراسی فرد از آزادی و حقوق کامل برخوردار است و می تواند در مورد مرگ و زندگی خود تصمیم بگیرد، بنابراین مراعات دقیق اصول لیبرال دموکراسی و آزادی فردی مقتضی آزادی حق انتخاب مرگ و جایز بودن اتانازی است.
2- کیفیت و شرایط زندگی بیمار: درد جسمانی بیمار توام با احساس روانی ناخوشایندی که در مورد از دست دادن استقلال و شان خود دارد و خود را طفیل حمایت دیگران (خانواده ، جامعه ،پزشکان و ... ) می بیند ، بخصوص در بیماری های خاص و پردرد و نفس گیر که اراده و کنترل ارادی بیمار را بکلی مختل می سازد . موجب رنج مضاعف او می شود، هم وابسته به دیگران است (به لحاظ مالی، جسمانی، روحی، انجام امور شخصی و ... ) و هم قادر به کنترل و اداره خویشتن نیست و دائما تحقیر می شود لذا این همه، سبب آزار ورنج و مرگ تدریجی جانکاه و توام با درد مضاعف او می شود و جایز است که او را از این شرایط نامطلوب وکیفیت زندگی طفیلی و تحقیرآمیز رهایی بخشید.
3- تحمیل هزینه های اقتصادی و کمبود منابع انسانی جامعه: اختصاص دادن تجهیزات بیمارستانی و پرسنل آن و پزشکان و متخصصان برجسته ای که دیگر بیماران و جامعه به وجود آنان نیازمندند و تحمیل هزینه های گزاف برای نگه داشتن چند روز بیشتر بیماران لاعلاج به هیچ روی خردمندانه و به صرفه نیست و موجب هدر رفتن منابع اقتصادی و نیروهای انسانی کارآمد جامعه و طولانی تر شدن لیست انتظار بیماران می شود.
4- فضار روانی وارد برخود این بیماران: تحمل این همه درد ، رنج ، فشار و تحمل بیماری درازمدت ، در موارد زیادی برای خود بیمار نیز قابل ادامه نیست بطوری که آرزوی مرگ می کند و مردن را رهایی خود می داند و بسا به خودکشی اقدام کند. بنابراین اتانازی دراین گونه موارد نوعی خلاصی برای این بیماران است تا از فشار درد روحی و جسمی نجات بیابند. (این دلیل در واقع دردو دلیل قبلی منطوی است و می توان آن دو را به گونه ای متضمن این دلیل دانست.)
5- نگاه جامعه شناسانه: از نظر اجتماعی ، چه بسا خویشاوندان ذی نفع و وارثان بیمار لاعلاج مایل به نگهداری او نباشند زیرا موجب تاخیر در دستیابی به ارث و اموال او می شود. بستگان خونی حق دارند برای مردن بیمارشان تصمیم بگیرند و از پزشک یا تیم پزشکی بخواهند که به حیات او پایان داده و عده ای را از بلاتکلیفی و انتظار یا مشکل پرداخت هزینه های او رها سازند.

نظر مخالفان اتانازی:
در مقابل مدافعان ، مخالفان نیز حدود 7 دلیل کلی بیان کرده اند که با اختصار و فشردگی در اینجا در مورد هر یک توضیحی می آوریم:
1- دلیل حرفه ای: یعنی کمک به مرگ بیمار مغایرت با نقش حرفه ای پزشکان ، پرستاران و درمانگران وپرسنل مراکز پزشکی دارد زیرا وظیفه اولیه و اصلی پزشکان ونیز توقع جامعه از ایشان معالجه کردن و شفا دادن و باز گرداندن زندگی به بیماران است نه کشتن آنها. جایزدانستن اتانازی با وظیفه اصلی و حرفه ای پزشکان و نیز با سوگندی که خورده اند (سوگند بقراط) مغایر و مباین است پس باید ممنوع گردد.
2- دلیل اخلاقی: از نظر بعضی مردم ، اتانازی – به خصوص نوع داوطلبانه آن – نوعی خودکشی است و خودکشی به لحاظ اخلاقی قابل توجیه نیست یا حداقل مورد مناقشه جدی است. شکل غیرداوطلبانه آن نیز نوعی آدم کشی است که آن نیز اخلاقا جایز و مقبول نیست. پس یا خودکشی است یا آدمکشی که هر دو اخلاقا مردود است.
3- دلیل الهیاتی: جایز شمردن اتانازی در واقع فتوا به نقض کرامت انسانی است و با قداست، حرمت و ارزش حیات انسانی مغایر است، هر چند بعضی از نحله های مذهبی در پاره ای شرایط خاص آن را جایز دانسته اند (یهودیت ارتودوکس) ولی اغلب عالمان دینی و الهیدانان ادیان آن را گناه و آدم کشی و قتل ناموجه دانسته اند.
4- امکان اجرا: در صورتیکه بیمار به لحاظ ذهنی و روانی معلول و از پا افتاده باشد و قدرت تصمیم گیری و انتخاب نداشته باشد دیگر نمی توان از مرگ داوطلبانه و انتخابی سخن گفت زیرا امکان عملی ندارد و احراز صلاحیت تصمیم گیری بیمار جهت مردن داوطلبانه امری محال و متناقض است. (پیداست که این دلیل فقط شامل رد یک قسم از اتانازی می شود یعنی اتانازی داوطلبانه )
5- احتمال بهبود در آینده نزدیک: اگر دلایلی موجود باشد که طبق آنها ممکن است بیمار به زودی بهبود یابد تنها باید از اقدامات تسلی بخش استفاده کرد و اتانازی را ممنوع دانست. (این دلیل نیز تقریبا مربوط به موارد خاص است و کلیت ندارد)
6- خواسته های خانواده و اقوام: ممکن است که اعضای خانواده، بستگان، دوستان و نزدیکان بیمار ترجیح دهند که برای مدت بیشتری در حضور بیمارشان – ولو با حال وخیم او – باشند و به لحاظ عاطفی، همین احساس حضور او و زنده بودنش تاثیرات روحی قاطعی برای آنها داشته باشد نباید این فرصت را از آنها دریغ داشت. این یک امر انسانی و اخلاقی است که باید به آن احترام گذاشت.
7- رضایت تحت فشار: به فرض که بیمار، خود، مردن را انتخاب کرده باشد و بدان راضی باشد و رضایتش را نیز اعلام کرده باشد، این رضایت که تحت فشار درد و ناراحتی جسمی و روانی است ارزشی ندارد و یک تصمیم عاقلانه و قابل استناد نخواهد بود. گاهی نیز در بعضی کشورها در بعضی بیمارستان ها دیده شده که پرسنل بیمار را برای قبول مرگ ترحمی و اعلام رضایت تحت فشار می گذراند و چنین رضایتی ارزشی ندارد. در حالیکه هزینه کردن بر این نگهداری بیمار می تواند حتی برای پرسنل بیمارستان که مراقبت بیمار را بر عهده دارند ایجاد انگیزه بیشتری بکند تا اینکه با فشار از او رضایت گرفته شود.

نظر اسلام درباره اتانازی
در دین اسلام اعتقاد بر این است که هنگام بروز مصایب و گرفتاری‌ها خداوند با رحمت خود ما را به صبر دعوت می‌کند بنابراین هیچ انسانی حق ندارد به خاطر درد و رنجی که حتی گاهی از حد تحمل افزون می شود، خودکشی کند، یا دیگران را در کشتن خود شریک کند. اتانازی یا اتونازی اجازه انسان به پزشک برای خلاص کردنش از دردها با مرگ به ظاهر آسان است.
این پدیده در عصر اخیر در کشورهای اروپایی و آمریکایی رواج پیدا کرده و در دیگر کشورها در حال گسترش است. به این شکل افراد مریضی که دچار بیماری های صعب العلاج و یا غیر قابل درمان چون سرطان، ام اس، ایدز و نمونه های آن می شوند ،برای این که از درد و رنج های غیر قابل تحمل خلاص شوند ،به پزشک خود اجازه می دهند تا مرگی آسان برای ایشان رقم زند. این عمل، خلاف اخلاق و وظیفه پزشکی و شریعت و قانون اسلام است. وظیفه پزشک این است که تمام سعی خود را برای معالجه و درمان مریض به کار بندد. علاوه بر این، وجود امدادهای غیبی در درمان نهایی بیمار، امری تجربه شده است.

0 امتیاز
پاسخ داده شده دی 4, 1395 توسط العبد (4,041 امتیاز)   3 9 22

نظر اسلام درباره قتل ترحمی یا اتانازی - بخش دوم
اتانازی در قرآن کریم

در کتاب خدا و نیز روایات دینی در مورد اتانازی و یا مرگ آسان توضیحی داده نشده است، ولی می تواند مصداقی برای صدور احکام قرار گیرد، با این حال همه آیات و روایاتی كه درباره حرمت قتل نفس و مذمت آن وارد شده ، شامل اتانازی با تمام فرضیه هایش می شود.برخی از اقسام اتانازی تحت عنوان «حرمت قتل نفس محترم» و برخی دیگر تحت عنوان «وجوب انقاذ (نجات) نفس محترم از هلاك» قرار می گیرد.
یكی از آیاتی كه با صراحت از قتل نفس محترم نهی می نماید ،این آیه است :
وَ لَا تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتىِ حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَق‏" (4) «انسانى را كه خداوند محترم شمرده، به قتل نرسانید. مگر به حق [و از روى استحقاق]»
خداوند متعال در این آیه به طور مطلق می فرماید كه قتل نفس محترم ، جایز نیست، مگر در مواردی كه مقتول استحقاق قتل را بر اثر قصاص و حدود و دفاع و ... داشته باشد. آیه و دلیل دیگری هم نداریم كه بگوید ترحم نسبت به نفس محترم مجوّزی برای قتل وی باشد حتی انسان حق كشتن نفس خود را ندارد، زیرا حیات دنیوی و رابطه ای كه نفس و جان ما با بدن دنیوی دارد ، امانتی الهی در دست ماست، چنان كه سایر اموال و دارائی های ما هم امانتی الهی است. اجازه نداریم با این قابلیت ها و امكانات به صورت دلخواه رفتار نمائیم. قتل نفس و خودكشی هم مسئله ای است كه خداوند متعال انسان ها را از آن نهی نموده:
"وَ لَا تَقْتُلُواْ أَنفُسَكُم" (5) یعنی «خود را نكشید.»
در آیات دیگری آمده است:
"وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُون" (6) یعنی «هر امتی را مدت عمری است. چون اجل شان فرا رسد، یك ساعت پیش و پس نشوند.»
مطابق با این آیه که هر امت و قومی و به تبع آن هر انسانی نزد خدا اجل معینی دارد و وقتی اجل فرا رسید، تاخیری در آن لحاظ نمی شود، چگونه بعضی از انسان ها به خود اجازه خودکشی دهند و یا دیگران را در مرگ خود شریک کرده و با اجلی غیر طبیعی از دنیا روند؟ باید بدانند چنین کاری دست بردن در قانون الهی و دخالت در آن است و عقوبتی سنگین خواهد داشت.
"مِنْ أَجْلِ ذلِكَ كَتَبْنا عَلى‏ بَنی‏ إِسْرائیلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِی الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمیعاً وَ مَنْ أَحْیاها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمیعاً وَ لَقَدْ جاءَتْهُمْ رُسُلُنا بِالْبَيِّناتِ ثُمَّ إِنَّ كَثیراً مِنْهُمْ بَعْدَ ذلِكَ فِی الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ" (7)
«از این رو به بنی اسرائیل مقرر داشتیم كه هر كسی كس دیگر را ،نه به قصاص قتل كسی یا ارتكاب فسادی بر روی زمین بكشد، چنان است كه همه مردم را كشته باشد. هر كس كه به او حیات بخشد ،چون كسی است كه همه مردم را حیات بخشیده باشد. به تحقیق پیامبران ما همراه با دلایل روشن بر آن ها مبعوث شدند. باز بسیاری از آن ها همچنان روی زمین از حد خویش تجاوز می كردند.»

از بیان این مطالب نتیجه می گیریم در هر حالت انجام این عمل از دیدگاه شرع مقدس ممنوع می باشد ،زیرا مصداق قتل نفس محترم است. قتل نفس محترم حرام است، یا مصداق ترک انقاذ (نجات) نفس محترم از هلاک است. نجات نفس محترم هم واجب می باشد و ترك واجب هم حرام است.
در ادیان آسمانی قبل از هر اقدامی در گام نخست به بیمارانی كه به مرض های سخت و لاعلاج مبتلا هستند، توصیه می شود با تقویت روح و روان خویش ضریب تحمل وجودی را بالا برند تا رنج و تعب كم تری احساس نمایند. از این گذشته تاكید می شود كه تحمل رنج و درد فرصتی برای تقرب به خداوند ، پالایش روح و تزكیه نفس آدمی است.

0 امتیاز
پاسخ داده شده دی 4, 1395 توسط العبد (4,041 امتیاز)   3 9 22

نظر اسلام درباره قتل ترحمی یا اتانازی - بخش سوم
احکام اتانازی

بحث را بایک سوال آغاز می کنیم:
شخصی ازبیماری لاعلاجی رنج می برد و مرگش هم نزدیک و ادراک وحرکت و نطق اختیاری نیز دارد یعنی دارای حیات مستقر است ولی از شدت رنج از پزشک و یا فرد دیگری می خواهد که با تزریق یک ماده سمی کشنده سریعا به حیات وی پایان دهد تا از سختی و رنج بیماری رهایی یابد. آیا درخواست او می تواند مجوز قتل باشد؟ و آیا رضایت مقتول جرم بودن این قتل را از بین می برد؟
همان گونه که از خود سوال پیداست جواب را باید از دو جهت حکم تکلیفی و حکم وضعی پی گیری کرد.
حکم تکلیفی
منظور از حکم تکلیفی ، جواز و عدم جواز است، یعنی آیا چنین قتلی جایز است و یاجایز نیست؟
آنچه از کلمات فقیهان فهمیده می شود این است که این فعل چون به حیات یک انسان پایان می دهد به هر دلیلی که باشد حرام است. علاوه براین که قصاص و دیه هر دو از "حق الناس" می باشند که می توان آنها را اسقاط کرد اما حرمت، یک حکم است و حکم قابل اسقاط نیست.

حکم وضعی
منظور از حکم وضعی، حق قصاص و دیه است، یعنی آیا با اذن مقتول قصاص و پرداخت دیه از قاتل ساقط می شود یا خیر؟
در پاسخ باید گفت : خود این مساله کمتر مطرح شده است، ولی مساله مشابهی در منابع فقهی وجود دارد که از نظر ملاک با این مساله فرقی ندارد، از اینرو می توانند در حکم یک مساله باشند.
مساله مطرح شده این است:
کسی به دیگری بگوید : "مرا بکش و الّا تو را می کشم" آیا جایز است او را بکشد یا خیر؟ و اگر کشت، آیا قصاص می شود یا خیر؟
گویا فقیهان از نظر حکم تکلیفی یک نظر دارند و می گویند : جایز نیست اگر چه براین کار اکراه شده باشد، زیرا اکراه، حرمت قتل را از بین نمی برد. امااز لحاظ حکم وضعی یعنی ثبوت حق قصاص یا دیه برای اولیای مقتول دو نظریه وجود دارد.
بحث از ثبوت یا عدم ثبوت دیه بعد از احراز عدم ثبوت حق قصاص است. یعنی آیا وارثی که حق قصاص ندارد، حق مطالبه دیه دارد یا خیر؟ شهید ثانی می گوید: اگر به ثبوت قصاص معتقد نباشیم ، در ثبوت دیه دو نظریه وجود دارد مبتنی براین که :آیا بعد از مرگ مقتول دیه بدون واسطه برای ورثه ثابت می شود، یا ابتدا در آخرین لحظه از حیات مقتول به خودش منتقل می شود و سپس به ورثه تعلق می گیرد؟
بنا بر نظریه اول، پرداخت دیه برقاتل واجب می شود و اذن مقتول در قتل نمی تواند دیه را ساقط کند.
بنا بر نظریه دوم، پرداخت دیه بر قاتل واجب نمی گردد، چون فرد مستحق یعنی مقتول، آن را ساقط نموده است. نظریه دوم این است که وصیت های چنین شخصی در مورد دیه تنفیذ می شود ، و بدهی های او از آن پرداخت می گردد و اگر مستقیما به ملک ورثه منتقل می شد این گونه تصرفات جایز نبود. به هر حال آنچه مهم است ، دلیلی است که محق برای سقوط حق قصاص یا دیه ذکر کرده و آن این است که مقتول با اذن خود ، حق قصاص یا دیه را اسقاط کرده است ، بنابراین وارث نمی تواند آن را مطالبه کند . اما عدم سقوط گناه حرمت برای این است که گناه حکم است نه حق، و حکم بر خلاف حق قابل اسقاط نیست.

گفتیم که اکراه هیچ گونه تاثیری در جرم بودن قتل و ثبوت قصاص بنابر قول مشهور ندارد. پس بین مکره بودن قاتل یا مختار بودن آن فرقی وجود ندارد، بنابر این چه بگوید : "مرا بکش" و چه بگوید : "مرا بکش و الا تو را می کشم " در هر دو صورت از نظر مشهور حکم یکی است، یعنی هر قولی را که در مساله اکراه انتخاب کنیم در صورت عدم اکراه هم خواهد آمد . حتی بدون در نظر گرفتن این جهت ، دلیلی که محقق حلّی ذکر نموده یعنی مقتول با اذن خود قصاص را ساقط کرده است شامل حالت اختیار هم می شود.

بنابراین می توان در حکم وضعی مساله مورد بحث اذن مریض به قتل خویش دو نظریه ذکر کرد:
سقوط حق قصاص یا دیه و عدم سقوط حق قصاص یادیه اما از نظر حکم تکلیفی همان که گذشت همه فقیهان بر حرمت ان اتفاق نظر دارند. بعلاوه آنچه از کلمات برخی فقیهان که متعرض بعضی فرض های وجوب نجات نفس محترم (انقاذ) شده اند برمی آید این است که اگر سبب پیدایش عارضه موجب هلاکت اعم ازبیماری و یا آتش سوزی و یاغرق شدن، و یا مجروح شدن و یا ... عامل دیگری باشد ، و کسی که بر نجات دادن او قدرت داشته از این کار امتناع کند و در نتیجه آن شخص بمیرد، امتناع کننده فقط مرتکب حرام شده ولی ضمان که قصاص یا دیه باشد برعهده او نیست.
لذا نتیجه می گیریم اگر پزشکی بیماری را معالجه نکند و در نتیجه بیمار بمیرد ، پزشک ضامن نخواهد بود، یعنی وارث متوفی حق قصاص یا دیه ندارد گرچه پزشک با این کار مرتکب گناه بزرگی شده است، چون واجب مهمی را ترک کرده است. شاید سوال شود که تا کنون دلیلی بر جواز این کار به واسطه عنوان تحرّم یافت نشده است. در اسلام سعی شده است اشخاص مبتلا به بیماری های صعب العلاج و یا به طور کلی کسانی که مریض می شوند از نظر روحی و روانی تقویت شوند تا قدرت تحمل انها بیشتر شود و کمتر احساس درد و رنج کنند، ازاین رو باید قبل از تجربه راه های دیگر به این شیوه نیز توجه کرد.

حکم شرعی اتانازی
نظر مراجع تقلید درباره اتانازی
ازنظرعلماء شیعه، اتانازی مطلقا جایز نیست. این عمل اگر چه از روی ترحم و در جهت تسریع در مرگ بیمار، توسط خودش، پزشك یا دیگران باشد حرام است. ایشان نوشته اند:
اگر منظور از اتانازی، مرگ زودرس بیمار باشد، به این معنا، بیماری که از درد رنج می برد یا به بیماری لاعلاج گرفتار است و یا کسی که به مرگ مغزی گرفتار شده است، پزشک یا کسانی دیگری با روش خاصی مانند استفاده از دارو و امثال آن او را از بین ببرند و یا خودش با خوردن دارو مرگ خود را نزدیک کند، این کار به نظر تمام مراجع مطلقا حرام است ؛ یعنی نه بیمار حق دارد خودش را بکشد ؛ نه دیگران حق دارند در مرگ زودرس بیمار کمک کنند ؛ نه حق از بین بردن او را دارند. تسریع بخشیدن در مرگ بیمار به نظر تمام مراجع جایز نیست. (8)
استفتاء مراجع تقلید:
پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به این سؤال، چنین است: [9]
آیت الله خامنه‌ای:
جایز نیست.
آیت الله سیستانی:
حرام است و قتل می‌باشد.
آیت الله صافی گلپایگانی:
جایز نیست و موجب قصاص است.
آیت الله مکارم شیرازی:
جایز نیست.

متن استفتاء از برخی مراجع تقلید:
پرسش:

با توجه به اینكه در مواردی مشاهده می شود كه افراد مبتلا به بیماری های درمان ناپذیر برای رهایی از زندگی رنج آور خود تقاضا دارند كه پزشك با تزریق دارویی زندگی آنها را خاتمه دهد در صورتی كه فرد در آستانه مرگ قرار بگیرد و برای رهایی از رنج مرگ وی تعجیل شود می توان دارو را در اختیار بیمار قرار داد و یا پزشك معالج با هماهنگی بیمار در این زمینه اقدام كند؟
پاسخ:
آیت الله صافی گلپایگانی:
در فرض سوال كشتن شخص مذكور با دارو حكم قتل عمد دارد و حرام است و همچنین است حكم در مورد دارو و دادن جهت تعجیل در فوت بیمار و رضایت بیمار مجوز قتل نیست و موجب عدم ضمان طبیب نمی‌شود و تجویز داروی كشنده توسط طبیب ولو مباشر استعمال دارو خود بیمار باشد نیز حرام است والله العالم.
آیت الله نوری همدانی:
چنین عملی جایز نیست و پزشك معالج ضامن است .آیت الله فاضل لنكرانی:تسریع در مرگ بیمار توسط خودش یا پزشك یا دیگران حرام است كه اگر توسط خود فرد انجام شود خودكشی محسوب می‌شود و اگر توسط پزشك انجام شود حكم قتل عمد را دارد و رضایت بیمار تأثیری در حكم ندارد.آیت‌الله العظمی بهجت: این عمل به هیچ وجه جایز نیست و هر كس این كار را انجام دهد ضامن است.
آیت الله مكارم شیرازی:
قتل انسان مطلقا جایز نیست حتی از روی رحم و حتی با اجازه خود مریض و ترس معالجه منجر به مرگ نیز جایز نیست. دلیل اصلی این مسأله اطلاقات ادله حرمت قتل از آیات و روایات است و همچنین ادله وجوب حفظ نفس و فلسفه آن ممكن است این باشد كه چنین اجازه‌ای سبب سوءاستفاده‌های فراوان می‌شود و به بهانه‌های واهی قتل از روی ترحم صورت می‌گیرد و یا افرادی به قصد انتحار و خودكشی از این راه وارد می‌گردند به علاوه مسائل پزشكی غالبا یقین آور نیست و ای بسا افرادی كه از حیات آنها مأیوس بوده‌اند و به طور عجیبی از مرگ رهایی یافته‌اند.

حکم مرتکبین اتانازی در قانون اساسی ایران
حال نیاز به بررسی این موضوع است كه قانون جمهموری اسلامی ایران با مرتكبان قتل افراد صعب‌العلاج، ولو با رضایت قلبی خود فرد چه می‌كند؟
قانون ما اتانازی را به رسمیت نشناخته است. به این اعتبا،ر افرادی که به درخواست بیماران صعب‌العلاج از آنان سلب حیات کنند، مرتکب قتل عمد می‌شوند. بر این اساس افرادی كه با رضایت بیمار صعب‌العلاج، به زندگی او پایان می‌بخشند، مشمول عمومات مربوط به قتل عمد خواهند بود و به درخواست اولیای‌ دم قابل قصاص هستند.
با توجه به اینکه قصاص، حق اولیای دم است، ممکن است با توجه به اوضاع و احوالی که در آن سلب حیات صورت می‌گیرد و به خصوص با توجه به رضایتی که خود مقتول به قتل داشته، خواهان قصاص نشوند؛ در این صورت عمل فرد، مشمول ماده 612 قانون مجازات اسلامی خواهد بود. دادگاه برای قاتل می‌تواند حبس بین 3 تا 10 سال مجازات حبس تعیین کند.

پی نوشت:
2. شهریار اسلامی تبار و محمد رضا الهی منش؛ مسائل اخلاقی و حقوقی قتل ترحم آمیز، ص۱۱
1. مظاهر تهرانی، مسعود؛ حق مرگ در حقوق کیفری، ص۱۳
3. همان
4. انعام (6) آیه 151.
5. نساء (4) آیه 29.
6. اعراف (7) آیه 34 .
7. مائده (5) آیه32 .
8. آیت الله خویی، منهاج الصالحین (للخویی) ص 10 ؛
آیت الله خامنه ای، اجوبة الإستفتائات، ویرایش جدید، چاپ اول ، 1389، سؤال 1287 و1292 ؛
آیت الله تبریزی، استفتائات جدید، ج1، ص 468 ،سؤال 2057 ؛
آیت الله بهجت، استفتاءات ج‌، ص 335 ، سؤال1173؛
آیت الله صافی گلپایگانی، استفتاءات پزشكى ؛ ص 5، سؤال
9. استفتا از دفاتر آیات عظام: خامنه‌ای، سیستانی، صافی گلپایگانی، مکارم شیرازی (مد ظلهم العالی) توسط سایت اسلام کوئست

برگرفته از: پاسخگو - اسلام کوئست - دانشنامه اسلامی - ویکی فقه

لطفا برای اطلاع از آخرین سوالات سایت، عضو خبرنامه شیعه سِی شوید.

سوالات مشابه

+1 امتیاز
5 پاسخ 134 بازدید

لطفا برای اطلاع از آخرین سوالات سایت، عضو خبرنامه شیعه سِی شوید.

پخش زنده تصاویر اماکن مذهبی

با توجه به طرح سوالات و شبهات فراوان، در صورتی که مطالب طرح شده را برای خود مضر تشخیص دادید، از مطالعه آنها بپرهیزید.
توجه: محتوای سامانه پرسش و پاسخ توسط کاربران ایجاد می گردد. لطفا در صورت مشاهده محتوای نامناسب، آن را گزارش کنید.

387 سوال

567 پاسخ

24 دیدگاه

41 کاربر

فعال‌ترین کاربران
این ماه:
    Gute Mathe-Fragen - Bestes Mathe-Forum

    آخرین ثبت نام کنندگان

    • علی (امتیاز 55 ) زمان ثبت نام Dec 09, 2017

    • Rafizeh (امتیاز 55 ) زمان ثبت نام Dec 07, 2017

    • ashourian (امتیاز 55 ) زمان ثبت نام Dec 01, 2017

    • mahdiran (امتیاز 55 ) زمان ثبت نام Jul 13, 2017

    • محمد (امتیاز 55 ) زمان ثبت نام Apr 03, 2017

    عنوان های کاربری اخیر

    تاییدشده
    - محمد -
    پرسش معروف
    - siamak1210 -
    پرسش جالب
    - العبد -
    پرسش جالب
    - العبد -
    نگهبان
    - العبد -

    شیعه سِی را دنبال کنید...

    صفحه ارتباط با ماآخرین سوالات پرسیده شدهصفحه گوگل پلاس شیعه سِیبخش پرسش های مرتبط با شیعه سِیصفحه فیسبوک شیعه سِیگروه لینکدین شیعه سِی صفحه توئیتر شیعه سِی کانال مذهبی تلگرام شیعه سِی اینستاگرام شیعه سِی
    عضویت در خبرنامه شیعه سِی

    حمایت مالی از شیعه سِی
    حمایت از شیعه سِی

    *۷۸۸*۹۷*۳۸۳۰#

    پاسخگوی دینی | صفحه اصلی شیعه سِی | مرکز دانلود اسلامی | دایرکتوری اسلامی | خبرخوان مذهبی | کمپین عاشقان | پخش زنده | حمایت از شیعه سِی | ارتباط با ما
    در راستای توسعه فرهنگ گفتگوی دینی، استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع، آزاد (بلامانع) است.

    ✘ بستن کانال مذهبی شیعه سِی
    ...