اولین بار است که به شیعه سِی آمده اید؟ لطفا راهنما را مشاهده فرمایید.
x

حمایت مالی از شیعه سِی

وقایع و مناسبت های ماه شوال

0 امتیاز
41 بازدید
سوال شده 6 تیر 1396 در ماه های قمری توسط بی نام  

چه مناسبت هایی در ماه شوال وجود دارد؟
چه وقایع و اتفاقاتی در ماه شوال رخ داده است؟


کانال مذهبی تلگرام شیعه سِی

4 پاسخ

0 امتیاز
پاسخ داده شده 6 تیر 1396 توسط العبد (4,041 امتیاز)   3 9 22

وقایع و مناسبت های ماه شوال (بخش نخست)
درباره ماه شوال
ماه شوال دهمین ماه قمری است. واژه شوال به معنای «بار برداشتن به قصد رفتن به جایی» است. از آن جا که در هنگام نامگذاری ماه‌‌های عربی، این ماه در فصل سیر و شکار رفتن عرب‌ها قرار گرفت «شوال» نامگذاری شد.

ماه شوال از ماه‌های حج است و روز اول آن، عید سعید فطر از اعیاد بزرگ اسلامی بشمار می‌‌رود. حوادث تاریخی مهمی در این ماه روی داده است که مهمترین آن‌ها عبارت‌‌اند از: شهادت حضرت امام جعفرصادق (علیه‌السلام) در سال 148 قمری غزوه احد و شهادت حضرت حمزه در سال 3 هجری، غزوه خندق و قتل عمرو بن عبدود دلاور عرب به دست امام علی ابن ابی‌طالب (علیه‌السلام) در سال 5 قمری

فهرست وقایع و اتفاقات ماه شوال

روزوقايع

1 شوال

عید فطر
جنگ قرقرة الکدر (سال ۲ هجری قمری)
درگذشت عمرو بن عاص (سال ۴۱ هجری قمری)
ولادت آیت الله سید محمد مهدی بحرالعلوم (سال ۱۱۵۵ هجری قمری)
آغاز سلطنت فتحعلی شاه قاجار (سال ۱۲۱۲ هجری قمری)
ولادت آیت الله سید محسن حکیم (۹ خرداد ۱۲۶۸ش) (سال ۱۳۰۶ هجری قمری)
درگذشت سید محمد باقر موسوی همدانی (۷ دی ۱۳۷۹ش) (سال ۱۴۲۱ هجری قمری)
درگذشت آیت الله سید محمد شیرازی (۲۶ آذر ۱۳۸۰ش) (سال ۱۴۲۲ هجری قمری)

2 شوال

ازدواج پیامبر اسلام(ص) با عایشه (۱۳ بعثت) 
تصرف شهر آمل مرکز حکومت سادات علوی به دست سپاهیان امیر تیمور گورکانی (سال ۷۹۵ هجری قمری)
3 شوال
درگذشت متوکل عباسی ( سال ۲۴۷ هجري قمري)
درگذشت محمد رضا قمشه ای (۱۲ خرداد ۱۲۶۸ش) ( سال ۱۳۰۶ هجري قمري)
درگذشت آقا رضا تبریزی (۲۸ اسفند ۱۲۷۴ش) ( سال ۱۳۱۳ هجري قمري)
درگذشت سید محمد حسین شهرستانی (۶ اسفند ۱۲۷۵ش) ( سال ۱۳۱۵ هجري قمري)
درگذشت ذبیح الله ذبیحی قوچانی (۲۵ اسفند ۱۳۷۲ش) ( سال ۱۴۱۴ هجري قمري)
4 شوال
ولادت سید محمد دلداری (سال ۱۲۶۰ هجری قمری)
درگذشت سید عبدالحسین لاری (۱۹ اردیبهشت ۱۳۰۳ش) (سال ۱۳۴۲ هجری قمری)
درگذشت میرزا رضا کلباسی(۲۹ بهمن ۱۳۴۲ش) (سال ۱۳۸۳ هجری قمری)
5 شوال
حرکت به سوی جنگ صفین (سال ۳۷ هجری قمری)
ورود مسلم بن عقیل به کوفه (سال ۶۰ هجری قمری)
درگذشت سید جمال الدین اسدآبادی (۱۹ اسفند ۱۲۷۵ش) (سال ۱۳۱۴ هجری قمری)
6 شوالتوقیع امام زمان(عج) برای حسین بن روح  (سال ۳۰۵ هجری قمری)
7 شوالوقوع غزوه احد و شهادت حمزة بن عبدالمطلب (سال ۳ هجری قمری)
درگذشت میرزا رفیعا نائینی (سال ۱۰۸۰ هجری قمری)
درگذشت سید ابوالقاسم دهکردی (۲۳ دی ۱۳۱۳ش) (سال ۱۳۵۳ هجری قمری)
درگذشت سید ابوالقاسم کاشانی (۲۳ اسفند ۱۳۴۰ش) (سال ۱۳۸۱ هجری قمری)
درگذشت ابوالحسن شعرانی (۱۲ آبان ۱۳۵۲ش) (سال ۱۳۹۳ هجری قمری)
درگذشت مهدی لاکانی (۱۴ دی ۱۳۷۹ش) (سال ۱۴۲۱ هجری قمری)
8 شوالغزوه حمراء الاسد (سال ۳ هجری قمری)
تخریب قبور ائمه بقیع(ع) به دست وهابی‌ها(یوم‌الهدم)(۳۱ فروردین ۱۳۰۵ش) (سال ۱۳۴۴ هجری قمری)
ولادت حسین شب‌زنده دار (۲۹ اسفند ۱۳۰۷ش) (سال ۱۳۴۷ هجری قمری)
9شوال-----
10 شوالآغاز غزوه خندق (سال ۵ هجری قمری)
درگذشت شیخ هادی تهرانی (۸ دی ۱۲۸۲ش) (سال ۱۳۲۱ هجری قمری)

درگذشت میرزا حسین خلیلی (۱۴ آبان ۱۲۸۷ش) (سال ۱۳۲۶ هجری قمری)

11 شوال-----
12 شوالدرگذشت شیخ بهایی (سال ۱۰۳۱ هجری قمری)
درگذشت آیت الله سید ضیاءالدین فانی اصفهانی (۱۰ بهمن ۱۳۷۷ش) (سال ۱۴۱۹ هجری قمری)
درگذشت آیت الله علی پهلوانی تهرانی (سعادت پرور) (۵ مرداد ۱۳۸۳ش) (سال ۱۴۲۵ هجری قمری)
13 شوالولادت شهید ثانی (سال ۹۱۱ هجری قمری)
درگذشت شیخ محمد طه نجف (۲۰ آذر ۱۲۸۴ش) (سال ۱۳۲۳ هجری قمری)
قیام مردم عراق علیه استعمار انگلیس به رهبری محمد تقی شیرازی (۹ تیر ۱۲۹۹ش) (سال ۱۳۳۸ هجری قمری)
درگذشت سید حسین بروجردی (۱۰ فروردین ۱۳۴۰ش) (سال ۱۳۸۰ هجری قمری)
درگذشت سید اسماعیل موسوی زنجانی (۲۷ آذر ۱۳۸۱ش) (سال ۱۴۲۳ هجری قمری)ذ
14 شوالدرگذشت عبدالملک بن مروان (سال ۸۶ هجری قمری)
درگذشت قطب راوندی (سال ۵۷۳ هجری قمری)
درگذشت سید مرتضی کشمیری (۲۱ آذر ۱۲۸۴ش) (سال ۱۳۲۳ هجری قمری)
15 شوالجنگ بنی قینقاع (سال۲ هجری قمری)
معجزه رد الشمس برای حضرت علی(ع) (سال۷ هجری قمری)
درگذشت حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) (سال ۲۵۲ هجری قمری)
درگذشت محمد تقی رازی اصفهانی (سال ۱۲۴۸ هجری قمری)
درگذشت سید احمد خمینی (۲۶ اسفند ۱۳۷۳ش) (سال ۱۴۱۵ هجری قمری)
درگذشت محمد مهدی شمس الدین (۲۱ دی ۱۳۷۹ش) (سال ۱۴۲۱ هجری قمری)
16 شوالدرگذشت عبدالله مامَقانی (۲۳ بهمن ۱۳۱۱ش) (سال ۱۳۵۱ هجری قمری)
درگذشت علی اکبر مرندی (۹ فروردین ۱۳۷۳ش) (۸ اسفند ۱۳۷۲ش) (سال ۱۴۱۴ ه . قمری)
17 شوالدرگذشت آیت الله سید ابراهیم کربلایی (سال ۱۲۶۳ هجری قمری)
درگذشت آیت الله سید محمد قلی موسوی نقوی نیشابوری (سال ۱۲۸۶ هجری قمری)
درگذشت آیت الله ملا عباس تربتی (حاج آخوند) (۲۴ مهر ۱۳۲۲ش) (سال ۱۳۶۲ هجری قمری)
18 شوال

درگذشت ابن ادریس حلی (سال ۵۹۸ هجری قمری)

ولادت آیت الله میرزا حسین نوری (۱۴ دی ۱۲۱۷ش) (سال ۱۲۵۴ هجری قمری)

درگذشت آیت الله محمد مهدی ربانی املشی (۱۶ تیر ۱۳۶۴ش) (سال ۱۴۰۵ هجری قمری)
درگذشت سید محمود طالقانی (۱۹ شهریور ۱۳۵۸ش) (سال ۱۳۹۹ هجری قمری)
19 شوال-----
20 شوالدستگیری امام کاظم(ع) توسط هارون عباسی (سال ۱۷۹ هجری قمری)
درگذشت میرزا جواد نوری (۲۷ آذر ۱۲۸۴ش) (سال ۱۳۲۳ هجری قمری)
21 شوال

 فتح اندلس به دست مسلمانان (سال ۹۲ هجری قمری)

22 شوال

-----

23 شوالتصرف آمل توسط داعی کبیر(سال ۲۵۰ هجری قمری)
درگذشت میر محمد حسین خاتون آبادی (سال ۱۱۵۱ هجری قمری)
درگذشت سید نعمت الله جزائری (سال ۱۱۱۲ هجری قمری)
ولادت سید محمدجواد فضل الله (سال ۱۳۵۷ هجری قمری)
درگذشت میر سید علی فانی اصفهانی (۸ خرداد ۱۳۶۸ش) (سال ۱۴۰۹ هجری قمری)
24 شوال درگذشت میرزا حسین فقیه سبزواری (۱۶ بهمن ۱۳۴۵ش) (سال ۱۳۸۶ هجری قمری)
درگذشت احمد آذری قمی (۲۲ بهمن ۱۳۷۷ش) (سال ۱۴۱۹ هجری قمری)
درگذشت مهدی حائری تهرانی (۱ بهمن ۱۳۷۹ش) (سال ۱۴۲۱ هجری قمری)
25 شوالشهادت امام صادق (ع) (سال ۱۴۸ هجری قمری)
حمله مأموران حکومت محمدرضا شاه پهلوی به مدرسه فیضیه در قم (۲ فروردین ۱۳۴۲ش)(سال ۱۳۸۲ هجری قمری)
26 شوالدرگذشت سید عبدالمحمد موسوی (سال ۱۲۹۳ هجری قمری)
درگذشت سید هبه الدین شهرستانی (۱۸ بهمن ۱۳۴۵ش) (سال ۱۳۸۶ هجری قمری)
27 شوال

تولد کسائی مروزی شاعر شیعی (سال ۳۴۱ هجری قمری)

درگذشت سید احمد کربلایی (۲۶ شهریور ۱۲۹۳ش) (سال ۱۳۳۲ هجری قمری)
درگذشت ابوالقاسم رحمانی خلیلی (۲۷ اسفند ۱۳۷۴ش) (سال ۱۴۱۶ هجری قمری)
28 شوال

ولادت جعفر سبحانی (۲۰ فروردین ۱۳۰۸ش) (سال ۱۳۴۷ هجری قمری)

درگذشت سید حسین بادکوبه‌ای لاهیجی (۱۹ آذر ۱۳۱۸ش) (سال ۱۳۵۸ هجری قمری)
درگذشت سید روح الله خمینی (۱۳ خرداد ۱۳۶۸ش) (سال ۱۴۰۹ هجری قمری)
درگذشت میرزا جواد تبریزی (۲۹ آبان ۱۳۸۵ش) (سال ۱۴۲۷ هجری قمری)
29 شوالدرگذشت محمدباقر وحید بهبهانی (سال ۱۲۰۵ هجری قمری)
درگذشت محمد تقی آملی (۲۷ آذر ۱۳۵۰ش)(سال ۱۳۹۱ هجری قمری)
30 شوال-----
0 امتیاز
پاسخ داده شده 6 تیر 1396 توسط العبد (4,041 امتیاز)   3 9 22

وقایع و مناسبت های ماه شوال (بخش دوم)
شرح وقایع و رخدادهای ماه شوال
ماه شوال شامل رحلت بزرگان و وقوع جنگ هايى است. كما اينكه چند نفر از بزرگترين دشمنان اهل بيت (عليهم السلام ) نيز در آن به درك واصل شده اند. در این مطلب روزهاى 1،3،4،5،6،8،14،15،17،25 را كه شامل اين وقايع هستند مرور خواهيم كرد.
عيد فطر اولين روز اين ماه و روز جشن روزه دارى است .
شهادت امام صادق (عليه السلام )، حضرت حمزه (عليه السلام )، وفات اباصلت هروى و حضرت عبد العظيم (عليه السلام) روزهاى غم در اين ماه اند؛ كه ويرانى قبور ائمه بقيع (عليهم السلام) نيز بر اين مصيبت ها افزوده است.
مرگ عمرو بن عاص ، قتل متوكل و مرگ عبد الملك بن مروان شيرين ترين روزهاى اين ماه اند كه دشمنان اهل بيت (عليهم السلام) در آن به درك واصل شده اند.
از وقايع جنگى اين ماه جنگ خندق، حنين، قرقره الكدر، حمراء الاسد، بنى قينقاع و حركت به سوى جنگ صفين را مى توان نام برد، و ورود حضرت مسلم (عليه السلام) به كوفه نيز از همين قبيل به شمار مى آيد.
رد الشمس براى امير المؤ منين (عليه السلام) و توقيع امام زمان (عليه السلام) براى حسين بن روح وقايع مهم ديگرى هستند كه در اين ماه رخ داده اند.

1 شوال
1. عيد فطر
اول ماه شوال روز عيد فطر است. قبل از نماز عيد، خوردن مقدارى از تربت سيد الشهدا (عليه السلام) و نيز زيارت آن حضرت مستحب است. (665)

2. مرگ عمروبن عاص
در سال 41 ه‍ عمرو بن عاص خبيث در سن 90 سالگى به درك واصل شد. (666) مادر او نابغه كنيزى بود كه عبد الله بن جذعان او را خريد و آزادش كرد. او به كار خلاف روى آورد، و چون قيمتش نسبت به ساير زنان خلافكار ارزان تر بود مراجعه كننده بسيار داشت. لذا آبروى عبد الله بن جذعان را برده بود. از جمله در طهر واحد، ابولهب و اميه بن خلف و هشام بن مغيره و ابوسفيان و عاص بن وائل با او زنا كردند و عمروعاص به وجود آمد.
هنگامى كه وضع حمل كرد هر يك از آنان مدعى او شدند. آخر الامر قضاوت را بر عهده خود نابغه گذاشتند، و او هم عاص را انتخاب كرد. به او گفتند: چرا عاص را انتخاب كردى با اينكه بچه به ابوسفيان شبيه تر است؟ گفت: ابو سفيان بخيل است و عاص بهتر نفقه مى دهد! اين عاص ملعون كسى بود كه پيامبر (صلى الله عليه و آله) را "ابتر" خطاب كرد و خاطر شريف حضرت مكدر نمود، تا آنكه سوره مباركه كوثر نازل شد. (667)
با اين نسب و نژاد تعجبى ندارد كه او دشمن پيامبر و على بن ابى طالب (عليهم السلام) باشد، و عمرى با معاويه خون به دل امير المؤ منين (عليه السلام) كنند. واقعه صفين و قرآن بر سر نيزه كردن و شهادت مالك اشتر و واقعه حكمين و كارهاى ديگر آن ملعون روشن است.
او در وقت مرگ مى گفت: چنان است كه كوه رضوى را بر گردن من نهاده اند و درون پر از خار است و مرا از سوراخ سوزنى بيرون مى كنند!

3. جنگ قرقره الكدر
در اين روز در سال 2 هه جنگ قرقره الكدر به وقع پيوست. (668) اين نام مربوط به آبى متعلق به بنى سليم در سه منزلى مدينه است. سبب اين جنگ آن شد كه به سمع مبارك پيامبر (صلى الله عليه و آله) رسانده بودند كه جمعى از بنى سليم و بنى غطفان در قرقره الكدر اجتماع كرده اند تا به مدينه شبيخون بزنند. لذا آن حضرت پرچم اسلام را به دست امير المؤمنين (عليه السلام) دادند و حضرت را با دويست نفر به آنجا فرستادند. هنگامى كه امير المؤمنين (عليه السلام) به آنجا رسيدند ديدند كه آن جماعت از آنجا گريخته اند و تا آن حضرت آنجا بودند كسى برنگشت. (669)

3 شوال
1. قتل متوكل
در سال 247 ه‍ در شب چهارشنبه متوكل عباسى ملعون، به دستور فرزندش به قتل رسيد. مدت خلافت او 14 سال و ده ماه و عمر نحسش 41 سال بود. (670)
متوكل بعد از واثق، در سال 232 ه‍ به خلافت نشست. در ايام او لهو و لعب و طرب، مخصوصا در مجلس او بسيار بود. او مردى خبيث السيره بود و چنانچه امير المؤمنين (عليه السلام) فرموده بود، كافرترين آل عباس بود. عمرو بن فرج را والى مدينه و مكه كرد، و او به مردم دستور داده بود كه كسى به آل ابى طالب احسان نكند، و اگر كسى كوچكترين احسانى كند سخت عقوبت خواهد شد، به حدى كار بر علويين تنگ شده بود كه لباس هاى زنان علويه كهنه و پاره شده بود و پيراهن سالمى را براى نماز به نوبت مى پوشيدند، و نخ ريسى مى كردند، تا متوكل به درك واصل شد.
از اعمال زشت و پست متوكل اين بود كه هميشه و در همه جا امير المؤمنين (عليه السلام) را به بدى ياد مى كرد، و به آن حضرت جسارت مى كرد. او 17 بار قبر مبارك حضرت سيد الشهداء (عليه السلام) را خراب كرد، ولى دوباره بنا شد. متوكل در راه زيارت آن حضرت دست قطع مى كرد و زوار را مى كشت .
به خاطر جسارت هايى كه متوكل در مجلسى به امير المؤمنين (عليه السلام) كرد، منتصر پسرش در شب چهارشنبه سوم يا چهارم ماه شوال چند نفر از غلام هاى خاص پدر را مامور كشتن وى كرد، و آنها در حالى كه متوكل مشغول شرب خمر بود، خويش را ريختند و به دركات جحيم شتافت.
در همان روزى كه متوكل به دستور پسرش منتصر كشته شد مردم با او در قصر معروف جعفرى بيعت كردند. منتصر مردى به ظاهر رئوف و مهربان بر اهل بيت پيامبر (صلى الله عليه و آله) بود، و بر عكس پدر خود به آل ابى طالب احسان مى كرد و به هيچ وجه متعرض ايشان نمى گشت.
او زيارت امام حسين (عليه السلام) را آزاد كرد و مانع احدى نشد، و دستور داد فدك را به اولاد امام حسن و امام حسين (عليهم السلام) رد كنند، و اوقاف آل ابى طالب (عليه السلام) را آزاد كرد و دستور داد كسى متعرض شيعيان على (عليه السلام) نشود. همچنين براى علويين و علويات مدينه اموالى فرستاد تا در ميانشان تقسيم شود. او در روز 25 ربيع الاول سال 248 بيمار شد و در پنجم ربيع الثانى عصر در گذشت و مدت خلافتش 6 ماه بود. گفته شده كه او مسموم شد به زهرى كه در شاخ حجامت ريخت بودند. (671)

4 شوال
1. جنگ حنين
در اين روز در سال 8 ه‍ بعد از 15 روز از فتح مكه، غزوه حنين به وقوع پيوست. (672)
تعداد لشكر اسلام 12 هزار نفر از مكه و ده هزار نفر از مدينه بودند. در اين جنگ چهار نفر شهيد شدند، و تعداد مقتولين از كفار را بيشتر از 300 نفر نوشته اند. (673) يكى از موارد فرار ابوبكر و عمر در همين جنگ بوده است. (674) تاريخ اين جنگ را ماه رمضان، و 3 و 10 و 11 شوال هم نقل كرده اند. (675)

5 شوال
1. حركت به سوى جنگ صفين

در سال 36 ه‍ در چنين روزى امير المؤمنين (عليه السلام) براى رفتن به صفين آماده شدند؛ و ابو مسعود عقبه بن عامر انصارى را در كوفه جانشين خويش قرار دادند. (676)

2. ورود حضرت مسلم (عليه السلام) به كوفه
در سال 60 ه‍ در چنين روزى حضرت مسلم (عليه السلام) وارد كوفه شدند. (677) مردم كوفه به خدمتش شتافتند، و نامه امام حسين (عليه السلام) را استماع كردند و هيجده هزار نفر با آن حضرت بيعت كردند. جناب مسلم (عليه السلام) نامه اى به امام حسين (عليه السلام) نوشت و بيعت كوفيان را اطلاع داد، و تشريف فرمايى آن جناب را به كوفه خواستار شد.

6 شوال
1. توقيع براى حسين بن روح
روز يكشنبه سال 305 ه‍ اولين توقيع امام عصر (عليه السلام) در دوران غيبت صغرى، براى جناب حسين بن روح (رحمه الله علیه) صادر شد. (678)

8 شوال
1. ويرانى قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)

در اين روز در سال 1344 ه‍ قبور ائمه بقيع (عليهم السلام) و نيز قبر حضرت حمزه در احد به دست وهابيون تخريب شد. (679)
علت و انگيزه تخريب اين قبور مطهر در كتب مختلفى كه بر رد عقائد ضاله و هابيت تاليف شده، بيان گرديده است.
آنان اضافى بر قبور مطهر ائمه معصومين (عليهم السلام)، ديگر قبور را هم تخريب نمودند كه عبارتند از: قبر منسوب به فاطمه زهرا (عليهم السلام)، قبر مطهر فاطمه بنت اسد (عليها السلام) مادر امير المؤمنين (عليه السلام )، قبر مطهر حضرت ام البنين (عليها السلام)، قبر ابراهيم پسر پيامبر (صلى الله عليه و آله)، قبر اسماعيل فرزند حضرت صادق (عليه السلام)، قبر دختران پيامبر (صلى الله عليه و آله)، قبر حليمه سعديه مرضعه پيامبر (صلى الله عليه و آله) و قبور شهداى زمان پيامبر (صلى الله عليه و آله)
وهابيان در سال 1343در مكه گنبدهاى قبر حضرت عبد المطلب، ابى طالب، خديجه و زادگاه پيامبر (صلى الله عليه و آله) و فاطمه زهرا (عليها السلام) را با خاك يكسان كردند. در جده نيز قبر حوا و ديگر قبور را تخريب كردند.
در مدينه منور نبوى را به توپ بستند، ولى از ترس مسلمانان قبر شريف را تخريب نكردند. در شوال 1343 با تخريب قبور مطهر ائمه بقيع (عليهم السلام) اشياء نفيس و با ارزش آن قبور مطهر را به يغما بردند.
قبر حضرت حمزه (عليه السلام) و شهداى احد را با خاك يكسان كردند و گنبد و مرقد حضرت عبدالله و آمنه پدر و مادر پيامبر (صلى الله عليه و آله)، قبر اسماعيل پسر حضرت صادق (عليه السلام) و ديگر قبور را هم خراب كردند.
در همان سال به كربلاى معلى حمله كردند و ضريح مطهر را كندند و جواهرات و اشياء نفيس حرم مطهر را كه اكثرا از هداياى سلاطين و بسيار ارزشمند و گرانبها بود، غارت كردند و قريب به 7000 نفر از علما، فضلا و سادات و مردم را كشتند. سپس به سمت نجف رفتند كه موفق به غارت نشدند و شكست خورده برگشتند. (680)

2. جنگ حمراء الاسد (681)
در اين روز در سال 3 ه‍ جنگ حمراء الاسد اتفاق افتاد. "حمراء الاسد" نام مكانى در اطراف مدينه است.
بعد از جنگ احد (682) و آمدن مسلمانان به مدينه، پيامبر (صلى الله عليه و آله) براى آنكه مبادا قريش مراجعت كنند و به مدينه حمله نمايند امر نمود تا بلال ندا دهد، امر خداوند متعال است كه بايد آنان كه در احد حاضر بوده اند و جراحت ديده اند به تعقيب دشمن بروند. اصحاب كار معالجه را رها كردند و لباس رزم پوشيدند.
امير المؤمنين (عليه السلام) هم با اينكه بيشتر از 80 جراحت برداشته بود و بعضى آنقدر عميق بود كه فتيله داخل آن قرار داده مى شد، لباس رزم پوشيدند و رسول خدا (صلى الله عليه و آله) در حاليكه به او نگاه مى كرد و مى گريست پرچم را به آن حضرت داد و مسلمين حركت كردند.
بعد از تعقيب و تاخت بر كفار، مسلمانان سه روز در حمراء الاسد ماندند و آنگاه به مدينه مراجعت كردند. (683)

14 شوال
1. مرگ عبد الملك بن مروان

در سال 86 ه‍ عبد الملك بن مروان سفاك بخيل، در دمشق به هلاكت رسيد. (684)، و بعضى 15 شوال را ذكر كرده اند. (685) اين در حالى بود كه 21 سال و 6 ماه خلافت را غصب كرده بود. او پيش از سلطنت پيوسته ملازمت مسجد را داشت و تلاوت قرآن مى نمود و او را حمامه المسجد مى گفتند! وقتى خبر سلطنت به او رسيد قرآن را بر نهاد و گفت: «سلام عليك هذا فراق بينى و بينك: خداحافظ، اين آغاز جدايى بين من و توست»
بيمارى او كه سخت شد طبيب گفت: اگر آب بخورد مى ميرد. ولى تشنگى بر او غالب شد و از پسرش وليد آب طلبيد. او گفت: اگر آب بياشامى خواهى مرد! عبد الملك به دخترش التماس كرد كه آب بدهد، اما وليد پسرش مانع شد. عبد الملك گفت: بگذار به من آب بدهند، وگرنه تو را از وليعهدى خلع مى كنم، وليد اجازه داد و عبد الملك آب خورد و مرد.
از بزرگترين جنايات او به شهادت رساندن امام زين العابدين (عليه السلام) و مسلط كردن حجاج ثقفى بر شيعيان امير المؤ منين (عليه السلام) بود. (686)

0 امتیاز
پاسخ داده شده 6 تیر 1396 توسط العبد (4,041 امتیاز)   3 9 22

وقایع و مناسبت های ماه شوال (بخش سوم)
15 شوال
1. جنگ احد و شهادت حضرت حمزه (عليه السلام)

در سال 3 ه‍ در روز جنگ احد، حضرت حمزه سيد الشهدا و 69 نفر از مسلمانان به شهادت رسيدند. (687)
در اين جنگ مسلمانان هزار نفر بودند كه به نوشته عده اى سيصد نفر در بين راه برگشتند و براى جنگ 700 نفر باقى ماند. كفار 3000 نفر بودند و 2000 نفر و 4000 نفر و 5000 نفر هم گفته اند. تعداد كشته هاى كفار 22 يا 23 يا 28 نفر، و تعداد شهدا 70 نفر بود. (688) در اين روز دندان و پيشانى پيامبر (صلى الله عليه و آله) را شكستند. (689)

فداكارى هاى امير المؤ منين (عليه السلام) در احد
در اين روز بر اثر فداكاري ها و شجاعت هايى كه امير المؤ منين (عليه السلام) در دفاع از وجود شريف خاتم الانبياء (صلى الله عليه و آله) و حفاظت از آن حضرت نشان داد جراحت هاى زيادى بر بدن مباركش رسيد. اين در حالى بود كه ديگران فرار كرده بودند و پيامبر (صلى الله عليه و آله) فرمود: يا على، آيا مى شنوى كه از آسمان تو را مدح مى كنند. يكى از ملائكه به نام رضوان مى گويد: «لا سيف الا ذوالفقار و لافتى الا على». امير المؤمنين (عليه السلام) مى فرمايد: از خوشحالى گريستم و خداوند سبحان را بر اين نعمت حمد كردم. (690)

در اين جنگ پيروزى در ابتدا از آن مسلمانان بود، ولى مقدارى كه به تعقيب دشمن رفتند و ميدان خالى شد، بازگشتند و مشغول جمع غنايم شدند و اكثر نگهبانان مخالفت دستور پيامبر (صلى الله عليه و آله) نمودند و محل نگهبانى خود را رها كردند و مانند بقيه مشغول جمع غنايم شدند.
خالد بن وليد كه از سر دسته هاى كفار در اين جنگ بود از همان قسمت با كفار حمله كردند.
تعداد اندكى از نگهبانان دره كه نرفته بودند شهيد شدند و كفار از پشت سر به مسلمانان حمله كردند. فراريان كفار هم تا اين وضع را ديدند بازگشتند و حمله به مسلمين شدت گرفت. جراحت هاى فراوانى بر بدن مبارك پيامبر (صلى الله عليه و آله) رسيد و شيطان فرياد بر آورد كه محمد كشته شده است! مسلمانان با شنيدن اين ندا فرار كردند، و فقط چند نفرى از وجود مبارك پيامبر (صلى الله عليه و آله) محافظت مى كردند كه عبارت بودند از امير المؤمنين (عليه السلام ) و ابودجانه كه شهيد شد و زنى به نام نسيبه و انس بن نضر كه تازه از مدينه رسيده بود.

ابوبكر و عمر در جنگ احد
عمر بن خطاب مى گويد: در احد با پيامبر (صلى الله عليه و آله) بيعت كرده بوديم بر اينكه كسى فرار نكند، و هر كس از ما كه فرار كند ضال و گمراه است ، و هر كس از ما كشته شود شهيد است. (691)
احمد بن حنبل مى گويد: ابوبكر و عمر در اين جنگ فرار كردند. هنگامى كه امير المؤمنين (عليه السلام) در تعقيب فرارى ها بود، عمر در حالى كه اشك چشمانش را پاك مى كرد برگشت و به امير المؤمنين (عليه السلام) عرض ‍ كرد: مرا ببخشيد! امير المؤمنين (عليه السلام) فرمود: «آيا تو نبودى كه صدا زدى: محمد كشته شده است، به دين قبلى خود برگرديد»! عمر گفت: اين كلام را ابوبكر گفته است! در اينجا بود كه اين آيه نازل شد: «ان الذين تولوا منكم يوم التقى الجمعان انما استزلهم الشيطان» (692)
امام صادق (عليه السلام) مى فرمايد: در جنگ احد، امير المؤمنين (عليه السلام) در حال دفاع از پيامبر (صلى الله عليه و آله) بودند و ديگر اصحاب فرار مى كردند. آن حضرت همچون شير غضبناك از قفاى گريختگان رفت و اول به عمر بن خطاب رسيد كه به اتفاق عثمان و حارث بن حاطب و عده اى ديگر به سرعت فرار مى كردند. حضرت فرياد بر آورد: «اى جماعت، بيعت شكستيد و پيامبر (صلى الله عليه و آله) را تنها گذاشتيد و به سوى جهنم مى گريزيد؟»
عمر بن خطاب مى گويد: على را ديدم با شمشير پهنى كه مرگ از آن مى چكيد و چشم هايش از خشم مانند دو قدح خون بود، يا مانند دو كاسه روغنى كه آتش در او افروخته باشند مى درخشيد، و فهميدم كه اگر به ما برسد به يك حمله ما را خواهد كشت. اين بود كه جلو رفتم و عرض كردم: «يا ابا الحسن، تو را به خدا سوگند مى دهم كه دست از ما بردارى كه عرب را عادت است كه گاهى مى گريزد و گاهى حمله مى كند. زمانى كه حمله مى كند تلافى گريختن را مى نمايد.» پس آن حضرت ما را رها كرد؛ و به خدا قسم چنان ترسى از آن حضرت در دل من افتاد كه تاكنون از دلم خارج نشده است. (693)
در اين جنگ بر بدن مبارك امير المؤمنين (عليه السلام) هنگام حمايت از پيامبر (صلى الله عليه و آله) 90 جراحت بر صورت، سر، سينه، شكم، دست و پاى مبارك رسيد. جبرئيل نازل شد و عرض كرد: «يا محمد، به خدا قسم اين عمل على بن ابى طالب، مواسات است.» پيامبر (صلى الله عليه و آله) فرمود: «اين بدان جهت است كه من از اويم و او از من است». جبرئيل عرض كرد: و من از شما دو بزرگوارم. (694)

بانويى به نام نسيبه در جنگ احد
در اين روز يكى از كسانى كه جانفشانى كرد و فرار نكرد، بلكه مانع از فرار ديگران نيز شد، بانويى به نام نسيبه دختر كعب بن مازنيه بود و به او ام عماره مى گفتند. او با شوهر و دو پسر خود در جنگ احد شركت داشتند. نسيبه مشك آبى به دوش داشت و سقايت لشكر اسلام را مى نمود. هنگامى كه موقعيت را چنان ديد كه مسلمين در حال فرار هستند، مشك را به كنارى انداخت و خود را پيش روى پيامبر (صلى الله عليه و آله) سپر كرد، به گونه اى كه جراحات زيادى بر او وارد شد، كه مداواى يكى از آنها تا يك سال بعد ادامه داشت.
اين زن فداكار دست به شمشير برد، و چنان ضربه اى بر ابن حميه كه قصد كشتن پيامبر (صلى الله عليه و آله) را داشت زد كه او فرار كرد. عبد الله فرزند نسيبه خواست فرار كند كه مانع او شد و او را تشويق به جنگ و دفاع پيامبر (صلى الله عليه و آله) نمود و او قبول كرد. پيامبر (صلى الله عليه و آله) به نسيبه فرمود: بارك الله عليك يا نسيبه. در اين حال، پيامبر (صلى الله عليه و آله) ديد يكى از مهاجرين فرار مى كند در حاليكه سپرش را به پشتش ‍ بسته است. آن حضرت فرمودند: «اى صاحب سپر، سپرت را بيانداز و خودت به جهنم برو» سپس آن حضرت به نسيبه فرمود: «سپر او را بردار.» او آن را برداشت و مشغول جنگ با مشركين شد. در اين هنگام حضرت فرمود: «مقام نسيبه از مقام فلان و فلان افضل است، چه اينكه فرار كردند. (695)

شهادت حضرت حمزه (عليه السلام)
در اين روز جناب حمزه بن عبد المطلب (عليه السلام) به شهادت رسيد.
آن حضرت برادر رضاعى پيامبر (صلى الله عليه و آله) بود، چون هر دو بزرگوار از زنى به نام ثويبه شير خورده بودند. (696)
آن حضرت مردى شجاع و با هيبت بود و در اين جنگ به دست وحشى و به دستور هند همسر ابوسفيان كشته شد. هند به خاطر كشته شدن پدر و برادر و عمويش در جنگ بدر، ابتدا قصد نبش قبر مادر پيامبر (صلى الله عليه و آله) را داشت ، ولى كفار قريش از ترس نبش قبور امواتشان مانع شدند. اين بود كه او وحشى را با وعده هايى به كشتن پيامبر (صلى الله عليه و آله) يا على مرتضى (عليه السلام) و يا حمزه تحريك كرد. وحشى گفت : «از كشتن پيامبر (صلى الله عليه و آله) و پسر عمويش على (عليه السلام) عاجزم ، ولى براى كشتن حمزه كمين مى كنم»
او در ميدان جنگ با نيزه اى بر سينه و يا شكم مبارك آن حضرت زد و آن حضرت را شهيد كرد. وقتى خبر به هند دادند، آن خبيث دستور داد سينه آن حضرت را بشكافد و جگر مبارك آن حضرت را بيرون آورد. وقتى خواست به جگر حمزه دندان بزند دندان هاى نحسش كارگر نشد. همچنين هند با خنجرى گوش ها، بينى و... آن حضرت را جدا كرد و به گردن انداخت.
پيامبر (صلى الله عليه و آله) هنگامى كه حمزه را با آن وضع ديدند، گريستند و عباى مبارك را روى او كشيدند كه خواهرش صفيه او را به آن حال نبيند و فرمودند: يا عم رسول الله و اسد الله و اسد رسوله ... يا فاعل الخيرات ، كاشف الكربات .... امير المؤمنين و فاطمه زهرا (عليها السلام) و صفيه و ديگران بر آن حضرت گريستند. (697) پيامبر (صلى الله عليه و آله ) بر بدن مبارك او نماز خوانده و او را در احد دفن نمودند. بعد از چهل سال كه معاويه خواست نهرى از احد عبور دهد با قبر حضرت حمزه برخورد نمود و سر بيل ها به پاى حمزه رسيد و فورا خون جارى شد!
حضرت رضا (عليه السلام) به نقل از رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمودند: «بهترين برادران من، على (عليه السلام) و بهترين عموهاى من حمزه است.» (698)

2. رد الشمس
در اين روز بازگشت خورشيد براى امير المؤمنين (عليه السلام ) به وقوع پيوسته است. (699) به قولى اين واقعه در 17 شوال بوده است. (700)
لازم به يادآورى است كه رد شمس براى امير المؤمنين (عليه السلام) دو بار اتفاق افتاده است: يكى در زمان پيامبر (صلى الله عليه و آله) در نزديكى مسجد قبا و ديگرى پس از رحلت آن حضرت در سرزمين بابل در نزديكى حله (701)
علامه امينى (رحمه الله) به تفصيل احاديث رد الشمس را به طرق مختلف و همچنين كسانى را كه درباره رد الشمس كتاب تاليف كرده اند در الغدير بيان فرموده است. (702)

3. جنگ بنى قينقاع
در اين روز بعد از بيست ماه از هجرت نبوى غزوه بنى قينقاع واقع شد (703) و بنابر قولی اين جنگ در صفر به وقوع پيوسته است.

4. وفات حضرت عبد العظيم (عليه السلام)
در سال 252 يا 255 ه‍ (704) حضرت ابوالقاسم عبد العظيم حسنى فرزند عبد الله بن على بن حسن بن زيد بن حسن بن على بن ابى طالب (عليهم السلام) وفات يافته است. (705) ايشان از مشاهير علما و از ثقات و فضلاى محدثين است كه در زهد و ورع زبانزد خاص و عام بوده و از امام جواد و امام هادى (عليهم السلام) روايت نقل كرده است. (706) كتاب خطب امير المؤمنين (عليه السلام) و كتاب اليوم و الليله از آثار آن بزرگوار است. (707) جلالت و عظمت شان آن بزرگوار از عرضه عقايدش خدمت امام زمانش حضرت هادى (عليه السلام) و تاييد آن حضرت درباره آنها به وضوح پيداست.
ايشان به طور ناشناس وارد رى شد و از ترس بنى عباس در ساربانان در خانه يكى از شيعيان زندگى مى كرد. (708) تا هنگام وفات كسى متوجه نشد آن بزرگوار كيست، تا اينكه بعد از وفات خواستند آن بزرگوار را غسل دهند نوشته اى در لباس او يافتند كه نسب شريف خود را در آن نوشته بود. مرقد مطهرش در شهر رى مشهور است.
پدر آن حضرت عبدالله مشهور به "عبد الله قافه" است. "قافه" نام مكانى بود كه جناب عبد الله از طرف پدربزرگش جناب حسن بن زيد حاكم آنجا بود.
همسر حضرت عبد العظيم، خديجه دختر قاسم بن حسن بن زيد بن حسن بن على بن ابى طالب (عليهم السلام) است. (709) بعضى امامزاده قاسم شمال تهران را پدر خديجه همسر حضرت عبد العظيم مى دانند. (710)
دختر آن حضرت سلمى است كه حضرت عبد العظيم (عليه السلام) او را به عقد محمد بن ابراهيم بن ابراهيم بن حسن بن زيد بن حسن بن على بن ابى طالب (عليهم السلام) در آورده و ثمره اين ازدواج سه پسر به نام هاى عبد الله و حسن و احمد بود. (711)

17 شوال
1. جنگ خندق

در اين روز در سال 5 ه‍ غزوه خندق (احزاب) و كشته شدن عمرو بن عبدود به دست امير المؤمنين (عليه السلام) به وقوع پيوست و اين جنگ در زمستان به وقوع پيوست. (712) وقوع جنگ خندق را بعضى در 8 ذى القعده (713) و بعضى در 15 شوال گفته اند و استبعادى ندارد كه شروع جنگ در 15 شوال باشد. همچنين به قولى غزوه خندق در سال 4 ه‍ اتفاق افتاده است. (714)
در اين جنگ تعداد مسلمانان 3000 نفر و تعداد شهداى مسلمانان 6 نفر بود. تعداد كفار 10000 نفر بود ولى تعداد مقتولين كفار ذكر نشده است.
در اين جنگ مسلمانان داخل مدينه در اطراف شهر خندقى كندند. در اثناى اين كار منافقين جسارت ها به پيامبر (صلى الله عليه و آله) نمودند و عمرو بن عبدود مبارز طلبيد ولى كسى جرات نكرد. عمر بن خطاب از شجاعت هاى عمرو سخن گفت و در مردم ايجاد ترس كرد.
عبد الرحمن بن عوف گفت : «اگر عمرو بر ما چيره شود همه ما را خواهد كشت. بهترين راه اين است كه محمد را دست بسته تحويل آنها دهيم» در چنين شرايطى پيامبر (صلى الله عليه و آله) فرمود: آيا دوستى هست كه شر اين دشمن را كفايت كند؟ آقا و مولايمان اسد الله الغالب على بن ابى طالب (عليه السلام) فرمود: من به مبارزه او مى روم. پيامبر (صلى الله عليه و آله) سكوت كردند و تا سه بار اين كلام را فرمودند و هر سه بار امير المؤمنين (عليه السلام) براى مبارزه اعلام آمادگى نمودند.
آخر الامر پيامبر (صلى الله عليه و آله) اجازه فرمودند و امير المؤ منين (عليه السلام) حركت كردند. در اين هنگام پيامبر (صلى الله عليه و آله) فرمود: برز الايمان كله الى الشرك كله
بعد از آن كه عمرو بن عبدو اسلام اختيار نكرد و دست از جنگ بر نداشت، امير المؤمنين (عليه السلام) او را به يك ضربت از پا در آورد. در اين حال صداى تكبير مسلمين بلند شد و پيامبر (صلى الله عليه و آله) فرمود: مبارزه على بن ابى طالب (عليه السلام) در روز خندق از اعمال امت من تا روز قيامت افضل است. (715)

2. وفات اباصلت هروى
در اين روز در سال 207 ه‍ ثقه جليل اباصلت عبد السلام بن صالح هروى كه اهل هرات بود پس از آزادى از زندان مامون از دنيا رفت. (716)
اباصلت از اصحاب امام رضا (عليه السلام) و از خواص شيعيان بود، و كتاب "وفاه الرضا" (عليه السلام ) تاليف اوست. در ايران دو قبر منسوب به آن بزرگوار است: يكى در بيرون شهر مشهد و ديگرى در دروازه رى قم (717)

0 امتیاز
پاسخ داده شده 6 تیر 1396 توسط العبد (4,041 امتیاز)   3 9 22

وقایع و مناسبت های ماه شوال (بخش چهارم)
20 شوال
دستگيرى امام كاظم (عليه السلام)

در اين روز هارون ملعون به مسجد النبى (صلى الله عليه و آله) به ظاهر براى زيارت و در حقيقت براى دستگير نمودن حضرت موسى بن جعفر (عليه السلام) آمد و آن حضرت را از مدينه به بغداد فرستاد. (718)

25 شوال
1. شهادت امام صادق (عليه السلام )

امام صادق (عليه السلام) در سال 148 ه‍ در چنين روزى وفات يافت. (719) در شهادت حضرت نيمه رجب و نيمه شوال را هم گفته اند. (720)
شهادت آن حضرت به سبب انگور زهر آلودى بود كه منصور به آن حضرت خورانيد. (721) مدت امامت آن حضرت 34 سال و عمر شريفشان 65 سال بود.
دوران امامت آن حضرت همزمان با هفت نفر از زمامداران غاصب بود كه عبارتند از: هشام بن عبد الملك، وليد بن يزيد بن عبد الملك، يزيد بن وليد، ابراهيم بن وليد و مروان حمار از بنى اميه و سفاح و منصور دوانيقى از بنى عباس
فرزندان آن حضرت هفت پسر و سه دخترند: حضرت موسى بن جعفر (عليه السلام)، اسماعيل، عبد الله، محمد ديباج، اسحاق، على عريضى (على بن جعفر مدفون در قم) عباس، ام فروه، اسماء فاطمه (722)

پی نوشت:
665- مسار الشيعه : ص 14. توضيح المقاصد: ص 25.
666- تتمه المنتهى : ص 41. مسار الشيعه : ص 15 قلائد النحور: ج شوال ، ص 6. فيض العلام نص 61 62. مستدرك سفينه البحار: ج 5 ص 213. الغدير: ج 2 ص 175. مروج الذهب : ج 3 ص 32.
667- الغدير: ج 2 ص 120 123.
668- مستدرك سفينه البحار: ج 5 ص 206.
669- منتهى الآمال : ج 1 ص 58.
670- توضيح المقاصد: ص 26. تتمه المنتهى : ص 322. بحار الانوار: ج 50 ص 210، فيض العلام : ص ‍ 65. تاريخ سامراء: ج 3 ص 324. البدايه و النهايه : ج 10 ص 385. تاريخ بغداد: ج 2 ص 119.
671- تتمه المنتهى : ص 330 332. فيض العلام : ص 65 66، 227. تاريخ الخلفاء: ص 357
672- مستدرك سفينه البحار: ج 6 ص 65.
673- توضيح المقاصد: ص 26. بحار الانوار: ج 21 ص 181. الموسوعه الكبرى فى غزوات النبى الاعظم (صلى الله عليه و آله ) . ج 5 ص 6.
674- فيض العلام : ص 73.
675- فيض العلام : ص 67.
676- تتمه المنتهى : ص 23. فيض العلام : ص 69.
677- قلائد النحور: ج شوال ، ص 17. فرسان الهيجاء: ج 2 ص 70. فيض العلام : ص 69. شرح احقاق الحق : ج 32 ص 649. وقايع الشهور: ص 193.
678- بحار الانوار: ج 51 ص 356. غيبت شيخ طوسى : ص 227. وقايع الشهور: ص 193.
679- مستدرك سفينه البحار: ج 6 ص 65 66.
680- كشف الارتياب : ص 77. شهداء الفضيله (علامه امينى ): ص 388.
681- مستدرك سفينه البحار: ج 6 ص 65 66.
682- بنابر قولى كه جنگ احد را در هفتم شوال نقل كرده است .
683- بحار الانوار: ج 20 ص 1 146. منتهى الآمال : ج 1 ص 64.
684- تتمه المتهى : ص 105. فيض العلام : ص 73. مستدرك سفينه البحار: ج 5 ص 216.
685- قلائد النحور: ج شوال ، ص 94.
686- منتهى الآمال : ج 2 ص 39. تتمه المنتهى : ص 106.
687- مسار الشيعه : ص 15 17. بحار الانوار: ج 20 ص 18. توضيح المقاصد: ص 27. سيره ابن هشام : ج 3 ص 68. الموسوعه الكبرى فى غزوات النبى الاعظم (صلى الله عليه و آله ): ج 2 ص 110. تقويم المحسنين : ص 12.
688- مسار الشيعه : ص 15.
689- بحار الانوار: ج 20 ص 18.
690- ارشاد: ج 1 ص 87. اسد الغابه : ج 4 ص 21. مسار الشيعه : ص 16. مصباح كفعمى : ج 2 ص 600.
691- بحار الانوار: ج 20 ص 53 54.
692- سوره آل عمران : آيه 155. اثبات الهداه : ج 2 ص 364 365.
693- بحار الانوار: ج 20 ص 53 54. قلائد النحور: ج شوال ، ص 77.
694- بحار الانوار: ج 20 ص 54.
695- بحار الانوار: ج 20 ص 54.
696- بحار الانوار: ج 15 ص 281.
697- بحار الانوار: ج 20 ص 55. حمزه سيد الشهداء (عليه السلام ): ص 28 29.
698- عيون اخبار الرضا (عليه السلام ): ج 2 ص 61. رياحين الشريعه : ج 4 ص 350.
699- قلائد النحور: ج شوال ، ص 92. مصباح كفعمى : ج 2 ص 600. فيض العلام : ص 76. تقويم المحسنين : ص 12. وقايع الشهور: ص 201.
700- بحار الانوار: ج 97 ص 384، ج 95 ص 189.
701- فيض العلام : ص 201.
702- الغدير: ج 3 ص 183 204.
703- بحار الانوار: ج 20 ص 5.
704- مراقد المعارف : ج 2 ص 52. مستدركات علم رجال الحديث : ج 2 ص 424 426.
705- مستدرك سفينه البحار: ج 6 ص 66. وقايع الشهور: ص 201.
706- سيل الرشاد الى اصحاب الامام الجواد (عليه السلام ): ص 157. مراقد المعارف : ج 2 ص 54.
707- سيل الرشاد الى اصحاب الامام الجواد (عليه السلام ): ص 157. مراقد المعارف : ج 2 ص 54.
708- سيل الرشاد الى اصحاب الامام الجواد (عليه السلام ): ص 157. مراقد المعارف : ج 2 ص 54.
709- رياحين الشريعه : ج 4 ص 197.
710- رياحين الشريعه : ج 4 ص 197، ج 5 ص 106.
711- رياحين الشريعه : ج 4 ص 332.
712- فيض العلام : ص 76 77. قلائد النحور: ج شوال ص 107.
713- كشف الغمه : ج 1 ص 150. الموسوعه الكبرى فى غزوات النبى الاعظم (صلى الله عليه و آله ): ج 3 ص 58.
714- صحيح بخارى : ج 4 ص 1504.
715- كشف الغمه : ج 1 ص 150. بحار الانوار: ج 20 ص 186 281.
716- مستدرك سفينه البحار: ج 5 ص 224.
717- مراقد المعارف : ج 1 ص 107 108.
718- كافى : ج 2 ص 507. بحار الانوار: ج 48 ص 206.
719- قلائد النحور: ج شوال ، ص 139. اعلام الورى : ج 1 ص 514. جنات الخلود: ص 27. مستدرك سفينه البحار: ج 6 ص 66. كافى : ج 2 ص 377. ارشاد: ج 2 ص 180.
720- شرح احقاق الحق : ج 28 ص 507.
721- مناقب ابن شهر آشوب : ج 4 ص 280.
722- مناقب ابن شهر آشوب : ج 4 ص 280.

برگرفته از: دانشنامه اسلامی اهل البیت (1، 2) - مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن

لطفا برای اطلاع از آخرین سوالات سایت، عضو خبرنامه شیعه سِی شوید.

سوالات مشابه

لطفا برای اطلاع از آخرین سوالات سایت، عضو خبرنامه شیعه سِی شوید.

پخش زنده تصاویر اماکن مذهبی

با توجه به طرح سوالات و شبهات فراوان، در صورتی که مطالب طرح شده را برای خود مضر تشخیص دادید، از مطالعه آنها بپرهیزید.
توجه: محتوای سامانه پرسش و پاسخ توسط کاربران ایجاد می گردد. لطفا در صورت مشاهده محتوای نامناسب، آن را گزارش کنید.

387 سوال

567 پاسخ

24 دیدگاه

38 کاربر

فعال‌ترین کاربران
این ماه:
    Gute Mathe-Fragen - Bestes Mathe-Forum

    آخرین ثبت نام کنندگان

    • mahdiran (امتیاز 55 ) زمان ثبت نام Jul 13, 2017

    • محمد (امتیاز 55 ) زمان ثبت نام Apr 03, 2017

    • دستگزار (امتیاز 55 ) زمان ثبت نام Nov 25, 2016

    • alioi (امتیاز 55 ) زمان ثبت نام Aug 19, 2016

    • mo.de (امتیاز 55 ) زمان ثبت نام Apr 11, 2016

    عنوان های کاربری اخیر

    تاییدشده
    - محمد -
    پرسش معروف
    - siamak1210 -
    پرسش جالب
    - العبد -
    پرسش جالب
    - العبد -
    نگهبان
    - العبد -

    شیعه سِی را دنبال کنید...

    صفحه ارتباط با ماآخرین سوالات پرسیده شدهصفحه گوگل پلاس شیعه سِیبخش پرسش های مرتبط با شیعه سِیصفحه فیسبوک شیعه سِیگروه لینکدین شیعه سِی صفحه توئیتر شیعه سِی کانال مذهبی تلگرام شیعه سِی اینستاگرام شیعه سِی
    عضویت در خبرنامه شیعه سِی

    حمایت مالی از شیعه سِی
    حمایت از شیعه سِی

    *۷۸۸*۹۷*۳۸۳۰#

    پاسخگوی دینی | صفحه اصلی شیعه سِی | مرکز دانلود اسلامی | دایرکتوری اسلامی | خبرخوان مذهبی | کمپین عاشقان | پخش زنده | حمایت از شیعه سِی | ارتباط با ما
    در راستای توسعه فرهنگ گفتگوی دینی، استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع، آزاد (بلامانع) است.

    ✘ بستن کانال مذهبی شیعه سِی
    ...