اولین بار است که به شیعه سِی آمده اید؟ لطفا راهنما را مشاهده فرمایید.
x

حمایت مالی از شیعه سِی

توسل به اهل بیت برای درخواست نیاز

0 امتیاز
53 بازدید
سوال شده آذر 17, 1395 در قرآن کریم توسط صابر  
با عرض سلام. اخیرا یکی از دوستان بنده از من سوالی درمورد توسل پرسید که من نتونستم جوابی قانع کننده به ایشان بدهم. ایشون پرسیدند که وقتی خداوند در قران میفرمایند من از رگ گردن به شما نزدیک ترم و جز من از احدی درخواست کمک نکنید چه نیازی است که ما نیاز خود را از اهل بیت درخواست کنیم. ممنوم میشوم اگر جوابی کامل بدهید. ضمنا من در جواب گفتم که خداند در سوره مائده میفرمایند که برای نزدیکی به من وسیله ای بجویید. ولی ایشان گفتند که در این صورت تناقض در قران وجود دارد. با تشکر


کانال مذهبی تلگرام شیعه سِی

5 پاسخ

0 امتیاز
پاسخ داده شده آذر 19, 1395 توسط العبد (4,041 امتیاز)   3 9 22

با عرض سلام و احترام و با تشکر از ارتباطتان با پاسخگوی دینی شیعه سِی
اگرچه اين مسئله بحث مفصل و گسترده اي لازم دارد اما خلاصه ي آن بشرح زير است.
معناي وريد:
وريد را بعضي ها به معناي رگي كه از قلب جدا شده و در تمام بدن منتشر ميشود و خون در آن جريان دارد گرفته و بعضي هم گفته اند رگ گردن و حلق است و به هر معنايي كه باشد خداوند آنرا طناب خوانده چون شبيه به طناب است. (1)
اما اينكه چرا خداوند اين مثال را انتخاب كرده است:
چون درك محسوسات براي مردم آسان تر است و قرآن مطالب مهم و عالي را با كنايه ها و تمثيل ها بيان كرده تا فهم آنها براي مردم آسانتر و راحتتر باشد و نبايد در معنا كردن اينگونه تشبيهات به دنبال معناي ابتدايي آن بود، بلكه بايد مراد خداوند متعال را از اين تشبيهات فهميد و از جمله ي اين معاني بلند ، احاطه خداوند متعال و آگاهي او بر بندگانش و نياز آنها در همه حال به خداوند است، پس ظرافتی كه در اين تمثيل و تشبيه به كار رفته است اين است كه اين رگ، رگ حيات است و اگر قطع شود ديگر زندگي و حيات مادي از بين مي رود و ...
در رابطه با حيات معنوي و انساني هم اگر رابطه انسان با خداوند قطع شود و نظر لطف خداوند از انسان گرفته شود اين انسان از نظر معنوي مرده است و حيات ندارد، لذا لازم است كه انسان در همه حال و احوال خداوند را ناظر خود و اعمال خود بداند كه اين مهم بدست نمي آيد مگر با ارتباط داشتن با پروردگار و يكي از راه هاي ارتباط داشتن، دعا و توسل است چنانچه كه خداوند ميفرمايد: (ادعوني استجب لكم - بخوانيد مرا تا اجابت كنم شما را [ غافر/60] )
خداي تبارك و تعالي با وجود بي نهايت خويش به همه آياتش قريب است اين از جهت ارتباط خدا و خلق است اما اين به معناي نفي قانون اسباب كه نيست . توسل يعني بكار گرفتن يك سبب الهي معنوي براي تقرب به او همچنانكه از نماز و روزه بعنوان اسباب استفاده مي كنيم.

اگر نزديكي خداي متعال براي تقرب ما به او كافي بود همه احكام و دستورات شرعي لغو بود اما اينگونه نيست. كسي كه مي گويد خدا به ما نزديك است ديگر چه نيازي به وسيله داريم بايد همه اسباب شرعي از جمله نماز و روزه را نيز نفي كند چون اينها هم اسبابند . توسل هم يك سبب شرعي است با اين تفاوت كه اين سبب يك موجود معنوي به نام ولي الهي است.
حتي مثال ساده ترش وحي است. مگر خداي متعال به همه قريب نيست پس چرا براي رساندن پيام هايش به بشر از پيامبران استفاده مي كند؟ اين نشان دهنده شمول قانون اسباب است. پس در ارتباط انسان با خدا هم اسباب زيادي مطرح مي شود كه بيان آن بر عهده شرع مقدس است لذا توسل هم يك امر مشروع است.
پس در نتيجه علم خداوند به بندگان و نيازهاي آنها به تنهايي براي برقراري اين ارتباط كافي نيست بلكه بايد ارتباط دوطرفه باشد به قول معروف "يك دست صدا ندارد" چنانچه خداوند ميفرمايد : (فاذكروني اذكركم -ياد من باشيد تا ياد شما باشم [بقره/152]) و چون خداوند مجاري امور را روي اسباب و مسببات قرار داده لذا بهترين راه براي ارتباط و عرض حاجت به خداوند توسل به پيامبر (صلي الله عليه و آله) و اهل بيت (عليهم السلام)

پی نوشت:
1. تفسير نمونه سوره ق

برگرفته از: پرسمان دانشجویی

0 امتیاز
پاسخ داده شده آذر 20, 1395 توسط العبد (4,041 امتیاز)   3 9 22

وقتی خداوند کریم در قرآن می‌فرماید «من از رگ گردن به شما نزدیک‌ترم»، دیگر چه نیازی به «توسل» داریم؟
توسل، یعنی وسیله جستن برای رسیدن به هدف. همان‌طور که در سؤال قید شده است، خداوند متعال در کلام وحی فرموده:
«وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريدِ» (ق، 16)
ترجمه: و به يقين ما انسان را آفريديم، و مى‏دانيم آنچه را كه نفس او بدان انديشه مى‏كند [چه چیزی نفس او را وسوسه می‌کند]، و ما بدو از رگ گردنش نزديك‏تريم‏.

اما همین خدای علیم و حکیم که همه‌ی حالات و نیازها و عوامل رشد و یا سقوط انسان را می‌داند، در همین کلام وحی و قرآن مجید، به مؤمنینی که قصد او را دارند و می‌خواهند مراحل کمال و قرب الهی را طی کنند فرموده:
«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسيلَةَ وَ جاهِدُوا في‏ سَبيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» (المائده، 35)
ترجمه: اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، از خدا بترسيد و به سوى او وسيله بجوييد و در راه او جهاد كنيد باشد كه شما رستگار شويد.

از همین جا معلوم می‌شود که «توسل» لازمه‌ی رشد و قرب الی‌الله است و ما نباید یک آیه را بگیریم و آیه‌ی دیگر را رها کنیم. چرا که آیات الهی، همه‌ نشانه‌های هدایت هستند. اما برای روشن‌تر شدن موضوع نکات ذیل نیز ایفاد می‌گردد:
الف – نباید چنین فرض کنیم که خداوند موجودی است که در فضا و مکان خاصی قرار دارد (که آن وقت محدود می‌شود)، و ما وسیله‌ای مثل نردبان می‌خواهیم به او نزدیک شویم. و بعد بگوییم او که خودش گفته به ما نزدیک‌تر از رگ گردن است. بلکه خداوند متعال هستی محض و کمال مطلق است و هر چه است تجلی نور اوست. اما دلیل نمی‌شود که مخلوق ضعیف نیز به او نزدیک باشد. یعنی نزدیکی او به مخلوق دلیل بر آن نیست که حتماً مخلوق نیز در عین کمال باشد. بلکه مخلوق (انسان) ضعیف است و باید مراحل کمال را بپیماید.

  ب – اگر چه مثال کافی و وافی نیست. اما فرض کنید در مشت شما بذر گیاهی به اندازه‌ی یک ارزن وجود دارد. در این ارزن قابل سرباز کردن، ریشه دادن، ساقه برافراشتن، برگ دادن و به بار نشستن وجود دارد، اما برای به فعلیت رسیدنش نیاز به وسایلی مانند اراده‌ی شما برای کاشتن، زمین، آب و آفتاب دارد و همه‌ی وجودش نیز در اختیار و مشت شماست که انسانی دارای عقل، علم، حکمت، قدرت و ... هستید. آیا احاطه‌ی شما بر این بذر، او را از وسایل حیات و رشد و کمال بی‌نیاز می‌کند؟!

  ج – خداوند متعال فرمود: «من از رگ گردن به او [انسان] نزدیک‌ترم»، لذا خودش برای تجلی و تحقق اراده‌هایش به هیچ وسیله‌ای نیاز ندارد، اما ما از او «کمال» دوریم و نیازمند نیز هستیم.

  د – پیامبر اکرم (ص) فرمود: «ابا الله ان یجری الامور الا باسبابها» (این روایت با مضامین متفاوت نیز نقل شده است) - یعنی: خداوند ابا دارد کاری را بدون وسیله به اجرا درآورد. اما این نیاز به خاطر ضعف مخلوق است که ناشی از ضعف مرتبه‌ی وجودی اوست. لذا مخلوق – بر اساس نظام حکیمانه‌ی خلقت – نمی‌تواند هیچ فیضی را بدون «وسیله» دریافت نماید، حتی از طبیعت. نوشیدن یک جرعه آب و یا خوردن یک لقمه نان و یا آموختن یک حرف نیز مستلزم وجود و تأثیر هزاران هزار وسیله است. چنان چه همین اربتاط بین شما با سایت خودتان هزاران «وسیله و واسطه» در میان دارد. از این رو شاهدیم که حتی اگر کسی بخواهد ضرورت نیاز به وسیله را رد کند، باید به هزاران وسیله‌ی دیگر چون: استدلال کار عقل و فکر است، مثال، بیان، قلم، وسایل ارتباطی و ... متوسل گردد.

  و – پس هیچ امری در این عالم هستی بدون «توسل به وسیله» انجام نمی‌گردد. هدایت الهی نیز بدون وسیله انجام نگرفته است. رسول، وحی، کتاب، امام، نماز، روزه، جهاد و سایر احکام و ...، همه‌ی وسایل رشد و قرب به سوی کمال است. لذا برای رشد و رسیدن به کمال باید به آنها متوسل شد.

نتیجه: لذا چنان چه شاهدیم در هیچ امری گریزی از توسل نیست، اما وقتی بحث ضرورت اتصال، ارتباط و پیروی اهل بیت (ع) که در مجموع بدان «توسل» می‌گوییم پیش می‌آید، عده‌ای شبهه می‌کنند که چرا باید توسل کنیم؟! چرا که می‌خواهند این ارتباط نباشد، تا توسل به امامان خودشان صورت پذیرد.

برگرفته از: ایکس-شبهه

0 امتیاز
پاسخ داده شده آذر 20, 1395 توسط العبد (4,041 امتیاز)   3 9 22

فواید توسل به ارواح پیامبران و اولیای الهی - بخش اول
پیش از پرداختن به فواید و آثار توسل، بیان چند نکته لازم است:
    ۱. توسل و وسیله قرار گرفتن چیزی برای دست یابی به هدف، از سنت های لایتغیر الهی در عالم تکوین و عالم تشریع است و در ارتکاز تمام انسان ها توجه به نیروی مافوق و کمک گرفتن از آن وجود دارد. از این رو اصل آن انکارشدنی نیست. در حدیث آمده است: «أبی الله أن یجری الأمور إلا باسبابها»؛ [1] خداوند سیر و جریان امور را بر اساس اسباب و مسببات قرار داده است. در قرآن نیز مى‏فرماید: )وَابْتَغُوا إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ(؛[2] «به سوی خدا وسیله را بجویید». هرچند علما در سعه و ضیق نقش اسباب در عالم تکوین و تشریع بحث های فراوانی کرده اند، ولی این مطلب روشن است که انسان می تواند برای رسیدن به هدف از وسایل و اسباب مشروع استفاده کند.
    ۲. کسی که با مشکلی در زندگی روبه رو می شود، گاهی به طور مستقیم از خدای بزرگ کمک می گیرد و گاه از واسطه ها کمک می طلبد؛ مثلاً به مکه می رود و از زیارت کعبه و حجرالاسود یا حجر اسماعیل یا از زیارت روضه در مدینه منوره برای دست یابی به اهداف الهی خود کمک می گیرد. البته خدای بزرگ در همه جا حضور دارد، ولی انسان با تبرک و توسل به این مکان ها به او تقرب می جوید و خود را بیشتر مشمول عنایات الهی می کند. اگر خدای بزرگ ما را مأمور به زیارت کعبه، زیارت روضه منوره، طواف و غیر آن فرموده است، به این جهت است که این اماکن قداست خاصی دارند؛ زیرا مکان ها و زمان ها از جهت شرافت و کرامت متفاوت اند؛ چنان که انسان ها نیز متفاوت اند. بنابراین، اموری نظیرِ رفتن به زیارت خانه خدا، طواف، رمى جمرات، توسل به اعمال، ایمان، محبت ورزیدن به انسان های کامل و برائت از دشمنان آنان ...، همه وسیله های تقرب و شفاعت اند. خداوند نیز توسل و تقرب به خدا از راه اعمال و اعیان مقدس مثل انبیا، اولیا و حرم و کعبه را اجازه داده است. پس در عین اینکه خدا به ما از رگ گردن ما نزدیک‏تر است، براى تقرب بندگانش وسیله‏هایى را قرار داده است و چنگ زدن به این اسباب موجب کمال معنوی می شود. از این‏رو وسیله و توسل منافاتی با نزدیک‏تر بودن خدا از رگ گردن به ما، ندارد.
    ۳. با توجه به اینکه بین توسل به اسباب و رفتن به در خانه پیامبران الهى، که مقرب درگاه اویند، با دیگر اعتقادات و اعمال صالح منافاتی وجود ندارد و هر دو نزد خداى بزرگ مشروعیت دارند، در آیات قرآن گاهی افعال را به جمع (نحن) نسبت داده و فرموده است: )نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ(،[3] )وَأَرْسَلْنَا الرِّیاحَ لَوَاقِحَ فَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَسْقَینَاکمُوهُ وَمَا أَنتُمْ لَهُ بِخَازِنِینَ ! وَإنَّا لَنَحْنُ نُحْیی وَنُمِیتُ وَنَحْنُ الْوَارِثُونَ(؛[4] و گاه افعال را به شخص خدای بزرگ نسبت می دهد و می فرماید: )أَنَا التَّوَّابُ الرَّحِیمُ(،[5] )نَبِّىءْ عِبَادِی أَنِّی أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِیمُ(،[6] )وَمَا رَمَیتَ إِذْ رَمَیتَ وَلَکنَّ اللّهَ رَمَى([7] و )اللَّهُ یتَوَفَّى الْأَنفُسَ حِینَ مَوْتِهَا(.[8] هر گاه که به صیغه جمع به کار رود، مجموعه اسباب و وسیله‏هایى را که خداوند در اختیار انسان قرار داده است، شامل مى‏شود؛ از جمله: فرشتگان، پیامبران و تدبیرکنندگان عالم که در قرآن به «مدبرات امر» از آنها یاد شده است. همان گونه که رشد انسان به وسیله نیاز دارد، خدا نیز در تدبیر عالم از اسباب و وسیله استفاده مى‏کند.
    ۴. گرچه توسل واجب نیست، اما چه بسا یک امر مستحبی به دلیل اهمیت و آثار و نتایج مهم آن به اندازه امر واجب درخور توجه باشد. کسانی نظیر ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب در نوشته های خود چنان توسل را انکار می کنند که گویا هیچ یک از اقسام توسل را قبول ندارند، اما هنگام تبیین حقیقت توسل بر اساس قرآن و روایات، توسل را به اقسامی تقسیم می کنند و برخی از اقسام آن، مانند مقام دعا را می پذیرند. این مطلب ثابت می کند که توسل هرچند امر مستحبی است، آثار و فواید فراوانی دارد و نمی توانند این آثار را انکار کنند؛ زیرا اگر کسی توسل را به این جهت انکار کند که اثری ندارد و خدا به ما از رگ گردن نزدیک تر است، باید تمام اقسام آن را انکار کند. از آیات و روایات هم روشن می شود که برخى گناه کاران با رفتن به در خانه پیامبران و اولیاى الهى، به نتیجه مى‏رسیدند و هیچ یک از پیامبران و اولیاى الهى به آنان نفرمودند که خدا از رگ گردن به شما نزدیک‏تر است؛ چرا به در خانه ما آمده اید. هرچند رفتن نزد پیامبران در حال حیات بوده است، اما این نکته دلیل نمی شود که درخواست از آنها پس از مرگ ممنوع است. بنابراین، توسل آثاری دارد که در غیر آن این آثار دیده نمی شود.

1. دست یابی به نیازها و خواسته های مشروع
بی تردید گناهان موجب دوری از خدا می شوند و نقش اساسی در حبس و عدم پذیرش دعا دارد: «اللهم اغفر لى الذنوب التى تحبس الدّعاء؛[9] خدایا، ببخش گناهان من را که دعا را حبس می کنند». گاه همین انسان گناهکار که خود از مطرح کردن خواسته اش به پیشگاه خدا حیا مى‏کند، با توسل به پیامبر اکرمصل الله علیه و آله و سلم بخشوده مى‏شود. بنابراین، از یک سو، گناه کاران به دلیل اهمال در ادای واجبات و ترک محرمات نمی توانند ارتباط مستقیم با خدا داشته باشند، و از طرف دیگر، برخی انسان‏ها به سبب برخورداری از تقوا و پاکى بیشتر می توانند در پیشگاه خدا نقش داشته باشند؛ زیرا خداوند به آنها عنایت بیشترى دارد. از این رو در برخى احادیث قدسی آمده است که بنده ما هر گاه با انجام دادن واجبات و مستحبات و ترک محرمات به ما نزدیک شود، به مقامى می رسد که هر چه از ما خواست، به او مى‏دهیم و اراده و دیده او، اراده و دیده ما مى‏شود:

ما تحبّب إلی عبدی بشى أحبّ إلی مما افترضته علیه و انه لیتحبّب إلی بالنافلة حتّى أحبّه فإذا أحببته کنت سمعه الّذی یسمع به و بصره الّذی یبصر به و لسانه الذی ینطق به و یده الّتی یبطش به و رجله الّتی یمشى بها، اذا دعانی أجبته، و إذا سألنی أعطیته؛[10] بهترین چیزى که بنده من با آن در پیشگاه من محبوبیت می یابد، به جای آوردن واجبات است و با انجام دادن امور مستحبى او را دوست دارم و هر گاه محبوب من بشود، شنیدن، دیدن، سخن گفتن، انجام دادن امور با دست و پاى او، به قدرت و عنایت مخصوص من انجام مى‏گیرد. آنگاه اگر از من چیزى بخواهد، خواسته اش را اجابت مى‏کنم.

حدیث بالا از طریق شیعه و اهل سنت نقل شده است. در روایتی از امام باقر ع نیز آمده است که خداى بزرگ فرمود:

من أهان لی ولیاً فقد أرصد لمحاربتی و ما تقرّب إلی عبد بمثل ما افترضت علیه و انّه لیتقرّب إلی حتّى أحبّه، فإذا أحببته کنت سمعه الّذى یسمع به و بصره الّذی یبصر به و یده الّتی یبطش به و رجله التی یمشی بها، إن دعانی أجبته و إن سألنی أعطیته؛[11] هر کس به ولى من اهانت کند، به حتم براى جنگ با من آماده شده است و هیچ چیزى بنده من را مثل انجام دادن واجبات به من نزدیک نمى‏کند و با این تقرّب او را دوست دارم. پس زمانى که محبوب من شود، شنوایى، بینایى، و کارهای او با عنایت من انجام مى‏شود.

این روایت در صحیح بخارى نیز نقل شده است:
قال اللّه‏ تعالى من عادى لی ولیاً فقد آذنته بالحرب و ما تقرّب إلی عبدی بشى‏ء أحبّ إلی ممّا افترضت علیه و ما یزال عبدی یتقرّب إلی بالنوافل حتّى أحبّه فإذا أحببته کنت سمعه الذی یسمع به و بصره الّذی یبصر به ویده الّتی یبطش بها و رجله الّتی یمشى بها و إن سألنی لأعطیته و لئن استعاذنی لاعیذنه.[12]

بنابراین، عارف به خدا با رهایى از شهوات و تجلى محبت الهى بر عقل و روح و نیروهاى باطنى و ظاهرى او، به جایی می رسد که تمام امور را به خدا واگذار مى‏کند و خدا عقل و قلب او را راهنمایى خواهد کرد و چنین بنده ای از قضاى الهى خشنود است. شیخ حر عاملی، از محدثان شیعه، این حدیث قدسی را نقل می کند:

عبدی أطعنی حتی أجعلک مثلی، أنا حی لا أموت أجعلک حیاً لاتموت و أنا أقول للأشیاء کن فیکون و أنت تقول للأشیاء کن فیکون؛ ای بنده من، مرا فرمان بر، تا تو را مثل خود سازم. من زنده ای هستم که نمی میرم و تو را نیز نامیرا می سازم. من به هر چیزی فرمان دهم، خواهد شد، تو را نیز چنان می کنم که به هر چه فرمان دهی، انجام پذیرد.[13]

انسان هر گاه عبودیت و بندگی کامل داشته باشد، هر آنچه از خدا بخواهد، به اراده الهی محقق می شود؛ به گونه ای که عمل او عمل خدا می شود و خدا از راه اراده او در کائنات تصرف می کند؛ چنان که در آیه )وَمَا رَمَیتَ إِذْ رَمَیتَ وَلَکنَّ اللّهَ رَمَى([14] بیان فرموده است. بنابراین، بنده مخلص خدا، متصف به صفات خدا می شود و این حقیقتی است که هیچ مسلمانی نمی تواند آن را انکار کند؛ زیرا هرگز موجب شرک نمی شود، بلکه عبودیت راهی است که انسان را به خداوند نزدیک می کند و قرآن کریم از آن به «صبغة الله؛ رنگ خدایی»[15] یاد می کند. انسانی که رنگ خدایی بگیرد، می تواند به اذن الهی کار خدایی انجام دهد، مانند حضرت عیسی ع.

بر اساس این روایات، طلب و استمداد از اولیاى الهى مى‏تواند راه گشا باشد و خداوند به احترام این افراد به انسان کمک مى‏کند. کسى که خود ایمان به خدا و رسول دارد، اما در انجام دادن واجبات و ترک محرمات کوتاهى می کند و غرق در گناه است، نمی ‏تواند به صورت مستقیم نقش آفرین باشد؛ زیرا دعای او بالا نمی رود، دعا می کند ولی دعای او مستجاب نمی شود. اما اگر خواسته او را پیامبر اکرمصل الله علیه و آله و سلم، که خواسته او خواسته خدا است، طلب کند، خدای بزرگ (بر اساس روایات فوق) به برکت وجود آن حضرت خواسته انسان گناه کار را نیز برآورده می کند. این امر اختصاص به زمان حیات ندارد و پس از وفات نیز از روح پیامبر اکرمصل الله علیه و آله و سلم درخواست می کند تا با اذن الهی، به انسان کمک رساند. روشن است که کمالات معنوی و روح، که حقیقت انسان را شکل می دهد، محفوظ است و از بین نمی رود و به اذن الهی از درخواست انسان به واسطه فرشتگان یا بدون واسطه آگاه می شوند.

2. اظهار محبت و عمل به وظیفه ایمانی
عقیده به پیامبرصل الله علیه و آله و سلم و اهل بیت( و محبت به آنان، جزء ایمان است و همان گونه که اعتقاد به خدا واجب است، اعتقاد به پیامبرصل الله علیه و آله و سلم و اهل بیت( نیز واجب است. تمامی مذاهب اسلامی حتی وهابیان این حقیقت را قبول دارند. از این رو توسل به پیامبرصل الله علیه و آله و سلم و خاندانش نوعی اظهار محبت و تعظیم است. با توسل، محبت به پیامبرصل الله علیه و آله و سلم و آل او در دل ها زنده می شود و هرگز از بین نمی رود و زنده شدن محبت آنها، وظیفه ایمانی هر مسلمانی است. بدیهی است که انجام دادن واجب یا حفظ آن، موجب تقرب به خداست. پس همان گونه که انسان با نماز و روزه به خدا نزدیک مى‏شود، با اظهار محبت به اولیاى الهى، که این محبت ورزی در واقع اطاعت از خداست، به خدا می رسد. بدین لحاظ در زیارت حضرت امام رضا ع می گوییم: «اللهم انّی اتقرّب إلیک بحبّهم و ولایتهم؛ خدایا، با محبت و ولایت آنان به تو نزدیک مى‏شوم».[16]

علمای اهل سنت نیز محبت و دوستی پیامبران و دوستان خدا را بخشی از محبت خدا می دانند. ابوجعفر طحاوی، از علمای بزرگ اهل سنت، می نویسد: «محب دوست دارد آنچه را محبوب او دوست دارد و با آنچه او دوست ندارد، دشمن است. خدای بزرگ نیکوکاران و اهل تقوا را دوست دارد و خیانت کاران را دوست ندارد. ما نیز چنین هستیم».[17]

از این مطالب استفاده می شود که محبت پیامبران و اولیای الهی موجب قرب می شود. بدین جهت محبت ورزیدن به آنها و اظهار آن لازم است و از آثار ایمان به خدا به شمار می رود و توسل یکی از راه های اظهار محبت و ارادت به ساحت مقدس پیامبر اکرمصل الله علیه و آله و سلم و اهل بیت (ع) اوست.

0 امتیاز
پاسخ داده شده آذر 20, 1395 توسط العبد (4,041 امتیاز)   3 9 22

فواید توسل به ارواح پیامبران و اولیای الهی - بخش دوم
3. رشد و تعالی معنوی و بهره گیری از فیوضات الهی

بیشتر افراد در مشکلات زندگی به دلیل ناتوانی در رفع آن، به نیروی بالاتر از خود متوسل می شوند؛ چنان که در عبادات و ارتباط خود با خدا نیز به بالاتر از امور دنیوی نمی اندیشند؛ در حالی که هدف از توسل فقط رفع برخی مشکلات و نیازهای دنیوی نیست، بلکه در توسل اهداف عالی تری وجود دارد که انسان های عارف و اهل معرفت در پی آن هستند و آن بهره‏گیرى از فیوضات الهى و رشد و تعالی معنوی است و دست یابى به این هدف بزرگ از راه تقوا و باور صحیح امکان پذیر است. یکى از راه‏هاى دست یابی به تقوا و باور صحیح، اقتدا به انسان‏هاى کامل و بزرگ داشت آنان است که عمر خویش را در مجاهدت و عملى کردن دستورهای خدا سپری کرده اند؛ به گونه‏اى که وجود آنها مى‏تواند براى مردم الگو و سازنده باشد و از سویى بزرگ داشت یاد آنها با توسل و اظهار محبت تحقق می یابد و با اعتراف به عظمت و اظهار محبت به آنها دل‏ها آماده بهره‏گیرى بیشتر می شود. از این رو توسل راه کمالات برتر را هموار می کند. توجه و عنایات آنها با اذن الهی می تواند بسیاری از موانع پیشرفت علمی و معنوی را برطرف کند. باید رابطه مسئله توسل و مقتدا قرار دادن بزرگان را که در اسلام به آن توصیه شده است، از یکدیگر جدا ندانست. اشتباه منکران توسل این است که به ابعاد گوناگون توسل و به جایگاه کسانی که به آنان توسل جسته می شود، نمی نگرند و از آن غافل اند؛ در حالی که قرآن کریم به گونه ای از آن یاد کرده است تا مسلمانان از این ظرفیت هایی که می تواند در بعد علمی و معنوی به انسان کمک کنند، غافل نمانند. درباره بزرگ داشت و یادآوری بزرگان دین، دو گونه آیات وجود دارد: 1. آیاتی که همواره موحدان را به ذکر و یادآوری چهره های موحد و مخلص توصیه می کنند:

)اصْبِرْ عَلَى مَا یقُولُونَ وَاذْکرْ عَبْدَنَا دَاوُودَ ذَا الْأَیدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ(؛[18] بر آنچه (مخالفان) می گویند مقاومت کن و به یاد آور بنده ما داوود را که دارای توانایی هایی بود و او بازگشت کننده بود.

)وَاذْکرْ عَبْدَنَا أَیوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّی مَسَّنِی الشَّیطَانُ بِنُصْبٍ وَعَذَابٍ(؛[19] بنده ما ایوب را به یاد آور، آنگاه که به پروردگار خویش ندا داد: شیطان مرا به سختی و عذاب گرفتار ساخته است.

)واذْکرْ عِبَادَنَا إبْرَاهِیمَ وَإِسْحَقَ وَیعْقُوبَ أُوْلِی الْأَیدِی وَالْأَبْصَارِ ! إِنَّا أَخْلَصْنَاهُم بِخَالِصَةٍ ذِکرَى الدَّارِ ! وَإِنَّهُمْ عِندَنَا لَمِنَ الْمُصْطَفَینَ الْأَخْیارِ * وَاذْکرْ إِسْمَاعِیلَ وَالْیسَعَ وَذَا الْکفْلِ وَکلٌّ مِّنْ الْأَخْیارِ * هَذَا ذِکرٌ وَإِنَّ لِلْمُتَّقِینَ لَحُسْنَ مَآبٍ(.[20]

«ذکر» در این گونه آیات برای چیست؟ این آیات می فرمایند بندگان صالح ما از ویژگی هایی برخوردارند که در دیگران وجود ندارد. پس آنها را فراموش نکنید، بلکه آنها را یاد کنید تا با یاد آنها به یاد ما باشید. ببینید که چگونه آنها راه بندگی را طلب کردند و هرگز خسته نشدند. از این رو در قرآن از دو نوع ذکر سخن به میان آمده است:
الف. ذکر خدا؛ می فرماید: )وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِکرِی(؛[21] «نماز را برای یاد من به پا بدارید». در آیه دیگر می فرماید: )اذْکرُوا اللَّهَ ذِکرًا کثِیرًا(؛[22] «زیاد خدا را یاد کنید».

ب. ذکر انبیا و بندگان مخلص خدا؛ برخی از آیاتِ مربوط به این قسمت بیان شد. از این آیات استفاده می شود که ذکر غیرخدا و بیان ویژگی های آنها شرک نیست؛ زیرا ذکر انبیا و بیان ویژگی ها، ایثارگری ها، عبادات و سایر مقاماتی که در دوران حیات خود کسب کردند، همه اینها ذکر خدا و مایه تنبه انسان ها به سوی خداست. آیا توسل به انبیا و ائمه( غیر از ذکر و بیان ویژگی های آنهاست؟ مگر در توسل ذکر و یاد مقامات بلند آنها در پیشگاه خدا و اظهار علاقه و محبت به آنها نیست؟!

    ۱. برخی از آیات دیگر است که انسان های بزرگ را الگو و سرمشق معرفی می کند: )لَقَدْ کانَ لَکمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ(؛[23] «به طور حتم رسول خدا برای شما مقتدا و الگوی نیکی است». در آیه دیگر می فرماید: )قَدْ کانَتْ لَکمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِی إِبْرَاهِیمَ وَالَّذِینَ مَعَهُ(؛[24] «به طور قطع ابراهیم و پیروان او مقتدا و الگوی نیک برای شما هستند». آیا توسل غیر از یادآوری بزرگانی است که سراسر زندگی آنها ایثار و اخلاص و عبودیت بوده است و آیا به یاد آوردن این ویژگی ها جز تبعیت و مقتدا قرار دادن آنها است: )إِنْ کنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یحْبِبْکمُ اللَّهُ(.[25] توسل افزون بر اینکه درخواست کمک است، آثاری چون تبعیت بیشتر از بندگان صالح و بهره مند شدن از مقام علمی و معنوی آنان نیز دارد.

4. توسل و ایجاد امیدواری بیشتر
توسل مایه امید و حرکت بیشتر در رسیدن به کمالات معنوی می شود تا انسان ها بدانند خداوند نه تنها در قیامت، بلکه در همین دنیا برای کسانی که به کمال رسیده اند، مقامات بلندی قرار داده است و تعظیم آنها را مانند تعظیم پدر و مادر واجب کرده است. خدای متعال فقط در قیامت برای شهدا مقام شفاعت و برخورداری از سایر مقامات بلند معنوی را قرار نداده است: )أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یرْزَقُونَ(،[26] بلکه در این دنیا برای آنها مقامات خاصی قرار داده است که با استفاده از آن می توانند مؤثر باشند؛ چنان که فقط در قیامت برای گناه کاران عذاب را قرار نداده است، بلکه در این دنیا نیز با حدود و تعزیرات و سقوط در حیات حیوانی عذاب می شوند. تعظیم شهدا، به ویژه تعظیم شهدای کربلا، و ثواب دادن به زیارت آنها یا شفا قرار دادن خاک کربلا، پیروان آنها را تشویق می کند که مثل آنها زندگی کنند و کارهای نیکی انجام دهند، نه مانند ظالمان که در قیامت دچار عذاب می شوند و در دنیا منفور هستند و لعن و نفرین می شوند. از این رو نباید راه و روشی را برگزینند که نتیجه آن مانند ظالمان باشد. بنابراین، مقامات بلند پیامبر اکرم (ص) و عترت او و سایر انبیا که بر اثر عبادت و بندگی خالص خدا به دست آمده، آنها را در قله های معنوی قرار داده است و در مقام قرب الهی، نام و یاد آنها و توسل به آنها مشکل گشاست و در پیروان آنها امید به پیشرفت ایجاد می کند. بدین ترتیب توسل موجب امید است. برخی فواید توسل با توجه به آیات قرآن و روایات عبارت است از:
4. 1. تقرب به خدا
در قرآن کریم می فرماید:[27] اى مؤمنان! تقواى الهى پیشه کنید و با وسیله، به خدا متوسل شوید. از این آیه استفاده می شود که توسل به اعمال صالح و به پیامبران و اولیای الهی موجب تقرب به خدا می شود، زیرا آیه شریفه عمومیت دارد و هر دو وسیله (اعمال صالح و ذات پیامبر اکرمصل الله علیه و آله و سلم) را در بر مى‏گیرد؛ از این رو منحصر دانستن آیه در اعمال صالح، مخالف ظاهر آیه است، به ویژه که «الوسیله» با الف و لام است، و مفرد نکره با ألف و لام بر عموم دلالت دارد و هیچ دلیلی بر تخصیص آیه وجود ندارد تا گفته شود این آیه، شخص پیامبران و اولیای الهی را در بر نمى‏گیرد. باید توجه داشت که عموم این آیه به خاطر دلیل قطعی (آیات و روایات) درباره وسیله قرار دادن بت ها، طاغوت و کسانی که بدون اذن الهی وسیله قرار گیرند، تخصیص خورده است و هیچ کسی اجازه ندارد آنها را وسیله قرار دهد. اما درباره وسیله قرار دادن پیامبران و اولیای الهی نه فقط دلیلی بر خارج کردن از آیه نیست بلکه دلیل بر مشروعیت و رجحان آن وجود دارد که در جای خود ثابت شده است.[28] از این رو سخن ابن تیمیه، از پایه گذاران فرقه وهابیت، و ناصر آلبانی، از نویسندگان معاصر این فرقه، در اینجا باطل است که می گویند این آیه فقط اعمال صالح را شامل می شود، زیرا عمل صالح دارای دو ویژگی است:
    ۱. قصد اخلاص و انجام آن برای خدا
    ۲. موافق شریعت بودن؛[29] جای تعجب است که آلبانی چگونه و به چه دلیل توسل را از آیه خارج می کند، در صورتی که هر دو ملاک یادشده در توسل وجود دارد. زیرا کسانی که توسل را جایز می دانند، قصد اخلاص و موافق بودن با شریعت را لازم می دانند. هیچ یک از مذاهب اسلامی توسلی را که دلیل شرعی نداشته باشد مشروع نمی دانند. بنابراین، اختلاف در دلیل و قبول نداشتن دلیل مخالف مجوز برای نسبت شرک نمی شود. پس توسل بر اساس نظریه کسانی که آن را مشروع می دانند، از آیه مذکور بیرون نیست. آلبانی می گوید ملاک مشروعیت توسل این است که موافق قرآن و سنت باشد. آیا کسانی که توسل را جایز می دانند موافقت آن را با قرآن و سنت با استدلال ثابت نمی کنند؟

بنابراین، آیه فوق توسل به پیامبر اکرمصل الله علیه و آله و سلم و صالحان را شامل می شود؛ و تقرب به خدا در سایه اظهار محبت و طلب رحمت به وسیله آنها حاصل می شود.

4. 2. آمرزش گناهان
فرزندان حضرت یعقوب ع پس از اعتراف به گناهى که در حق حضرت یوسف ع مرتکب شدند، نزد پدر آمدند و از او خواستند برایشان آمرزش بخواهد: اى پدر براى گناهان ما آمرزش بخواه که ما از گناه‏کاران هستیم. (یعقوب) گفت: به زودى براى شما از پروردگارم آمرزش مى‏خواهم. [30]

در آیه دیگری می فرماید: اگر آنانى که به خودشان ظلم کردند نزد تو آمدند سپس درخواست آمرزش نمودند و پس از آن رسول براى آنان در پیشگاه خدا طلب مغفرت نمود، خداوند را توبه‏پذیر و مهربان خواهید یافت.[31]

این آیات به روشنی، دلالت بر آثار مثبت و مفید توسل و وسیله قرار دادن پیامبران الهی در جلب رحم و مغفرت الهی دارد. اگر وسیله قرار دادن غیرخدا شرک باشد، هرگز قرآن کریم کسانی را که به خود ظلم کردند توصیه به توسل و چنگ زدن به دامن غیرخدا نمی کرد. از این رو ملاک و معیار شرک فقط وسیله قرار دادن موجودی غیر از خدا نیست. در اینجا مناسب است برخی آثار توسل را که در عصر پیامبر اکرمصل الله علیه و آله و سلم و صحابه محقق شده است یادآور شویم. روشن است که این آثار اختصاص به زمان خاصی ندارد، بلکه در تمام عصرها جاری است. زیرا قرآن و روایات برای تمام زمان ها است.

4. 3. رفع قحطی
ابن ابى شیبه از محدثان اهل سنت در کتاب روایى خود به نام المصنف از مالک الدار روایت مى‏کند: «اصاب الناس قحط فى زمن عمر، فجاء رجل الى قبر النبى (ص) (هو بلال بن الحارث المزنى احد من الصحابه کما قال ابن حجر فى الفتح البارى، ج2، ص568) فقال یا رسول الله! استسق لامّتک فانّهم قد هلکوا»؛[32] در زمان خلیفه دوم، قحطى و خشک سالى پیش آمد. شخصى به نام بلال بن حارث، که از اصحاب پیامبر اکرمصل الله علیه و آله و سلم بود، کنار قبر مبارک آن حضرت آمد و گفت: «یا رسول الله! براى امت خود دعاى باران کنید. همانا آنها از قحطى هلاک شدند». هیچ یک از صحابه حتى خلیفه دوم پس از نقل این روایت و نقل خواب، به او اعتراض نکردند که این کار شرک است. دلالت این روایت بر مشروعیت توسل به پیامبر اکرمصل الله علیه و آله و سلم بسیار روشن است و سند آن را نیز بسیاری از علمای اهل سنت مثل ابن حبان، ابن حجر و ابن کثیر صحیح دانسته اند[33]

0 امتیاز
پاسخ داده شده آذر 20, 1395 توسط العبد (4,041 امتیاز)   3 9 22

فواید توسل به ارواح پیامبران و اولیای الهی - بخش سوم
4. 4. رفع نقایص جسمی

احمد بن حنبل در کتاب المسند و ترمذى در کتاب السنن خود از عثمان بن حنیف روایت کرده اند که مرد نابینایى‏ نزد پیامبر اکرمصل الله علیه و آله و سلم آمد و به آن حضرت گفت: «از خداوند بخواهید تا عافیت و بینایى به من بدهد». حضرت فرمود: «اگر خواسته باشید دعا مى‏کنم و اگر بخواهى به تأخیر اندازم و دعا نکنم که براى تو خیر خواهد بود». او گفت دعا کنید. آنگاه حضرت دستور فرمود که وضوى خوبى بگیر و دو رکعت نماز بخوان و پس از آن این گونه دعا کن: «اللهم انّى اسالک و اتوجّه الیک بنبیک محمّد نبی الرّحمه یا محمّد انّى توجّهت بک الى ربّى فى حاجتى هذه فتقضى ‏لى الّلهم شفّعه فىّ»؛ بار خدایا از تو مى‏خواهم و به وسیله پیامبرت به تو توجه مى‏کنم، «یا محمد» من براى برآورده شدن حاجتم به وسیله شما به پروردگارم رو مى‏آورم. پروردگارا شفاعت او را درباره من بپذیر.

از این روایت استفاده می شود که استعانت و کمک خواهى از پیامبر با نام یا «رسول الله» و «یا محمد» در سیره صحابه بوده است،[34] و این نوع توسل اثرگذار است. در روایت دیگر بیان شده است که در خلافت عثمان نیز از پیامبر اکرمصل الله علیه و آله و سلم با «یا رسول الله» و «یا محمد» استمداد می کردند و صحابه دیگر نه فقط جلوگیرى نمى کردند بلکه او را بر استمداد از رسول خدا کمک مى‏کردند:

ان رجلا کان یختلف الى عثمان بن عفان فى حاجه له فکان عثمان لایلتفت الیه و لا ینظر فى حاجته، فلقى عثمان بن حنیف فشکى ذلک الیه، فقال له عثمان بن حنیف ائت المیضاه فتوضا ثم ائت المسجد فصل فیه رکعتین، ثم قل: اللهم انى اسئلک و اتوجه الیک بنبینا محمد- نبى الرحمه، یا محمد انى اتوجه بک الى ربى فتقضى حاجتى و تذکر حاجتک ...؛

فردى براى رفع نیاز خود نزد عثمان بن عفان رفت و آمد مى‏کرد ولى به او توجه نمى شد تا نزد عثمان بن حنیف رفت و شکایت کرد. عثمان بن حنیف پیشنهاد کرد وضو بگیرد و دو رکعت نماز بخواند و از خدا چنین بخواهد: «الهى از تو می خواهم و به تو به وسیله پیامبر رحمتت حضرت محمد روى مى‏آورم، اى محمد! من با وسیله قرار دادن تو به پروردگارم رو مى‏آورم تا نیازم را برآورده کنی»، آنگاه نیاز خود را بیان کن. آن مرد نیازمند، به این دستور عمل کرد و نزد خلیفه آمد. هنگامى که به در خانه خلیفه رسید مأموران دست او را گرفته و نزد عثمان بردند و او را با احترام بر مسند نشاندند. خلیفه از او پرسید نیاز تو چیست؟ حاجت خودش را بیان کرد و خلیفه بلافاصله حاجتش را برآورد و به او گفت چرا تاکنون حاجت خود را از ما نخواستى؟ هر گاه نیازى داشتى نزد ما بیان کن. آنگاه این فرد با خوشحالى نزد عثمان بن حنیف آمد و براى او طلب خیر کرد (جزاک الله خیرا) و گفت به سفارش شما کار من درست شد. عثمان بن حنیف گفت والله من هیچ سفارشى نکردم ولى در حضور پیامبر اکرم- بودم که یک نفر نابینا آمد و شکایت کرد. آن حضرت این دستور را به او دادند و او عمل کرد. عثمان بن حنیف گفت به خدا قسم من همان جا نشسته بودم و دیرى نگذشت، فردى که نابینا بود با بینایى کامل وارد شد گویا هرگز نابینا نبوده است. طبرانى و منذرى درباره این حدیث گفته‏اند صحیح است.[35]

4. 5. ایجاد امید در مبارزه با نااهلان
گریه و توسل ابو ایوب انصارى نزد قبر مبارک رسول اللهصل الله علیه و آله و سلم؛ داوود بن ابى صالح مى‏گوید روزى مروان شخصى را دید که پیشانى اش را بر قبر مطهر گذاشته است. مروان گفت آیا مى دانى چه می کنی؟ او سرش را بلند کرد. مروان متحیر شد که این شخص صحابه بزرگ و جلیل القدر به نام ابوایوب انصارى است و در جواب او فرمود بلی مى‏دانم؛ «جئت رسول الله- و لم آت الحجر، سمعت رسول الله- یقول: «لاتبکوا على الدین اذا ولیه اهله ولکن ابکوا علیه اذا و لیه غیر اهله»؛ من نزد رسول خداصل الله علیه و آله و سلم آمده‏ام نه نزد سنگ؛ زیرا از رسول خداصل الله علیه و آله و سلم شنیدم هر گاه اهل دین، والى و حاکم دین بود بر دین گریه مکن اما زمانى که نااهلان والى دین شدند بر دین خود گریه کنید.[36]

این حدیث را ذهبى در تلخیص، صحیح دانسته است. حاکم نیشابوری در مستدرک و هیثمی در مجمع الزوائد نیز سند را صحیح می دانند. دلالت این روایت بر جواز توسل از عمل ابوایوب و سخن گفتن با حضرت رسولصل الله علیه و آله و سلم در پاسخ مروان به خوبى استفاده مى‏شود.

نتیجه
از آنچه بیان شد، استفاده می شود که توسل فقط برای رفع گرفتاری های دنیوی و امراض نیست، بلکه بیشتر برای دست یابی به کمالات معنوی و علمی است. توسل برای شست وشوی روح و جان از گناهان است. توسل مقتدا قرار دادن اسوه های اخلاص و پاکی برای عروج به مقامات بلند معنوی است و ارتباط روحی با انسان های بزرگی است که عشق و محبت به آنها، از عشق و محبت خدا جدا نیست و در سایه محبت آنها امید و آرامش پیدا می شود. آیا با وجود این فواید معنوی، توجه به مقام و عظمت پیامبر اکرمصل الله علیه و آله و سلم و اولیاى الهى بهتر است یا بى توجهى به آثار پیامبرصل الله علیه و آله و سلم و اهل بیت( آن حضرت و مقایسه آنها با افراد عادى آن گونه که وهابیون می گویند و گاه به صورت اهانت مطرح مى‏کنند؟ اگر مسلمانان به حقیقت توسل و آثار آن توجه و دقت داشته باشند، هرگز شبهه عدم نیاز به توسل تأثیری نخواهد گذاشت و اگر پیروان فرقه وهابیت به آنچه گفته شد، برسند و توفیق درک آن را به دست آورند، هرگز توسل را بدعت یا شرک نخواهند دانست.

منابع
    ۱. قرآن کریم.
    ۲. ابن ابی العز حنفی، علی، شرح عقیدة الطحاویة، ریاض: مکتبة السوادی للتوزیع، 1426.
    ۳. ابن ابی شیبة، المصنف فی الحدیث والآثار، بی جا: دار الفکر، 1414.
    ۴. ابن حجر عسقلانی، فتح الباری
    ۵. ابن سعید، حسین، کتاب المؤمن، تحقیق: مدرسة الامام المهدی، قم: بی نا، 1404.
    ۶. احمد ابن حنبل، المسند، بیروت: دار صادر، بی تا.
    ۷. الالبانی، محمد ناصر، التوسل انواعه واحکامه، ریاض: مکتبة المعارف، 1421.
    ۸. بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، بیروت: دار الفکر.
    ۹. برقی، احمد بن محمد، محاسن برقى، تحقیق: سید جلال الدین حسینی، تهران: دار الکتب اسلامیه، 1330.
    ۱۰. بیهقی، احمد بن حسین، دلائل النبوة، بیروت: دار الفکر، بی تا.
    ۱۱. ترمذی، محمد بن عیسی، السنن، بیروت: مکتبة العصریة، 1426.
    ۱۲. حاکم نیشابوری، حافظ ابی عبد الله، المستدرک، بیروت: بی نا، بی تا.
    ۱۳. حر عاملی، محمد بن حسن، الجواهر السنیة، قم: مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، بی تا.
    ۱۴. طبرانی، سلیمان بن احمد، معجم الکبیر، بیروت: دار احیاء التراث العربی، بی تا.
    ۱۵. قمی، شیخ عباس، مفاتیح الجنان، قم: یاسین، چاپ سوم، 1381.
    ۱۶. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافى، بی جا: مکتبة الاسلامیه، 1388.
    ۱۷. مبارکفوری، حافظ أبی العلاد، شرح تحفة احوذى، بیروت: دار احیاء التراث العربی، الطبعة الثانیة، 1430.
    ۱۸. ممدوح، محمود سعید، رفع المنارة، عمان: دار الامام نووی، بی تا.

پی نوشت:
[1]. محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج1، ص83.
[2]. سوره مائده (5)، آیه 35.
[3]. سوره حجر (15)، آیه 9.
[4]. سوره حجر (15)، آیه 22-23.
[5]. سوره بقره (2)، آیه 160.
[6]. سوره حجر (15)، آیه 49.
[7]. سوره انفال (8)، آیه 17.
[8]. سوره زمر (39)، آیه 42.
[9]. شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، دعای کمیل.
[10]. احمد بن محمد برقی، محاسن برقى، ج1، ص291.
[11]. حسین ابن سعید، کتاب المؤمن، ص32؛ محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج2، ص352.
[12]. «قال ابو عبد اللّه‏ الحافظ بیهقى عبد اللّه‏ بن سعد الحافظ، محمد بن اسحاق الثقفى، محمد بن عثمان بن کرامة خالد بن مخلد عن سلیمان بن بلال أخبرنى شریک بن عبد اللّه‏ بن أبى نمر عن عطاء عن أبی هریرة قال: قال رسول اللّه ‏... رواه البخاری عن محمد بن عثمان بن کرامة و رواه أیضاً عبد الواحد أبوحمزة مولى عروة عن عروة عن عائشة» (محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح بخارى، ج7، ص19)؛ در شرح تحفة احوذى از مبارکفورى، ج10، ص97 مى‏نویسد: «فکشف الحجب عن قلبه حتى یراه ببصیرته فیکون کما قال فى الحدیث الصحیح فاذا أحببته کنت سمعه الذى».
[13]. محمد بن حسن حر عاملی، الجواهر السنیه، ص361 و 363.
[14]. سوره انفال (8)، آیه 17.
[15]. سوره بقره (2)، آیه 137.
[16]. شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، زیارت امام رضا (ع).
[17]. «فان المحب یحب ما یحب محبوبه و یبغض ما یبغض و یوال ما یوالیه و یعادی من یعادیه و یرضی لرضائه و یغضب لغضبه والله تعالی یحب المحسنین، یحب المتقین ... و نحن نحب من أحبه الله و لایحب الخائنین و لایحب المفسدین و نحن لانحبهم أیضاً و نبغضهم موافقه له سبحانه تعالی»؛ علی ابن ابی العز حنفی، شرح عقیدة الطحاویه، ص37.
[18]. سوره ص (38)، آیه 17.
[19]. سوره ص (38)، آیه 41.
[20]. سوره ص (38)، آیات 45-49.
[21]. سوره طه (20)، آیه 14.
[22]. سوره احزاب (33)، آیه 41.
[23]. سوره احزاب (33)، آیه 21.
[24]. سوره ممتحنه (60)، آیه 4.
[25]. سوره آل عمران (3)، آیه 31.
[26]. سوره آل عمران (3)، آیه 169.
[27]. سوره مائده (5)، آیه 35.
[28]. نک.: حسین رجبی، 27 پرسش و پاسخ.
[29]. محمد ناصر الالبانی، التوسل انواعه و احکامه، ص6.
[30]. سوره یوسف (12)، آیه97.
[31]. سوره نساء (4)، آیه64.
[32]. ابن ابی شیبة، المصنف، ج7، ص482؛ احمد بن حسین بیهقی، دلائل النبوة، ج7، ص47، باب ما جاء فى رؤیة النبى فى المنام.
[33]. محمود سعید ممدوح، رفع المناره، ص210؛ ابن حجر عسقلانی، فتح الباری، ج2، ص379.
[34]. احمد ابن حنبل، مسند احمد، ج6، ص107؛ محمد بن عیسی ترمذی، سنن ترمذى، ج5، ص336؛ حافظ ابی عبد الله حاکم نیشابوری، المستدرک، ج1، ص621؛ محمد ابن اسحاق ابن خزیمه، صحیح، ج2، ص225.
[35]. سلیمان بن احمد طبرانى، المعجم الکبیر، باب من اسمه عثمان، ج9، ص39، رقم8311.
[36]. احمد ابن حنبل، مسند، ج9، ص148، رقم 23646؛ حافظ ابی عبد الله حاکم نیشابوری، المستدرک، ج5، ص418؛ علی ابن ابی بکر هیثمی، مجمع الزوائد، ج5، ص245

برگرفته از: پایگاه تخصصی نقد وهابیت

لطفا برای اطلاع از آخرین سوالات سایت، عضو خبرنامه شیعه سِی شوید.

سوالات مشابه

+1 امتیاز
5 پاسخ 128 بازدید
+1 امتیاز
1 پاسخ 46 بازدید

لطفا برای اطلاع از آخرین سوالات سایت، عضو خبرنامه شیعه سِی شوید.

پخش زنده تصاویر اماکن مذهبی

با توجه به طرح سوالات و شبهات فراوان، در صورتی که مطالب طرح شده را برای خود مضر تشخیص دادید، از مطالعه آنها بپرهیزید.
توجه: محتوای سامانه پرسش و پاسخ توسط کاربران ایجاد می گردد. لطفا در صورت مشاهده محتوای نامناسب، آن را گزارش کنید.

387 سوال

567 پاسخ

24 دیدگاه

38 کاربر

فعال‌ترین کاربران
این ماه:
    Gute Mathe-Fragen - Bestes Mathe-Forum

    آخرین ثبت نام کنندگان

    • mahdiran (امتیاز 55 ) زمان ثبت نام Jul 13, 2017

    • محمد (امتیاز 55 ) زمان ثبت نام Apr 03, 2017

    • دستگزار (امتیاز 55 ) زمان ثبت نام Nov 25, 2016

    • alioi (امتیاز 55 ) زمان ثبت نام Aug 19, 2016

    • mo.de (امتیاز 55 ) زمان ثبت نام Apr 11, 2016

    عنوان های کاربری اخیر

    تاییدشده
    - محمد -
    پرسش معروف
    - siamak1210 -
    پرسش جالب
    - العبد -
    پرسش جالب
    - العبد -
    نگهبان
    - العبد -

    شیعه سِی را دنبال کنید...

    صفحه ارتباط با ماآخرین سوالات پرسیده شدهصفحه گوگل پلاس شیعه سِیبخش پرسش های مرتبط با شیعه سِیصفحه فیسبوک شیعه سِیگروه لینکدین شیعه سِی صفحه توئیتر شیعه سِی کانال مذهبی تلگرام شیعه سِی اینستاگرام شیعه سِی
    عضویت در خبرنامه شیعه سِی

    حمایت مالی از شیعه سِی
    حمایت از شیعه سِی

    *۷۸۸*۹۷*۳۸۳۰#

    پاسخگوی دینی | صفحه اصلی شیعه سِی | مرکز دانلود اسلامی | دایرکتوری اسلامی | خبرخوان مذهبی | کمپین عاشقان | پخش زنده | حمایت از شیعه سِی | ارتباط با ما
    در راستای توسعه فرهنگ گفتگوی دینی، استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع، آزاد (بلامانع) است.

    ✘ بستن کانال مذهبی شیعه سِی
    ...